کد خبر : 82890
/ 08:52
گزارش شهرآرا از مشکلات مردم شهر تاریخی توس

بی‌سامانی همسایه‌های فردوسی

اهالی توس‌سفلا گلایه‌های متفاوتی دارند. معلم این محدوده می‌گوید همه‌چیز به اجازه میراث فرهنگی ختم می‌شود. او می‌گوید: اینجا شهر مرده‌هاست. خاک از سر و روی شهر می‌بارد و جرئت نداریم کاری انجام دهیم. الان سه‌سالی است که توس را به مشهد الحاق کرده‌اند، اما هیچ حقی در ساخت‌وساز و گرفتن مجوز نداریم.

بی‌سامانی همسایه‌های فردوسی

الهام مهدیزاده- «نه دل ماندن دارد نه دل رفتن. میراث را می‌گویم. توس شهر مرده‌هاست. کافی است دست بگذاری روی یک قسمتش تا هزار دایه مهربان‌تر از مادر برایش پیدا شود. می‌گویند مگر خبر ندارید اینجا شهر تاریخی توس است؟ گاز باید با مجوز ما باشد که به آثار صدمه وارد نشود. برای ستون برق نصب کردن هم همان که گفتیم، فقط و فقط با مجوز ما. نمی‌دانیم کجا بودند وقتی بیخ دیوار تاریخی شهر توس، که می‌گویند ٧٠٠سالی قدمت دارد، خانه ساختند. یکی‌دوتا از خانه‌ها هم که کاملا روی دیوار است. میراث کجاست که سینه سپر کند که این دیوار تاریخی است؟ یک بار گفتیم نمی‌توانید بسپارید به مردم تا خودشان این آثار تاریخی را حفاظت کنند؟ گفتند نه. همان که گفتیم؛ میراث نه دل کندن دارد نه دل ماندن.»
این‌ها حرف‌ همسایه‌های فردوسی در سه محله توس‌سفلا، توس‌علیا و اسلامیه است. به قول خودشان اگر بخواهند بگویند، باید به‌اندازه چند شاهنامه از مشکلات بگویند.

گل‌های خشک مسئولان برای فردوسی
یکی از معلم‌های مدرسه توس سفلا می‌گوید: دو روز دیگر، ٢۵‌اردیبهشت، روز پاسداشت زبان و ادبیات فارسی و حکیم ابوالقاسم فردوسی، مسئولان آرامگاه می‌آیند تا به اسطوره زبان فارسی ادای دین کنند. کمی گل برای فردوسی می‌آورند و چند بیت از شاهنامه می‌خوانند. چند روز بعد که گل‌هایشان خشک می‌شود، دوباره جلو آرامگاه فردوسی، سیب‌زمینی، پیاز و عروسک می‌فروشند. اهالی توس‌سفلا گلایه‌های متفاوتی دارند. معلم این محدوده می‌گوید همه‌چیز به اجازه میراث فرهنگی ختم می‌شود. او می‌گوید: اینجا شهر مرده‌هاست. خاک از سر و روی شهر می‌بارد و جرئت نداریم کاری انجام دهیم. الان سه‌سالی است که توس را به مشهد الحاق کرده‌اند، اما هیچ حقی در ساخت‌وساز و گرفتن مجوز نداریم.
این ساکن توس‌سفلا، حرف‌هایش را این‌طور ادامه می‌دهد: شهرداری که رفتیم، گفتند تا‌زمانی‌که طرح تفصیلی شهر توس تهیه نشود، نمی‌توان مجوزی صادر کرد. یک‌بار هم یکی از اهالی به ما گفت که شهرداری هم اگر بخواهد کاری کند، باید از میراث اجازه بگیرد. کوره‌های گچ، شن و ماسه بالا‌دست محله فردوسی، بخش دیگری از مشکلاتی است که این معلم به آن اشاره می‌کند. او با اشاره به خیابان شش‌متری اول جاده زاک می‌گوید: داروخانه و مدرسه ما درست ورودی توس سفلا قرار دارد. هر روز حدود ٧٠٠‌دانش‌آموز از همین مسیر، خیابانی که به ابتدای جاده زاک می‌رسد، عبور می‌کنند. شما در همین چند دقیقه که به اینجا آمده‌اید، دیدید که چند کامیون از این خیابان شش‌متری عبور کرد؟
او ادامه می‌دهد: چند‌باری اهالی، پیش مسئولان رفتند تا بالاخره ورود کامیون به این قسمت ممنوع شد. آن زمان قرار شد کامیون‌ها از کنار شهر و از مسیر جاده گوارشک که به بولوار شاهنامه وصل می‌شود، رفت‌وآمد کنند. حتی گفتند معادن شن و ماسه تعطیل می‌شود، اما بعد‌از مدتی که آب‌ها از آسیاب افتاد، کامیون‌ها دوباره از وسط شهر، توس سفلا، عبور می‌کنند.

قانون جزیره‌ای برای آسفالت‌کردن کوچه‌ها
آراسته، یکی از اعضای شورای اجتماعی محله فردوسی، همراه ماست. به قول خودش، از زمان «شهری شدن» یعنی هنگام الحاق توس به مشهد، اسم روستاهای توس‌سفلا، علیا و اسلامیه، شده است «محله فردوسی»‌. با این اوصاف، او حالا یکی از اعضای شورای اجتماعی محله فردوسی است.
آراسته مثل یک لیدر تور، کوچه‌به‌کوچه محله توس سفلا را نشان می‌دهد. آسفالت کوچه‌های توس سفلا، شرایط خاص خود را دارد. برخی از کوچه‌ها به‌دلیل داشتن آسفالت، رنگ‌و‌روی شهری به خود گرفته است، اما بعضی کوچه‌ها تا نیمه آسفالت دارد. انگار قیر و ماسه آسفالت تا نصف کوچه بیشتر نرسیده و بقیه کوچه، خاکی مانده است.او توضیح می‌دهد: کوچه‌ها را که می‌بینید؛ یک کوچه آسفالت دارد و یکی ندارد. بعضی از اهالی دلخورند و فکر می‌کنند با شهرداری بده‌بستانی بوده است که چند تا از کوچه‌ها آسفالت شده، اما کوچه آن‌ها آسفالت نیست.این عضو شورای اجتماعی محله فردوسی، اوضاع کوچه‌ها در توس‌سفلا را بهتر از توس‌علیا می‌داند و می‌گوید: در علیا اوضاع آسفالت بدتر است. آن‌ها حتی یک متر آسفالت ندارند. به اهالی گفته‌اند باید بروند، چون زیر این روستا، یک شهر دوره ساسانی مدفون است.مشکلات محله تمامی ندارد و او مشکلات را یکی‌یکی ردیف می‌کند: آخر سال گذشته، جلسه‌ای در باغ (آرامگاه فردوسی) برگزار شد. در آن جلسه، بعضی از مسئولان به اهالی گفتند که طرح تفصیلی توس تیرماه ارائه می‌شود.آراسته می‌گوید: قبلا مسئولان به ما قول داده بودند اگر طرح تفصیلی اجرا شود، مشکل صدور مجوز‌های پایان‌کار حل خواهد شد. الان همه منتظر این طرح تفصیلی هستیم. نمی‌دانیم واقعا تیرماه قولشان عملی می‌شود یا نه.این عضو شورای اجتماعی محله فردوسی، حرف‌هایش را با شنیده‌هایی ادامه می‌دهد: بعضی از اهالی می‌گویند که شهرداری برای پایان‌کارِ خانه‌های ما چهار تا پنج‌میلیون برای ورود به شهر می‌گیرد؛ چون اینجا قبلا روستا بوده است. خدا کند حرف‌هایی که شنیدیم، شایعه باشد. مگر این خانه‌ها را جدید ساخته‌ایم که پایان‌کار شهری از ما بگیرند؟ هر کدام از این خانه‌ها ۵٠ تا ۶٠‌سال عمر دارد.

محله بی‌آبی
دو‌سه‌نفر از زن‌های محله، داخل کوچه با هم صحبت می‌کنند. حضور ما و توضیحاتی که این عضو شورای اجتماعی می‌دهد، توجه‌شان را جلب می‌کند. یکی از آن‌ها نزدیک می‌شود و به او می‌گوید: از بی‌آبی گفتید؟
آراسته، خودش را جمع‌وجور می‌کند تا از وضعیت آب بگوید. قبل از آنکه توضیحی بدهد، همان زن پی حرف‌هایش را می‌گیرد و درباره وضعیت آب توضیحاتی می‌دهد: اینجا از قدیم و ندیم، مشکل آب داشته است. با خودمان می‌گفتیم اگر اینجا (توس‌سفلا) با مشهد یکی شود، مشکلمان حل می‌شود. اینجا جزو مشهد شد، اما وضعیت آب فرقی نکرد. حتی برای حمام‌رفتن مشکل داریم و باید از شب قبل، چند دبه آب برداریم.
آراسته با تکان سر، حرف‌های این ساکن محله فردوسی را تأیید می‌کند. او می‌گوید: تا چند‌سال قبل، آب اینجا روستایی بود، اما الان گفته‌اند که جزو شهر شده‌ایم و باید با اداره آب و فاضلاب مشهد صحبت کنیم.
او ادامه می‌دهد: به شرکت آب مشهد که رفتیم، گفتند این منطقه بی‌آب است. چند وقت قبل، دوباره اهالی به شرکت آب مشهد مراجعه کردند تا قبل از تابستان مشکل بی‌آبی را حل کنند. یکی از مسئولان گفت که باید در دشت زاک چند حلقه چاه بزنند تا آب اینجا تأمین شود.

همه را برق می‌گیرد، ما را چراغ نفتی!
تیرهای چراغ برق یکی از کوچه‌ها چوبی است. صمدی، ساکن آن کوچه، برق خانه‌اش را از همسایه گرفته است. او می‌گوید: همسایه ما چندسال قبل انشعاب برق خرید. آن زمان ما تازه این خانه را خریده بودیم و پولمان به خرید انشعاب نرسید. حالا که برای انشعاب مراجعه کرده‌ایم، شرکت برق می‌گوید سه‌میلیون و ۶٠٠‌هزار تومان باید پرداخت کنیم. حرفشان هم این است که حالا که شهری شده‌ایم، باید حق انشعاب شهری پرداخت کنیم، نه روستایی.
«کاش همین باشد.» این جمله نشان می‌دهد که گویا مشکلات محله هنوز ادامه دارد.
او می‌گوید: شرکت برق، اجازه حفاری برای نصب ستون نمی‌دهد و گفته است ۴٠٠هزارتومان هم برای حفاری چاله اتصال به زمین (اِرت) جلو خانه‌ها بدهیم. اینجا شرکت آب، برق و گاز بدون میراث فرهنگی اجازه هیچ کاری ندارند. اصلا نمی‌توانند نفس بکشند! همه را برق می‌گیرد، ما را چراغ نفتی!

گود میراث در شهر تاریخی توس
او درباره تاریخی‌بودن شهری که در آن ساکن است، این‌طور توضیح می‌دهد: چندبار مهندسان میراث فرهنگی آمدند و داخل خانه‌های ما را بررسی کردند و گفتند هیچ اثر تاریخی‌ای‌ زیر خانه‌ها وجود ندارد. نمی‌دانم واقعا حرف حسابشان چیست؟ اگر دلتان برای میراث فرهنگی و تاریخی اینجا می‌سوزد، چرا روبه‌روی زندان هارونیه، که اسمش را «پردیس» گذاشته‌اند، دو‌سه‌متر گودبرداری کرده‌اید تا یک گود کشتی بسازید؟

همسایگان بیخ دل دیوار تاریخی
ساکنان یک کوچه‌ با تکه‌هایی از ایزوگام، خاک‌ کف کوچه را پوشانده‌اند. آخر کوچه، دیوار گلی قطوری قرار دارد. آراسته می‌گوید: این باقی‌مانده بارو و حصار شهر توس است.بخش‌های زیادی از این دیوار تاریخی هنوز دور شهر توس باقی مانده است. در مسیر این دیوار تاریخی، تعدادی خانه‌ ساخته شده‌ است. ظاهر خانه‌ها نشان از عمر ١٠، ١۵‌ساله‌شان دارد؛ یعنی مربوط‌به زمانی است که یونسکو، پرونده ثبت جهانی شهر تاریخی توس را برگشت داد و بهانه آورد که به‌خاطر دکل‌های برق نزدیک به آرامگاه، نمی‌تواند توس را ثبت جهانی کند. همین سال‌ها، دیوار این خانه‌ها کنار دیوار تاریخی توس بالا رفت. بخشی از این دیوار خراب شده است. قسمتی هم پاتوق معتادان است که نشان حضور آنان، دوده سیاهی است که بر دیوار مانده است.
صاحبخانه‌های چند خانه‌ مجاور دیوار تاریخی توس، حاضر به گفت‌وگو نیستند. یکی از مغازه‌داران آن محدوده، میراث را مقصر می‌داند و می‌گوید: این خانه‌ها الان ساخته نشده، بلکه چند‌سالی است که جلو چشم میراثی‌ها ساخت شده‌ است. اگر میراث فرهنگی مشکل داشت، باید جلو ساخت این خانه‌ها را می‌گرفت.
او ادامه می‌دهد: میراث فرهنگی وقتی دکل‌های برق بالا رفت چیزی نگفت. از بالای این دیوار قطور، محوطه آرامگاه فردوسی پیداست. قسمتی از این دیوار تاریخی را که داخل محوطه آرامگاه قرار گرفته است، میراث داربست زده تا مرمت کند. اهالی می‌گویند اگر دیوار را ادامه دهیم به دروازه رزان می‌رسیم. نرسیده به دروازه، نوروزیان، فرماندار مشهد همراه با شهردار منطقه١٢ در‌حال بازدید از بافت تاریخی توس است. فرماندار مشهد در گفت‌وگو با شهرآرا، صحبت درباره وضعیت توس و این بافت تاریخی را منوط‌به پایان بازدیدش برای بررسی وضعیت شهر تاریخی توس می‌کند.
دروازه با جاده‌ای خاکی که از وسط دیوار قدیمی عبور می‌کند، مشخص می‌شود.
یکی از قدیمی‌های محله، اسامی دروازه‌های قدیم شهر توس را کامل می‌داند. او می‌گوید: ما جد‌اندر‌جد ساکن اینجا بوده‌ایم. همه ساکنان اینجا دروازه‌های قدیمی توس را خوب می‌شناسند. توس در امتداد این دیوار تاریخی، چهار دروازه قدیمی دارد. بیشتر این دروازه‌ها خراب شده‌اند. چند سال قبل، میراث فرهنگی، یکی از دروازه‌ها را که نزدیک پل کشف‌رود قرار داشت با خشت خام ترمیم کرد، اما بعد‌از مدتی دوباره خراب شد.

غزل فراموشی برای غزالی
اهالی از بی‌سر‌و‌سامان‌بودن محوطه تاریخی تابران توس نیز می‌گویند. یکی از اهالی بیان می‌کند: چند‌سالی است که میراث فرهنگی، اطراف این محوطه را داربست زده تا ترمیم کند، اما هنوز آن را تمام نکرده است. او می‌خواهد سری به مقبره امام‌محمد‌غزالی بزنیم که فاصله چندانی با بافت تاریخی تابران توس ندارد.مقبره منسوب به امام‌محمد غزالی، محوطه‌ای دایره‌ای‌شکل است که اطراف آن را فنس‌کشی کرده‌اند. چندمتر مانده به محوطه، روی تابلوی زنگ‌زده میراث، نوشته‌ای با این مضمون دیده می‌شود: «مقبره منتسب به امام محمد غزالی».
گوشه‌ای از فنس‌ها بریده شده است و بدون هیچ دردسری می‌توان وارد این محوطه تاریخی شد. در آن، نه از نگهبان خبری است، نه حفاظی که جلوی ورود افراد گرفته شود.
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی