کد خبر : 83008
/ 10:31
در همایش آسیب‌شناسی و بررسی راهکارهای کودک‌آزاری مطرح شد

٢۵درصد زنان روسپی در کودکی آسیب دیده‌اند

«نتایج پژوهشی ملی در مورد روسپیگری مؤید تأثیر ویرانگر آزارجنسی در آینده کودکان بود. این تحقیق نشان داد ٢۵‌درصد از زنان روسپی، در دوران کودکی در منزل خودشان مورد تجاوز قرار گرفته‌‌‌‌اند. »

٢۵درصد زنان روسپی در کودکی آسیب دیده‌اند

این آمار را بنیان‌گذار نخستین مؤسسه پیشگیری از آزار‌جنسی کودکان در خاورمیانه در همان روزی اعلام می‌کند که، معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه‌قضائیه گفته بود: هنوز آمار و ارقام موجود این موضوع به اثبات نرسیده است که کودک‌آزاری، جزو آسیب‌های اولویت‌دار ما باشد.
اینها را بگذارید کنار آمار١۶ هزار کودک آزاری گزارش شده به اورژانس اجتماعی کشور آن هم فقط در ۶ ماه نخست سال گذشته، تا اهمیت توجه به معضلی به نام کودک آزاری مشخص شود.
همایش «آسیب‌شناسی و بررسی راهکارهای پیشگیری از پدیده کودک‌آزاری» یکشنبه‌شب به ابتکار کمیسیون حقوقی شورای اسلامی شهر مشهد و با حضور سخنرانانی برگزار شد که هر یک در رشته تخصصی خود صاحب‌نظر هستند.

فقر منابع پژوهشی در کشور
«هر‌بار که از یک کودک‌آزاری مطلع می‌شوم آن‌قدر به من سخت می‌گذرد که گویا دفعه اولم است.» این مقدمه صحبت‌های شهین علیایی‌زند، بنیان‌گذار نخستین مؤسسه پیشگیری از آزار‌جنسی کودکان در خاورمیانه است. از سال ٨٨ فعالیت‌های مؤسسه‌اش را آغاز کرده است با این‌حال صحبت‌کردن از این پدیده برایش دشوار است.
او خطاب به کسانی که اوضاع اجتماعی ایران را لااقل در زمینه کودک‌آزاری بدتر از دیگر کشورها می‌دانند می‌گوید: سال‌ها در ایران نبوده‌ام و براساس تجربه عملی و نزدیکم از سایر کشورها می‌گویم کودک‌آزاری در همه‌جای دنیا وجود دارد، چه جنسی و چه غیرجنسی، اتفاقا به صورت سازمان‌یافته و سودآور برای گردانندگان این صنعت. به‌طوری‌که پس از قاچاق مواد‌مخدر، قاچاق انسان و کودکان در جایگاه دومین تجارت سودآور دنیا قرار دارد.
به زعم این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه‌طباطبایی، در مسئله کودک‌آزاری یک تفاوت اساسی میان ایران با دیگر نقاط دنیا وجود دارد و آن تفاوت معضل‌‌‌‌‌‌‌‌ساز این است که در جاهای دیگر می‌شود در مورد کودک‌آزاری به راحتی صحبت کرد، برنامه ریخت و تعامل کرد، اما در ایران نه.
او با اشاره به فقر منابع پژوهشی در کشور ادامه می‌دهد، هنگامی که به ایران آمدم و تحقیقات خود را در مورد کودک‌آزاری آغاز کردم، فکر می‌کردم با منابعی غنی مواجه خواهم بود. اما واقعیت این بود که منابع موجود در زمینه مسائل اجتماعی ایران، به دست خارجی‌ها نوشته شده است. دانشگاه‌ها باید برای انجام پژوهش‌های مرتبط پای‌کار بیایند. مثلا ماجرای اهورا در رشت یکی از مواردی است که در آن انواع گره‌ها و آسیب‌های اجتماعی را می‌شود دید. مثل طلاق، اعتیاد، غیبت مادر و سپردن بچه به دست مردی غیر از پدرش، روابط فرا ازدواج و ترک خانه از سوی پدر.

از کودک‌آزاری تا روسپیگری
این فعال اجتماعی اضافه می‌کند:نتایج پژوهشی ملی در مورد روسپیگری مؤید تأثیر ویرانگر آزارجنسی در آینده کودکان بود. این تحقیق نشان داد ٢۵‌درصد از زنان روسپی، در دوران کودکی در منزل خودشان مورد تجاوز قرار گرفته‌‌‌‌اند.
مقایسه شکل و وسعت کودک‌آزاری نسبت به دهه‌های گذشته موضوع دیگری بود که علیایی‌زند به آن این‌طور اشاره می‌کند: امروزه وسعت کودک‌آزاری از سوی پدرخوانده‌ها غوغا می‌کند. این موضوع با توجه به افزایش میزان طلاق و ازدواج‌های مجدد جای تأمل دارد. همچنین با موارد متعددی از کودک‌آزاری مواجه هستیم که کودک‌آزار، فردی از دوستان مادر طفل بوده است. وضعیت ما در مسئله کودک‌آزاری در حال حادتر شدن است. در جامعه به دلایل مختلف از موضوع کودک‌آزاری قبح‌شکنی شده است. این موضوع مثل یک ویروس، اندام‌های جامعه را در برگرفته است. یکی از علت‌ها این است که قبح‌شکنی را از کسانی دیده‌ایم که قرار بوده است الگوی رفتاری ما باشند.
وی با بیان اینکه شکل کودک‌آزاری در ایران به سمت خشن‌تر شدن پیش می‌رود، اظهار می‌کند: در این دهه، کودکان را پس از آزار، مثله می‌کنند. نقش مواد‌مخدر صنعتی را در تخریب مغز و بروز چنین رفتارهایی نمی‌توان نادیده گرفت. این آمار را هم نمی‌توان ندیده گرفت که از هر چهار ایرانی یک نفر دارای اختلالات روانی است.

مردم نقش خود را فراموش کرده‌اند
روی سخن علیایی‌زند با مردم نیز هست، با کسانی که آن‌قدر مشغول نقد دولت و حاکمیت شده‌اند که نقش خود را به کلی فراموش کرده‌اند، هر چند جامعه هزار‌و‌یک مسئله برای شاد نبودن به ما می‌دهد، اما واقعیت این است که ما لذت بردن از سادگی‌های زندگی را یاد نداریم. این لذت بردن از کمترین‌ها، به تخلیه روانی جامعه و کاستن از بی‌قراری‌های کنونی کمک می‌کند. شاید تغییر فلان رئیس و مسئول از دست من و شمای نوعی ساخته نباشد، اما آموزش و آگاهی را با کمترین بودجه و امکانات می‌توان انجام داد.
او ادامه می‌دهد، چند روز پیش خانمی را دیدم که فرزند خردسالش را ١٠‌دقیقه در خودرو تنها گذاشت و رفت. دورادور مراقب بچه و دل‌نگران عواقب کوتاهی مادر بودم تا این که دیدم مادر با یک جفت دمپایی پلاستیکی نو برای فرزندش برگشت. این غفلت که می‌توانست به یک فاجعه بینجامد را فقط با آموزش می‌توان رفع‌و‌رجوع کرد. آتنا، دختر بچه اردبیلی قربانی همین آموزش ندیدن و غفلت والدین شد. پدر کودک، ساعت ۴:٣٠‌عصر تازه متوجه غیبت دخترش شد. این رویدادها را جدی بگیریم و آگاهی دهیم به شیوه‌ای که منجر به بدبینی نشود. کتاب «من همه را دوست دارم، اما ...» را در همین راستا تألیف کردم.این پژوهشگر معتقد است مردم بی‌حوصله و نق‌نقو شده‌اند. حوصله بچه‌هایشان را ندارند و دنبال راهی هستند که آن‌ها را از خودشان دور کنند. به همین علت، استفاده از تبلت و تلفن همراه در بین کودکان ایرانی بیش از دنیا است.

فرهنگ لاپوشانی
آن‌هایی که اهل مطالعات کیفری و جرم‌شناسی هستند، دکتر محمد فرجی‌ها را می‌شناسند. او بی‌مقدمه سر اصل مطلب می‌رود و رفتار مسئولان در قبال کودک‌آزاری‌های رسانه‌ای شده را زیر ذره‌بین می‌گذارد، «وقتی یک کودک‌آزاری رخ می‌دهد و رسانه‌ای می‌شود، احساسات عمومی جریحه‌دار می‌شود و حس ناامنی بالا می‌رود. نظام قضایی و پلیسی ما وارد عمل می‌شوند و اقدامات فوری انجام می‌دهند. یعنی قاتل را شناسایی و دستگیر می‌کنند، مراحل دادگاه سپری و حکم در ملاء‌عام اجرا می‌شود. ما در دانشکده حقوق منتقد این روند هستیم و معتقدیم این اتفاقات محمل خوبی برای آموزش افکار عمومی است. باید به جای دنباله‌‌روی از احساسات جریحه‌دار‌، از آن به عنوان فرصتی برای گفت‌وگو با افکار‌عمومی و پندآموزی برای جلوگیری از تکرار این حوادث استفاده کرد.» او به سخنان معاون فرهنگی قوه‌قضائیه مبنی بر اینکه «کودک‌آزاری شایع نداریم و آمارمان به‌مراتب کمتر از غرب است.» اشاره می‌کند و آن را نشانه‌ای از فقدان اجماع در مورد مسئله کودک‌آزاری می‌داند.
وی ادامه می‌دهد: امتداد این تفکر را در همه سطوح می‌بینیم. به‌طوری‌که الان اگر دانشجوی ما بخواهد برای پژوهش روی دانش‌آموزان یک مدرسه وارد کار شود، با او همکاری نمی‌کنند. لاپوشانی برای ما فرهنگ شده است و اصطلاحاتی مشابه «ان‌شاءا...که مشکلی نیست» را فراوان در ادبیاتمان ملاحظه می‌کنیم. این تفکر از بستر جامعه به سیاست‌گذاران رسوب کرده و موجب شده است در مسئله کودک‌آزاری اجماع نداشته باشیم. وقتی اجماع نباشد اهتمامی برای برنامه‌ریزی نیز وجود نخواهد داشت. در حالی که آمار کودک‌آزاری به مراتب بیش از ١۶‌هزار موردی است که رئیس اورژانس اجتماعی کشور برای شش‌ماه نخست پارسال اعلام کرده است.
پیشنهاد مشخص این مدرس دانشگاه این است که در ایران همان کاری را بکنیم که دنیا چهار دهه در حال انجام آن است. یعنی پرسش‌نامه‌هایی را تهیه کنیم و پیمایشی در مدارس انجام دهیم و ببینیم چه میزان کودک‌آزاری جنسی و غیرجنسی، اغفال و... صورت گرفته است، سپس بر اساس این داده‌ها اقدام به برنامه‌ریزی کنیم.

سرانجام یک لایحه
هر‌چقدر هم در حوزه آموزش عمومی خوب کار کنیم باز هم نمی‌توانیم منکر اهمیت حمایت‌های حقوقی از کودکان شویم. لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان که ٩‌سال است در انتظار تصویب مجلس شورای اسلامی است از خان تصویب در کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس گذشته و بیش از پیش به تصویب نزدیک شده است.
طیبه سیاوشی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، ‌دراین‌باره می‌گوید: به من اطلاع داده‌اند که لایحه زیر چاپ رفته است تا در اختیار نمایندگان قرار گیرد. فراکسیون زنان بر اساس آیین‌نامه مجلس تلاش می‌کند این لایحه را با قید فوریت در دستور‌کار صحن علنی مجلس قرار دهد. امیدواریم این اتفاق رخ دهد و تا پایان امسال شاهد تصویب آن باشیم.
او در توضیح مفاد این لایحه می‌گوید: لایحه، پنج فصل و ٨١ ماده دارد. فصل اول تعاریف و کلیات است. بسیار مایل بودم که تعریف بی‌ابهامی از سن کودکی در لایحه انجام شده باشد که نشده است و امیدوارم در جریان بررسی در صحن این اتفاق رخ دهد. سهل‌انگاری، آزار‌جنسی، بهره‌کشی اقتصادی، هرزه‌نگاری، خطر شدید و قریب‌الوقوع و مصادیق در معرض بزه‌دیدگی از مواردی است که در لایحه تعریف شده است. در فصل دوم که به ساختارها اشاره دارد، شورای عالی حمایت از اطفال و نوجوانان دیده شده است. تشکیل این شورا به معنی فراهم‌شدن زمینه همکاری نهادهای دولتی، سمن‌ها و حوزه‌های علمیه برای حمایت از کودکان و نوجوانان است.
این نماینده مجلس ادامه می‌دهد: در فصل سوم که مربوط به اصول و تدابیر حمایتی است، ١۴‌برنامه مانند صندوق حمایت از کودکان و نوجوانان پیش‌بینی شده است که اجرای برنامه‌ها را به لحاظ مالی تضمین می‌کند. جرائم و مجازات‌ها در فصل چهارم از این لایحه قرار دارد و موارد متعددی از کودک‌آزاری مثل جلوگیری از تحصیل، سهل‌انگاری منجر به فوت، جرح، نقص‌عضو، حواس‌پرتی، آزار‌جنسی، آزار روانی و غیره به عنوان بزه مشمول مجازات‌های قانون‌گذار می‌شود. فصل پنجم نیز به مقوله چگونگی تحقیق و رسیدگی می‌پردازد.
او با تأیید صحبت‌های دکتر فرجی‌ها تصریح می‌کند: فهم و تعریف مشترکی از کودک‌آزاری بین رسانه‌ها به‌ویژه رسانه ملی، دولت، حوزه‌ علمیه، دانشگاه، سازمان‌های مردم‌نهاد و جامعه وجود ندارد. باید بین این بخش‌ها گفت‌و‌گو شکل بگیرد و تا این موضوع انجام نشود به اجماع نخواهیم رسید. به دلیل فقدان اجماع و تردید در به‌رسمیت‌شناختن این پدیده مهم و دردناک زمینه‌های اجرایی لازم، آن‌طور که باید فراهم نیست.

چند سؤال
بنیاد سورا، سازمان مردم‌نهادی متشکل از زنان حقوق‌دان است که وکالت پرونده‌های کودک‌آزاری و موارد مشابه را به‌طور رایگان قبول می‌کند. مرضیه محبی، مدیر این کانون، به جای رویه معمول یعنی سخنرانی و ارائه راهکار،‌ مایل است صرفا سؤالاتی را مطرح کند و از استادان و حضار بخواهد در مورد آن فکر کنند و چرایی‌اش را توضیح دهند.
وی می‌پرسد: دقیقا چه بر سر جامعه ما آمده است که مادر به عنوان مظهر مِهر، قاتل فرزندش می‌شود، دستان پدرخوانده که باید حامی کودک باشد تبدیل به آلت قتاله می‌شود، بستگان بی‌تفاوت می‌شوند و همسایه‌ای که باید رفیق خانواده باشد به کودک تجاوز می‌کند؟
او از تجربه مصاحبه با چند زن که کودکشان را کشته‌اند این‌طور می‌گوید: پس از صحبت با آن‌ها، تصوری که از هیولای وحشتناک در ذهن ساخته‌ بودم به یک آدم ساده تبدیل شد. وجه مشترکی که در حرف‌های این‌ها می‌شنوم جمله «طاقتم طاق شد، کم آوردم» است، جمله‌ای که در پس آن یک کوه درد و رنج را می‌شود حس کرد. دختر جوانی را مثال می‌زنم که الان باید ٢٠‌ساله شده باشد. او نمونه کاملی از جرم‌شناسی است. پدر این دختر، موقع تولدش به جرم قتل، قصاص می‌شود. مادر از پذیرفتن دخترش سرباز می‌زند. طفل به بهزیستی سپرده می‌‌شود اما بهزیستی هم نمی‌پذیرد و دختر را به پدربزرگش می‌سپارند. به سن ١۵‌سالگی که می‌رسد پدربزرگ به یک مرد ٣۵‌ساله فاسد پول می‌دهد تا با این دختر ازدواج کند و او از مسئولیت نگهداری نوه‌اش رها شود. دختر پس از کلی بیچارگی موفق به طلاق از شوهرش می‌شود اما چون پدربزرگ او را نمی‌پذیرد، جایی برای زندگی ندارد و در خیابان می‌ماند. عموی دختر او را به روسپیگری سوق می‌دهد. در همین حین امکان ازدواج برای دختر فراهم می‌شود. او برای خرید جهیزیه تصمیم به فروش کلیه‌اش می‌گیرد. موقع سونوگرافی متوجه می‌شود که باردار است، اما به محض تولد، نوزادش را می‌کُشد.

نیاز به گوش شنوا و دست نوازشگر
پشت‌کردن خانواده و بستگان وجه‌مشترک تمام پرونده‌های مشابهی است که این حقوق‌دان با آن‌ها سرو‌کار داشته است. وی می‌گوید: اگر گوش شنوایی برای شنیدن درددل‌ها و دست نوازشگری بر سر این بزهکاران وجود داشت این اتفاق‌ها رخ نمی‌داد. چرا همه‌اش از کوتاهی دولت و نقص قانون می‌گوییم؟ اولین قدم این است که نگاهی به دور‌و‌بر خودمان بیندازیم و به ابتدایی‌ترین عواطف انسانی توجه کنیم. به گفته وی امروز فرزندان ما در روند اجتماعی شدن، عشق ورزیدن را یاد نمی‌گیرند. نهایت تلاشمان به این خلاصه می‌شود که شر، بدی‌ها و خطرات را به آن‌ها معرفی کنیم اما دریغ از یاد‌گرفتن نحوه ارتباط و تعامل. باید به این شهروندان کوچک که نمی‌توانند از حقشان دفاع کنند، قدری دقیق‌تر نگاه کرد.

مردم ١٢٣ را نمی‌شناسند
گزارش‌هایی از پرونده‌های فروش کودکان نخستین‌بار در رسانه ملی مطرح شد و برای نخستین‌بار حساسیت‌ها را در سطح ملی برانگیخت. فاطمه دانشور آن روز در کسوت عضو شورای اسلامی شهر تهران وامروز در قالب یک فعال اجتماعی از درختی می‌گوید که کودک‌آزاری فقط یکی از میوه‌های نامبارک آن است. مدیر مؤسسه خیریه مهرآفرین که تجربه ١٣‌سال ارتباط با قشرهای آسیب‌دیده را دارد به قشرهایی اشاره می‌کند که تحت‌پوشش هیچ سازمان حمایتی نیستند.
او می‌گوید: خانواده‌های زندانیان یکی از این دست مواردند. فعالیت سمن تخصصی مربوط برای حمایت از خانواده‌های زندانیان نیازمند گستره چندانی ندارد. بررسی‌های ما نشان می‌دهد بیشتر کارتن‌خواب‌ها از همین خانواده‌ها هستند. در پی کارتن‌‌‌‌‌خوابی باید انتظار موارد دیگری را مثل فروش بچه، اعتیاد و کودک‌آزاری داشت. خانواده‌های بیماران روانی را نیز باید به این مجموعه اضافه کرد.
وی معتقد است برای رفع آسیب‌هایی از‌این‌دست صرف حرف‌زدن با مسئولان راه به جایی نمی‌برد. باید با مطالبه‌گری اجتماعی ایجاد کرد و از مسئولان خواست نهادهای حمایتی مثل بهزیستی و اورژانس اجتماعی ١٢٣‌را تقویت کنند.
دانشور در نقد عملکرد بهزیستی و اورژانس اجتماعی می‌گوید: این نهاد حمایتی که با کودک‌آزاری ارتباط مستقیم دارد، ضعیف عمل می‌کند و همواره دیر به صحنه می‌رسد. در بازدیدی که از مرکز اورژانس اجتماعی تهران داشتم دیدم فقط پنج نفر اپراتور پاسخ‌گوی تلفن‌های مردم هستند. به دلیل همین کمبود نیرو، شماره ١٢٣‌به مردم اطلاع‌رسانی نمی‌شود. اگر الان از مردم بپرسید که کودک‌آزاری‌ها را به کجا گزارش می‌کنید می‌گویند به کلانتری. رویه اورژانس اجتماعی و با لباس فرم و خودرو نشان‌دار به محله رفتن، اشتباه است و باعث فرار خانواده می‌شود. همچنین مددکاران اورژانس اجتماعی تا حکم قاضی را نداشته باشند قدرت مداخله ندارند و این یک ضعف است.او با اشاره به آنچه که عملکرد سلیقه‌ای قضات می‌خواند ادامه می‌دهد: مشکل دیگر به نهاد قضایی و فقدان آموزش کافی قضات برمی‌گردد. قضات سلیقه‌ای رفتار می‌کنند، گاهی به نظرات کارشناسی مددکاران توجه دارند و گاهی به‌ویژه در شهرهای کوچک‌تر تعاملی وجود ندارد و به راحتی فرزند را به خانواده کودک‌آزار باز می‌گردانند.

١۵‌هزار فرزند طلاق
صحبت‌های دانشور واکنش دو نفر از مهمانان همایش را به همراه دارد. فردی که درخواست وقت صحبت دارد‌، غلامحسین حقدادی معاون اجتماعی بهزیستی خراسان‌رضوی است. او در صحبت‌های خود همان‌طور که انتظار می‌رود از عملکرد اورژانس اجتماعی با امکاناتی که دارد دفاع می‌کند و در‌عین‌حال می‌گوید: با حجم عظیمی از مشکلات اجتماعی مواجه هستیم که بودجه نهادهای حمایتی مثل بهزیستی پاسخ‌گوی آن نیست. سازمان‌های مردم‌نهاد به کمک ما بیایند و با ایجاد مطالبه برای افزایش امکانات بهزیستی کمک کنند. ما با ٢۵٠‌هزار زن سرپرست خانوار مواجهیم. سالانه ١۵‌هزار کودک طلاق تولید می‌کنیم که حتی خود والدین تکلیف حضانت آن‌ها را نمی‌دانند و فقط برای طلاق توافق کرده‌اند. ۵٧درصد از این کودکان، کمتر از هفت سال سن دارند. در سالی که گذشت فقط در خراسان رضوی ١٩٠٠‌کودک را با پیگیری اورژانس اجتماعی از شرایط دشوار خانواده‌شان نجات دادیم. همچنین ١٩٠٠‌کودک را به امین موقت سپرده‌ایم. باید به این‌ها یارانه بدهیم و حمایتشان کنیم.
او ادامه می‌دهد: در برنامه ششم توسعه بهزیستی مکلف است در تمام شهرهای بالای ۵٠‌هزار نفر اورژانس اجتماعی دایر کند. این اتفاق در خراسان رضوی افتاده است و ٢٠‌شهر استان، اورژانس اجتماعی دارند. با‌این‌حال به کمبود نیرو و بودجه و ضعف اطلاع‌رسانی اذعان داریم. میانگین زمان رسیدن نیروهای اورژانس ١٣‌‌‌‌دقیقه است و البته باید کاهش پیدا کند. حقدادی با بیان اینکه دوسوم کودک‌آزاری‌ها در محیط خانواده رخ می‌دهد، می‌افزاید: طلاق و اعتیاد دو مؤلفه کلیدی در وقوع کودک‌آزاری است. برای کنترل کودک‌آزاری باید برای این دو مؤلفه فکری کرد.
معاون بهزیستی خراسان رضوی به ندانسته‌های خود و همکارانش نیز اشاره و اضافه می‌کند: بعضی چیزها برای ما نیز روشن نیست. مثلا می‌دانیم نرخ کودک‌آزاری در خراسان رضوی سه در ١٠هزار است اما از میانگین جهانی اطلاع نداریم و نمی‌‌‌‌‌دانیم در چه جایگاهی قرار‌ داریم. نرخ طلاق بالاست اما با آسیب‌ها و احتمال خطراتی که برای فرزندان طلاق وجود دارد، نمی‌دانیم ازدواج مجدد را ترویج و توصیه کنیم یا خیر.

نقد بر اورژانس اجتماعی وارد است
زمستان پارسال نوزادی یک‌روزه و معلول داخل یک جعبه میوه و زیربرف پیدا شد. به دلیل تعطیل‌بودن اورژانس اجتماعی در روز جمعه در طرقبه‌شاندیز طفل در وضعیتی بلاتکلیف مانده بود. نوزاد به شیرخوارگاه علی‌اصغر منتقل شد اما شیرخوارگاه او را نپذیرفت. با ورود نیروی انتظامی و دستگاه قضا، خوشبختانه طفل زنده ماند.
محمد بخشی‌محبی، معاون دادستان در پیشگیری از وقوع جرم، با بیان این مثال ضعف در اورژانس اجتماعی را وارد می‌داند و می‌گوید: متأسفانه مقوله لاپوشانی مسائل از جامعه، در کشور و مشهد وجود دارد که به آن اعتقادی ندارم. از این پنهان‌کاری ضرر خواهیم کرد. معتقدم کودک‌آزاری به مراتب بیش از سه در ١٠هزاری است که گفته می‌شود. در همین راستا مطالبه یک ضرورت است. باید آسیب را دید و گفت و در ضمن، راه‌حل ارائه کرد.
او در مورد ضابط‌شدن مددکاران اورژانس اجتماعی نیز اظهار می‌کند: چنین چیزی را باید قانون تعیین کند که نیازمند پیگیری بهزیستی و مجلس شورای اسلامی است. اما در مشهد با تعامل این موضوع را حل کرده‌ایم. هر لحظه که مددکاران تماس گرفته‌اند پاسخ گرفته‌اند و این‌طور نبوده است که به در‌بسته بخورند و نیاز به مکاتبه داشته‌باشند.بخشی‌محبی فهرست بلندبالایی از مواردی را بیان می‌کند که به زعم وی بدون توجه به آن‌ها نمی‌شود به کنترل کودک‌آزاری امید داشت. موضوعاتی مانند کودکان ناخواسته و نامشروع، فرزندان معلول، فقر، آسیب‌های فرهنگی، نظارت بر مؤسسات نگهداری کودکان، فقدان مهارت‌های فرزندپروری، اعتیاد و اختلافات خانوادگی والدین، ضعف‌های قانونی، فقدان ساختار جامع برای حمایت از کودکان، معرفی نشدن سمن‌های تخصصی حامی کودکان به نحوی که ماده ۶۶ قانون آیین دادرسی کیفری برای آن‌ها صادق باشد و تعیین دقیق مصادیق کودک‌آزاری.

آموزش‌های ناکارآمد
شاید گفتن نمی‌دانم و یاد ندارم برای خیلی‌ها دشوار باشد اما برای عباس شیخ‌الاسلامی، دکترای حقوق و جرم‌شناسی، این اعتراف دشوار نیست. ‌او با بیان اینکه همه ما به آموزش نیاز داریم، ادامه می‌دهد: از من به عنوان استاد دانشگاه پرسیدند که چطور به کودکمان آموزش دهیم که هم آگاه شود و هم از جامعه نترسد. واقعیت این است که نمی‌دانستم چه پاسخی بدهم. رسانه‌ها ضعیف عمل می‌کنند. آموزش‌های مدارسمان نیز کارآمد نیست. همه ما در دوران تحصیل چیزهایی یاد گرفتیم که به کارمان نیامد. اما موضوعات مهم‌تری مثل نحوه برخورد با پلیس، ١٢٣‌و مسائلی از این دست را آموزش ندیدیم.
دغدغه این مدرس دانشگاه ‌مسکوت‌ماندن موضوع در حد یک همایش است. او دراین‌باره می‌گوید: با ختم این قبیل همایش‌ها نباید موضوع بایگانی شود و برود تا کودک‌آزاری بعدی. از مرکز پژوهش‌های شورای شهر درخواست می‌کنم که درگیر ماجرا شود و مقابله با کودک‌‌آزاری در مشهد را در دستور برنامه‌های پژوهشی خود قرار دهد. 
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی