کد خبر : 81175
/ 10:53
مژده لواسانی، نویسنده کتاب «خون انار گردن پاییز است» در مشهد از لذت نویسندگی می‌گوید؛

احساس آفرینشِ «نوشتن» را در «اجرا» ندارم

مژده ‌لواسانی که سال‌ها در قامت مجری توانمند صدا‌و‌سیما دیده شده و گاهی نیز برای اجرای برنامه‌، به شهرهای مختلف دعوت شده است، چندی است در چهره نویسنده، با مخاطبانش دیدار می‌کند. وی چندی پیش، برای حضور در جشن امضای کتابش به نام «خون انار گردن پاییز است»، در مشهد حاضر شد.

احساس آفرینشِ «نوشتن» را در «اجرا» ندارم

فاطمه خلخالی‌استاد- مژده ‌لواسانی که سال‌ها در قامت مجری توانمند صدا‌و‌سیما دیده شده و گاهی نیز برای اجرای برنامه‌، به شهرهای مختلف دعوت شده است، چندی است در چهره نویسنده، با مخاطبانش دیدار می‌کند. وی که چندی پیش، برای حضور در جشن امضای کتابش به نام «خون انار گردن پاییز است»، در مشهد حاضر شده بود، گفت که به شکل بغض‌آوری، اهل پاییز است و از طرفی شیفته انار، برای همین است که اگر فردی به اتاقش وارد شود، تصور می‌کند وارد مغازه‌ای شده که آنجا انار را در شکل‌های مختلفِ سفال و سرامیک و خشک‌شده و آویز می‌فروشند؛ «حتی آویز ماشین و جاسوییچی‌ام انار است. این میوه را نماد خیلی خوبی برای عشق می‌دانم و پاییز هم به همان نسبت، عاشق است؛ بنابراین با این نگاه، خون انار گردن پاییز است.» شهرآرا در گفت‌وگوی اختصاصی با وی از دنیای نوشتن یک‌سلبریتی پرسید.

شهرت، کسب درآمد و انتقال اندیشه به مخاطب، می‌توانند انگیزه‌های نویسنده برای نوشتن باشند، شما تا حد زیادی هر سه را در دنیای اجرا به دست آورده‌اید. پس چه انگیزه‌ای برای نوشتن دارید؟
فارغ از اینکه کارم منتشر می‌شود یا نه، نوشتن مرا به آرامش می‌رساند و باعث می‌شود خودم را از نظر روحی تخلیه کنم. قلم باعث می‌شود احساسات درونی‌ام را بتوانم به دیگران منتقل کنم. درست است که این انتقال احساسات در اجرا هم هست، اما نوشتن وجه دیگری از احساساتم را به مخاطب نشان می‌دهد و این برای من خیلی دلچسب است. گذشته از این، تو هرچقدر هم اجرای موفقی داشته باشی، باز احساس خلق نداری. ولی با نوشتن، احساس آفرینش داری و این خیلی ماندگارتر است.

کتاب «خون انار گردن پاییز است» نوشته‌هایی ادبی است، اما خودتان در صحبت‌های تان به نوشتن داستان هم علاقه‌مندی نشان داده‌اید. چقدر ادبیات داستانی برای شما هدف و چقدر در حد حرف است؟
من دوره آموزش داستان‌نویسی را پیش آقای محمدحسن شهسواری گذرانده‌ام و علاوه براین کتاب‌های بسیاری در این حوزه خوانده‌ام. هر چیزی که به آن علاقه دارم، برایم جدی است. من هیچ‌وقت درباره علاقه‌ام فقط حرف نمی‌زنم. اگر درباره ادبیات حرف می‌زنم، حتما برایم جدی است و دغدغه و هدف.

جایی گفته‌اید رمان و داستان کوتاه هم نوشته‌اید، اما به خاطر اینکه ممکن است مخاطبانتان، با خواندن اثر، تصور ذهنی‌شان از شما به هم بریزد، فعلا قصد ندارید داستانی چاپ کنید. تغییرنکردن ذهنیت مردم درباره مژده لواسانی، چقدر اهمیت دارد؟
برای من مهم است تصور مردم و برداشت‌هایشان جای دیگری نرود. مهم است که آنچه به عنوان مژده لواسانی در طی این سال‎‌ها در تلویزیون دیده و شناخته شده‌است، خدشه‌دار نشود. همین الان گاهی که مطلب به‌قول خودم پاییزی‌تری در اینستاگرامم می‌نویسم با حجم انبوهی از سؤالات روبه‌رو می‌شوم که چه شده و برای چه‌کسی این مطلب را نوشته‌ای؟ همین مسائل باعث شده من در نوشتن و انتشار داستان محتاط عمل کنم.

این موضوعِ جدانکردن شخصیت مؤلف از شخصیت‌های داستان‌های او (در نگاه مخاطبان)، برای داستان‌نویسانی که مثل شما شهرت هم ندارند، اتفاق می‌افتد، اما بالاخره نویسنده حرفه‌ای با خود کنار می‌آید که به این برداشت‌ها توجه نکند، شما تا چه زمانی می‌خواهید مقاومت کنید؟
به هرحال این اهمیت‌دادن به ذهنیت مخاطب، برای من خیلی پررنگ‌تر است؛ چون مردم با من آشناتر هستند تا با اثرم. من تمام تلاشم را می‌کنم که این وجه قضیه برایم روز‌به‌روز کمتر شود و بتوانم جسورانه‌تر بنویسم ولی در‌هر صورت دلم هم نمی‌خواهد اثر باعث قضاوت‌های فرامتنی‌ای شود که تصویر مرا در ذهن مردم به هم بریزد، چون سال‌هاست دارم اجرا می‌کنم و آنچه از من در ذهن مردم شکل گرفته، تصویری کاملا حقیقی است و نباید بابت یک نوشته، خدشه‌دار شود. بااین‌همه تمام تلاشم را می‌کنم به نقطه‌ای برسم که هر آنچه دوست دارم، بنویسم. امیدوارم روزی این اتفاق بیفتد. باید به یک نقطه‌ متوازن بین خودم و مخاطب برسم.

یعنی طرفداران خود را به انتشار داستان‌هایتان وعده می‌دهید؟
حتما منتظر داستان‌هایم باشید. این روزها درباره‌اش خیلی فکرمی‌کنم، اما این مسئله هم وجود دارد که به‌هر حال، داستان باید به سطح کیفی مناسبی برای انتشار برسد. من دوست ندارم داستان‌نویسی را ساده بگیرم و به سادگی کارهایم را چاپ کنم. خون انار گردن پاییز است، خیلی دلی است، ولی وقتی قرار است تو در راهی قدم برداری که کاملا تکنیکی است، بحث کیفیت اثر مطرح می‌شود. باید به نقطه‌ای برسم که اثر از نظر خودم پذیرفتنی باشد که در حال حاضر نیست.

کتاب شما در مقایسه با بسیاری از کتاب‌ها خیلی زود به چاپ دوم رسید و چاپ سوم آن هم قرار است به بازار نشر بیاید، شهرتی که از اجرا به دست‌ آورده‌اید، چقدر در اقبال مخاطبان به کتابتان تأثیر داشته است؟
طبیعی است که خیلی مؤثر بوده است. من که نمی‌توانم بگویم آی آدم‌ها مرا نبینید و فقط کتابی را که منتشر شده است نگاه کنید. بالاخره پای این کتاب، اسمی آمده که مردم صاحب آن را در تلویزیون دیده‌اند و این نکته‌ای است که من نمی‌توانم خیلی در آن دست ببرم. طبیعی است مردم براساس شناختشان از من، به نوع دیگری با کتاب برخورد می‌کنند. اما فکر می‌کنم بعد از اینکه اثر خوانده می‌شود، دیگر این نوشته‌ها هستند که از خودشان دفاع می‌کنند. تا اینجا استقبال مردم نشان داده آن‌ها به رضایت نسبی از کار رسیده‌اند.

تا پیش از انتشار کتاب، باز هم با مردم برخورد می‌کردید، اما به عنوان مجری. حالا برای جشن امضا به شهرهای مختلف می‌روید و در نقش نویسنده با مخاطبان خود روبه‌رو می‌شوید. رفتارهای مردم در این دو حوزه چقدر با هم متفاوت است؟
خیلی زیاد. واکنش‌های الان، برایم بسیار لذت‌بخش‌تر است، چون احساس می‌کنم مردم بی‌پیرایه برخورد‌می‌کنند. وقتی کسی با نوشته من ارتباط برقرار‌می‌کند، بیشتر رضایت دارم. مثلا وقتی می‌بینم یک‌نفر در صفحه اینستاگرامش، جای اینکه عکس مرا بگذارد، نوشته‌ام را گذاشته، خیلی بیشتر ذوق می‌کنم.

داستان‌نویسان ایرانی محبوب شما چه کسانی هستند؟
رضا امیرخانی، مصطفی مستور و سیدمهدی شجاعی که از کودکی آثارش را می‌خواندم و روی مذهبی‌نوشتنم بسیار تأثیرگذار بودند.
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی