کد خبر : 82951
/ 09:36
نگاهی به پرونده هایی در مشهد که سلاح گرم نقطه مشترکشان بود

بوی باروت

محدثه شوشتری- رد پای هریک از پرونده‌های سرقت از بانک‌ها یا طلافروشی‌ها را بگیریم، جدای از عوامل فقر، اعتیاد، بیکاری و دیگر آسیب‌های اجتماعی که مسبب آن بوده است، به یک ابزار مشترک در انجام این سرقت‌ها می‌رسیم، ابزاری به نام «اسلحه».

بوی باروت

صحنه‌ سرقت با تهدید به تیراندازی شروع می‌شود و در یک چشم‌بر‌هم‌زدن، سارقان متواری می‌شوند. هدف سارقان پول است و ابزار، سلاح گرم.
اما از سلاح گرم فقط در سرقت‌های مسلحانه استفاده نمی‌شود. انتقام‌جویی، تسویه‌حساب‌های شخصی افراد تبهکار، گروگان‌گیری، ایجاد رعب و وحشت و‌... از موارد استفاده از این ابزار است. دست‌کم در بررسی حوادث سال‌های گذشته شهرمان، این موضوع در پرونده‌های سرقت‌های مسلحانه و قتل با سلاح گرم بارها آشکار شده است.
حادثه تیراندازی روز شنبه در میدان جمهوری اسلامی (تلویزیون)، که دو نفر داخل خودرو و در ملأعام به رگبار بسته شدند، تازه‌ترین اتفاقی است که گویا با انگیزه انتقام‌جویی یا تسویه‌حساب رخ داده است. با هدف بررسی موارد مشابه (حوادث با استفاده از سلاح گرم) در مشهد، به واکاوی پرونده‌های این موضوع پرداخته‌ایم.

سرقت‌های سریالی
سرقت‌های سریالی از بانک‌ها، سرآمد سرقت‌های مسلحانه در مشهد است. فقط از سال‌١٣٩۴ تا پایان سال گذشته١٠‌پرونده سرقت از بانک‌ها با سلاح گرم گزارش شده‌ است.
آخرین پرونده‌های سرقت‌های مسلحانه از بانک‌های مشهد به بهمن و اسفند‌٩۶ برمی‌گردد. پنجم بهمن‌ماه٩۶، جوانی بیست‌و‌شش‌‌ساله وارد یکی از شعب بانک ملت در بولوار فلاحی شد. یک اسلحه کلاشنیکف از زیر لباس خود که اورکتی نظامی بود بیرون کشید. رئیس بانک، کارمندان و مشتریان را تهدید و پس از شلیک ۶‌تیر هوایی، ٢۶‌میلیون‌تومان از این بانک سرقت کرد.
صدای تیرهای هوایی، مردم اطراف را به مقابل بانک کشاند و سارق موقع فرار در حلقه شهروندان گیر افتاد و با کمک مردم، نقشه سرقت مسلحانه‌اش، نقش بر آب شد. هر‌چند این حادثه به دستگیری سارق کلاشنیکف‌به‌دست منجر شد، اما رعب و وحشت آن برای شاهدان ماجرا باقی ماند.
بیست‌و‌‌هشتم بهمن‌٩۶ در سرقت مسلحانه دیگری، مردی با در‌دست‌داشتن یک کلت، پس‌از ورود به شعبه بانک تجارت در حاشیه میدان بسیج، یک‌میلیون و ٣٨٨‌هزار تومان سرقت کرد و از صحنه گریخت. در این حادثه هم، سلاح گرم ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت رئیس شعبه، کارمندان بانک و مردم شد تا سارق به هدفش برسد.

رعب و وحشتی که در جان شاهدان ماند
آخرین سرقت مسلحانه سال‌٩۶ هم درست دو هفته مانده به عید خبرساز شد. سارق مسلح، بانک رسالت شعبه احمدآباد را برای اجرای نقشه‌اش انتخاب کرده بود. شاهدان عینی این حادثه از ترس و وحشتی می‌گفتند که به قول خودشان تا پایان عمر از یاد نخواهند برد.
یکی از شاهدان این سرقت مسلحانه، خانمی میان‌سال بود که حتی بعد‌از گذشت مدتی از پایان حادثه، ترس در صدای لرزانش برای تعریف ماجرا موج می‌زد (فیلم اظهارات این خانم و چند شاهد دیگر از سیمای خراسان‌رضوی پخش شد). در این سرقت، مرد جوان با پارک‌کردن موتورسیکلت هندای قرمزرنگ پشت ایستگاه قطار شهری در خیابان احمدآباد، پس از پوشاندن سر و صورت خود با شالی سیاه‌رنگ، با در‌دست‌داشتن یک ساک و اسلحه‌ای در دست، وارد یکی از شعب بانک رسالت شد. به گفته شاهدان، سارق پس‌از ورود به بانک با بیان این عبارت که «این یک سرقت مسلحانه است» کارکنان و مشتریان را تهدید کرد تا هیچ حرکتی نکنند. سپس مبلغ ١٧میلیون‌تومان پول از شعبه بانکی در یکی از شلوغ‌ترین و برخوردارترین نقاط مشهد برداشت و متواری شد. (پرونده این سرقت مسلحانه فروردین امسال با دستگیری سارق بسته شد.)
قبل از این سرقت‌های مسلحانه، سرقت‌های سریالی مرد سنگین‌وزن از بانک‌های مشهد حاشیه‌ساز شد. سرقت‌هایی که حتی عملکرد بانک‌های مشهد را در امور حفاظت و امنیتی زیر سؤال برد. بانک‌های انتخابی سارق، یا نگهبان نداشتند؛ یا نگهبان آن‌ها مجهز به اسلحه نبود. حتی در یکی از سرقت‌ها، دوربین‌های مداربسته بانک نیز خاموش بود و تصاویر سارق را ضبط نکرد!

شلیک به طلافروشان
درکنار پرونده‌هایی که سرقت‌های مسلحانه از بانک‌های مشهد را رقم زده، هفت‌تیر کشی بر سر طلافروشان هم کم نبوده است. سرقت‌های مسلحانه متوالی و قتل چندین طلافروش به ضرب گلوله، در دهه٨٠ تا جایی پیش رفت که ساعت کاری این صنف محدود شد. حالا چندسالی است که طلافروشان فقط تا ساعت٢١ می‌توانند پاسخ‌گوی مشتریان باشند. دیگر تدابیر امنیتی همانند شیشه‌های ضدگلوله، قفل مرکزی و آژیر خطر نیز برای فعالان این صنف اجباری شده است تا از حوادث مشابه گذشته در مشهد کاسته شود.
باوجوداین، باز هم شاهد سرقت‌های مسلحانه از طلافروشی‌های مشهد با شگردهای متفاوت سارقان بوده‌ایم. یکی از حوادث به شیوه گانگستربازی در بولوار وکیل‌آباد، حدفاصل وکیل‌آباد٦و ٨ رخ داد. درست سه سال پیش بود که طلافروش پنجاه‌و‌پنج‌ساله در خودروی٢٠۶ درحال حرکت، به‌ ضرب گلوله به‌قتل رسید. قاتلان در این حادثه با موتورسیکلت به خودروی طلافروش نزدیک شدند و به‌سمت او تیراندازی کردند. این حادثه هم در ملأ عام رخ داد، به‌طوری‌که شاهدان و رهگذران از بولوار وکیل‌آباد، نظاره‌گر تیراندازی و آدم‌کشی در روز روشن بودند.
در حادثه دیگری، طلافروش جوانی در منطقه طلاب به قتل رسید. در این حادثه، دو نفر با سلاح کلاشنیکف که زیر کاپشن مخفی کرده بودند، وارد مغازه طلافروشی شدند. حدود ۴٠دقیقه طلافروش را سرگرم کردند تا در فرصت مناسب، اقدام به سرقت مسلحانه کنند. اما بعد از اینکه با مقاومت صاحب مغازه مواجه شدند، او را به قتل رساندند. قاتل این طلافروش سال٩۵ در محل جنایت اعدام شد.
در‌کنار پرونده‌های مربوط‌به قتل طلافروش‌ها، سرقت‌های مسلحانه هم که فقط به تهدید و بردن طلا منجر شده، کم نیست. سال‌٩۵، دو جوان با کلت کمری وارد مغازه طلافروشی در منطقه محمدآباد مشهد شدند و با تهدید به شلیک گلوله، مقادیری طلا به سرقت بردند.

هفت‌تیرکشی برای انتقام
در‌کنار این حوادث که در آن‌ها سلاح گرم ابزار سرقت بوده است، شاهد حوادث دیگری نیز با استفاده از اسلحه بود‌ه‌ایم که انگیزه آن، انتقام یا تسویه‌حساب شخصی بوده است. پرونده‌های قتل با سلاح گرم، مصداق این موضوع است که فقط در یک‌سال گذشته هشت مورد از‌سوی پلیس گزارش شده است.
تیراندازی شبانه در بولوار امامیه مشهد، یکی از همین پرونده‌ها بود که با تیراندازی هوایی شروع و درنهایت جوان سی‌و‌چهار‌ساله کشته و برادرش مصدوم شد. در این حادثه، افرادی، یک خودروی پراید را به‌ رگبار‌ بستند؛ یکی از سرنشینان به قتل رسید و سرنشین دیگر مجروح شد. پلیس، علت این درگیری و تیراندازی در خیابان را اختلافات بین طرفین اعلام کرد.
تیراندازی دیگری هم اسفند‌ماه سال گذشته در خیابان توس رخ داد که دو موتور‌سوار با اسلحه کلاشنیکف در خیابان شروع به تیر‌اندازی کردند، سپس متواری شدند. چند روز بعد، یک گروه مسلح دیگر به خانه‌ای در توس‌٩١‌ حمله کردند و پس‌از شلیک تیر هوایی، صاحبخانه را کتک زدند. پلیس، انتقام‌جویی را علت این حادثه اعلام کرد.در تیراندازی دیگری، باز هم ضاربان در ملأ عام به جان یکدیگر افتادند. اسلحه این بار سلاح شکاری بود. دو ضارب این حادثه به یک خودرو در خیابان دوست‌آباد مشهد شلیک کردند. دو سرنشین خودرو در این حادثه مجروح شدند. علاوه‌بر‌این حادثه در سال گذشته، تیراندازی دیگری نیز با اسلحه شکاری در روستای «انداد» بخش مرکزی مشهد اتفاق افتاد که منجر به قتل یک کشاورز شد.
همین چند روز پیش هم قتل دیگری با اسلحه شکاری گزارش شد. این‌بار، برادران یک جوان معتاد که قصد داشتند او را برای ترک به کمپ ببرند، از‌سوی برادر معتاد هدف تیراندازی قرار گرفتند و برادر شصت‌و‌پنج‌ساله به ضرب گلوله اسلحه شکاری کشته شد.
درکنار این پرونده‌ها، قتل همسر و فرزند با سلاح گرم در آبان٩۶، خبر از خشونت دیگری داشت که احساسات عمومی را جریحه‌دار کرد. مرد سی‌و‌یک‌ساله‌ای، همسر و کودک یازده‌ماهه‌اش را از پشت سر و از فاصله‌ای نزدیک، به طمع استفاده از بیمه عمرشان به ضرب گلوله کشت.
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی