کد خبر : 82310
/ 10:41
خرده‌روایت‌هایی از تنها پایگاه اورژانس اجتماعی مشهد؛

سنگ صبور شهر

زنگ تلفن به صدا درمی‌آید. پشت خط، معلم مدرسه، از زخم‌های تنِ «مهسا» می‌گوید، از چشم‌ها و بازوی کبودش... . خطِ دیگر تلفن هم مشغول می‌شود.

سنگ صبور شهر

محدثه شوشتری-شهرآراآنلاین، زنگ تلفن به صدا درمی‌آید. پشت خط، معلم مدرسه، از زخم‌های تنِ «مهسا» می‌گوید، از چشم‌ها و بازوی کبودش... . خطِ دیگر تلفن هم مشغول می‌شود. این‌بار مادری امانش بریده و از آزارهای همسرش گزارش می‌دهد، مردی که به فرزندانش هم رحم نکرده است. تنِ نحیف «حمید» و «نرگس» زیر دست‌های سنگین پدر طاقت نیاورده‌اند؛ یکی به شب‌ادراری افتاده و دیگری خواب هر شبش هذیان شده است و گریه‌های بی‌قراری.ماجرا به مهساها و حمیدها ختم نمی‌شود. باز هم تلفن زنگ می‌خورد. خبر از خودکشی نوجوانی است که آرام و بی‌صدا زندگی‌اش خاموش شده. دوباره زنگ... زنگ... زنگ و هر بار گزارش دردی از زیرِ پوست شهر که زخم چرکینش سر باز کرده است؛ یک جا وجود کودکانه‌ای ضربه دیده، جایی دختری فرار کرده و بی‌پناه است، جایی دیگر زنی از خشونت‌های زندگی دست به دامان فریاد‌رسی شده است. بین این‌ها، تماس پشت تماس از اختلاف و دعواهای خانوادگی هم کم نیست. ساعتی از حضورمان در تنها پایگاه اورژانس اجتماعی مشهد گذشته و همچنان صدای زنگ شماره «١٢٣» با اعلام گزارش دیگری از دردهای مردمان شهر به صدا درمی‌آید.
١٠ تا ١٣‌دقیقه‌ زمان رسیدن اورژانس اجتماعی
۶‌ ون با نشان١٢٣ آماده‌باش داخل محوطه اورژانس اجتماعی به صف شده‌اند. از خیام‌٣٨ که مرکز‌١٢٣ است، تا هر نقطه‌ای از مشهد و حتی محدوده اطراف شهر برای فوریت‌های اجتماعی باید اعزام شوند. راننده یکی از ون‌ها، کارشان را به راننده‌های خودروهای آتش‌نشانی تشبیه می‌کند که حتی یک ثانیه هم برای نجات یک فرد، حیاتی است. شاید کودکی زیر شکنجه اشک می‌‎ریزد، زنی طاقت آزارهای بیشتر همسرش را ندارد یا دختر و پسری در‌خطر فرو‌رفتن بیشتر در منجلاب آسیب‌های اجتماعی هستند. مصداقش همان دختر فراری است که اگر اورژانس اجتماعی نصفه‌شب در ترمینال مشهد پیدایش نمی‌کرد، خدا می‌داند برای سرپناه و جای خواب از کجا سردر‌می‌آورد. راننده این‌ها را می‌گوید تا اطمینان دهد همانند ١١٠ و ١١۵ و ١٢۵ زمان رسیدن به محل گزارش مهم است و سر ١٠ تا ١٣دقیقه، تیم فوریت‌های اجتماعی١٢٣ خود را می‌رسانند.
گزارش‌های کودک‌آزاری و اعزام به مدارس
اولین اعزام هم‌زمان با حضور ما در پایگاه اورژانس اجتماعی مشهد، گزارش مربوط‌به یک کودک‌آزاری است. معلم مدرسه با دیدن رد زخم‌های تن مهسا، وضعیت این دانش‌آموز کلاس دوم ابتدایی را به اورژانس اجتماعی گزارش می‌کند: «از سه روز پیش مهسا غایب بود. امروز مدرسه آمده، اما از حالات و رفتارش متوجه درد روحی و جسمی‌اش شدم. بازوی بچه کبود و چشم‌هایش از سیاهی حلقه زده‌اند. رنگ و رویش پریده و از ترس چیزی به ما نمی‌گوید. قبلا هم یک‌بار از دست پدرش کتک خورده است.»
مدرسه در خیابان پنج‌تن است. یک مددکار و یک روان‌شناس راهی مدرسه می‌شوند. روان‌شناس با زبان خودش مهسا را به حرف می‌گیرد. کودک هشت‌ساله مشغول نوشتن مشق‌هایش بوده و متوجه دستور پدرش نشده است. پدر پای بساط نشئه‌اش یک لیوان آب از او خواسته و مهسا نشنیده است. «بابا بازوم رو محکم گرفت و کشید سمت آشپزخانه. گفت: مگه نشنیدی چی گفتم؟ بعدش هم پرتم کرد که بازوم به لبه سنگ روی کابینت‌ها خورد. تو رو خدا بابام نفهمه این‌ها رو گفتم، وگرنه منو می‌کشه. همیشه مامانم رو هم کتک می‌زنه.» تیم اورژانس برای مهسا پرونده مددکاری تشکیل می‌دهند. گام بعدی، صحبت با خانواده و دادن مشاوره است. به گفته مددکار، بیشتر گزارش‌های مربوط‌به کودک‌آزاری از‌طریق معلمان و مدیران مدارس ارائه می‌شود. در این موارد، اورژانس اجتماعی خانواده را تحت‌پوشش مشاوره‌ قرار می‌دهد. در شرایط بحرانی که والدین صلاحیت نگهداری کودک را نداشته باشند و خطر جانی متوجه کودک باشد، بهزیستی دستور قضایی حضانت کودک را می‌گیرد. کودک به مراکز نگهداری بهزیستی منتقل می‌شود و تازمانی‌که صلاحیت والدین تأیید نشود، تحویل بهزیستی می‌ماند.
١٢٣ هنوز برای خیلی‌ها ناشناخته است
تلفن از دست کارشناسان روان‌شناسی و مددکاری اورژانس اجتماعی نمی‌افتد. یک شهر سه‌میلیون‌نفری است و تنها یک پایگاه ١٢٣ که باید پاسخ‌گوی گزارش‌ها از آسیب‌های اجتماعی مشهد باشد. با احتساب جمعیت شناور مشهد و شهرهای اطراف، که پایگاه اورژانس اجتماعی ندارند، جمعیت پوشش‌دهنده این پایگاه به بیش‌از سه‌میلیون نفر هم می‌رسه. اگر آمار افزایش آسیب‌های اجتماعی را هم کنار این‌ها بگذاریم، کمبود نیروی انسانی و امکانات اورژانس اجتماعی بیشتر آشکار می‌شود. درعین‌حال، با همین امکانات و حدود ٢٠کارشناس‌ارشد روان‌شناسی و مددکاری، مرکز ١٢٣ به‌صورت شبانه‌روزی فعال است. هماهنگی با پلیس، دستگاه قضایی، بیمارستان‌ها، مراکز نگهداری بهزیستی و سایر ارگان‌ها برای رسیدگی به فوریت‌های اجتماعی هم
از وظایف ١٢٣ است.
در مواردی از همسرآزاری‌، کودک‌آزاری و سالمندآزاری که نیاز به پزشک باشد، اورژانس اجتماعی، آسیب‌دیده را به بیمارستان معرفی می‌کند. در حوادث خودکشی اگر فرد آسیب‌دیده زنده بماند، حین درمان مشاوره می‌دهند تا به حالت عادی زندگی برگردد و اگر فوت کند به خانواده فرد برای جلوگیری از مشکلات بعدی مشاوره می‌دهند. این توضیحات در صحبت با چند مددکار اورژانس اجتماعی مشهد دستگیرمان می‌شود. درعین‌حال، تحلیل آن‌ها این است که هنوز خیلی از مردم با خدمات اورژانس اجتماعی آشنایی ندارند.
«اعظم» از مددجویان اورژانس اجتماعی بود
حجم پرونده آسیب‌دیده‌های اجتماعی فراوان و مصداق‌های آن متفاوت است. بیش‌از ١۵٠تماس تلفنی که روزانه با مرکز اورژانس اجتماعی مشهد گرفته می‌شود، تأییدی بر این فراوانی است که سوپروایزر (مسئول شیفت) اورژانس اجتماعی مشهد اعلام می‌کند.ملیحه گلابگیر، تجربه ٩سال حضور در اورژانس اجتماعی را دارد که با‌توجه‌به قدمت ‌١٠ساله این مرکز در مشهد، تقریبا از ابتدای راه‌اندازی مرکز ١٢٣ درجریان خدمات آن است. از او درباره تجربه حضورش در مرکز اورژانس اجتماعی و نقش این مرکز جویا می‌شویم.
این کارشناس آسیب‌های اجتماعی، بارزترین تجربه خود را امدادرسانی به «اعظم»، زنی که همسرش او را ٢١روز زندانی و شکنجه کرد، ذکر می‌کند و می‌گوید: وقتی با ١٢٣تماس گرفتند، گفتند ما همسایه زنی هستیم که شوهر معتادش او را داخل خانه زندانی کرده است و شکنجه می‌دهد. بعدها متوجه شدیم که از بستگان خود اعظم به همسایه‌ها گفته بودند با اورژانس اجتماعی تماس بگیرند، اما خودشان از ترس شوهر معتاد اعظم، نمی‌توانستند کمکش کنند. با دادن نشانی دقیق راهی خانه‌اش شدیم. هنوز چهره زخمی و رنج‌دیده این زن و دخترانش از جلوی چشمانم محو نمی‌شود. شوهر اعظم، او را داخل صندوقچه‌ای فلزی گذاشته بود و زیر آن آتش روشن می‌کرد. زن‌های آسیب‌دیده که مورد همسرآزاری قرار می‌گیرند، کم نیستند، اما مشابه اعظم تاکنون پرونده‌ای نداشتم.
بیشترین تماس با ١٢٣ مربوط به کودک‌آزاری است
«شماره ١٢٣ به‌ترتیب «یک»، «دو» و«سه» با این هدف طراحی شده است که کودکان در زمان خطر و آزارهای جسمی، روحی و جنسی به‌راحتی بتوانند با فوریت‌های اجتماعی تماس بگیرند.» این جمله را مددکار اورژانس اجتماعی درباره کارایی شماره این مرکز بیان می‌کند و توضیح می‌دهد: از‌طریق آموزش‌هایی که در مهدهای کودک و مدارس به کودکان و دانش‌آموزان درباره تماس با اورژانس اجتماعی داده شده است، معمولا کودکان با این مرکز آشنا هستند. این نشانه خوبی برای اطلاع از کودک‌آزاری‌ها و کمک به آنان است.به گفته گلابگیر، اکنون، بیشترین تماس‌ها با مرکز اورژانس اجتماعی، مربوط‌به کودک‌آزاری است. در برخی موارد، آزار کودکان جسمی است نظیر کتک‌خوردن و در مواردی کودک‌آزاری جنسی است و در بیشتر موارد جنبه روحی و روانی دارد.
متأسفانه افزایش طلاق و فشارهای ناشی از خشونت خانوادگی و دعواهای بین زن و شوهر، یکی از عوامل آسیب‌دیدن روحی کودکان است.از این مددکار می‌پرسیم گزارش کودک‌آزاری بیشتر از چه طریقی به اورژانس اجتماعی اطلاع داده می‌شود. او می‌گوید: بیشتر ازطریق مدارس و اقوام کودکان، وضعیت کودک آسیب‌دیده به مرکز اورژانس اجتماعی مشهد گزارش می‌شود. گاهی هم کودکان از اختلافات خانوادگی کلافه شده‌اند یا احساس خطر کرده‌اند و خودشان با ١٢٣ تماس می‌گیرند.به گفته گلابگیر، بین تماس‌ها، تعداد مزاحمت‌ها و تماس‌های غیر‌مرتبط هم کم نیست.
چند وقت پیش، مدیرکل امور آسیب‌دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور اعلام کرد که تعداد پذیرش دختران فراری در مشهد و تهران، نسبت‌به شهرهای دیگر بیشتر است.
سوپروایزر اورژانس اجتماعی مشهد در این خصوص نیز می‌گوید: تعداد مراجعان و پرونده‌هایی که در اورژانس اجتماعی برای دختران فراری تشکیل می‌شود، باتوجه‌به زمان‌های مختلف در طول سال متغیر است. نمی‌توان آمار ثابتی را اعلام کرد. با‌این‌حال بیشتر گزارش‌هایی که درباره دختران فراری به مرکز اورژانس اجتماعی مشهد اعلام می‌شود، از‌طریق دفتر آگاهی حرم مطهر رضوی یا ترمینال است.
دختران فراری که سرگردان و بی‌پناه می‌مانند یا مورد آزار قرار می‌گیرند و آسیب می‌بینند، ازطریق این مراجع معرفی می‌شوند.گلابگیر، درباره روند رسیدگی به وضعیت دختران فراری از‌طریق اورژانس اجتماعی توضیح می‌دهد: گاهی با خانواده دختر فراری تماس می‌گیریم و دختر بعد‌از مشاوره و صلح تحویل خانواده می‌شود. در موارد خاص هم به‌دلیل شرایط حاد خانواده، این دختران در مراکز بهزیستی نگهداری می‌شوند و تحت مشاوره مددکاران و روان‌شناسان قرار می‌گیرند تا مشکلاتشان رفع شود. وی، به یکی از پرونده‌های دختران فراری که روز قبل از حضور ما در اورژانس اجتماعی مشهد تشکیل شده است، اشاره می‌کند و می‌گوید: در این پرونده، دختری ١۵‌ساله از شهرستان تربت‌حیدریه به مشهد فرار کرده بود که موضوع ازطریق ترمینال به مرکز ١٢٣ گزارش شد. این دختر را خانواده به‌اجبار به ازدواج مردی درآورده بودند و دختر بعداز چند ماه از ازدواج، از شهرستان محل سکونت خود به مشهد فرار کرده بود. متأسفانه در چنین شرایطی، چون این دختران بی‌سرپناه و از اقوام و خانواده فراری هستند، از آن‌ها سوءاستفاده می‌شود که همین مسئله، آسیب‌های اجتماعی بیشتری به زندگی آنان وارد می‌کند.
افزایش خشونت خانوادگی
ساختمان اورژانس اجتماعی مشهد دو بخش دارد؛ بخش بزرگی از آن «مرکز مداخله در طلاق» نام گرفته است. کنار کارشناسان و مددکاران اورژانس اجتماعی، کارشناسان مشاوره، واسطه سازش زوج‌ها و جلوگیری از طلاق هم می‌شوند.
یکی از کارشناسان خط١٢٣ هم‌جواری اورژانس اجتماعی با مرکز مداخله در طلاق را برای هماهنگی بیشتر با هدف رفع‌و‌رجوع دعواهای خانوادگی ذکر می‌کند و می‌گوید: آسیب‌های اجتماعی با هر درصد و میزانی اگر به‌موقع رفع نشوند، تشدید و سبب آسیب‌های دیگر می‌شوند. به‌طور‌مثال اگر زن و شوهر برای رفع اختلافات اولیه از مشاوره بهره بگیرند، شاید نهایت این دعواها به فروپاشی خانواده و آسیب‌های اجتماعی که متوجه زن و مرد و فرزندان است، منجر نشود. ازهمین‌رو، بین کارشناسان ١٢٣ و کارشناسان مرکز مداخله در طلاق هماهنگی برقرار است. برای سازش بین خانواده‌ها و کاهش خشونت‌های خانگی مشاوره می‌دهیم و چه‌بسا خیلی از افراد بعداز رفع اختلاف همچنان با مرکز ما درارتباط هستند و در مواجهه با بحران‌های زندگی مشورت می‌گیرند.
این کارشناس خط‌١٢٣ افزایش خشونت‌های اجتماعی و آسیب‌های اجتماعی را آتشی بر کانون خانواده می‌داند که نه‌ فقط ازسوی اورژانس اجتماعی، بلکه ازطرف سایر نهادهای فرهنگی و اجتماعی نیز باید به آن توجه کرد.
اعتیاد، پاشنه آشیل آسیب‌های اجتماعی
چند ساعتی از حضورمان در مرکز اورژانس اجتماعی مشهد گذشته است. تلفن‌ها همچنان زنگ می‌خورند. یک پای هر آسیب اجتماعی که گزارش می‌شود، اعتیاد است؛ از همسرآزاری گرفته تا طلاق. پشت خط، زنی از اعتیاد همسرش به مواد مخدر صنعتی و توهمی که شبانه‌روز آرامش او و فرزندانش را گرفته است، ناله می‌کند. چند‌دقیقه بعد، پدری مسن که از رفتارهای پسر معتادش کلافه است، از اورژانس اجتماعی مدد می‌خواهد. مادری از عجز و ناتوانی برای محافظت از خود و فرزندانش دربرابر شکنجه‌های همسر معتادش می‌گوید و دنبال راهی است برای نفس‌کشیدن بدون ترس و هراس در خانه‌ای که روزی با هزار آرزو پا به آن گذاشته است. و دوباره تلفن زنگ می‌خورد... دردهای اجتماعی تمامی ندارند! 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی