کد خبر : 82961
/ 10:12

اومدی اما دیدم دست تو سرده

ارژنگ حاتمی- تشکر می‌کنیم از مسئولان‌فرهنگی کشور که با درایت مثال‌زدنی‌شان اقدام به جذب هنرمندان این کشور می‌کنند. به‌تازگی مطلع شدیم جواد یساری مجوز گرفته و نامش روی پوستر فیلم سینمایی «دشمن زن» هم قرار گرفته است.

اومدی اما دیدم دست تو سرده

این یکی از بهترین تصمیم‌هایی بود که می‌توانست در پاسخ به تحریم‌های جدید صورت گیرد، حالا مردم خیلی شیک می‌توانند با خیال راحت «صبر ایوب» را از استاد یساری درخواست کنند. استاد یساری با علم به آینده‌ای که دارد، توانسته‌است در متن این ترانه، گفت‌و‌گوهای آتی ظریف و جان‌کری را پیش‌بینی کند. در متن این ترانه که در ۴‌سال آتی شکل می‌گیرد، دوباره جان‌کری وزیر امور‌خارجه شده‌‎‌است. در این ترانه یکی از طرفین به دیگری می‌گوید: «گفته بودم اگه برگردی دوباره، غم می‌ره از دل و تاریکی می‌میره، بعد از اون بی‌ تو نشستن‌ها یه روزی، دستای سردمو دست تو می‌گیره، اومدی اما دیدم دست تو سرده، گفتی اون روزها دیگه بر‌نمی‌گرده.» و این در حالی است که در بیت‌های قبل که در زمان حال اتفاق افتاده بود، آمده است: «بیا تا اون روزهای خوبم بیاد‌، دست من گرمی دستاتو می‌خواد.» که مشخص است منظور از روزهای خوب، روزهای قبل از آمدن ترامپ برسر‌کار است.

استاد در برخی از ترانه‌هایش کشفیات مهم علمی‌ که در طول زندگی‌ به آن دست‌یافته را به ترانه درآورده‌است و گوش‌دادن به ترانه‌های ایشان می‌تواند کلاس درسی برای دانش‌آموزان و حتی دانش‌آموختگان دانشگاهی باشد. ایشان در یکی از ترانه‌هایش می‌گوید: «لب تشنه آب می‌خواد، چشم خسته خواب می‌خواد.» در ادامه ترانه نیز استاد به معضل گرفتن وام ازدواج از بانک‌ها اشاره دارد و خطاب به رئیس بانک می‌گوید: «دل عاشقم فقط از تو یه جواب می‌خواد.»

استاد یساری به خوردن توت از روی درخت خیلی علاقه دارد و معتقد است نباید مانع توت خوردن کودکان از روی درخت شد. وی در یکی از اشعار گران‌بهای خود می‌گوید: «بچه‌ها آی بچه‌ها شیرینی زندگین، همه غنچه‌های باغ آشتین، اونارو از روی شاخه نچینین، بچه‌ها آی بچه‌ها شادی خیلی دوست دارن.» استاد در این شعر اشاره دارد که بچه‌ها را نباید از روی شاخه چید و بایستی اجازه داد مثل گربه و چه بسا میمون از درخت بالا بروند و شاد باشند.

شنیده می‌شود استاد یک‌بار در جاده شمال در حال جوج زدن بوده است که از طرف بانک زنگ زده‌اند و گفته‌اند فردی که ضامن وامش شده و گویا از آشنایانش هم بوده، قسط‌هایش را نداده است، با دیدن بال‌و پاچین‌های روی منقل حالت عجیبی به وی دست داده و بعد از غرق شدن در بحر مکاشفت این‌گونه سروده است: «خسته‌ام من خسته‌ام من، مثل مرغ بال و پر شکسته‌ام من، خسته از دست غریبه، خسته از هر آشنایم.» در بیت‌های بعدی این ترانه، استاد مرزهای بین فصول را هم جا‌به‌جا کرده است و می‌‎گوید: «کار من گریه و زاری، مثل پاییزه بهارم» در حال حاضر دانشمندان ٣٨کشور جهان دور هم جمع شده‌اند تا کشف کنند چطور استاد توانسته است بین بهار و پاییز فصل جدیدی کشف کند و آیا پاییزِ بهار، بهاری است که در پاییز اتفاق افتاده یا پاییزی است که در بهار به وقوع پیوسته است؟

در پایان امیدواریم همچنان مسئولان ما اقدام به جذب هنرمندان این‌چنینی کنند تا مبادا یک‌وقت استعدادهایمان در زمینه هنر و موسیقی‌به هدر برود. 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی