کد خبر : 83002
/ 09:48
گپ و گفتی با آرمان آرین نویسنده اسطوره‌های کهن ایران

پاسدار هنر پارسیان

آرمان آرین، نویسنده جوان متولد ١٣۶٠ در تهران است که تاکنون ٣٠ جلد کتاب از او منتشر شده است. دنیای ادبیات او را با اثر سه‌گانه‌اش، «پارسیان و من»، شناخت، اثری که با الهام از شاهنامه فردوسی و اسطوره‌های ایرانی نوشته شده است.

پاسدار هنر پارسیان

فاطمه خلخالی استاد- آرمان آرین، نویسنده جوان متولد ١٣۶٠ در تهران است که تاکنون ٣٠ جلد کتاب از او منتشر شده است. دنیای ادبیات او را با اثر سه‌گانه‌اش، «پارسیان و من»، شناخت، اثری که با الهام از شاهنامه فردوسی و اسطوره‌های ایرانی نوشته شده است. «کاخ اژدها»، «راز کوه پرنده» و «پهلوانی‌های رستم و رستاخیز فرا می‌رسد» عنوان‌های این سه‌گانه است.
دیگر آثار آرین نیز بر پایه فرهنگ و اسطوره‌های ایرانی نوشته شده است. او داستان‌های کهن ایرانی را همچون آب روانی می‌داند که باید در هر زمانه‌ای جاری شود، نه راکد بماند و بخشکد و نه تبخیر شود. معتقد است این آب باید جریان داشته باشد تا تمام نسل‌ها را سیراب کند.
در کارنامه ادبی او که کارشناس ارشد سینما از دانشگاه هنر تهران است، برنده شدن در بیست‌و‌سومین دوره جایزه کتاب سال ایران، دریافت لوح تقدیر از جشنواره مهرگان ادب، کسب جایزه پنجمین دوره کتاب سال شهید غنی‌پور و تقدیر در سی‌و‌یکمین کنگره بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) دانمارک دیده می‌شود. آرین در حال حاضر کتاب‌های دیگری در دست نگارش و چاپ دارد از جمله مجموعه بیست‌وچهارجلدی «شاهنامک» که از زبان نواده فردوسی روایت می‌شود. به گفته خودش، این مجموعه شاهنامه‌ای برای کودکان و به صورت مصور است که شش جلد آن را نشرچکه منتشر کرده است و ١٨ جلد دیگرش در دست چاپ است.

چه ضرورتی برای خواندن متون کهن و بازنویسی و بازآفرینی آن‌ها برای نسل امروز به‌ویژه نوجوانان وجود دارد؟
میراث فرهنگی ما فقط آثار باستانی و تاریخی و معماری نیست. بخشی از آن همین متون و داستان‌های کهن است که هرقدر بتوانیم آن را بهتر به نسل آینده منتقل کنیم، هویتمان مستحکم‌تر می‌شود و امکان بازبینی این هویت نیز بیشتر می‌شود. داشته‌های فرهنگی ما نه‌تنها چیزی از دارایی ملی ما مثل نفت و گاز و منابع و معادن زیرزمینی کم ندارد، بلکه افزون بر آن‌هاست زیرا اگر فرهنگمان را خوب بشناسیم، آن وقت، قدر دارایی‌های زیرخاکی و زیرزمینی‌مان را هم خواهیم دانست.

در بازآفرینی داستان‌های شاهنامه روی کدام ویژگی آن تمرکز می‌کنید؟ حفظ زبان حماسی یا ویژگی تاریخی، اسطوره‌ای و‌ ...؟
بخش جوششی نوشتن در داستان‌های من بر نوشتن کوششی غلبه دارد. به همین علت، داستان من را می‌طلبد نه اینکه من آن را احضار کنم. در واقع، حالتی شهودی و اشراقی در کار وجود دارد، نه فنی و مهندسی. به زبان داستان هم تا اندازه‌ای فراز و فرود می‌دهم که فهمش برای همه‌سالان از دست نرود. اگر قرار باشد داستان کهن را که زبان دشواری دارد به اثر دشوار دیگری تبدیل
کنم، هدفم از دست می‌رود، هدفی که قصد دارد بر هویت و فرهنگ نسل امروز اثر بگذارد.

برخی معتقدند در متن و رویدادهای نوشته‌های کهن به‌ویژه شاهنامه نباید دست برد و شاخ و برگی به آن اضافه کرد، چون هویت متن را مخدوش می‌کند. دیدگاه شما دراین‌باره چیست؟
من به این موضوع اعتقاد ندارم. خوب است که ما بازآفرینی‌هایی نو از متون کهن داشته باشیم و جریانش را برای نسل امروز برقرار کنیم. شرطش این است که مغز اصلی داستان صدمه نبیند و به غیر از خودش بدل نشود. ذاتش نباید تغییر کند اما پیراهن تنش باید گهگاه بیرون بیاید، شسته شود و حتی گاهی لباس نو
بر تن کند. این چیزی است که شما در غرب هم می‌بینید. آن‌ها داستان‌های کهنشان را بارها و بارها نو می‌کنند. برای نمونه، من معتقدم ضحاک که فردی سیاستگر و مستبد است می‌تواند به شخصیتی خاکستری نزدیک شود، همان‌طور که من در داستان «پارسیان و من» آن را انجام داده‌ام و به او لایه‌های انسانی ترحم‌برانگیز اضافه کرده‌‎‌ام؛ اما ضحاک ضحاک است، شخصیتی مخوف و عظیم و هولناک. این در حالی است که در حدود ۴٠ سال پیش، افرادی در سخنرانی‌ها و تئوری‌هایشان، ضحاک را تطهیر می‌کنند و او را به‌جای کاوه و فریدون می‌نشانند. می‌گویند قهرمان ضحاک است و شخصیت‌های منفی کاوه و فریدون هستند. این تعبیرها و تفسیرها نه‌تنها سببی ندارد، بلکه بن‌مایه‌های فرهنگی‌مان را هم خدشه‌دار می‌کند و به آن‌ها آسیب می‌زند. نکته بعدی این است که خود شاهنامه هم متن منجمدی نیست. حکیم توس نیز اذعان کرده است که شاخ و برگ‌هایی به داستان رستم که پهلوانی در سیستان بوده اضافه کرده است. در واقع، شاهنامه نیز درباره خدای‌نامه‌های پیش از خودش این کار را انجام داده است.

آگاهی شما از اساطیر ایران و علاقه‌مندی‌تان به قصه‌های کهن از چه زمانی شکل گرفت و برای نوشتن داستان‌هایی با بن‌مایه‌های اساطیری چقدر در این زمینه مطالعه کرده‌اید؟
مادر و پدر و خواهرم، هریک کتابخانه‌هایی مجزا با کتاب‌هایی مختلف داشتند که من از کودکی با آن‌ها روبه‌رو شدم و در عنوان‌ها و مطالبشان تعمق می‌کردم. از نمونه این کتاب‌ها «داستان‌های ایران باستان» و «داستان‌های شاهنامه»، اثر احسان یارشاطر عزیز، بود که حق زیادی بر گردن فرهنگ ما دارد. در کنار مطالعات آثار کهن، ارتباط برقرار کردن با بزرگانی همچون دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن و پروفسور جلیل دوست‌خواه و دیگر بزرگان این راه که توانستم شاگردی‌شان را بکنم در این مسیر به من کمک کرد و احساس کردم تبدیل داستان‌های کهن به زبان قابل فهم امروز نیاز زمانه ماست و در خط مقدم قرار دارد. این‌طور بود که نخستین رمان شاهنامه را با نام «پارسیان و من» و نخستین رمان سه‌گانه قرآن را
با عنوان «آینده کهن» و نخستین رمان اوستا و بندهش را با نام «پَتَش‌خوارگر» نوشتم.

با توجه به اینکه مخاطبان آثار شما بیشتر نوجوانان هستند، آیا در نوشتن مجموعه «پارسیان و من» به مواردی در شاهنامه برخورد‌ید که مناسب بازگویی برای این گروه سنی نباشد و مجبور به سانسور شوید؟
مسلما مخاطبان من بیشتر نوجوانان و جوانان هستند اما به نظرم از ده‌ساله‌ها تا نود‌ساله‌ها می‌توانند در طیف مخاطبان من قرار بگیرند. در نوشتن داستان‌ها هیچ‌وقت چیزی را سانسور نکردم اما از کنار برخی خشونت‌ها، رفتارها یا ماجراها عبور کردم. به هر حال، در بازآفرینی، بخش‌هایی باید نادیده گرفته ‌شوند که البته اندک هستند. خوشبختانه در شاهنامه به چیزی برنخوردم که در خط اصلی داستان، با ادب و احترام و حکمت و اخلاق منافاتی داشته باشد. در واقع، می‌توان گفت خود حکیم توس این زحمت را برای ما کشیده است. مثلا برخی نظریات می‌گویند رستم مهرپرست بوده است اما ما تأکیدی بر این موضوع در شاهنامه نمی‌بینیم یا تأکیدی بر جنگ مذهبی رستم و اسفندیار که یکی نماینده مهر و دیگری نماینده زرتشت است دیده نمی‌شود و به آن دامن زده نمی‌شود. فردوسی خودش به بهترین شکل، خشونت و دیگر مواردی را که ممکن بوده برای نسل‌های آینده تناقض ایجاد کند تلطیف کرده است. ما هم برای نسل و زمان خودمان اندک الزاماتی را رعایت می‌کنیم.

طی سال‌هایی که از چاپ کتاب‌هایتان گذشته استقبال مخاطبان چه سیری را طی کرده است؟ آیا این آثار توانسته است به میزان کافی توجه مخاطبان را به خود جلب کند؟
استقبال مخاطبان بسیار عالی و پذیرفتنی و روبه‌فزونی بوده است. می‌توان گفت این ژانر در میان مخاطبان رو به گسترش است. این بازخوردها را هم در نمایشگاه‌های کتاب و مدارس و دانشگاه‌ها و هم از طریق فضای مجازی دریافت کرده‌ام که نشان می‌دهد نسل جدید ما به هویت درخشان و بلند خود حساس است و هیچ تبلیغاتی نمی‌تواند هویت ملی را از مردم ما بگیرد. همین بازخوردها به من انرژی‌ای دوچندان داده و باعث شده است تا امروز ٣٠ جلد کتاب منتشرشده در این زمینه ها داشته باشم و هنوز هم راه درازی در پیش دارم.
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی