کد خبر : 81246
/ 19:58
کارآفرین برترمنطقه ما ادعا دارد هنر با انگیزه کولاک می‌کند

بی‌حریف در هنر

بیچرانلو متولد 64 و یکی از صاحبان اثر در رشته پاپیه ماشه سنتی است و تأکید می‌کند هنرمند پاپیه ماشه سنتی در استان نادر است.

بی‌حریف در هنر

معصومه فرمانی‌کیا- شهرآراآنلاین، هنر عبارتی ساده و عمیق است. فقط باید اهل آن باشی که وقتی حرف آن می‌آید، انگار داری با آن زندگی می‌کنی.

این عبارت در زندگی سی‌ساله سارا بیچرانلو همین حکم را دارد. همین‌قدر عمیق، همین اندازه حساس و ظریف. اگر آن را از روزهای زندگی‌اش حذف کنی، برای ادامه دادن مسیر و راه کم می‌آورد.

بیچرانلو متولد 64 و یکی از صاحبان اثر در رشته پاپیه ماشه سنتی است و تأکید می‌کند هنرمند پاپیه ماشه سنتی در استان نادر است.

کارنامه هنری‌اش فراز و فرود زیادی دارد. معرق را خوب می‌شناسد و عصیان و حرفه‌ای‌گری در نقاشی را؛ کنار همه این‌ها بگذارید نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی‌ای را که به بهانه‌های مختلف برگزار شده است و عنوان کارآفرین برتر کشور در سال 94 را و... .اما ورودش به مجموعه میراث فرهنگی بر‌می‌گردد به سال 89 و چند سال بعد از آن کانون هنرمندان مصلی.

دیدار در مصلی

دیدن آدم‌های حرفه‌ای همیشه لذت بخش است، کسانی که هدفشان را می‌شناسند و برای رسیدن به آن خوب برنامه‌ریزی می‌کنند. آشنایی کوتاهی که با سارا بیچرانلو در بازید و همراهی گروه انجمن توسعه گردشگری چهار‌باغ، از بنای مصلی، قسمتمان شد، مشتاقمان کرد با کسی که دل در گرو هنری در حال منسوخ شدن دارد، قراری مفصل‌تر بگذاریم. این تأثر، وقت صحبت از زوال هنر پاپیه ماشه از اول تا آخر گفت‌وگو در لحن و گفتار بیچرانلو پیدا و مشخص است. رسیدن روز زن بهانه شیرینی برای احوال‌پرسی و گفت‌وگو با او شد.

با این که هنوز اوایل اسفند ماه است، اما بوی بهار بدجوری توی کانون هنرمندان مصلی پیچیده است. پنجره‌های مشرف به حیاط و نمای آجرفرش حیاط زیر باران نیم‌روزی انگار برای آمدن نوروز لحظه شماری می‌کند.

اتاق‌های تو‌به‌تو هدایتمان می‌کند به محل کار سارا بیچرانلو. قاب عکس‌هایی زنجیر شده بر دیوار و ظروف و گلدان‌هایی که محصول ذوق اوست، اتاق کاری‌اش را متفاوت کرده است و محصول همان وقت‌هایی است که حس می‌کند باید از کاغذ و روزنامه‌های فشرده طرحی نو بیندازد و آن قدر گرم کار می‌شود که زمان را گم می‌کند و حاصلش می‌شود قاب آیینه بزرگی روی دیوار برای سفره هفت‌سین، گلدان نقش گرفته پشت پنجره یا ظرفی ماندگار و منقوش که بهترین تحفه است برای به سوغات بردن.

113471.jpg

به عشق هنر

«بیچرانلو» یعنی بی‌حریف. این پاسخ اولین پرسشمان درباره مفهوم نام‌خانوادگی اوست که به مزاح و خنده می‌گوید: هماورد و حریفی ندارم، نه در هنر و در غیر آن.

محکم و با اراده است. این تحکم را می‌توان هم در نوع ادای کلماتش به وضوح دید و هم در نظم‌بندی و ترتیب ادای آن.

سارا بیچرانلو که مرز سی‌سالگی را پشت سرگذاشته و پا به پختگی دوران زندگی‌اش می‌گذارد، از آن دست هنرمندانی است که راه را یک‌شبه طی نکرده است.

متولد شیروان است، از کردهای اصیل خراسان شمالی. در این شهر به دنیا آمده و بزرگ می شود اما برای آموختن هنر مجبور به گذراندن مسیر پر فراز و نشیبی است. رشته هنر را در بجنورد دنبال می‌کند و بعد از دوران متوسطه برای گذراندن دوره نقاشی اسلامی به مشهد می‌آید. کاردانی این رشته و کارشناسی صنایع دستی را می‌گیرد و برای ادامه تحصیل در کارشناسی ارشد رشته مرمت مصمم می‌شود این بار در یزد.

حالا هم نقاشی می‌کشد و هم درس می‌خواند و هم هنر تدریس می‌کند، به خاطر اینکه معتقد است آموزه‌هایی را که دارد باید انتقال دهد.

تدریس هنر در دانشگاه قائن خاطرات شیرین و ماندگاری برایش رقم می‌زند. آموختن هنر به کسانی که تشنه آن هستند، سختی‌های راه رفتن و برگشتن به این شهر را برایش هموار می‌کند. اما لا‌به‌لای همه این جریان‌های روزمره زندگی، آشنایی با هنرمندی خوش ذوق مسیرش را تا اندازه‌ای تغییر می‌دهد. دنیای پر رمز و راز نقاشی و ماندگاری موجود در هنر پاپیه ماشه کم‌کم علاقه‌مندش می‌کند. «مهم‌ترین نقطه‌ای که مرا به دنیای حرفه‌ای هنر وصل کرد، آشنایی با یک هنر خیلی‌خیلی قدیمی و غریب با عنوان پاپیه ماشه بود.‌»

تماشای قلمدان‌های نفیسی که روی میز چیده شده و با ظرافت نقاشی شده است، حساسیت و اهمیتش را گوشزد می‌کند، هنری که شیوه ماشینی‌اش بازار پر فروشی دارد، آن را کم‌کم دارد از پا و رونق می‌اندازد.

عبارت «غریب» را از این باب برای پاپیه ماشه به شیوه سنتی به کار می‌برد که افراد کمی پای آن مانده‌اند. به خاطر این که تولید آن زمان‌بر و طولانی است، هزینه زیادی برای تهیه آن باید پرداخت کرد؛ به‌همین‌خاطر بازار خوبی برای فروش ندارد. می‌گوید: وقتی قرار باشد اولین نفری باشی که در راهی حرکت می‌کنی، کار خیلی سخت خواهد بود. دشوارتر از چیزی که فکرش را بکنی. باید اهل مبارزه باشی و ایستادن، تا به جایی برسی که به خاطر تلاش تو راه هموارتر شود و آدم‌هایی که می‌خواهند این راه را بیایند و جسارتش را ندارند کارشان راحت شود، چون یکی پیدا شده و جاده را برایشان صاف کرده است.

113472.jpg

پاپیه ماشه هنر ایرانی به نام فرانسه 

او توضیح می‌دهد: پاپیه ماشه یکی از صنایع دستی است که در گذشته نقاشی لاکی یا نقاشی روغنی نیز نامیده می‌شد. در اصل عبارتی فرانسوی به معنای کاغذ فشرده (پاپیه به معنای کاغذ و ماشه به معنای مچاله کردن) است اما واقعیتش را بخواهید اصل تولد آن به ایران بر می‌گردد و هنرمندانی که در زمان قاجار و صفویه آن را ابداع کرده‌اند. البته به خاطر سهل‌انگاری و غفلت ایرانیان به نام فرانسه به ثبت رسیده است.

مواد کاربردی و مصرفی برای این هنر روزنامه و کاغذ است. از پاپیه ماشه می‌توان در تولید قلمدان استفاده کرد که کاربردش بیشتر است اما استفاده از آن سطح وسیعی دارد از تولید جعبه جواهرات و جلد قرآن وکتاب‌های نفیس گرفته تا... ،طرح‌هایی که مورد استفاده و استقبال قرار می‌گیرد و انتخاب آن بسته به نگاه مخاطب دارد، اما طرح‌ گل و مرغ از نقوشی است که همواره در هنرهای سنتی استفاده شده است و طرف‌داران خود را دارد.

هنری که مردم نمی‌شناسند

بیچرانلو با تأکید بر این موضوع که مواد اولیه پاپیه ماشه را مقوا و روزنامه‌های باطله‌ای که فشرده شده‌اند و عمر بلندی دارند، تشکیل می‌دهد، یادآور می‌شود: باور اینکه این محصولات دوام زیادی دارند و به‌آسانی آسیب نمی‌بینند، برای خریداران سخت است و بعد پشت‌بندش می‌آورد: به نظرم بیشتر کم‌استقبالی‌ها به خاطر این است که مردم این هنر را نمی‌شناسند و یکی از اهداف ما همین است که آن را جوری که هست به مخاطبان معرفی کنیم. این جوری شاید دل‌و‌دماغ بهتری برای هنرمند و کار کردنش بماند.

دوست ندارد این موضوع را مطرح کند، اما مجبور است یادآوری کند هنرمند معمولا به فکر کیسه دوختن نیست، اینکه به هنر «لاکی» هم پاپیه ماشه گفته شود و کارهای تولید شده در این سبک هم به همین قیمت به فروش برسد، یک جور فریب خریدار است و رغبتش به این هنر را کم می‌کند. هنرمند باید صادق باشد. حقیقتا بین کسی که لایه‌به‌لایه ورق‌ها را روی هم می‌چیند تا آن‌ها را به حجمی که می‌خواهد برساند با آن‌هایی که غیر از این کار می‌کنند، باید تفاوتی باشد.

113473.jpg

هنرمند ایده بکر می‌خواهد

میز کاری او پر از قلم و کاغذ و طرح است. شب و روزش را پای آموختن و کار کردن می‌گذارد، اما برای خلق یک اثر تازه مهم‌تر از همه این‌ها یک ایده خوب و بکر لازم است. می‌گوید: برای پیدا کردن زاویه تازه و جدید به ویترین غالب مغازه‌ها سرک می‌کشم و حتی اگر لازم باشد برای خرید چیزی که نگاهم را جلب کرده است، هزینه می‌کنم تا بتوانم کار دل‌خواهم را پیاده کنم.

هنوز بیمه نیستم

خانواده‌اش بهترین مشوق‌های زندگی‌اش هستند، چه در کار، چه در یادگیری هنر هیچ وقت کم نگذاشته‌اند اما... اما را با مکث و طولانی ادا می‌کند و می‌گوید: دلسردی در این راه هم زیادست، مثلا من از سال 89 وارد مجموعه میراث فرهنگی شده‌ام و هنوز بیمه ندارم.

به قول او وضعیت هنرمندی مثل او که مستقل کار می‌کند، روی موج سینوسی است؛ «کار ما نه امنیت شغلی دارد، نه بازار فروش چندانی، مگر اینکه توریست یا هنرشناسی باشد که کار با اقبال روبه‌رو شود.»

تجربه برپایی نمایشگاه‌های مختلف ثابت کرده است این هنر مورد توجه گردشگران قرار خواهد گرفت، در حالی که مصلی که یکی از بناهای توریستی مشهد است، هنوز گمنام و ناآشناست. بیچرانلو معتقد است: اگر مصلی معرفی شود، اتفاق‌های خوبی در زمینه هنری و معرفی هنرمندان خواهد افتاد.

113475.jpg

انگیزه، رمق رفته را برمی‌گرداند

گفته‌هایش را برای نجات دادن یک هنر قدیمی و کهن ادامه می‌دهد: آموزش این هنر انگیزه می‌خواهد. اگر به دنبال نجات دادن هنر پاپیه ماشه از منسوخ شدن هستید، باید انگیزه ایجاد کنید. با اوضاع اقتصادی حاضر همه ترجیح می‌دهند کاری انجام دهند که بازار فروش بهتری دارد. دو سال گذشته من هنرجویان زیادی داشتم که کار را یاد گرفته بودند، حتی به این خاطر، عنوان کارآفرین سال 94 را هم به من دادند. اما همان‌ها هم متأسفانه پای آن نماندند. اگر می‌خواهید رمقی برای هنر پاپیه ماشه سنتی بماند و آن را نجات دهید، باید انگیزه را در اولویت بگذارید. او با تأثر این گفته را می‌آورد: غم‌انگیزترین حالت ممکن برای یک هنرمند این است که یک روز برگردد عقب و ببیند خودش را حرام کرده است.

هنر لذت جاودانه است

با همه این حرف‌ها هنرمند جوان مصلی پر‌انرژی است. استدلال جالبی در این‌باره دارد؛ «در مورد رضایت از زندگی همه‌چیز به دیدگاه شما بستگی دارد. باید ببینید زندگی برای شما چطور تعریف شده است. این که کارمان خاص است و یک‌نفر می‌تواند این قدر خوب باشد یا نه را خودت تعیین می‌کنی. می‌شود زندگی را ساده گرفت و پر از امید و انرژی بود و یا بدبین و نا‌خشنود و ناراضی. به نظرم هنر یک لذت جاودانه است که می‌تواند زندگی را زیر‌و‌رو کند. اگر همین حرف را باور کنیم، لازم به هیچ چیز دیگر نیست. 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی