• خانه
  • یادداشت
  • فرهنگ مشهد؛ هست‌ها و بایدها (٢)
کد خبر : 80516
/ 11:33
دکتر مرتضی منشادی

فرهنگ مشهد؛ هست‌ها و بایدها (٢)

فرهنگ مشهد؛ هست‌ها و بایدها (٢)

رکن دینی: تردیدی وجود ندارد که فرهنگ و هویت مشهد به رکن دین گره خورده‌ است. مشهد شهری است که دلیل وجود آن، استقرار بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) است. ایمان مذهبی و عشق به امام هشتم، این شهر را به سرعت به شهری مورد توجه مسلمانان تبدیل کرد. از آن زمان تاکنون، در همه سفرنامه‌ها و نوشته‌‌های داخلی و خارجی، مشهد با حرم مطهر ثامن‌الحجج شناخته شده است. از طریق این عامل، مشهد با همه مسلمانان و به‌ویژه شیعیان در سراسر جهان ارتباط پیدا کرده است. سالانه میلیون‌ها زائر، مشتاقانه با هدف زیارت به حرم مطهر مشرف می‌شوند و همه‌ساله بر تعداد آن‌ها افزوده می‌شود. در بعد تعامل بین زوار و مجاوران، به دلیل وجود نیروهای کشش و جاذبه دینی و مذهبی، فرهنگ و ارزش‌ها و شیوه‌های رفتار اجتماعی، به صورت محسوس و نامحسوس، بر جذب و یا نارضایی طرفین تأثیرگذار است. تقویت و توسعه این نوع گردشگری وابسته به تدارک فرهنگی و ارائه جذابیت‌های موجود و پشتیبانی محلی و منطقه‌ای از گردشگران فرهنگی (زوار) است. از این جنبه، همه زائران و مجاوران، آداب مشترکی را در تشرف و زیارت حضرت رعایت می‌کنند. این آداب مشترک به معنی فرهنگ مشترکی است که مجاوران و زائران را به یکدیگر پیوند می‌زند. تلاش آشکار برای احترام به زائران، رفاه آنان و پاسداری از معنویت در فضای حرم مطهر رضوی موج می‌زند. حضور دائمی خدام و راهنمایی زائران، بی‌تردید زوار حضرت را تحت تأثیر قرار می‌دهد. متولیان سامان‌دهی موضوع زیارت، از طریق منابع گوناگون نوشتاری، صوتی، تصویری و فضای مجازی به ایجاد استحکام و یکپارچگی هرچه بیشتر میان زیارت‌کنندگان پرداخته‌‌اند و نکته‌ای را فرو نگذاشته‌اند. به این ترتیب همه زائران به آسانی با این رکن فرهنگ مشهد آشنا می‌شوند و در فضای فرهنگی شهر قرار می‌گیرند.
با این وجود، کم نیستند زواری که ناخرسند از این شهر به دیار خود بازمی‌گردند و با صراحت مشهدی‌ها را مورد انتقاد قرار می‌دهند. دلیل این مسئله را باید در ناهماهنگی و ارتباط ضعیف میان دو عنصر اقتصاد و تاریخ در فرهنگ مشهد با رکن دینی آن جست‌وجو کرد.
عنصر ادبی و تاریخی: کمتر کسی است که به مشهد بیاید و حکیم ابوالقاسم فردوسی و شاهنامه او را نشناسد و با دیدن مجموعه باغ نادری آن‌ها را با مشهد در ارتباط نداند. جایگاه شامخ فردوسی در ادبیات ایران و جهان و پاسداری از زبان فارسی انکارپذیر نیست. کافی است به این ابیات اشاره کنیم: «در شعر سه تن پیامبرانند/ قولی است که جملگی بر آنند/ هرچند که لا نبی بعدی/ فردوسی و انوری و سعدی».
بدون تردید در بزرگداشت حکیم طوس اقدامات ستودنی بسیاری انجام شده‌ است و همه‌ساله همایش‌‌ها، سمینارها و مراسم متعددی در این رابطه برگزار می‌شود. اما پیوند میان این عنصر با رکن دینی فرهنگ مشهد کمتر مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. ایمان فردوسی به اسلام و اهل‌بیت او را از اقرانش متمایز کرده است. به عنوان نمونه فردوسی سروده است: «یکی پهن کشتی بسان عروس/ بیاراسته همچو چشم خروس/ محمد (ص) بدو اندرون با علی (ع)/ همان اهل‌بیت نبی و وصی/ اگر چشم داری به دیگر سرای/ به نزد نبی و علی (ع) گیر جای». کمتر می‌توان تردید داشت که غفلت از این عنصر، به معنی نادیده گرفتن قرن‌ها زیستن با این شاعر بزرگ و تأثیر پذیرفتن فرهنگ مشهد و به تبع آن ایران از این ظرفیت است. باوجود اهمیت این عنصر، پیوند آن با عوامل دیگر فرهنگ مشهد مستحکم نیست. به نظر می‌رسد برنامه‌ریزان فرهنگی در مشهد میان رکن دینی و این عامل فرهنگی قائل به جدایی هستند. در صورتی که می‌توان با انتخاب اشعاری مناسب و انتخاب مکان‌های دقیق بر پیوند ادب و دیانت در این شهر بیشتر تأکید کرد. به نظر می‌رسد نبود توافق و هماهنگی در این خصوص زیان بیشتری در پی داشته باشد.
ادامه دارد...
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، دکتر مرتضی منشادی
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی