کد خبر : 73046
/ 21:11
اکران «ماجرای نیمروز» در سینماهای مشهد ادامه دارد؛

فیلمی که به جشنواره فجر آبرو داد

یکی از فیلم‌هایی که در تمام روزهای نوروز درسینماها بر پرده بود، فیلم «ماجرای نیمروز» بود.

فیلمی که به جشنواره فجر آبرو داد

به گزارش شهرآرا آنلاین

خبرنگار: غلامرضا زوزنی

فیلمی که با کمترین سر و صدا ساخته شد اما در جشنواره بیشترین سر و صدا را به پا کرد و در زمان اکرانش هم در بعضی روزها به سانس‌های فوق‌العاده سحرگاهی رسید. کارگردان این فیلم «محمدحسین مهدویان» است و تهیه‌کننده آن «سیدمحمود رضوی» است. این همکاری باعث شد تا «ماجرای نیمروز» از سی و پنجمین جشنواره فجر، سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره، سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه ملی، سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس را ببرد. «ماجرای نیمروز» یک فیلم گنگستری‌سیاسی است که در این ۳۵سال پس از انقلاب، نمونه‌اش را در سینمای ایران نداشته‌ایم. فروش این اثر سینمایی به یک‌میلیارد و ۵۰۰میلیون تومان رسید. فیلم به ترورهای سال۱۳۶۰ به دست گروهک مجاهدین خلق (منافقین) می‌پردازد. این درگیری‌ها پس از برکناری ابوالحسن بنی‌صدر به‌عنوان رئیس جمهور توسط مجلس شدت می‌گیرد. گروهک‌های ضدحکومت مانند مجاهدین دست به ترورهای موفق و ناموفق مقامات ارشد حکومت می‌‌زنند. از سوی دیگر، سازمان اطلاعات کشور و اطلاعات سپاه با همکاری هم، درصدد دستگیری اعضای گروه مجاهدین خلق می‌باشند. در این میان، روابط سابق بین یکی از اعضای سپاه و زنی از اعضای مجاهدین خلق که در گذشته در دانشگاه همکلاسی بودند، رو می‌شود و ادامه ماجرا اتفاق می‌افتد.

 

باانگیزه و خلاق

محمدحسین مهدویان دانش‌آموخته دانشگاه سوره است، همچنین کارشناسی‌‎ارشد تهیه‎کنندگی را از دانشکده صدا و سیما دارد، در مستند «آخرین روزهای زمستان» و فیلم سینمایی «ایستاده در غبار» انتظارها را از خود بالا برده بود، اما همه منتظر بودند، ببینند آیا آن اتفاق‌های خوب در اثر جدیدش باز هم تکرار می‌شود یا نه. بی‌اغراق مهدویان نشان داده است که علی‌رغم جوان‌بودنش باانگیزه و خلاق است و کارگردانی را بیشتر با عشق و علاقه انجام می‌دهد. از کارهایی که تاکنون انجام داده است، مشخص می‌شود مهدویان علاقه‌مند به فعالیت در حوزه انقلاب اسلامی است. مهدویان از آفت شعارزدگی که آثار این حوزه را تهدید می‌کند، در امان مانده است و با هوشیاری تمام بر لبه تیغ گام برمی‌دارد. در ماجرای نیمروز، مهدویان بیشتر از پیش نشان داده است که کارگردانی کاربلد است و ردپای او در جای‌جای فیلم دیده می‌شود. پیشینه مستندسازی مهدویان در همه آثارش مشهود است و هرچه پیش‌تر می‌رود از آن تجربیات پخته‌تر بهره می‌برد.

 

پشت صحنه صمیمی، صحنه دلنشین

به‌سختی می‌توان برای این فیلم بازیگر نقش اولی را متصور بود، اگر چه همه مهرداد صدیقیان را به‌واسطه نقش کلیدی‌اش در پیش‌برد داستان به‌عنوان نقش اول می‌شناسند و همچنین کاندیدای بهترین بازیگر نقش اول مرد هم شد، اما به نظر مجموع بازیگران هستند که این فیلم را در ذهن‌ها ماندگار خواهد کرد. همچنین از بازی تاثیرگذار جواد عزتی در نقش صادق نمی‌توان چشم‌پوشی کرد و به نظر او شایسته دریافت جایزه بازیگری از جشنواره فیلم فجر بود، هرچند برای جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد نیز نامزد شده بود. انتخاب‌های هوشمندانه بازیگران و رهبری آن‌ها باعث شده تا خروجی فیلم آن چیزی بشود که بر روی پرده می‌بینیم. بازی‌های کارگردانی‌شده احمد مهران‌فر، مهدی پاکدل، هادی حجازی‌فر و... نیز هر کدام در جای خود تاثیر را بر مخاطب می‌گذارد و او را درگیر خود می‌کند. یکدستی و همکاری و همبستگی بازیگران و عوامل در پشت صحنه به‌خوبی در فیلم دیده می‌شود و مشخص است بازیگران بسیار با هم صمیمی هستند و همه در یک جهت حرکت داشته‌اند.

 

استناد به تاریخ

ماجرای نیمروز به‌خوبی توانسته است با قصه‌ای که روایت می‌کند، مخاطب تشنه سینما را بر روی صندلی میخکوب کند و حتی در چند جا آه از نهاد او بلند کند. فیلم وجهه تاریخی کاملا قابل استنادی دارد و شخصیت‌پردازی‌های داستان مطابق نمونه‌های اصلی هستند. شرایط دهه۶۰ به خوبی تصویر شده است و مخاطب را هرچند غریبه با آن روزگار باشد، کامل در آن شرایط قرار می‌دهد. صحنه ترور طاهره با بازی لیندا کیانی، خبر فرار عباس با بازی حسین مهری، قتل‌عام مردم توسط گروهک منافقین که خود را به‌جای نیروهای کمیته جا زده بودند و چند صحنه مشابه دیگر، از جمله نقاطی است که باعث شد تا مخاطب همراه با بازیگران افسوس بخورد.

 

پرجزئیات و باحوصله

طراحی صحنه و لباس این فیلم از آن موضوعاتی است که جای بحث فراوان دارد. اگرچه این طراحی بی‌نظیر باعث شد تا داوران جشنواره فجر را مجاب کند که جایزه بهترین طراحی صحنه و لباس را به بهزاد جعفری‌طادی بدهند، اما باز هم حق این هنرنمایی ادا نشده و هنوز باید درباره این طراحی پرجزئیات که با حوصله زیاد صورت گرفته است، حرف زد. جزئیات فراوانی که در صحنه و لباس دیده می‌شود، همه و همه باعث شده است تا فضای دهه۶۰ به‌خوبی برای مخاطب تداعی شود. حتی در صحنه‌های بسیار دشواری که از هنرور استفاده شده است و حجم زیادی از بازیگران در آن حضور دارند، کمترین ناهمگونی را شاهد نیستیم. فیلم‌برداری هادی بهروز هم بیشتر از همه به کمک طراحی صحنه آمده است و فرمی که به خود گرفته است، باعث شده تا هم به‌خوبی جنبه‌های مختلف صحنه خودنمایی کند و هم اگر احتمالا کمبودی وجود دارد، به چشم نیاید.

 

حس تازه در سینما

درباره بی‌مهری‌هایی که به ماجرای نیمروز در جشنواره فجر روا شد، به‌اندازه کافی گفته شده است. جدای از همه این‌ها و جذابیت‌ها و مسائل فنی این فیلم، باید به جریانی اشاره کرد که توسط این فیلم و فیلم‌های مشابه مانند «سیانور» و «ویلایی‌ها» و... در سینمای ایران در حال جان گرفتن است. جریانی که نشان می‌دهد سازندگان این فیلم‌ها نگاهی متفاوت به سینمای ایران را ارائه کرده‌اند. این نگاه نشئت گرفته از علاقه آن‌ها به هنر سینماست که با دغدغه‌هایشان درآمیخته شده و جامه‌ای نو برای سینمای ایران دوخته است. ماجرای نیمروز در سینمای بی‌بهره از خلاقیت‌های هنری امروز، اتفاقی ارزشمند است و از این نظر باید به محمدحسین مهدویان بابت این حس تازه‌ای که به فرم سینمای ایران داده ، تبریک گفت.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی