کد خبر : 82408
/ 13:46
رشد ٢٧۶ درصدی نوزادان خاکستری در سال ٩۶

معتادان مادرزاد

آن‌طور‌که فیروزه جعفری، مشاور قائم‌مقام دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری، پارسال اعلام کرد، تعداد معتادان خراسان‌رضوی بالغ‌بر ١٣۵‌هزار نفر است.

معتادان مادرزاد

فرزانه شهامت- «پورسینای [....]. بن‌بست دوم سمت راست. درِ قهوه‌ای.»مرور نشانی بی‌فایده است. لا‌به‌لای کوچه‌های مارپیچ و خانه‌های بی‌پلاک، گم شده‌ای. با اینکه دیروز، فرد رابط به «راضیه» زنگ زده و آمدنت را خبر داده بود، تلفنش را جواب نمی‌دهد. پیداست مهمان ناخوانده‌ای. در و همسایه‌ خیره‌خیره نگاه‌ می‌کنند. فهمیده‌اند که غریبه‌ای.  یکی از آن‌ها یک‌ریز حرف می‌زند: فامیلی که می‌گویید مال بلوچ‌هاست، اما این دور‌و‌برها چنین کسی نداریم. گفتید اسم بچه‌شان چه بود؟ سامان؟ یادم آمد! از بهزیستی آمده‌اید؟ این‌ها وضعشان خراب است؛ همه‌جوره خراب.زن همسایه به انتهای کوچه‌ای بن‌بست اشاره می‌کند. یکی از این سه خانه چفت‌در‌چفت، باید خودش باشد. رابط‌ گفته ‌بود اینجا خانه تیمی و پاتوق معتادان است. سامان چهار‌ساله هم یکی از آن‌هاست؛ یک معتاد تمام‌عیار.
 
آسیب‌زاده
بعد‌از چند‌بار در‌زدن، زنی که موهایش با شانه بیگانه است، در را با احتیاط نیمه‌باز می‌کند. دیدن چهره دودزده، چشم‌های گود‌افتاده و دندان‌های سیاه و ساییده‌اش، هول به دلت می‌اندازد. می‌گویی ازطرف فلانی آمده‌ای. با‌این‌حال به‌بهانه نامرتب‌بودن خانه، مایل به راه‌دادن نیست. خانه که نمی‌شود گفت؛ «آلونک» بهتر است. اتاقی دوازده‌متری که جز درِ رو به کوچه، روزنی به بیرون ندارد. خیلی چیزهای دیگر هم ندارد؛ مثل لوله‌کشی آب و گاز، چاه فاضلاب، حمام و آشپزخانه. بالأخره به زور تعارف و لبخند وارد می‌شوی. اتاق آن‌قدر به هم ریخته که گویا زلزله آمده است. کمد ظرف تا خرخره از لباس و اسباب‌بازی پر شده‌ و بقیه وسایل، کف اتاق را فرش کرده است؛ طوری‌که جایی برای نشستن نیست.
حد اعلای اعتیاد از سر و روی راضیه و شوهرش می‌بارد؛ با‌این‌حال هر دو اعتیادشان را انکار می‌کنند و می‌گویند که فقط مقداری متادون مصرف می‌کنند. راضیه، انگار که گوش شنوایی پیدا کرده باشد، از ویرانه‌ کودکی‌هایش می‌گوید؛ ویرانه‌هایی که سامان نیز ناخواسته آن‌ها را به ارث برده است: «چند‌ماهه بودم که پدرم مُرد. مادرم با یک مواد‌فروش ازدواج کرد. بعد از مدتی مادرم معتاد شد و من هم... . مریض که می‌شدم به عوض دکتر‌بردن، به من شیره می‌دادند. شوهر‌ننه‌ام نگذاشت تا کلاس پنج بیشتر بخوانم. مادرم که تصادف کرد و فوت شد، وضع من بدتر شد. با گل‌آقا، شوهرم، اتفاقی آشنا شدم. عقد آخوندی (ثبت‌نشده) کردیم، چون او شناسنامه ندارد. بچه‌هایمان هم شناسنامه ندارند.»

در آغوش اعتیاد
نیم‌ساعتی از اذان ظهر می‌گذرد و سامان، محصور در خرت‌و‌پرت‌های کف اتاق، همچنان غرق خواب است. راضیه تلاش می‌کند وانمود کند این خواب عمیق، در این ساعت از روز عادی است و کودک تا پیش پای ما بیدار بوده است.
اعتیاد سامان با همان علائمی همراه بود که آدم‌بزرگ‌ها دارند، علائمی که عموم مردم به آن «خماری» می‌گویند. گریه، بی‌قراری،‌ شیر‌نخوردن، وزن‌نگرفتن، آب‌ریزش بینی، تب و اسهال. وقتی می‌پرسی مصرف روزانه سامان چقدر است جواب می‌دهد: «١۵٠٠‌تومان». بعد هم اعتراف می‌کند: «از بعد تولد به او شیره دادم، که اگر نمی‌دادم تشنج می‌کرد.»
راضیه هنگام بارداری هر دو فرزندش- سامان و سارا- مصرف‌کننده مواد مخدر بود؛ یعنی هر دو نوزاد بی‌آنکه بفهمند مواد مخدر چیست، معتاد به دنیا آمده‌اند؛ با این تفاوت که بیمارستان پس از تولد سامان، نوزاد را به آغوش مادر معتادش برگرداند، اما موقع تولد سارا رویه‌ها تغییر کرد و پس‌از سم‌زدایی، حضانت نوزاد به یکی از بستگان سالم او سپرده شد. به همین سادگی، مسیر زندگی این خواهر و برادر تغییر کرد.

تریاک نذری!
اعتیاد، بخشی از حافظه راضیه را به تاراج برده است. تردید دارد که سامان را در کدام بیمارستان به دنیا آورده است. این را هم یادش نمی‌آید که زایمان سارا چند ماه پیش بود؛ همین‌قدر می‌داند که باید کمتر از یک‌سال باشد و نه بیشتر. دیگر حال صاف‌نشستن ندارد. قوز می‌کند و تن تکیده‌اش را روی زانوهایش رها می‌کند. با صدایی خش‌دار شروع می‌کند به خیال‌بافی: «تابستان که بیاید دیگر به سامان تریاک نمی‌دهیم. اگر خودمان ترکش ندهیم، او را از ما می‌گیرند. بچه‌ام این‌قدر شیرین‌زبان است که همسایه‌ها وقتی به مشکل برمی‌خورند، برایش شیره می‌آورند.»
آهنگ گریه را می‌توان در صدای خسته مادر شنید: «می‌گویند بعضی از این دکتر‌مهندس‌های الان در بچگی‌شان مثل سامان ما معتاد بوده‌اند. اصلا خیلی‌هایشان خبر ندارند که چه‌جور بچه‌ای بوده‌اند. بچه ما هم ترک می‌کند، درس می‌خواند و آدم حسابی می‌شود. من و شوهرم هم ترک می‌کنیم. خانه بزرگ می‌گیریم و سارا را هم می‌آوریم پیش خودمان.»
نگاهت روی چهره سامان خیره می‌ماند که زیر پتویی چرک‌مُرد همچنان خواب است، در‌حالی‌که این سؤال دائم در ذهن مرور می‌شود؛ آیا می‌توان این پدر و مادر خمار را که خود تجربه ناموفق ترک اعتیاد را داشته‌اند، صاحب صلاحیت حضانت دانست؟

آمار مبهم
خبری از آمار دقیق نیست. با یک ضرب و تقسیم ساده می‌شود تعداد نوزادانی را که معتاد پا به دنیا می‌گذارند، تخمین زد. آن‌طور‌که فیروزه جعفری، مشاور قائم‌مقام دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری، پارسال اعلام کرد، تعداد معتادان خراسان‌رضوی بالغ‌بر ١٣۵‌هزار نفر است.
برآورد حمید جمعه‌پور، کارشناس درمان شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان، از تعداد زنان معتاد، ١٠‌درصد عدد یاد‌شده است؛ یعنی حدود ١٣‌هزار و ۵٠٠‌نفر. آمارها همچنین حکایت از این دارد که میانگین سنی زنان معتاد بین ٢۵ تا ۴٠‌سال است، یعنی همان سن معمول باروری. از این جمعیت چه تعداد نوزاد خاکستری به دنیا می‌آید؟ آماری در دست نیست؛ حتی تخمینی‌اش. اما چند واقعیت مسلم وجود دارد که به درک‌ ما از گستره این آسیب کمک می‌کند. ابتدا اینکه فراوانی زنان معتاد در حاشیه شهرها بیشتر است و سبک زندگی در این مناطق، چندفرزندی است. نیز اینکه برای برخی از این زنان، بارداری و فروش نوزاد یک شغل است.
شهناز رمارم، عضو شورای اسلامی شهر مشهد، اطلاعات بیشتری در‌اختیارمان قرار می‌دهد و قیمت نوزاد در حاشیه شهر را بین ۵٠٠‌هزار تا ۵‌میلیون‌تومان اعلام می‌کند.برای آنکه به بدبینی متهم نشویم، تعداد نوزادانی را که هر زن معتاد به دنیا می‌آورد، کمترین حالت ممکن و صرفا یک مورد فرض می‌کنیم. با این حساب، استان ما حداقل ١٣‌هزار و ۵٠٠‌نوزاد خاکستری دارد.
رئیس بهزیستی شهرستان مشهد در گفت‌وگو با شهرآرا، تعداد نوزادان خاکستری شناسایی‌شده در سال‌٩۶ را ١٨٨نوزاد اعلام می‌کند. این رقم در سال‌٩۵، ۵٠‌مورد بوده است. با‌وجود این رشد ٢٧۶‌درصدی، همچنان تعداد نوزادان خاکستری شناسایی‌شده با آمار تخمینی فاصله معناداری دارد. دلیل آن را مدیر یکی از سمن‌های اعتیاد این‌طور بیان می‌کند: بسیاری از این زایمان‌ها در منزل اتفاق می‌افتد. نه علوم پزشکی و نه اورژانس‌١٢٣، جز در‌صورت گزارش مردمی، نمی‌توانند این نوزادان را شناسایی کنند.

زنجیره مشکلات
ماجرای منیژه لابه‌لای خبرهای رنگارنگ رسانه‌ها خیلی زود گم شد. کودکی سه‌ماهه که اواخر سال‌٩۴ به‌دلیل تشنج ناشی از مصرف پیوسته مواد مخدر به بیمارستان امام‌رضا‌(ع) منتقل شد. تلاش پزشکان برای نجات وی بی‌نتیجه ماند و کودک، پس‌از ٩‌روز ماندن در سردخانه بیمارستان به‌دلیل مراجعه‌نکردن والدین، به‌صورت گمنام دفن شد.
منیژه، یکی از هفت فرزند خانواده بود و مانند برادر و خواهرهایش شناسنامه نداشت. مادر، تریاک می‌کشید و برای گدایی از بچه‌ها استفاده می‌کرد. هر‌چند این اقدام موجب دستگیری و انتقال مادر به خانه سبز مشهد و سپردن کودک به شیرخوارگاه علی‌اصغر‌(ع) شد، اما پس‌از آزادی مادر، کودک به مادرش بازگردانده شد. مددکار جمعیت امام‌علی(ع) می‌گوید: پیش از این نیز یکی دیگر از فرزندان خانواده به‌دلیل خوراندن تریاک فوت شده است.
وی که سال‌ها تجربه کار در حوزه آسیب‌های اجتماعی را دارد، معتقد است: توجه به موضوع نوزادان معتاد از‌سوی دستگاه‌های متولی نسبت‌به گذشته بهتر شده است، اما همچنان دچار ضعف‌های اساسی هستیم، ضعف‌هایی که در‌نهایت کل چرخه اقدامات را به باد می‌دهد. از یک سو، مراکز بهزیستی برای پذیرش نوزادان جدید اشباع هستند؛ از سوی دیگر با روندی سهل‌گیرانه مواجه‌ایم که برای ترخیص نوزاد یا کودک از مراکز بهزیستی و بازگشت او به خانواده اعمال می‌شود. اگر بچه شناسنامه نداشته باشد، والدین استشهاد محلی یا نامه کمپ می‌آورند یا به‌جای والدین معتاد، یکی از بستگان که ظاهری سالم دارد، برای تحویل‌گرفتن بچه مراجعه می‌کند. درباره گزارش به اورژانس‌١٢٣ هم چون صرفا گزارش‌ها مردمی است و شاکی خصوصی وجود ندارد، اثبات در‌معرض خطر بودن نوزاد یا کودک سخت است.

فقدان مدیریت واحد
«عزمی برای پیشگیری و کاستن از تبعات موضوع نوزادان خاکستری وجود ندارد.» این جمله، وجه مشترک صحبت‌های کارشناسانی است که هر‌یک به‌دلیلی مایل نیستند نامشان ذکر شود. موسسه مهرآفرین مشهد فعلا تنها مرکز غیردولتی است که از مادران و نوزادان معتاد حمایت می‌کند و اکنون ١٨٠نوزاد سم‌زدایی‌شده را تحت پوشش دارد.
شهناز رمارم، مدیر این مؤسسه، دراین‌باره می‌گوید: مدیریت واحد بهتر از وجود چند مرکز دولتی و خصوصی است. در گام نخست باید بانک اطلاعاتی جامعی، هم درباره مددجویان و هم مراکز خیریه و مؤسسات حمایتی تهیه کرد.
وی مشکلات گوناگونی را فهرست می‌کند که در مسیر حمایت از این نوزادان و کودکان وجود دارد؛ از همکاری‌نکردن برخی خانواده‌ها، مضیقه امکانات مالی به‌ویژه برای بستری‌کردن مادرانی که تمایل به ترک دارند، کمبود امکانات دولتی، ضعف‌های قانونی و... . مشکلاتی که حل آن‌ها به‌هیچ‌روی دشوار نیست، اما با هر عینکی که به کلان ماجرا نگاه کنیم، به ابتدای این چرخه معیوب و جمله تکراری کارشناسان بازمی‌گردیم: «عزمی برای پیشگیری و کاستن از تبعات موضوع نوزادان خاکستری وجود ندارد.»
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی