• خانه
  • یادداشت
  • تزریق نقدینگی به بخش مسکن حمایت از اقشار آسیب پذیر است؟
کد خبر : 77767
/ 12:30

تزریق نقدینگی به بخش مسکن حمایت از اقشار آسیب پذیر است؟

این روزها یکی از موضوعاتی که از سوی برخی کارشناسان و همچنین رسانه‌ها‌ مطرح می‌شود لزوم تزریق نقدینگی به بخش مسکن از سوی دولت به منظور رونق این بخش است.این افراد با آوردن این استدلال که تزریق نقدینگی به این بخش باعث کاهش نرخ بیکاری در بین نیروهای‌کار کم مهارت می‌شود، می‌گویند با این کار ده‌ها صنعت مرتبط با بخش ساخت و ساز نیز رونق می‌گیرد.

تزریق نقدینگی به بخش مسکن حمایت از اقشار آسیب پذیر است؟

این روزها یکی از موضوعاتی که از سوی برخی کارشناسان و همچنین رسانه‌ها‌ مطرح می‌شود لزوم تزریق نقدینگی به بخش مسکن از سوی دولت به منظور رونق این بخش است.این افراد با آوردن این استدلال که تزریق نقدینگی به این بخش باعث کاهش نرخ بیکاری در بین نیروهای‌کار کم مهارت می‌شود،می‌گویند با این کار ده‌ها صنعت مرتبط با بخش ساخت و ساز نیز رونق می‌گیرد.
طرفداران تزریق نقدینگی به بخش مسکن اعتقاد دارند، اقشار کم درآمد جامعه به دلیل اندک بودن درآمد توان پس انداز ندارند، از این رو راهکار خانه‌دارشدن از طریق پس‌اندازها و درآمدهای آینده جواب‌گوی این قشر نخواهد بود.خانه‌دارشدن از طریق پس‌انداز و درآمدهای آینده راهکاری است که در آن افراد یا مقداری از پس‌انداز خود را در بانک‌ها‌ گذاشته و بعد از مدتی با وام دریافتی خانه می‌خرند ویا اینکه با اخذ وام و دادن اقساط آن و البته تأمین بخشی از نقدینگی توسط خودشان مسکن تهیه می‌کنند.از این رو طرفداران تزریق نقدینگی بر ضرورت ورود مستقیم دولت به این حوزه و دخالت در سازوکار بازار به منظور تأمین مسکن اقشار محروم اصرار دارند.
اما آیا چنین اقدامی به نفع اقشارکم درآمد است؟کشور ما دراین زمینه دو تجربه دارد. یکی تجربه اواسط دهه ٨٠ و دیگری تجربه مشابهی که ٣٠سال قبل از آن صورت گرفته بود. در هر دو مقطع درآمدهای نفتی افزایش یافته بودو بخش قابل توجهی از این درآمدها روانه ساخت وساز شد. در سال‌های ابتدایی بخش مسکن رونق گرفته و میزان اشتغال ایجاد شده در این بخش رشد قابل توجهی یافته بود.اما به مرور تزریق مقدار زیادی نقدینگی اثرات خود را بر اقتصاد کشور گذاشت به طوری که در هر دو مقطع تورم کشور به بیش از ٢٠درصد افزایش یافت.
در علم اقتصاد تورم بالای ١٠درصد به عنوان هشدار اقتصادی یک کشور تلقی می‌شود اما اگر این رقم به بیش از ٢٠درصد برسد همگی بر شروع تب اقتصادی اجماع دارند. انتخاب واژه تب کنایه از وضعیتی است که سبب می‌شود تا بحران ایجاد شده خود را در سایر حوزه‌های اقتصادی نمایان کند.
افزایش تورم در هر دو مقطع به رشد قیمت‌ها‌ در سایر حوزه‌ها‌ تسری پیداکرد. با این حال این افزایش قیمت‌ها‌ در سبد خانواده‌های کم درآمد نمود بیشتری داشت زیرا آن‌ها‌ معمولا هزینه بیشتری برای مسکن و مواد غذایی می‌پردازند.علاوه براین اگر منظور از تزریق نقدینگی تامین مسکن برای اقشار کم درآمد بود در هر دو مقطع این کار نه تنها به این مسئله کمکی نکرد بلکه با رشد قیمت مسکن و اجاره بها هزینه‌های این اقشار را چند برابر افزایش داد.
قیمت مسکن از میانگین هر متر مربع ۶۵۰ هزار تومان در سال ۱۳۸۴ به سه میلیون و ۹۵۰ هزار تومان در سال ۱۳۹۲ رسید؛ یعنی بالغ بر ۵۰۰ درصد افزایش یافت. قیمت زمین نیز رشد روزافزون را تجربه کرد. از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ قیمت زمین از متری ۶۴۰ هزار تومان به متری پنج میلیون و ۵۰۰ هزار تومان در شهر تهران افزایش یافت که ۷۰۰ درصد رشد را نشان می‌دهد.
سه دهه قبل از آن هم تزریق نقدینگی سبب گرانی مسکن و اجاره بها در شهرهای بزرگ و به ویژه تهران شد، به طوری که افزایش هزینه مسکن در شهرهای بزرگ سبب رشد حاشیه نشینی و ایجاد حلبی آبادها شد.خانواده‌های بسیاری که توان مالی زیادی نداشتند در این مناطق ساکن شدند.در این مناطق ۶٣درصد خانوارها به ازای هر نفر ۵/٢مترمربع فضا داشتند. این در حالی است که استانداردفضا برای هر فرد ۵/١٨متر مربع بوده است.
روانه کردن پول‌های نفتی به بخش ساخت وساز، هزینه مسکن را افزایش چشمگیری داد؛ به طوری که در سال ١٣۵۵ میزان اجاره بها در تهران نسبت به ۵ سال قبل ٣٠٠درصد رشد یافت.در سال ۵۴ رشد هزینه مسکن موجب شد تا یک خانواده طبقه متوسط مجبور شود ۵٠ درصد درآمد خود را صرف اجاره مسکن بکند. براین اساس مروری بر دو تجربه تزریق نقدینگی به بخش مسکن نشان می‌دهد که این کار نه تنها سبب بهبود دسترسی خانواده‌های کم درآمد به مسکن نشد بلکه با افزایش هزینه خرید خانه و اجاره بها ،دسترسی این اقشار به مسکن را نیز کاهش داد از این رو به نظر می‌رسد تأکید طرفدار این اقدام آزمودن،آزموده باشد.
سیدمحسن موسوی زاده

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی