کد خبر : 80589
/ 19:25
گپ‌وگفت با مسئول اولین گروهی که در بوستان وحدت نمایش اجرا کرد

بچه‌ها و دنیایشان را خیلی دوست دارم

احساسات کودکانه هنوز در من زنده است. من بچه‌ها و دنیایشان را خیلی دوست دارم.

بچه‌ها و دنیایشان را خیلی دوست دارم

عطایی-شهرآراآنلاین، از 10سال پیش که دیدمش و مصاحبه کردم، هیچ فرقی نکرده است. خوش‌صحبت است و از شنیدن حرف‌ها و خاطراتش خسته نمی‌شوی. محمد برومند سال‌هاست که خودش را وقف فرهنگ و هنر کشورش کرده، از ابتدا برای کودکان نوشته، بازی کرده و ساخته است و تلاش می‌کند که کودکانه خودش را هم حفظ کند.

از خود و دوران کودکی‌تان بگویید و اینکه چه شد که مسیر زندگی‌تان هنری شد؟ 

محمد برومند هستم، متولد1350 در مشهد. خانه ما در چهارراه‌ میدان‌بار نادری، میلان خاتم‌الانبیا بود. دراصل من بزرگ‌شده کتابخانه کانون پرورشی هستم. اگر کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان نبود، شاید مسیر زندگی من متفاوت می‌شد. کانون نزدیک خانه ما بود در پارک کودک. متاسفانه آن سال‌ها افراد نااهل در پارک زیاد بودند. کتابخانه داخل پارک، من را نجات داد. هر روز به کتابخانه می‌رفتم. کتاب می‌خواندم و در کلاس‌های مختلف شرکت می‌کردم. عکاسی، تئاتر، فیلم‌سازی و نقاشی. از سال57 وارد کتابخانه کانون شدم. از همان سال اول دبستان یعنی سال1360 با گروه‌های تئاتر کانون در تلویزیون بازی می‌کردیم.

هم‌زمان دانش‌آموز و معلم بودم 

سال64 به جبهه رفتیم و یکسری برنامه‌ نمایشی را در آنجا اجرا کردیم. وقتی برگشتم، به‌عنوان مربی تئاتر در آموزش‌وپرورش مشغول‌به‌کار شدم. آقای حیدری که درحال‌حاضر ریاست شورای شهر مشهد را به‌عهده دارد، آن زمان در آموزش‌وپرورش ناحیه4 مشهد مسئول امورتربیتی بود. حکم مرا به‌عنوان مربی تئاتر صادر کرد. در آن زمان، نمایشی کار کرده بودم که در استان اول شده بود و در هلال‌احمر اجرای عمومی‌ شد و از آنجا به بعد، من با اینکه خودم دانش‌آموز بودم، به‌عنوان مربی تئاتر، حقوق دریافت می‌کردم. بعد از آن سال73 در کانون اصلاح‌وتربیت با بچه‌های کانون، تئاتردرمانی کار می‌کردم.

اولین سالن خصوصی در مشهد 

اولین سالن خصوصی تئاتر را در سال77 با عنوان «خانه نمایش» ایجاد کردیم. سال81 به تهران رفتم و مشغول ساخت انیمیشن شدم که مجموعه‌هایی مثل سریال مدادهای رنگی، آریو پهلوان کوچک، دهکده پرماجرا، کاکلی، کیکومیکو و سریال‌های دیگر و همچنین فیلم سینمایی افسانه سرزمین گوهران از آن‌ جمله است. بعد از آن چند سالی، درگیر اجرای تئاتر در خارج از کشور بودم. درحال‌حاضر هم چندسالی است که تلاش می‌کنم برند تئاتری به نام جیگی‌جیگی را بنیان‌گذاری کنم. کتابش را نوشته و فیلمش را ساخته‌ام و اکنون قصد داریم جشنواره جیگی‌جیگی را در مشهد برگزار کنیم.

جیگی‌جیگی

جیگی‌جیگی، نوازنده فقیر دوره‌گردی بود که در خیابان دریادل زندگی می‌کرد و تمام سرمایه‌اش، عروسک و ساز همراهش بود. بزرگ‌ترین هنرمندان این شهر، شاگردان و طرفداران جیگی‌جیگی بودند؛ کسانی مثل محمدرضا شجریان، رضا و داوود کیانیان، محمد مطیع، رضا صابری، رضا جوان و رضا رضاپور و بسیاری دیگر. این شخص با عروسک و سازش سعی در شاد کردن دل مردم داشت. درحال‌حاضر ما جزو غمگین‌ترین مردم‌ جهان هستیم و اگر قرار است پیشرفت کنیم، نیاز به شادی و روحیه خوب داریم و این دلیلی است که ما نام جیگی‌جیگی را برای این جشنواره برگزیده‌ایم.

گفتید سال77 اولین سالن خصوصی را ایجاد کردید؟

بله، اولین سالن خصوصی تئاتر در مشهد را. در آن سال، یکی از انباری‌های پارک ملت را از مدیر وقت سازمان پارک‌ها گرفتیم و تبدیلش کردیم به سالن تئاتر به نام خانه نمایش تا نمایش اجرا کنیم. ایشان به من گفت: «آقای برومند! منافع ما چه می‌شود؟» شاید خاطرتان باشد که در آن زمان هنوز طرح بهسازی پارک اجرا نشده بود و پارک ملت، محل تجمع افراد نااهل شده بود. خانواده‌ها جرئت نداشتند شب‌ها به داخل پارک بروند؛ به‌خصوص همان قسمت که خانه نمایش بود؛ یعنی ضلع شمالی پارک ملت. پاسخ من به آن مدیر این بود که: «وقتی ما اینجا سالن تئاتر را راه‌اندازی کنیم، اینجا می‌شود محل رفت‌وآمد خانواده‌ها، هنرمندان و یک دسته آدم فرهیخته که وقتی این‌ها می‌آیند و به اینجا رفت‌وآمد می‌کنند، خواه‌ناخواه عرصه را برای اراذل‌واوباش تنگ خواهند کرد و عملا آن‌ها از میدان به‌در خواهند شد. ما با ایجاد این سالن تئاتر، کمک بزرگی به امنیت اینجا و به سالم‌سازی پارک می‌کنیم و این بیشترین منفعت شماست.» این را گفتم و ایشان قانع شد که انباری را دراختیارمان قرار دهد.

112541.jpg

شما فقط کار کودک انجام دادید؟

نه‌فقط برای کودکان، برای بزرگ‌سالان هم نمایش اجرا کرده‌ام ولی علاقه شخصی‌ام به کار کودک است. علت اصلی آن‌هم این است که احساسات کودکانه هنوز در من زنده است. من بچه‌ها و دنیایشان را خیلی دوست دارم. معتقدم اگر قرار است آینده بهتر شود، باید به کودک و دنیای او بها داد. بسیاری از فعالان حال حاضر تئاتر، همان بچه‌هایی هستند که سال70 به خانه نمایش می‌آمدند و نمایش‌های کودک ما را می‌دیدند.

داستان اجرای نمایش‌های شما و گروه سیمرغ در پارک وحدت، چیست؟

سال‌های79-80 کارشناس مسئول هنری شهرداری بودم. پارک وحدت تازه به بهره‌برداری رسیده بود. در آنجا تعدادی غرفه وجود داشت که خالی بود. بنده پیشنهادهایی به شهرداری دادم؛ ازجمله اینکه پارک وحدت، پارک گردشگری برای زائر بشود، پارکی برای تمام قومیت‌ها. وقتی زائر داخل پارک بشود، سوغات محلی و صنایع دستی همان مناطق را عرضه کنیم. دائم نمایشگاه‌های فصلی داشته باشیم. در قسمت فرهنگی و هنری طرح هم، محوطه روباز تئاتر مکان بسیار مناسبی بود برای برنامه‌ها و نمایش‌های آیینی و مذهبی اما این طرح‌ها هیچ‌وقت اجرا نشد.

اوایل سال81 بود که آمفی‌تئاتر روباز پارک وحدت را برای تمرین و اجرای نمایش دراختیار ما گذاشتند. چون شرایط مناسب نبود، با هزینه شخصی دور آنجا را دیوار کشیدیم و برای آن در گذاشتیم. چند نمایش تعزیه و چند نمایش برای کودکان، تمرین و اجرا کردیم. قصد داشتیم به‌طور همیشگی در آنجا اجرا داشته باشیم ولی به‌علت روباز بودن مجموعه و شرایط آب‌وهوایی، این کار فقط در فصل خاصی امکان‌پذیر بود. آن زمان طرحی را برای آن مکان ارائه دادم و از مرکز هنرهای نمایشی، مجوزش را گرفتم که آنجا مرکز دائمی‌ فعالیت نمایش‌های آیینی بشود. پیگیری‌های بسیاری کردیم تا بودجه‌ای برای مسقف کردن آنجا فراهم کنیم اما نتیجه نداشت و این همکاری با ما صورت نگرفت و مجبور به ترک آنجا شدیم.

باید برای پارک وحدت، برنامه ویژه‌ای تدارک دیده شود. پارک وحدت در منطقه‌ای ساخته شده است که همشهری‌های اهل سنت و تشیع درکنار هم زندگی می‌کنند و این پارک می‌تواند مکان وحدت باشد. با همین رویکرد، وقتی آقای مهندس نوروزی آنجا را دراختیار بنده قرار دادند، برنامه‌ریزی کردم تا آنجا تبدیل بشود به مرکز اجرای نمایش‌های آیینی و مذهبی. علاوه‌بر این به‌دلیل ساختاری که صحنه اجرای آن مجموعه دارد، برای برنامه‌های آیینی و نمایش‌های مذهبی ازجمله تعزیه بسیار مناسب است.

112542.jpg

مزاحمت یا مشکلی برای شما و اعضای گروه پیش نیامد؟

وقتی فعالیت‌ فرهنگی و هنری در منطقه‌ای انجام بشود، از خیلی بزهکاری‌ها جلوگیری می‌شود و درپی‌ آن، بزهکاران سعی می‌کنند مانع این کار شوند. در آن زمان، مزاحمت‌هایی برای بازیگران به‌وجود آمد. در حین تمرین و اجرا هم مشکلات و مزاحمت‌هایی بود. وظیفه شهرداری و دیگر ارگان‌ها این است که امنیت هنرمندان را تامین کنند تا به‌تدریج شرایط آن منطقه تغییر کند. شهرداری باید جرئت کند و فعالیت‌های فرهنگی و هنری را به گروه‌های خصوصی واگذار کند. این چنین سالن‌هایی مثل مجموعه پارک وحدت نباید خالی بماند. باید به گروه‌های خصوصی واگذار شود تا خودشان آنجا را بگردانند.

علت اینکه بیشتر فعالیت‌های فرهنگی و هنری در مناطق به‌خصوصی انجام می‌شود، فقط کمبود بودجه است؟

یک بخشش مربوط به بودجه است و بخش مهم‌ترش، مدیریت است. ما در حوزه‌های فرهنگی و هنری شهر، مشکل مدیریت داریم. اگر تعدادی از گروه‌های نمایش را شهرداری یا ارگان‌های دیگر تامین مالی کنند، در همه این مناطق نمایش اجرا خواهند کرد. نوع نمایش‌ها متفاوت خواهد بود ولی به‌هرحال نمایش اجرا می‌شود؛ چون باید باتوجه‌به مخاطب هر منطقه، برنامه‌های خاص خودش را اجرا کرد. ما باید به‌تدریج فاصله‌ها را کم کنیم. قدم بعدی فراهم کردن مکانی برای فعالیت‌های فرهنگی و هنری است. باید مکان‌هایی دراختیار این گروه‌ها قرار بگیرد و تبلیغ مداوم صورت گیرد تا مردم بیایند و با این برنامه‌ها ارتباط برقرار بکنند. برنامه‌‌ها باید تداوم داشته باشد تا بتوانیم تأثیری بر مردم بگذاریم.

پس شما فعالیت‌های فرهنگی و هنری را هم مثل بهداشت و امنیت و تغذیه سالم، برای مناطق حاشیه شهر لازم می‌دانید؟

بله، به‌دلیل اینکه بزرگ‌ترین معضل جامعه امروز ما بحران هویت است. این‌همه آمار خشونت از کجا ریشه گرفته است؟ این همه اعتیاد از کجا ریشه گرفته است؟ جوان‌های ما هویت ندارند. تهی شده‌اند. بحران هویتی که خصوصا نسل جوان ما درگیرش شده است، به‌راحتی حل نمی‌شود، فقط فرهنگ و هنر و فقط اساطیرمان هستند که می‌توانند فرزندان ما را از این بحران هویت نجات بدهند؛ اساطیری قدیم و معاصر. قهرمانانی که ما در جنگ دفاع مقدس داشتیم. این‌ها اساطیر ما هستند. شخصیت‌های فرهنگی‌هنری که در همین شهر هستند و ما قدرشان را نمی‌دانیم و نمی‌شناسیم. اگر ریشه این مشکلات را نگاه کنید، یک بخشش اقتصاد است ولی بخش اعظمش فرهنگ است. درزمینه فرهنگی بهای لازم داده نشده است و کم‌کاری کرده‌ایم.

اگر سالن نمایش پارک وحدت دراختیار شما و گروه سیمرغ قرار بگیرد، آیا حاضرید دوباره در آنجا فعالیت کنید؟

گروه سیمرغ این توانایی را دارد که با شهرداری قرارداد ببندد و به‌صورت دائم برای کودکان نمایش اجرا کند. این مکان، امکان آن را دارد که تمام دانش‌آموزان مدارس منطقه به‌صورت منظم و دائمی‌ بیایند و نمایش ببینند. این اتفاق ضروری است و باید انجام شود تا نسل آینده بیشتر با فرهنگ و هنر آشنا شود.

112543.jpg

چه شد که تصمیم گرفتید به پارک وحدت بیایید و در منطقه‌ای نه‌چندان مرفه، نمایش اجرا کنید؟

اگر ما می‌خواهیم این نوع مناطق به سطح فرهنگی و سطح ارتباطات اجتماعی مردم مناطق بالای شهر برسد، باید مجموعه‌ای خدمات رایگان بدهیم؛ چون واقعا آن‌ها توانایی ندارند که از فعالیت‌های فرهنگی‌هنری با پرداخت هزینه استفاده کنند. شهرداری باید از مناطق دیگر شهری که وضع معیشتی بهتری دارند، درآمد را جذب و در مناطق محروم هزینه کند. عدالت این نیست که به همه مناطق شهری به یک اندازه بودجه‌ اختصاص بدهیم. در مناطقی مثل یک، 11 یا 9 بیشتر مردم وضع معیشتی خوبی دارند و توانایی دارند که برای فرزندانشان درزمینه فعالیت‌های فرهنگی و هنری خصوصی هزینه صرف کنند ولی در منطقه5 مردم نمی‌توانند، پس وظیفه شهرداری است که شرایطی فراهم کند تا نابرابری فرهنگی و هنری کم شود.

چرا باید عدالت فرهنگی و هنری در سطح شهر به‌وجود بیاید؟

می‌توانم افراد زیادی را نام ببرم که بزرگ‌شده همان مناطق محروم هستند. این اشخاص درحال‌حاضر درزمینه ورزشی یا هنری جایگاه رفیعی دارند و خیلی‌هایشان در مصاحبه‌ها و گفت‌وگوها به سختی‌های مسیری که طی کرده‌اند، اشاره کرده‌اند. در همه مناطق، افراد بااستعداد و شاخص حضور دارند و این‌طور نیست که در مناطق غیرمرفه، افراد استعداد یا توانایی نداشته باشند. فرهنگ و هنر فقط برای به‌اصطلاح بالای شهر باشد و پایین‌شهر هیچ. بارهاوبارها افرادی در همین مشهد به‌صورت خیرخواهانه رفتند در مناطق حاشیه شهر و رایگان تئاتر اجرا کردند. جای بنیادهای خیریه فرهنگی خیلی خالی است. بیشتر بنیادها به‌دنبال رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم هستند یا حل مشکل بیماری و درمان و کسی به بیماری فرهنگی توجهی ندارد و این کار را خیریه درنظر نمی‌گیرند، درصورتی‌که اگر قرار است نابرابری از بین برود، این اختلاف فرهنگی هم باید از بین برود.

 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی