کد خبر : 82968
/ 10:54
گپ ‌و گفت با اسماعیل شجیع به‌مناسبت ورودش به پنجاهمین سال مربیگری

نیم قرن با فوتبال

به بهانه ورود اسماعیل شجیع به پنجاهمین سال مربیگری‌اش به سراغ او رفته‌ایم و حرف‌هایش را شنیده‌ایم؛ از گذشته نه‌چندان‌دور تا امروز، از مستطیل سبز تا گزارشگری و این‌روزها که گلایه و شکوَه کم ندارد.

نیم قرن با فوتبال

جواد طاری بخش- شهرآراآنلاین، فوتبال خراسان این‌روزها چندان رمقی ندارد، اما در دهه‌های گذشته شرایط ویژه‌ای داشت و یکی از قطب‌های اصلی این رشته در کشور به‌شمار می‌رفت. روزگاری که فوتبالیست‌های مطرحی در این دیار توپ گرد را در زمین‌های خاکی و گاهی چمن به گردش درمی‌آوردند، مربیان نام‌آوری در کنارشان حضور داشتند که این‌روزها نیز همچنان تفاسیرشان از فوتبال می‌تواند نگرشی نو را به‌ارمغان بیاورد. اگر بخواهیم فوتبال خراسان را در دهه‌های60 و 70 شمسی، به یک مثلث تعبیر کنیم، قطعا یکی از اضلاع مهمش اسماعیل شجیع است؛

مربی و مدرس فوتبال که اتفاقا از جنس رسانه هم بود و در دهه60 علاوه‌بر مربیگری در تیم‌های مختلف استان، یک‌تنه بار گزارش مسابقات مختلف  ورزشی رادیو و تلویزیون خراسان را هم بر دوش می‌کشید. به بهانه ورود اسماعیل شجیع به پنجاهمین سال مربیگری‌اش به سراغ او رفته‌ایم و حرف‌هایش را شنیده‌ایم؛ از گذشته نه‌چندان‌دور تا امروز، از مستطیل سبز تا گزارشگری و این‌روزها که گلایه و شکوَه کم ندارد.

آغاز از زمین‌های خاکی

اسماعیل شجیع بزرگ‌شده محله آبکوه و میدان صاحب‌الزمان(عج) مشهد است. درمورد این منطقه از شهر به ما می‌گوید: در سال1350 این محله با عنوان گوهرشاد شهرت داشت و به میدان صاحب‌الزمان(عج) نیز سعد‌آباد می‌گفتند. در آن زمان استادیوم فوتبال تختی نیز که در این محله قرار دارد، یک زمین خاکی بود. بسیاری از ورزشکاران نامدار مشهد، اهل همین آبکوه بودند. یک زمین خاکی پشت پمپ بنزین فعلی خیابان آبکوه وجود داشت که پاتوق تیم‌های محلی و البته مشهور فوتبال در مشهد بود. از آن جمله می‌توان به تیم‌های درخشان، تیمور و مشعل اشاره کرد. خیلی‌ها که بعدها می‌گفتند از زمین خاکی بازی را شروع کردند، منظورشان همین مکان بود.

عاشق فوتبال

شجیع که به گفته خودش تا 27سالگی علاوه‌بر بازی در تیم‌های فوتبال، مربیگری این رشته را نیز در تیم‌های کوچک انجام می‌داده است، برایمان می‌گوید: من از آن تماشاچی‌هایی بودم که از دیدن فوتبال، عاشق این رشته ورزشی شدم. هیجان این بازی و تکنیکی که بازیکن‌های آن دوره به کار می‌بردند، مرا پابه‌توپ کرد. همین حالا هم همه زندگی‌ام فوتبال است. یا فوتبال تمرین می‌دهم یا فوتبال می‌نویسم یا فوتبال گوش می‌کنم یا فوتبال می‌خوانم و هنوز هم شب‌ها خواب‌های فوتبالی می‌بینم.

 اولین باری که ازسوی یک آموزشگاه برای بازی در تیم فوتبال و بازی تدارکاتی در سبزوار انتخاب شدم، مربی آن زمان تیم، نام مرا از لیست خط زد که این اتفاق به من حس بدی را منتقل کرد و سبب شد تصمیم بگیرم مربی شوم و رفتم در تیم گلکار به‌عنوان مربی فعالیت کردم. آن زمان یک مربی انگلیسی به نام اسکینر برای برگزاری دوره مربیگری به مشهد آمده بود و من هم به‌دلیل اینکه سنم کم بود، با سختی فراوان توانستم در کلاس شرکت کنم. وقتی آن مدرک را گرفتم که درجه3 بود، تقریبا مسیر صحیح مربیگری را هم پیدا کردم. در همان زمان اولین تیم منتخب نوجوانان خراسان را به من که کمتر از 20سال داشتم، سپردند و با همین تیم قهرمان منطقه1 شدم و در جام فولاد شرکت کردیم. از دل همان تیم بازیکنان بزرگی مثل محمد اعظم، سعید جوشش، سعید صیامی‌، شهریار رضایی و تعدادی دیگر به فوتبال معرفی شدند. بعد از آن مربیگری درجه2 را در مشهد گذراندم و سپس در تبریز زیرنظر مدرسان عضو باشگاه لیورپول دوره مربیگری درجه1 تشکیل شد که خب آنجا هم به‌دلیل اینکه کمتر از 25سال سن داشتم، به‌سختی حضور پیدا کردم؛ اما درنهایت به موفقیت رسیدم و پس از آن در کلاس دوره بین‌المللی در تهران زیرنظر‌ هانس شرکت کردم.

تجربه گزارشگری در صدا‌وسیما

شجیع علاوه‌بر مربیگری در فوتبال و تدریس در دانشگاه، یک ویژگی دیگر هم در آن سال‌های اوج فوتبال یعنی دهه60 داشت و آن گزارشگری برنامه‌های ورزشی رادیو و تلویزیون بود. خودش دراین‌باره می‌گوید: آن زمان یعنی در اوایل دهه60 رادیو یکی از پرکاربردترین وسایل ارتباطی مردم بود و یادم هست در مشهد برنامه‌ای با عنوان «سلام صبح‌به‌خیر» که مخاطبان بسیار زیادی داشت، پخش می‌شد. من برای این برنامه آیتم‌های ورزشی می‌نوشتم و بعد از مدتی یکی از تهیه‌کنندگان تلویزیون به سراغم آمد و مرا برای گزارشگری برنامه‌های زنده ورزشی دعوت کرد.

قبل از من بیژن قنبری این کار را انجام می‌داد، اما به‌دلیل فشردگی برنامه ایشان با توجه به اینکه در بخش خبر هم فعالیت داشتند، تصمیم بر این شد تا من هم بخش کار گزارشگری برنامه‌های ورزشی را برعهده بگیرم. چندوقتی در کنار قنبری کار را یاد گرفتم و بعد از آن با اینکه تخصصم فوتبال بود، اما با مطالعه توانستم 23 رشته ورزشی را گزارشگری کنم. من نزدیک به 17سال در صداوسیما فعالیت کردم و گزارش‌های جذابی را در رشته‌های فوتبال، والیبال، بسکتبال، دوومیدانی، تنیس، کشتی پهلوانی و... انجام دادم که خاطرات زیادی از آن‌ها دارم و نکته بارز همه آن‌ها حضور بسیار زیاد تماشاگران در این مسابقات بود. یکی از گزارش‌های بسیار جذابم مربوط به کشتی پهلوانی بین توپچی و محبی بود که در سالن مهران برگزار می‌شد و سالن هم لب‌به‌لب پر بود. همان گزارش من روی این کشتی باعث شد تا‌ هادی عامل وارد گزارشگری کشتی شود و بعد هم در رشته‌های دیگر مثل بسکتبال و والیبال نفرات دیگری مثل علی عبداحد آمدند و خب من هم بعد از 17سال با توجه به اینکه آن‌ها نیروهای جوان‌تر و تازه‌نفس‌تری بودند، از آن کار کنار رفتم.

بی‌انصافی به کانون مربیان و پیش‌کسوتان

با شجیع در ادامه گفت‌وگویمان درباره کانون مربیان و پیش‌کسوتان صحبت می‌کنیم و اینکه برخی‌ها این کانون را به حساب نمی‌آورند، چراکه اعتقاد دارند افراد حاضر در آنجا به فکر منافع خودشان هستند. او دراین‌باره می‌گوید: کسانی که این طرز تفکر را دارند، بسیار بی‌انصاف هستند، چراکه افراد حاضر در این کانون کاملا از نظر مالی و معنوی بی‌نیاز هستند و جرمشان این است که دل‌سوز فوتبال هستند و دوست دارند تا نظراتشان در فوتبال باشد، چراکه عاشق این رشته هستند. سال‌ها در استان بزرگ خراسان و حتی در کشور کسی مانند پیش‌کسوتان خراسان که این‌طور افتخارآفرین باشند، نبوده است. پس نیازی به این نداشته و ندارند که بخواهند خودشان را مطرح کنند و هر جایی بگویند ما هستیم.

پدیده و مشکی‌پوشان باز هم کاندیدای سقوط

این مربی و مدرس پیش‌کسوت درباره مشکلات تیم‌های مشهدی می‌گوید: من افق فوتبال خراسان را روشن نمی‌بینم. مهم‌ترین مشکل فوتبال ما بومی‌سازی‌نکردن تیم‌هایمان است. این هم به این معنی نیست که بگویم آقایان بیایید 100درصد تیم را بومی‌ کنید، نه؛ اما نباید این‌طوری هم باشد که اکثریت تیم را غیربومی‌ها تشکیل دهند. ما وقتی در تیمی‌ بازیکن بومی‌ نداریم و دلش برای این شهر نمی‌سوزد، خب می‌بینید که در یک بحران کوچک منجر به اعتصاب و تعطیلی تمرینات می‌شود. فوتبال خراسان متأسفانه این‌روزها بهشت دلالان شده است.

تیم‌های پدیده و مشکی‌پوشان، کجا هویت‌سازی کردند؟ وقتی تیم‌های ما بازی دارند و تماشاگر برای این بازی‌ها کمتر از 200 نفر به ورزشگاه می‌رود، این یک فاجعه است و نشان می‌دهد که ما نتوانستیم کاری انجام دهیم. فوتبال مشهد وقتی ابومسلم را از دست داد، تماشاگران خود را هم از دست داد و برای آنکه این تماشاگران دوباره بازگردند، باید برندسازی و بومی‌گرایی کنیم. هویت وقتی شکل می‌گیرد که بومی‌ها حداکثری باشند نه حداقلی. از تدارکات بگیرید تا ارکان دیگر باشگاه‌ها حداکثر باید بومی‌ باشند. اگرهمین پدیده پولی را که به پانادیچ داده است، به هشت مربی بومی‌ می‌داد، بعد می‌دید که فوتبال این باشگاه چگونه متحول می‌شد.

آدرس باشگاه‌های مشهدی را بلد نیستم

وی ادامه داد: من امسال 50سال مربیگری‌ام را پشت‌سر می‌گذارم، اما این برایم درد است که هنوز نمی‌دانم آدرس باشگاه‌های مطرح شهرم کجاست. ما نمی‌گوییم که تیم‌های لیگ‌برتری‌مان حتما باید از پیش‌کسوتان به‌عنوان سرمربی تیم‌های خود استفاده کنند، بلکه می‌گوییم بیایید بنشینید شاید ما یک نکته گفتیم که به وضعیت تیم کمک کند. من با کمال شجاعت می‌گویم تمام مربی‌های بومی‌ که در تیم‌های مشهدی حضور داشتند که اتفاقا شاگردان من یا دوستانم بودند، جز خودشان به کسی دیگر فکر نکردند و با سازش با مدیرعامل‌ها رفتند و نیمکت مربیگری در لیگ برتر را گرفتند و فقط برای ماندن خودشان تلاش کردند، نه ماندن آن تیم‌ها! 

 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی