کد خبر : 82957
/ 10:03
پای صحبت قدیمی‌ترین عطار گلشهر

عطاری را بدنام کرده‌اند

نزدیک به 60سال سن دارد، با وجود این همچنان سالم و سلامت و راست‌قامت است. او 40سال پیش به مشهد می‌آید و پس از چند سال شاگردی کردن پیش یک عطار افغانستانی برای خودش یک مغازه عطاری باز می‌کند. خودش می‌گوید: «من قدیمی‌ترین عطار گلشهر هستم.»

عطاری را بدنام کرده‌اند

عطایی- شهرآراآنلاین، نزدیک به 60سال سن دارد، با وجود این همچنان سالم و سلامت و راست‌قامت است. او 40سال پیش به مشهد می‌آید و پس از چند سال شاگردی کردن پیش یک عطار افغانستانی برای خودش یک مغازه عطاری باز می‌کند. خودش می‌گوید: «من قدیمی‌ترین عطار گلشهر هستم.»

به‌تازگی حتی در کوچه‌های فرعی، عطاری‌های پر از زرق‌وبرق را می‌بینم که به‌صورت شبانه‌روزی باز هستند و این‌گونه است که مغازه بی‌آلایش و ساده علی‌اکبر مظاهری توجهم را جلب می‌کند. بر سردر مغازه‌اش نوشته است: ‌«عطاری کافی، عضو جامعه اسلامی‌ گیاه‌درمانی ایران.» به داخل مغازه می‌روم و با او گپ می‌زنم. گزارش زیر خلاصه‌ای از صحبت‌های ما با اوست. 

35سال در همین مغازه

8صبح کرکره‌ها را می‌دهم بالا تا ساعت یک بعدازظهر. 1 تا 4 به خانه می‌روم و استراحت می‌کنم و دوباره از ساعت4 تا 9 در مغازه هستم. درمورد درآمد عطاری، اول که خداراشکر، دوم خداراشکر و سوم اینکه در قدیم شرایط بهتر بود و درحال‌حاضر کمی‌ سخت شده است. دراصل بستگی به خود فروشنده و جنسی دارد که به مشتری می‌دهی. اگر مردم از تو راضی باشند، مغازه‌ات شلوغ است. درنهایت روزی دست خداست. 35سال است که در این مغازه مستأجر هستم و درحال‌حاضر ماهیانه 500هزار تومان اجاره می‌دهم. 

اتحادیه مستقل

در ابتدا اتحادیه‌ای نداشتیم و با خواروبارفروشان زیر نظر یک اتحادیه بودیم. بعد از آن عضو جامعه اسلامی‌ گیاه‌درمانی ایران شدم که به تشکیل اتحادیه مستقلی برای عطاری‌ها منجر شد. از وقتی اتحادیه برای خودش مستقل شده است، بر کار من و همکاران، نظارت دقیقی وجود دارد و شرایط بهتر شده است. درحال‌حاضر طرف حساب ما اتحادیه خودمان است، حتی مدتی بازرس اتحادیه بودم ولی به‌علت سن‌وسال بالا، دیگر توانایی انجام وظیفه را نداشتم. گفتم بروم تا جا برای جوان‌ترها باز شود.

115749.jpg

آویشن و بابونه شیرازی فقط اسم درآورده است

بیشتر گیاهانی که در مغازه‌های عطاری است، در خراسان یافت می‌شود، جز گیاهانی مثل آویشن که آن هم در خراسان وجود دارد ولی نام آویشن شیرازی پرآوازه شده است و طرفدار بیشتری دارد. همان گیاه و همان کیفیت در خراسان فراوان وجود دارد که مشهدی‌ها به آن می‌گویند آویشن طبسی. به‌جز آن‌ مقداری از داروها نیز از کشورهایی مثل هند و پاکستان وارد ایران می‌شود. مردم خراسان به درمان گیاهی یا مصرف گیاهان در غذا بیشتر پایبند هستند ولی درمان گیاهی در همه‌جای ایران و حتی جهان رایج است. درمورد خود مشهد هم به‌نظر من، مهاجرت روستایی‌ها به این شهر، باعث شده است که رسم‌‌ورسوم خودشان و استفاده از گیاهان محلی‌ خودشان را همراهشان به این شهر بیاورند. خراسان ما بین پاکستان، افغانستان و ترکمنستان قرار دارد که در این کشورها هم استفاده از گیاهان دارویی رواج زیادی دارد. 

انبارهای گیاهان دارویی در پنجراه پایین‌خیابان 

بیشتر اقلام را از سراهای ازبک‌ها و اردکانی و پنجراه می‌خرم. مقداری از آن‌ها را نیز روستاییان اطراف مشهد جمع‌آوری می‌کنند که می‌آورند دم مغازه و مستقیم به خود من می‌فروشند. اگر بخواهم خودم آن‌ها را جمع‌آوری کنم، نمی‌صرفد و خیلی زمان‌بر است. ممکن است صبح تا شب بروم و فقط چند کیلو کلپوره جمع کنم، درصورتی‌که این افراد کلپوره را جمع‌آوری‌شده با قیمتی مناسب برایم می‌آورند همین‌جا دم در مغازه. غیر از این مورد، گیاهان دارویی پراکندگی زیادی دارند و این‌طور نیست که بروی و تمام آن‌ها را از یک‌جا جمع کنی و کارَت راه بیفتد. مقداری از آن‌ها سمت کلات و مقداری دیگر سمت نیشابور، تربت‌حیدریه و تربت‌جام قرار دارد و اگر بخواهی این گیاهان را جمع‌آوری کنی، باید باروبندیلت را ببندی و دائم در سفر باشی. 

دسترسی آسان به داروهای گیاهی 

مردم به استفاده از درمان سنتی روی آورده‌اند. درحال‌حاضر مردمِ بالای شهر مثل احمدآباد هم به‌دنبال استفاده از داروی گیاهی هستند. به‌نظر من، علتش این است که مردم ثمره و نتیجه استفاده از داروهای گیاهی را دیده‌اند و کم‌ضرر بودن آن را با داروی شیمیایی مقایسه می‌کنند. علاوه‌بر این، دسترسی به داروهای گیاهی آسان‌تر از داروهای شیمیایی است؛ به عنوان مثال اگر نصفه‌شب فردی دل‌درد شود، دسترسی خیلی راحتی به یک جوشانده دارد در مقایسه با اینکه به دکتر برود و دارو بگیرد و استفاده کند. 

گذراندن دوره‌های عطاری

هیچ عطاری حق درمان ندارد و دراصل ما فقط توزیع‌کننده هستیم. اگر عده‌ای هم توصیه‌های درمانی دارند، کار اشتباهی می‌کنند. عده‌ای هستند که مجوز این کار را دارند؛ مثل آقایان هاشمی، بخارایی و لپه‌ایان. امثال این افراد، هم درسش را خوانده‌اند و هم به‌لحاظ تجربی، پخته‌تر هستند. حداقلش این است که ما تاجایی‌که می‌توانیم، باید فقط توزیع‌کننده بمانیم. در دانشکده کشاورزی، کلاس‌های آموزشی گیاه‌شناسی برقرار شده است که خیلی خوب است؛ چون حضور در این ‌کلاس‌ها پیش‌شرطِ گرفتن جواز عطاری است. این کلاس‌ها سه دوره دارد که باید گذرانده شود و درنهایت آزمونی از افراد شرکت‌کننده گرفته می‌شود؛ هم کتبی و هم عملی. علاوه‌بر این، فرد متقاضی باید یک دوره کارآموزی را نزد یک عطار بگذراند. مردم خودشان با داروهای گیاهی آشنا هستند. می‌آیند مغازه‌ام و اسم داروی مدنظرشان را می‌گویند و می‌خرند، حتی اگر مشاوره‌ای بخواهند، ما نباید جوابشان را بدهیم.

داروهای گیاهی، ارزان است

داروی گیاهی ارزان‌تر از داروی شیمیایی است. تازه ماجرا که فقط خود دارو نیست؛ چراکه اگر بخواهیم داروی شیمیایی مصرف کنیم، باید اول به پزشک و بیمارستان و آزمایشگاه رجوع کنیم و بعد از تشخیص، داروی شیمیایی را تهیه کنیم. یا در استفاده از داروهای شیمیایی، یک سرماخوردگی ساده ممکن است 50هزار تومان هزینه بردارد، درصورتی‌که با مصرف کمی‌ جوشانده، مشکلش حل می‌شود. 

عده‌ای آبروی عطاری‌ها را برده‌اند

اسم عطاری را خیلی بد کرده‌اند؛ تعداد عطاری‌هایی که کار غیرقانونی انجام می‌دهند، خیلی زیاد شده است که آبروی بقیه عطاری‌ها را هم برده‌اند. این‌ها اصلا عطاری نیستند. عطاری‌هایی که به‌تازگی افتتاح شده‌اند و مثل ما قدیمی‌ نیستند، نمی‌توانند مغازه‌‌شان را اداره کنند. شغل عطاری آن‌قدر درآمد ندارد و گاه این افراد مجبور می‌شوند اقلام دیگری را هم بفروشند. عطاری با فلفل و زردچوبه، بابونه و شاه‌تره فروختن، کفاف هزینه‌های زندگی یک نفر را نمی‌دهد، چه برسد به زندگی یک خانوار. اینکه عده‌ای از عطاری‌ها خلاف می‌کنند، غیر از مواردی که گفتم، به ایمانشان هم برمی‌گردد. خلاف، خلاف است و سن‌وسال و مشکلات نمی‌شناسد. خیلی‌ها حتی در سن بالا خلاف می‌کنند و اگر از من بپرسی، می‌گویم به لقمه حرام و حلالی برمی‌گردد که از کودکی تا الآن خورده‌اند. بستگی دارد به اینکه مبنای زندگی را بر چه گذاشته باشی. اگر کسی حلال‌خور باشد، یا با قناعت زندگی‌اش را می‌گذراند یا به‌عنوان مثال قید این شغل را می‌زند و می‌رود پی شغل دیگری.

مقصر اصلی؛ کلینیک‌های ترک

هرچند خود من هم عطار تمام‌وکمالی نیستم، ولی عده زیادی فقط عنوان عطار را با خودشان یدک می‌کشند و در پوشش آن، کارهای غیرقانونی و خلاف شرع انجام می‌دهند. از فروش متادون بگیر تا ترامادول و ب2. به اسم عطار، اجناس غیرقانونی می‌فروشند و کارهای غیرقانونی می‌کنند و آبروی صنف ما را برده‌اند. به‌نظر من، دلیل اصلی اینکه عده‌ای از عطارها متادون، ترامادول، ب2 و دراگون می‌فروشند، کلینیک‌های ترک‌اعتیاد است. اگر این کلینیک‌ها دارو را برای فروش نیاورند، عطاری‌ها می‌خواهند از کجا آن را تهیه کنند؟ جوانی که تازه عطاری باز کرده است، صبح تا شب بیشتر از 50تومان فلفل و زردچوبه نمی‌فروشد و ازطرفی مشتری‌ها هم یکی‌درمیان از او داروهای غیرمجاز را طلب می‌کنند. در چنین شرایطی برای تأمین اجاره و هزینه‌های خودش هم که شده، داروها را از کلینیک‌های ترک‌اعتیاد می‌خرد و با سود مناسبی می‌فروشد، پس این چرخه باید از سرچشمه که همان کلینیک‌های ترک‌اعتیاد هستند، قطع شود. فقط عطاری‌ها نیستند که این داروها را می‌فروشند؛ خیلی از سوپرمارکت‌ها و حتی آرایشگاه‌های زنانه هم توزیع‌کننده شده‌اند. اسم عطاری‌ها بد در رفته است. زمانی که من بازرس اتحادیه بودم، چند عطاری را بازرسی کردیم و پس از تحقیقات متوجه شدیم که آن‌ها داروها را از کلینیک‌های ترک می‌خرند. عطاری، فوق فوقش تا 9 یا 10شب مشتری داشته باشد. شما به من بگویید عطاری‌ای که تا ساعت2 شب باز است، چه چیزی می‌فروشد و به چه کسی؟ 

طبع گرم و سرد
115747.jpg

دسته‌بندی گیاهان دارویی بر چند گونه است؛ طبع سرد و طبع گرم. گیاهان گرم، بادشکن و گیاهان سرد، بادآور هستند. کسی که طبعش گرم است، باید گیاهان سرد را استفاده کند و کسی که طبع سرد دارد، باید گیاهان گرم را استفاده کند. داروی گیاهی بدون ضرر نیست و اگر اشتباه مصرف شود، نه‌تنها فایده‌ای ندارد، بلکه ممکن است باعث تشدید بیماری شود. اصلا علت اینکه ما عطارها حق تجویز نداریم، همین است. ممکن است خیلی از عطاری‌ها خواص دارو را بدانند اما طبع بیمار را نه. خیلی پیش می‌آید که عطاری‌ها گیاهان شبیه به هم را اشتباهی به دست مشتری می‌دهند ولی خطر بزرگی نیست؛ چون بیشتر گیاهان شبیه به هم خواصی تقریبا مشابه دارند. بیشتر داروهای گیاهی، بادشکن هستند و تأثیر خودشان را در نفخ معده یا باد در اعضای بدن نشان می‌دهند.

طب سنتی و طب اسلامی

طب سنتی و طب اسلامی‌ یکی نیست. پایه طب سنتی، بر تجربه و پایه طب اسلامی‌، بر حدیث است. من طب اسلامی‌ را بیشتر قبول دارم؛ چون سخنان پیامبر(ص) و ائمه‌اطهار(ع) قطعی است. غیر از استفاده از گیاهان دارویی، حجامت، زالودرمانی و طب سوزنی را هم قبول دارم. در بین این‌ها حجامت از همه بهتر است. دین اسلام هم خیلی بر آن تأکید کرده است. 

مصرف نمک به هیچ‌وجه

30سال است که کارم به دکتر و بیمارستان کشیده نشده است و فقط برای جراحی دندان به دندان‌پزشک مراجعه کرده‌ام. غذاهایمان در خانه اصلا نمک ندارد. از ابتدا بچه‌هایم را این‌طور عادت داده‌ام که غذا را شور نخورند. در بیشتر غذاهایمان، گیاهانی مثل نعناع هست. در فصل‌های سرد هم صبح‌به‌صبح دم‌نوش آویشن درست می‌کنیم و حداقل یک استکان می‌نوشیم. گل گاوزبان هم که جای خود را دارد. داروهای گیاهی هم مثل داروهای شیمیایی تاریخ مصرف دارند و بعد از گذشت مدتی عطر و رنگ و طعمشان را از دست می‌دهند. وقتی این‌طور بشود، دیگر فروختنشان به مشتری، کار درستی نیست و آن‌ها را بیرون می‌ریزم.

سخن آخر

برای ایجاد شغل، آن قاعده قبلی که مشاغل یکسان باید از همدیگر فاصله مناسبی داشته باشند، برداشته شده است. زمانی در همین گلشهر فقط دو عطاری وجود داشت ولی درحال‌حاضر تعداد آن‌ها به عدد60 رسیده است. شیوه ارائه داروهای گیاهی مناسب نیست، حتی اگر بنده در مغازه‌ام آن‌ها را بسته‌بندی و شکیل بکنم، بازهم فایده‌ای ندارد؛ چون قبل از آن و در انبار آن‌طور نبوده است. مردم باید سعی کنند از متخصصان، باتجربه‌ها و کسانی که دارای جواز نسخه‌پیچی گیاهی هستند، کمک بگیرند نه هرکسی که یک مغازه عطاری باز کرده است. 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی