کد خبر : 82485
/ 10:16
صحبت‌های جنجالی مشاور وزیر نیرو درباره وضعیت و مدیریت آب در کشور

این تمدن نمی‌میرد اگر...

«عذرخواهی می‌کنم.» شنیدن این جمله از زبان سرپرست مجموعه‌ای که همواره مدافع سیاست‌های آب منطقه‌ای استان و وزارت نیرو بوده است، سالن اجتماعات دانشکده علوم پایه دانشگاه فردوسی مشهد را برای دقایقی در سکوت فرو برد.

این تمدن نمی‌میرد اگر...

فرزانه شهامت- «عذرخواهی می‌کنم.» شنیدن این جمله از زبان سرپرست مجموعه‌ای که همواره مدافع سیاست‌های آب منطقه‌ای استان و وزارت نیرو بوده است، سالن اجتماعات دانشکده علوم پایه دانشگاه فردوسی مشهد را برای دقایقی در سکوت فرو برد. این مقدمه متفاوتی بود برای آغاز یک همایش و نقطه امیدی برای استادان و تشکل‌های آب‌محور حاضر در جلسه، مبنی‌بر تغییر رویکردها و نگاه‌های تازه به مسئله آب.
صحبت‌های صریح دکترمحمد فاضلی، مشاور وزیر نیرو، بخش بعدی همایش بود که یک ساعت، تمام حاضران را نه‌فقط روی صندلی‌هایشان نشاند، بلکه سالن اجتماعات را بارها مملو از تشویق‌‌های ممتد کرد.آنچه می‌خوانید، بخش‌هایی از گفته‌های عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در همایش الزامات پایدارسازی منابع آب است.
الزامات پایدارسازی منابع آب یعنی بیان وضع موجود و آنچه باید انجام شود. فکر می‌کنم لااقل از مرحله اینکه در فضای نخبگانی دائم از مصیبت‌بار بودن وضعیتمان بگوییم گذشته‌ایم و باید سراغ راه‌حل‌ها برویم. ساختار جدید وزارت نیرو نیز با این رویکرد سازگار است. مسئله اساسی این است که منابع آب بیش از توانشان تحت فشار قرار گرفته‌اند. اگر‌‌چه بارش‌ها کم است، وضعیت آب‌های زیرزمینی خیلی وخیم‌تر از آب‌های سطحی است. با‌وجود وخامتی که گفته شد، نباید وضعیت همه دشت‌ها را یک‌کاسه کنیم. این گفتار بین مردم و حتی مسئولان رایج است که می‌گویند ٩٠‌درصد مصرف آب مربوط‌به بخش کشاورزی، ۴درصد صنعت و ۶‌درصد شرب است. می‌پرسند با این ۶‌درصد چقدر می‌خواهید صرفه‌جویی کنید؟ همان ٩٠‌درصد کشاورزی را درست کنید، مشکل حل می‌شود.
واقعیت این است که سهم بخش‌های مختلف در مصرف آب، در جای‌جای کشور فرق دارد؛ مثلا در استان تهران عمده‌ترین بخش، شرب است و حتی آب کشاورزی هم برای شرب گرفته شده است. پس نمی‌شود نسخه واحدی پیچید.
نکته بعدی این است که آب واقعیتی چند‌بعدی است. آن‌هایی که ٩٠، ۶ و ۴درصد را برای مصارف بخش کشاورزی، شرب و صنعت عنوان می‌کنند، گمان می‌کنند آب، آب است. در‌حالی‌که آبی که از آسمان آمده با آبی که از آبخوان برداشت شده، آبی که در یک منطقه ارزش زیست‌محیطی دارد، در جایی ارزش اقتصادی آن و در جای دیگر ارزش اجتماعی‌اش بیشتر است، تفاوت دارد.

پای قدرت در میان است
ساختار مدیریت منابع آب در کشور، اعم از وزارت نیرو، جهاد کشاورزی، صنعت معدن و تجارت، راه و شهرسازی، با موضوع «مدیریت تأمین و عرضه آب» عجین هستند؛ یعنی همه خود را متکفل این می‌دانند که آب بیشتری از هر منبعی عرضه کنند. ندیدن مدیریت مصرف وضعیت کنونی را حاکم کرده است.
مسئله آب ایران نمی‌تواند تحلیل شود بدون اینکه رابطه آن با اقتصاد سیاسی آب و انرژی، اقتصاد سازه‌های آب مثل سد، اقتصاد خرید رأی و خرید محبوبیت دیده شود.
وقتی بخواهیم آب را تحلیل کنیم، نمی‌توانیم از کنار اقتصاد انرژی ساده بگذریم. ما در بخشی از دشت‌های کشور، آب را از عمق ١۵٠ تا ٣٠٠ متری زمین بالا می‌کشیم. اگر قیمت‌ برق واقعی بود، این کار را نمی‌کردیم. همچنین آب را در فواصل طولانی پمپاژ نمی‌کردیم.
قیمت‌گذاری آب و انرژی دارای ملاحظات سیاسی است. همه سیاست‌گذاران تأثیر این قیمت‌گذاری را روی محبوبیت، رأی و سرنوشت سیاسی‌شان می‌سنجند. کاش در این کشور مقاماتِ یک‌دوره‌ای داشتیم. مقاماتی که به دو دوره چشم دارند، در دوره اول خود هرگز تن به کاری نمی‌دهند که رأیشان را در دوره دوم تهدید کند و این، پدیده‌ای بسیار خطرناک است.

صرفه‌جویی بی‌معناست
نوع سرمایه‌گذاری در حوزه آب، چسبندگی ایجاد کرده ‌است. چسبندگی یعنی اینکه سازمان‌ها به لحاظ نیروی انسانی، دانش و ساختار به منافع ذی‌نفعان و قیمت‌های غیرواقعی چسبیده‌اند. یعنی صنایع و کشاورزی ایجاد کرده‌ایم که مبنایشان بر‌پایه آب و برقِ تقریبا رایگان است. سازمان‌هایی ایجاد کرده‌ایم که فقط یاد دارند در این شرایط و با این قیمت‌های تقریبا رایگان کار کنند. چسبندگی دانشی هم داریم؛ به این معنا که اصلا دانش مدیریت مصرف و تقاضا تولید نکرده‌ایم. اصلا نمی‌دانیم درباره چه چیزی حرف می‌زنیم. سال‌های سال مدیریت مصرفمان خلاصه شده است به پخش تیزر. فکر می‌کردیم به صرف این کار می‌توانیم مردم را مجاب کنیم که مصرف خود را کاهش دهند.
به مرکز آموزش آب‌های زیرزمینی استرالیا نگاه کنید. ٢٠٠‌عضو هیئت‌علمی در پنج حوزه به فعالیت مشغول هستند. یکی از این بخش‌ها، اقتصاد آب و جامعه است که با حدود ٣۵‌عضو هیئت‌علمی به تولید دانش در‌زمینه‌های اقتصاد، جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، حکمرانی آب‌های زیرزمینی و... مشغول است؛ آن هم استرالیایی که مشکلات آب‌های زیرزمینی‌اش یک‌دهم کشور ما نیست.
ما در هر سه بخش کشاورزی، شرب و صنعت به شدت بد‌مصرف هستیم. در چنین شرایطی، به‌کار‌بردن واژه «صرفه‌جویی» معنا ندارد. صرفه‌جویی مربوط‌به زمانی است که ما در الگوی استاندارد مصرف می‌کنیم؛ مثلا وقتی سرانه مصرف استاندارد خانواده در یک ماه، ٢٠‌متر‌مکعب است و ما آن را به ١٨‌متر‌مکعب رساندیم یعنی صرفه‌جویی کرده‌ایم. اما وقتی سرانه مصرف ما ٢٨ است، حتی اگر آن را به ٢٠ هم برسانیم، هنوز وارد مرحله صرفه‌جویی نشده‌ایم، بلکه بدمصرفی خود را اصلاح کرده‌ایم.

اغراق در تغییر اقلیم
تغییر اقلیم و کاهش بارش‌ها را سپر ناکارآمدی‌هایمان کرده‌ایم و بدتر اینکه از همین سپر استفاده می‌شود برای جا‌انداختن برخی چیزها. واقعیت این است که به استثنای سال‌٩٧، مقدار واقعی کاهش بارش‌ها ١۴درصد است؛ یعنی از ٢۴٩‌میلی‌مترِ میانگین پنجاه‌ساله رسیده‌ایم به ٢١۶‌میلی‌متر. آیا کشوری با ١۴درصد کاهش میانگین بارش باید زمین‌هایش به طول ٧٠‌کیلومتر ترک بخورد؟ باید دشتی داشته باشد که سالی ٣۶‌سانتی‌متر فرونشست داشته باشد؟
ما پشت کاهش بارش‌ها سنگر گرفته‌ایم و همه‌چیز را به گردن آن می‌اندازیم. نکته هشدارآمیز ماجرا اینجاست که روند اقلیمی فعلی رو به تداوم است. به همین دلیل برخی در وزارت نیرو از واژه «بحران» استفاده نمی‌کنند. بحران مربوط به دوره زمانی کوتاه و برای یک اغتشاش خیابانی یا زمین‌لرزه مناسب است.
عوارض آب در ایران و توجه‌نکردن به کم‌آبی بحران است، اما صرف موضوع آب بحرانی نیست. کوتاه‌مدت هم نیست و دو‌سه‌دهه طول می‌کشد تا بر آن فائق آییم. کم‌آبی ویژگی این اقلیم است.

موضوع بدخیم
در همه جای دنیا کم‌آبی یک موضوع بدخیم است. بدخیم یعنی ذی‌نفعانی در آن دخیل هستند که منافع متعارض دارند؛ کشاورزی که معیشتش، آب منطقه‌ای که درآمدش، پیمانکاری که پروژه‌اش، صنعتی که تولیدش، مردمی که زندگی‌شان و سیاست‌مداری که خرید محبوبیت‌ یا اداره کشورش به آب وابسته است. حل‌کردن مناقشه میان ذی‌نفعان دشوار است و برای این تلاش، پایانی را نمی‌توان متصور شد. بنابراین در موضوعی بدخیم از حل مسئله صحبت نمی‌کنیم، بلکه از رفع موقت مناقشه و تلاش دائم برای آن می‌گوییم.
بدخیمی درباره آب‌های سطحی هم وجود دارد، اما آب‌های زیرزمینی پیچیده‌تر هستند. چون منبع آب دیده نمی‌‌شود، سنجش آن دشوار است و بین اتفاق بد و نتیجه‌اش، فاصله زمانی وجود دارد. آنچه امروز شاهدش هستیم از دهه‌۴٠ شروع شده است. از آن بدتر اینکه اگر اصلاحات را از الان شروع کنیم، ٣٠‌سال بعد نتیجه می‌دهد. این تأخر زمانی، دو نوع واکنش را به وجود می‌آورد. یکی آن‌هایی که خرابکار و دنبال کارهایی با نتایج کوتاه‌مدت هستند. بنابراین هر دولت چهار‌ساله می‌تواند کارهایی را با آب‌های زیرزمینی انجام دهد، به این امید که یا نتیجه‌اش در دولت بعد رخ می‌دهد یا در دراز‌مدتی که این نسل به‌کلی مرده‌اند.
گروه دوم، کسانی هستند که می‌خواهند اصلاح کنند، اما رغبت چندانی ندارند، چون نتیجه کارشان در دهه‌های بعد دیده می‌شود و آدم‌ها اصولا دوست دارند وقتی روبانی را می‌برند، بلافاصله صدای کف‌زدن را هم بشنوند و محبوبیتشان را ببینند.

«گلام» و «ژول‌ورن»
ما در موضوع آب‌های زیرزمینی با معمای هماهنگی مواجه‌ایم. در ایران به‌دلیل نقصان جدی نظام سنجش داده‌های پایداری منابع آب، بدخیمی آب به‌شدت افزایش یافته است. استرالیا زمانی بین ۴٠٠ تا ۶٠٠ میلیون دلار هزینه کرد و نظام یاد‌شده را راه انداخت. ما فاقد چنین نظامی هستیم، درحالی‌که هزینه‌ای که گفته شد، کمتر از هزینه احداث یکی از سدهای بزرگ کشور است. با این تفاصیل و درشرایط یاد‌شده، دو رویکرد دیده می‌شود. رویکرد اول، مشابه همان آقای «گلام» است که در کارتون گالیور می‌دیدیم. شخصیتی که گزاره‌های سیاه تولید می‌کند و دائم می‌گوید: «می‌دانم که از بی‌آبی بدبخت می‌شویم، از گرسنگی می‌میریم، پنج‌میلیون نفر باید مهاجرت کنند، ایران سومالی می‌شود و... .» البته اگر مسیر کنونی را ادامه بدهیم وقوع این پیش‌بینی‌ها دور از انتظار نیست. رویکرد دوم، شبیه شخصیت ژول‌ورن است که طرح‌های حیرت‌انگیز می‌داد. در موضوع آب با شخصیت‌هایی سرو‌کار داریم که حرف‌های ژول‌ورنی می‌زنند؛ مثلا می‌خواهند از ٨٠٠‌کیلومتری زیر‌زمین آب پیدا کنند.

تکرار کشتی تایتانیک
‌این دو گروه برخلاف ظاهر مجزایی که دارند، در نهان با یکدیگر در‌ارتباط هستند. نقشه‌های ژول‌ورنی، گزاره‌های سیاه گلام‌‌ها را توجیه می‌کند. یعنی می‌گویند حالا که دارید از بی‌آبی می‌میرید، ما برایتان راه‌حلی داریم. گلام‌ها ناامیدی خلق می‌کنند. احساس بی‌عملی را تزریق و به مردم، مسئولان و نخبگان این‌طور القا می‌کنند که کشتی تایتانیک در‌حال غرق‌شدن است.
در چنین شرایطی، چند واکنش را می‌توان متصور شد؛ یکی کاپیتانی است که می‌گوید حالا که کشتی دارد غرق می‌شود، من هم در اتاق فرمان می‌نشینم تا با آن غرق شوم. گروه دیگر، آن‌هایی هستند که به فکر نجات زن و بچه‌ها هستند؛ بنابراین فرزندانشان را به خارج از کشور می‌فرستند و برای احتیاط یک حساب بانکی هم باز می‌کنند. در‌این‌میان، هستند کسانی که در کشتی به‌دنبال شمعدان نقره و قایق نجاتی هستند که بقیه به آن دسترسی ندارند. آن‌ها می‌خواهند با شمعدان‌های نقره، سوار قایق شوند و راه دریا را در پیش بگیرند.
این، حس بدی است که گاهی فکر می‌کنم مردم و حتی مسئولان با آن درگیر می‌شوند. این تمدن نمی‌میرد، اگر درست عمل کنیم. عده‌ای به‌عمد گزاره‌های سیاه تولید می‌کنند تا هر آنچه ژول‌ورن‌ها می‌گویند، بپذیرید.

بایدهای رویکرد تازه
برای اینکه چنین حس‌هایی غالب نشود، باید رویکرد جدیدی در پیش گرفت. این رویکرد عناصری دارد که گفت‌وگو، یکی از آن‌هاست. این گفت‌وگو، مفهوم سیاسی و ربطی به برجام دو و سه و‌... ندارد؛ بلکه معنی آن گفت‌وگو در عرصه آب است. باید همه ذی‌نفعان کنار هم بنشینند تا ابتدا به‌جای انکار، برای همه روشن شود ماجرا چیست. باید سرمایه اجتماعی، خلق و به یکدیگر اعتماد کنیم. این اعتماد از همین جمع‌ها، کانال‌های تلگرامی و پخش مستندها شروع می‌شود؛ اینکه بعد از سال‌ها سرپرست آب منطقه‌ای استان می‌ایستد و می‌گوید عذرخواهی می‌کنم، اتفاق خوبی است، هر‌چند این صحبت از بزرگواری ایشان است و این، همه ما هستیم که اشتباه کرده‌ایم.
عنصر بعدی در رویکرد جدید، شکل‌دادن به ائتلاف‌های افقی در سطح جامعه و عمودی از صدر تا ذیل ساختارهای سازمانی است. باید اختیارات و مسئولیت‌ها باز‌توزیع شود. نمی‌‌توان از مردم انتظار داشت مسئولیت داشته باشند، اما اختیاری نداشته باشند. مثلا تشکل‌های آب‌بران، مسئول مقابله با چاه‌های غیرمجاز باشند، اما همچنان آب منطقه‌ای‌، اختیار اعطای مجوز حفر چاه جدید را داشته باشد.
نکته دارای اهمیت دیگر، جهت‌دهی مجدد به نقشه شناختی است. باید قبول کنیم با آدم‌هایی که نقشه ذهنی‌شان، همان رویه‌های ۵٠‌سال قبل است، نمی‌توانیم به راه‌های جدید دست پیدا کنیم. این‌ها یا ما را ناامید می‌کنند یا مجاب به اینکه راه گذشته درست بوده است. بنده صدها جلسه در چند سال اخیر رفته‌ام که در آن، بورکرات‌ها یک شاه‌بیت را تکرار کرده‌اند: «شما دانشگاهی‌ها یک حرف‌هایی می‌زنید، اما واقعیت این نیست. بیایید روی زمین و واقعیت‌ها را ببینید.» واقعیت این است که حوصله و جرئت تغییر و جسارت اندیشیدن را ندارند. ادامه‌دادن رویه‌های قدیم، آسان‌ترین کار است و رویه‌های جدید را نمی‌‌توان با ذهن‌های قدیمی اجرا کرد.

تمسخرهای دنباله‌دار
در ساختار جدید باید آموزش نیروی انسانی هدف قرار بگیرد. همچنین باید دانش چند‌رشته‌ای تولید شود. روزی که بنده به‌عنوان یک جامعه‌شناس به حوزه آب وارد شدم و شروع به نوشتن مطالبی کردم، نخستین کسانی که مرا مسخره کردند، همکاران خودم بودند. می‌گفتند جامعه‌شناسی را چه به آب! این حرف‌ها با گفتن جملاتی نظیر «به تو چه ربطی دارد» و «جامعه‌شناس از هیدرولوژی چه می‌فهمد» ادامه پیدا کرد و الان هم ادامه دارد و اهمیتی هم ندارد.
آب، موضوعی چند‌بعدی است؛ پس باید دانش‌های چند‌رشته‌ای تولید کنیم: اقتصاد آب، جامعه‌شناسی آب، انسان‌شناسی آب، ارتباطات آب، حقوق آب و... .
گفت‌و‌گوهای درون‌سازمانی، یکی دیگر از ضرورت‌هاست و در‌این‌راستا، کارگروه سازگاری با کم‌آبی که با ابتکار وزیر نیرو شکل گرفته، اتفاق مهمی است. لازمه گفت‌وگو و باز‌توزیع اختیارات و مسئولیت‌ها، وجود تشکل‌هاست؛ چون امکان صحبت با تک‌تک‌ ذی‌نفعان آب وجود ندارد.
باید به آب توأمان به‌صورت ملی و محلی نگاه کرد. وقتی نوع مصرف آب در نقاط مختلف کشور متفاوت است، نباید توهم این را داشت که می‌‌توان نسخه واحدی برای آذربایجان غربی تا سیستان، کرمانشاه تا بوشهر، پیچید. تشکل‌ها باید به‌صورت محلی برای آب‌ فکری کنند و البته از‌آنجا‌که موضوع آب در کشور ما تمرکز‌زدایی نشده است، باید پیرو تصمیمات کلان ملی نیز باشند.توجه‌به بعد غیرفنی آب، حائز اهمیت است، به این معنا که نباید وزارت جهاد کشاورزی و نیرو هر کدام با متر خودشان آب را اندازه بگیرند. یکی از خودکفایی بگوید؛ دیگری از خود‌اتکایی؛ یا مثلا یکی بهره‌وری را مدنظر قرار دهد و دیگری برداشت از آبخوان. شرایط کنونی ما طوری است که یک وزیر در‌مقابل مجلس شورای اسلامی مسئولیت آب را دارد و وزیر دیگر، مسئولیت غذا. اینکه در نگاه کلی، چه کسی مسئول آب و غذاست، نمی‌دانیم. همه مسئول توسعه پایدار هستیم و در این مدل آب، غذا، انرژی، پسماند و... همگی موضوعی واحد با ابعاد مختلف هستند.

آب «امنیتی» نیست
هشدار صریح می‌دهم که آب را امنیتی نکنیم. کسانی که آب را امنیتی می‌کنند، چند دسته‌اند. گروه نخست که شاید هر‌کدام از ما در مقطعی جزو آن بوده‌ایم، با نگاهی احتمالا دلسوزانه، دائم هشدارهای بی‌راه حل می‌دهند. گروه دوم اصلا ساده نیستند و خوب می‌دانند دارند چه می‌کنند. آن‌ها با امنیتی‌کردن موضوع آب و بررسی آن در شورای عالی امنیت ملی، کمیسیون امنیت ملی، ارجاع موضوع به امنیتی‌ها و...، به‌دنبال خفه‌کردن صداها و بیرون‌راندن راهکارهای دیگر از میدان هستند. گروه سوم، نه دلسوزند و نه زرنگ؛ بلکه به‌دنبال جلب توجه هستند؛ دنبال اینکه بگویند ما هم می‌فهمیم. این شاخص‌شدن‌ها تبعاتی مانند رأی جمع‌کردن دارد.درباره آب باید بسیار محتاطانه صحبت و از به‌کار‌بردن عباراتی مانند «جنگ آب» پرهیز کنیم. جا انداختن این عبارت، هیچ راه‌حلی به‌همراه ندارد، اما یک پیامد خطرناک دارد و آن، عادی‌سازی برای مردم است. طوری که گمان می‌کنند اگر روزی به روی همدیگر اسلحه کشیدند، عادی و اقتضای شرایط است.
تغییر‌دادن دستور کار به‌سمت مدیریت مصرف، یعنی یک تغییر جدید و هر تغییری با مقاومت‌هایی همراه است. نباید انتظار داشت جامعه‌ای بعد‌از ۵٠‌سال بدمصرفی به‌راحتی تن به مدیریت مصرف آب بدهد. چند دهه امثال دکتر علیزاده، استاد دانشگاه فردوسی، هشدار دادند، دعوا کردند، هزینه دادند، ناسزا شنیدند، مسخره شدند، از جلسات بیرون افتادند و مستندها ساخته شده است تا اینکه امروز سرپرست آب منطقه‌ای استان به‌عنوان برآیند کوه یخ اینجا بایستد و بگوید عذرخواهی می‌کنم. حرکتی که خیلی‌ها هنوز هم حاضر به انجام آن نیستند.

نقد یک طرح
در طرح انتقال آب از دریای عمان می‌خواهند با هزینه ۴۵‌هزار میلیارد‌تومان، که البته با دلار کمتر از سه‌هزار‌تومانی در سال‌٩٣ محاسبه شده است، ٧۵٠‌میلیون مترمکعب آب به مشهد برسانند. قیمت هر مترمکعب آب ١٢‌هزار‌تومان خواهد بود که با ۴٧٠‌تومان قیمت یارانه‌ فعلی فاصله معناداری دارد. دولتی که اکنون از یارانه‌ها شکایت می‌کند، چطور می‌خواهد در دهه بعد که طرح به بهره‌برداری می‌رسد ١١‌هزار و ۵٠٠‌تومان به‌ازای هر مترمکعب یارانه بدهد؟ اگر می‌تواند آن موقع قیمت آب را واقعی کند، چرا الان این کار را نمی‌کند؟ میزان آب مصرفی مشهد، اعم از سطحی و زیرزمینی، هفت‌میلیارد و ٧٠٠‌میلیون متر‌مکعب است و اگر نتوانیم ١٠‌درصد این میزان را صرفه‌جویی کنیم، آب انتقالی نیز راه به جایی نخواهد برد.
شاید تمام حرف‌های من و موافقانم غلط باشد، اما کسانی که نظری غیر این دارند، فقط یک گزارش منتشر و آمار و ارقامشان را ارائه کنند.

ائتلاف اصلاح‌گرایان
هر اصلاحی ائتلاف می‌خواهد. به سیاست‌مدارانی احتیاج است که ریسک‌پذیر باشند. عرصه، عرصه تعامل است و دوره دستور‌دادن به ذی‌نفعان از‌جمله کشاورزان گذشته است. دیگر در جلسات در‌بسته، نمی‌‌توان چیزی را پنهان و حل‌و‌فصل کرد. این‌ها نکاتی است که باید مدنظر قرار گیرد. ما از بین نمی‌رویم؛ چون هستند افرادی که خود را متعهد به اصلاح وضعیت آب کشور می‌دانند. ما آدم‌های سیاسی نیستیم، نه چپ، نه راست، نه اصولگرا، نه اعتدال‌گرا و نه اصلاح‌طلب. ما می‌خواهیم وضع آب اصلاح شود. پس موضوع آب را امنیتی نمی‌کنیم، گفت‌وگو می‌کنیم، دانش تولید می‌کنیم، ذهن‌ها را تغییر می‌دهیم. ما نه گلام خواهیم شد و نه ژول‌ورن.
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی