کد خبر : 80702
/ 11:17
تابلوها و المان های متفاوت، رنگ و روی زندگی را به شهربازگردانده ا ست

امید روی تابلوهای شهر

شمایل «شِمر» از فاصله دور هم پیدا بود. در گذر از وکیل‌آباد، هر روز چشم‌مان به صورتش می‌افتاد. سبزی درختان وکیل‌آباد در سرخی تابلویی بزرگ گُم می‌شد.

امید روی تابلوهای شهر

محدثه شوشتری-شهرآراآنلاین، شمایل «شِمر» از فاصله دور هم پیدا بود. در گذر از وکیل‌آباد، هر روز چشم‌مان به صورتش می‌افتاد. سبزی درختان وکیل‌آباد در سرخی تابلویی بزرگ گُم می‌شد. اگر به ترافیک می‌خوردیم، مجبور بودیم لحظات بیشتری با آن ملعون چشم در چشم باشیم.شمر فقط در وکیل‌آباد نبود، در چندین نقطه دیگر شهر هم بالای یک ستون و به پهنای یک تابلوی بزرگ جا خوش کرده بود. با همان شمشیر و جمله‌ای که در کنارش خوانده می‌شد: «تاریخ تکرار می‌شود» یا «شمر زمانه‌ات را بشناس».شمر در خیابان‌های مشهد تنها نبود، «عمر بن سعد» هم هم‌زمان با او در شهر ظاهر شده بود. جای او هم درست مثل شمر، بالای ستون‌ها و در دل یک تابلوی عریض و طویل با همان رنگ قرمز جیغ بود. جمله «تاریخ تکرار می‌شود» در کنار تصویر عمر بن سعد هم دیده می‌شد. شمایلش از دور شبیه یکی از مقام‌های ارشد کشور بود و منتقدان، این تصویرسازی را شیطنت معاونت فرهنگی شهرداری علیه او قلمداد می‌کردند. در عین حال پاسخ دست‌اندرکاران تابلوها این بود که تصویر عمر بن سعد و شمر از سریال مختارنامه بهره برده است، اما تغییرات گرافیکی در عکس مشهود بود و جمله «تاریخ تکرار می‌شود» این برداشت را قوت می‌بخشید.این‌ها تنها تصویرهای حاشیه‌ساز در و دیوارهای مشهد نبودند. تصویر‌ی از یک «دبه» در انتقاد به پایبند نبودن آمریکا به برجام هم مدتی در بیلبوردهای شهری مشهد به نمایش گذاشته شد. در کنار دبه آمریکایی، بیلبوردهای خشن دیگری هم با موضوعات مختلف از سوی معاونت فرهنگی سابق شهرداری مشهد در شهر جانمایی شده بود.رهگذران معابر مشهد بین دود و دم شهر و کلافگی از ترافیک و شلوغی، چشم‌شان به تابلوهایی می‌خورد که پیام آن‌ها، هم تلخ و ناامیدانه بود و هم از آینده‌ای مبهم خبر می‌داد. رنگ‌ها، طرح‌ها و پیام‌های روی تابلوها، با رنگ سیاه و سفید ماشین‌ها و ساختمان‌های بتنی دست به دست هم می‌داد تا چهره شهر از نشاط خالی شود.
شعارزدگی یا عقلانیت
مشهد تنها شهری نبود که چنین تابلوها و تصاویری در جای‌جایش دیده می‌شد. شهروندان پایتخت‌نشین هم دست کمی از شهروندان مشهدی در دیدن این تابلوها نداشتند. تابلوهایی که به نوعی تعصب، خشونت، ناامیدی، شعارزدگی و سیاست‌زدگی را نشان می‌دادند. بیلبوردهای شهری به جای اطلاع‌رسانی از وضعیت شهر و ترویج فرهنگ شهروندی، به محلی برای گزارش از ناهنجاری‌های اجتماعی آمریکا تبدیل شده بودند: «درآمریکا از هر ۵ نوزاد، ۲ نوزاد نامشروع به دنیا می‌آیند» ، «از هر ۱۱۰ شهروند آمریکا، یک نفر در زندان است» ، «هر ۹ ثانیه، یک زن آمریکایی مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد» و مشهورترین آن، تابلوهای «صداقت آمریکایی» بودند که طرف آمریکایی مذاکره کننده را با یک سگ وحشی و کیف تجهیزات نظامی نشان می‌داد و دست دراز شده به طرف ایرانی، با دست یک موجود اهریمنی شبیه‌سازی شده بود. نقد دیگر، بحث ورود شهرداری به حوزه انتقال پیام‌های سیاسی، سلیقه‌ای و در حمایت از حزب خاص بود. اینکه چرا شهرداری به جای ترویج فرهنگ شهروندی، اطلاع‌رسانی و چهره‌آرایی شهر در مناسبت‌های تقویمی، به ترویج شعارهای سیاسی می‌پردازد.
این رویه در تهران بیشتر از مشهد صدای منتقدان را درآورد. حتی در بین اعضای شورای شهر مخالفان خود را داشت، اما کار در سال‌های اخیر متوقف نماند و تا قبل از تغییر دوره مدیریت شهری و روی کار آمدن لیست امید در سال ٩۶ ادامه یافت. در مشهد هم تغییر چهره تابلوها و بیلبوردهای شهری از شهریور ٩۶ کلید خورد که آغازگر آن تابلوهای«مشهد، شهر امید و زندگی» بود.
در ادامه برای بررسی رویه جدید پیام‌رسانی تابلوها و بیلبوردهای شهری، نقدها، مطالبات و برنامه‌های پیش‌رو به سراغ چند تن از کارشناسان فرهنگی و هنری، جامعه‌شناس، هنرمند و متولی آن در معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری رفته‌ایم.
شاید دلسوزانه بود، اما خردمندانه نبود
نقد و بررسی تابلوهای شهری از جنبه فرهنگی و هنری را از علی‌اکبر ترابیان جویا می‌شویم. او دکترای عرفان دارد و سال‌ها مدرس هنر در دانشگاه فرهنگیان بوده است. او پژوهشگر است و دبیری جشنواره‌های مختلف فرهنگی و هنری آموزش و پرورش را نیز در کارنامه‌ خود دارد. با توجه به تخصص و تجربه او در زمینه فرهنگ و هنر به سراغش می‌رویم.
ترابیان معتقد است: تابلوها و بیلبوردهای شهری یک رسانه قوی و در معرض دید مردم هستند، اما هنوز نتوانسته‌اند اثربخشی لازم و مفید را به‌جا بگذارند.
او از سه آسیب دیده نشده در زمینه اکران‌های شهری سخن به میان می‌آورد؛ آسیب نخست در نظر نگرفتن جغرافیای انسانی مشهد با فرهنگ‌های مختلف، آسیب دوم ناهمگونی در جانمایی تابلوها و ایجاد آشفتگی بصری و آسیب سوم نگاه و عملکرد متولیان شهری در مدیریت این تابلوهاست.
به گفته این فعال فرهنگی و هنری، از زمان تشکیل اولین دوره شوراهای اسلامی شهر در سال ١٣٧۶، بحث استفاده از تابلوهای شهری به عنوان یک رسانه مورد توجه قرار گرفت که نمی‌توان همه اکران‌های شهری را رد یا تأیید کرد.
به طور خاص نظرش را در خصوص تابلوها و بیلبوردهای مرتبط با برجام و آمریکا و شمر زمانه را بشناس، جویا می‌شوم. پاسخ می‌دهد: رویکرد جناحی و سلیقه‌ای هم بوده است. شاید عده‌ای تصور می‌کردند که کارهایشان از روی دلسوزی برای مردم باشد، اما تخصصی و خردمندانه نبوده است.
وی در آسیب‌شناسی از پیام‌رسانی بیلبوردها و تابلوهای شهری به این نکته هم تأکید می‌کند که برنامه‌های فرهنگ‌سازی نباید جزیره‌ای و حتی در نقض یکدیگر ارائه شوند. گاهی اوقات دو اثر کنار هم در معرض دید شهروندان قرار می‌گیرند که طنز می‌شود! شاهد بودیم تابلویی پیام اقتصاد مقاومتی را می‌رساند و تابلوی دیگری مصرف‌گرایی را تبلیغ می‌کرد. تابلو یا بیلبوردی با عکس یک بازیگر محصول خود را و تابلویی دیگر با عکس شهید، ساده‌زیستی و دست از دنیا کشیدن را تبلیغ می‌کرد. این تابلوها در کنار یکدیگر به مخاطب دهن‌کجی می‌کنند و نه تنها نمی‌توانند اثربخش باشند که تأثیر منفی هم دارند.
امام رضا(ع) اهل گفت‌وگو بود، این رویکرد ترویج شد؟
دکتر ترابیان به بخش‌های مغفول مانده در ایجاد آثار هنری ویژه برای اکران در تابلوها و بیلبوردهای شهری اشاره می‌کند و می‌گوید: در سال‌های گذشته با وجود هزینه هنگفت برای پیام‌رسانی در تابلوها و بیلبوردهای شهری، خیلی از شاخصه‌های مهم که با ویژگی مشهد می‌توانستند شناخته شوند، مغفول مانده‌اند. بهره گرفتن از سیره امام رضا(ع) می‌توانست نماد و پیام‌های متناسب با وضعیت فعلی جامعه را به مردم منتقل کند، اما در سال‌های گذشته برای اکران در تابلوها و نمادهای شهری با این مفهوم کار شاخصی نشده است. امام رضا(ع) الگوی گفت‌وگو هستند. با صاحب‌نظران همه ادیان، از ستاره‌پرست تا آتش‌پرست و... مناظره می‌کردند و برای شنیدن سخن آن‌ها احترام قائل بودند و وقت می‌گذاشتند. حال شما در وضعیت فعلی جامعه و با وجود دیدگاه‌ها و سلایق مختلف، کجا دیدید که فضای رسانه‌ای اکران‌های شهری ما به سمت ترویج این روحیه و رویکرد باشند؟
غفلت از فردوسی و شاهنامه
غفلت از فردوسی و شاهنامه برای نشانه‌گذاری در شهر، نقد دیگری است که ترابیان به آن اشاره می‌کند و می‌افزاید: مجسمه فردوسی در معبری از مشهد به تنهایی نمی‌تواند انتقال دهنده پیام‌ها و حکمت‌های موجود در شاهنامه باشد. در سال‌های گذشته در چند تابلو و بیلبورد شهری شاهد حکمت‌ها و پیام‌های زیبای فردوسی که متناسب با وضعیت امروز جامعه هم باشند، بودیم؟ نباید اجازه دهیم کارهای سخیف تکرار شوند. ما شاهد منطقی در رویه پیام‌رسانی تابلوها و بیلبوردهای شهری نبودیم. انتظار می‌رود در دوره فعلی مدیریت شهری به این جنبه‌های مغفول‌مانده توجه شود. این صاحب‌نظر حوزه فرهنگ و هنر در خصوص تابلوها و بیلبوردهای مناسبتی که در ایام خاص سال اکران می‌شوند، نیز بیان می‌کند: چشم‌انداز فصلی و مناسبتی را در تابلوها و بیلبوردهای شهری گاهی با کارهای فی‌البداهه، ضعیف و سخیف می‌دیدیم. اگر مدیریت شهری جدید می‌خواهد برنامه‌هایش اثربخش واقع شوند، یک‌بار دیگر ساختار را از نو تعریف کند.
ذائقه فرهنگی همه را ببینیم
بخش پایانی تحلیل دکتر ترابیان از روند پیام‌رسانی تابلوها و بیلبوردهای شهری در سال‌های گذشته این است که هیچ‌وقت ساکنان و اقشار مختلف مشهد با زبان‌های متفاوت، آئین و رسوم متفاوت و دیدگاه‌ها و سلایق مختلف در نظر گرفته نشده‌اند. اگر می‌خواهیم حقوق شهروندی و فرهنگ شهروندی را ترویج دهیم، باید حقوق و ذائقه همه گروه‌ها مد نظر باشد.
وی به عنوان پژوهشگر حوزه قرآن تأکید می‌کند: استفاده از قصه‌های قرآن و الگویی که برای هم‌زیستی می‌دهد، می‌تواند زمینه تصویرسازی، پیام‌رسانی و ایجاد نماد در تابلوها و بیلبوردهای فضای شهر باشد.
حمایت از همه هنرمندان، نه طیف خاص
نقد و نظرهایی را که دکتر ترابیان به عنوان صاحب‌نظر حوزه فرهنگ و هنر در زمینه تغییر سیمای تابلوهای شهری مطرح می‌کند، از متولی این موضوع در معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد پیگیری می‌کنیم.
مهدی ندایی، سرپرست معاونت فرهنگی سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد توضیحاتش را با سیاست‌گذاری جدید در روند پیام‌رسانی تابلوها شروع می‌کند و می‌گوید: یک نقد که به فضای گذشته اکران‌های شهری وجود داشت، این بود ‌که همه هنرمندان احساس نمی‌کردند فضای فرهنگی شهری از آثار آن‌ها استقبال می‌کند. فضای کار به یک طیف و گروه خاص از هنرمندان تعلق داشت. با این حال در دوره جدید فضا برای هنرمندان باز شده است.
وی از آماده‌سازی سایتی به منظور ارسال آثار همه هنرمندان شهر خبر می‌دهد و می‌افزاید: تلاش خواهیم کرد از این طریق همه هنرمندان با هر سلیقه‌ای امکان ارسال آثارشان را داشته باشند.
ندایی در خصوص رویکرد دیگر در پیام‌رسانی تابلوها و بیلبوردهای شهری به بحث اکران‌های تئاتری اشاره می‌کند و می‌گوید: برای حمایت از هنرمندان تئاتر، بدون فیلترکردن و چیدمان تئاترهای خاص، تمام برنامه‌های این حوزه را با موضوع های طنز، فلسفی، دفاع مقدس، مذهبی و مناسبتی، اجتماعی و ... در تابلوهای شهری اکران کرده‌ایم.
ایجاد نشاط اجتماعی
بحث نشاط اجتماعی و پرهیز از پیام‌ها و تصویرهایی که در تابلوهای شهری مدام ناامیدی، تلخی و ناهنجاری‌ها را گوشزد می‌کنند، تغییر دیگری است که سرپرست معاونت فرهنگی سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد به آن تأکید می‌کند. به گفته ندایی، سیما و محتوای تابلوها و بیلبوردهای شهری را به سمت و سوی رنگ‌های شاد و آرامش‌بخش و پیام‌ها و تصویرهایی که می‌توانند شور و نشاط اجتماعی را تقویت کند، برده‌ شده است.
وی در سخنانش از یک اقدام خوب مربوط به دوره گذاشته هم یاد می‌کند و توضیح می‌دهد: کمیته فرهنگ شهروندی با عنوان «بوم رنگ» تشکیل شده بود که اکران چند نمونه از پیام‌رسانی‌ها در حوزه ترافیک از برنامه‌های این کمیته است که ما آن را دنبال می‌کنیم.
٢٧٠ تابلو، بیلبورد و فضای تبلیغاتی در اختیار معاونت فرهنگی‌
موازی‌کاری و گاهی تناقض در پیام‌رسانی‌ها، همانند مثال ترویج مصرف‌گرایی در کنار تابلوی صرفه‌جویی، موضوع دیگری است که از سرپرست معاونت فرهنگی سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد در خصوص این روند غلط جویا می‌شوم. ندایی اظهار می‌کند: برخی از تابلوهای شهری در اختیار معاونت خدمات شهری شهرداری مشهد است و بخشی از این تابلوها در اختیار بخش خصوصی برای تبلیغات تجاری قرار دارد. معاونت فرهنگی شهرداری فقط برای تابلوها و بیلبوردهای تحت اختیار خود می‌تواند برنامه‌ریزی کند.وی در پاسخ به این سوال که به طور مشخص در چه نقاطی از شهر مشهد و چه تعداد تابلو و بیلبورد در اختیار معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد است، اعلام می‌کند: ٧٠ تابلو و بیلبورد بزرگ، ١۶٠ رول‌آپ و ۴٠ عدد آویز و تابلوی خوابیده هم در اختیار داریم که در مجموع به ٢٧٠ عدد می‌رسد. پراکندگی آن‌ها در نقاط مختلف مشهد و بیشتر در میدان‌ها، پل‌ها، چهارراه‌ها، خطوط مترو و معابر اصلی شهر است. ندایی با بیان این‌که هیچ دایره بسته‌ای برای همکاری با دیگر ارگان‌ها نداریم، تأکید می‌کند: به طور مثال در دهه فجر بخشی از تابلوهای شهری را به مجموعه پوسترهای آستان قدس رضوی در زمینه دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران و نگاه اندیشمندان به انقلاب اختصاص دادیم.
قانون اساسی و معرفی کتاب در تابلوهای شهری
معرفی کتاب با هدف افزایش فرهنگ کتاب‌خوانی در بین شهروندان، سیاست دیگری است که قرار است بین اکران‌های شهری جای ویژه‌ای داشته باشد. سرپرست معاونت فرهنگی سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد در این خصوص توضیح می‌دهد: ١٢ اِلِمان کتاب در مشهد داریم که در ایام مختلف سال و باتوجه به مناسبت‌های مختلف، کتاب‌های شاخص را معرفی خواهیم کرد.
ندایی از انتشار پیام‌های برگرفته از قانون اساسی نیز در دوره جدید مدیریت شهری خبر می‌دهد و می‌گوید: توجه به قانون اساسی و اهمیت ترویج حقوق شهروندی مسئله مهم دیگری است که با تصویرسازی مناسب و رنگ‌بندی آن برخی از بندهای قانون اساسی در تابلوها و بیلبوردهای شهری اکران می‌شوند.
پیام‌رسانی سیاسی وظیفه شهرداری نیست
در ادامه این بحث، برای آسیب‌شناسی پیام‌رسانی‌های تابلوها و بیلبوردهای شهری از منظر جامعه‌شناسی به سراغ دکتر حامد بخشی می‌رویم. این پژوهشگر و جامعه‌شناس ابتدا به ماهیت تابلوها و بیلبوردهای شهری اشاره می‌کند و می‌گوید: از زمانی که بیلبوردهای شهری به طور جدی در فضای شهری فعال شدند، طیف متنوعی از انواع پیام‌ها آزموده شده‌اند؛ از درج احادیث و روایات مناسبتی گرفته، تا پیام‌های سیاسی داخلی و بین‌المللی و نیز پیام‌های مدنی و شهروندی. در عین حال متولیان، بررسی تخصصی و علمی برای اثربخشی این پیام‌ها و ایجاد ابتکارها و خلاقیت‌های جدید نداشته‌اند. نقدی که به کلیشه‌ای بودن و تکرار یک پیام برمی‌گردد.
به گفته وی، در جامعه ما برای فعالیت‌های فرهنگی تخصصی، تقسیم‌کار نسبی صورت گرفته است. برخی نهادها، همچون سازمان تبلیغات اسلامی، متولی ترویج باورها و هنجارهای دینی در جامعه است و نهادهای هنری مسئول ارتقا و انتشار وجه زیباشناختی فرهنگ جامعه هستند. سازمان‌هایی عهده‌دار حفظ و ترویج برخی ارزش‌های مورد توجه خاص جامعه، نظیر ایثار و شهادت هستند، اما شهرداری از جمله سازمان‌هایی است که وظیفه و مسئولیت اصلی آن در حوزه فرهنگی، تقویت فرهنگ شهروندی به معنای مجموعه‌ای از نگرش‌ها، ارزش‌ها و هنجارهای رفتاری است که به زندگی بهتر شهروندان در محیط شهری کمک می‌کند. لذا نباید از وظیفه اصلی خود فاصله بگیرد.
او ادامه می‌دهد: برای جامعه نیز گرفتن پیام از سوی یک نهاد که وظیفه و رسالتی دیگر دارد، به جای اثر مثبت، می‌تواند تأثیرات منفی داشته باشد. بدیهی است پیام‌های سیاسی، چه داخلی و چه بین‌المللی، اگر چه هر کدام در جای خود ارزشمند و نیازمند توجه هستند، در حوزه وظایف فرهنگی شهرداری نخواهد بود. به همین ترتیب، تبلیغ در سایر حوزه‌های فرهنگی نیز اولویت و وظیفه ذاتی شهرداری نیست.
دیدگاه دکتر بخشی را در خصوص رویه سابق پیام‌رسانی در تابلوها و بیلبوردهای شهری می‌پرسم. وی تأکید می‌کند: در حالی که نهادهای فرهنگی متولی فرهنگ، به دلیل استمرار بر فعالیت‌های تخصصی در حوزه خود، دارای تخصص نسبی هستند، شهرداری به عنوان یک نهاد شهری فاقد چنین تخصصی است و ورود به سایر حوزه‌های فرهنگی، به غیر از فرهنگ شهروندی، موجب می‌شود تا پیام‌های به نمایش درآمده فاقد اثربخشی لازم بوده و حتی تأثیر معکوس داشته باشند.
این پژوهشگر و جامعه‌شناس در پایان سخنانش تأکید می‌کند: شهرداری بایستی به طور مشخص، روی پیام‌های مربوط به فرهنگ شهروندی تمرکز کند و درج سایر پیام‌های فرهنگی را به متولیان آن بخش‌ها بسپارد. نهادهایی که می‌توانند با بودجه‌های فرهنگی تخصیص یافته، روزهای معینی از سال، این بیلبوردها را اجاره کنند و به ترویج پیام‌های فرهنگی خود بپردازند.
قصد نداریم مردم را نصیحت کنیم
به بهانه اکران آثار متفاوت در دهه فجر امسال نظیر «جاویدان ایران عزیز ما» و «ایران ایران ایران» به سراغ وحید عرفانیان، مدیر هنری تبلیغات در تابلوها و بیلبوردهای معاونت فرهنگی شهرداری مشهد می‌رویم.
وی سه محور استفاده از رنگ‌های طبیعی، نشاط اجتماعی و پرهیز از کارهای کلیشه‌ای را از اهداف طراحی و تصویرسازی‌های تابلوهای شهری ذکر می‌کند و می‌گوید: برای اولین‌بار اتاق فکری با حضور یک معمار، یک روانشناس، یک نفر با سابقه کار ادبیات و همچنین متخصصان حوزه هنر و فرهنگ تشکیل داده‌ایم تا محتوای هر تابلوی شهری، متناسب با روحیات و خلقیات و ادبیات مردم باشد.
به گفته عرفانیان، در ایام دهه فجر امسال برنامه‌ای با عنوان «هنگامه انقلاب» اجرا شده است که در این برنامه دو هدف مستندنگاری انقلاب و بازخوانی سرودهای انقلابی دنبال شد. به طور مثال اگر قرار بود از بین سرودهای مختلف انقلابی بیتی انتخاب شود، با روحیه و شرایط حال حاضر مردم «جاویدان ایران عزیز ما» را برای حفظ همبستگی و روحیه وحدت و تقویت حس وطن‌دوستی انتخاب کرده‌اند. در عین حال برای اثر بخش بودن پیام، از رنگ‌های طبیعی و ملایم استفاده کرده‌اند تا سبب آلودگی بصری و اذیت‌کننده برای مخاطب نباشد.
مدیر هنری تبلیغات در تابلوها و بیلبوردهای معاونت فرهنگی شهرداری مشهد این چند نمونه از تابلوهای شهری را به عنوان مثال ذکر می‌کند و می‌افزاید: رویه ما در سایر مناسبت‌های سال و فصول مختلف نیز ادامه همین روند خواهد بود. به طور خاص از پیام‌های نصیحت‌گونه و رنگ‌های جیغ و تند پرهیز خواهیم کرد. آثار را سلیقه‌ای و برای طیف خاص در نظر نخواهیم گرفت تا همه هنرمندان و شهروندان رضایت نسبی از این رسانه داشته باشند.
  سرپرست سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد :توجه به قانون اساسی و اهمیت ترویج «حقوق شهروندی» مسئله مهمی است که با تصویرسازی مناسب و رنگ‌بندی آن برخی از بندهای قانون اساسی در تابلوها و بیلبوردهای شهری اکران می‌شوند. تغییر دیگر در سیمای تابلوها، توجه به نشاط اجتماعی و پرهیز از پیام‌ها و تصویرهایی است که مدام ناامیدی، تلخی و ناهنجاری‌ها را گوشزد می‌کنند
  دکتر حامد بخشی ، پژوهشگر و جامعه شناس: گرفتن پیام از سوی یک نهاد که وظیفه و رسالتی دیگر دارد، به جای اثر مثبت، می‌تواند تأثیرات منفی داشته باشد. پیام‌های سیاسی، چه داخلی و چه بین‌المللی، اگرچه هر کدام در جای خود ارزشمند و نیازمند توجه هستند، در حوزه وظایف فرهنگی شهرداری نخواهد بود. مسئولیت اصلی شهرداری تقویت فرهنگ شهروندی برای زندگی بهتر است 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی