کد خبر : 83013
/ 11:02
گفت‌وگوی شهرآرا با قطب‌الدین صادقی هنرمند مطرح سینما و تئاتر!

بینش اساطیری نداریم!

شاهنامه از جهات بسیاری از جمله نگاه تصویری قدرتمند در اشعار شاهنامه، توضیح صحنه و میزانسن، قابل انطباق با سینما بوده و بازسازی داستان‌های شاهنامه به خوبی می‌تواند هم‌تراز ساختارهای سینمایی روز شود.

بینش اساطیری نداریم!

مریم قاسمی- شاهنامه فردوسی در حالی به عنوان بزرگ‌ترین اثر حماسی فارسی، منبع ارزشمند آثار سینمایی محسوب می‌شود که شاید در صورت قرارداشتن در موقعیت جغرافیایی دیگری شاهد اقتباس‌های زیادی از آن می‌بودیم. این اثر ادبی از جهات بسیاری از جمله نگاه تصویری قدرتمند در اشعار شاهنامه، توضیح صحنه و میزانسن، قابل انطباق با سینما بوده و بازسازی داستان‌های شاهنامه به خوبی می‌تواند هم‌تراز ساختارهای سینمایی روز شود. درحالی‌که برخی کشورهای فارسی زبان چون تاجیکستان و هندوستان تلاش‌هایی برای اقتباس از شاهنامه کردند در ایران اثر اقتباسی مناسبی به چشم نمی‌خورد. فیلم‌های ساخته شده نیز مربوط به سال‌های پیش از انقلاب است که با نگاه‌های خاص آن دوره ساخته شده‌است.
همه این‌ها به این معناست که امروز در اقتباس آثار سینمایی از شاهنامه نمره‌ خوبی نداریم.
برای بررسی بیشتر این موضوع گفت‌وگویی با قطب‌الدین صادقی، نویسنده، مترجم، کارگردان تئاتر و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایران، ترتیب می‌دهیم.

نظرتان درباره فیلم‌های ساخته شده درباره فردوسی چیست؟
تا کنون فیلم‌های زیادی از شاهنامه اقتباس نشده است. برخی از این فیلم‌ها را دیده‌ام که اصلا کیفیت نداشتند. تعدادی از آن‌ها با وجود اینکه حرفی برای گفتن داشتند اما بازسازی داستانی در آن دیده نمی‌شود. یعنی اقتباس به این معنا که یکی از داستان‌های شاهنامه بازسازی شده باشد، ندیدم. به طور کلی در آن زمان، یعنی سال‌های پیش از انقلاب تعدادی فیلم ساخته شد اما به نظر می‌رسد شعور کافی برای ساخت این فیلم‌ها وجود نداشت به همین دلیل کارهای خوبی در این‌باره باقی نمانده است. هرچند تلاش‌های ارزشمندی هم انجام شده‌است به‌طور مثال فیلم‌نامه «دیباچه نوین شاهنامه» بهرام بیضایی یا فیلم‌های فریدون رهنما، اما در این موارد هم اقتباس به معنای بازسازی داستان به چشم نمی‌خورد.

این بازسازی که می‌گویید به اقتباس مفهوم بیشتری می‌دهد؟
با توجه به ظرفیت شاهنامه، بازسازی داستان‌های آن می‌تواند کارهای اقتباسی ارزشمندی پدید آورد. برخی هم ممکن است بخواهند برداشت آزاد داشته باشند اما درباره شاهنامه می‌توان شاهکارهایی پدید آورد که حاصل بازسازی قصه‌های این اثر ادبی بزرگ باشد.

مثلا فیلم رستم و سهراب ساخته بوریس کیمیاگرف؟
این فیلم در سال ١٩٧١ و در تاجیکستان ساخته شده است. به طور کلی روس‌ها درباره شاهنامه تلاش‌هایی کردند اما این تلاش‌ها با قدرت درک بالایی از این اثر ادبی بزرگ همراه نبوده است. آن‌ها از منظر رمانتیک به داستان نگاه کردند درحالی‌که در همین داستان حرف‌های زیادی برای گفتن وجود دارد. من نگاه حماسی و اسطوره‌ای در این فیلم ندیدم. در واقع آن‌ها پوسته بیرونی قصه را، آن هم به شکل رمانتیک می‌سازند و محتوا را خیلی درک نمی‌کنند.

نظرتان درباره «دیباچه نوین شاهنامه» بهرام بیضایی چیست؟
فیلم‌نامه «دیباچه نوین شاهنامه» بهرام بیضایی، تلاش ارزشمندی در این زمینه است اما باز هم بازسازی قصه در آن اتفاق نمی‌افتد. او در این اثر بیشتر به رنج فردوسی و فشارهای محلی و حکومتی که بر فردوسی وارد شده، پرداخته است.

«پسر ایران از مادرش بی خبر است» فریدون رهنما چطور؟
کار‌های فریدون رهنما بیشتر یک کار تجربی است با روح نوستالوژی. به نظر می‌رسد این فیلم به منظور درک فضا و روح تاریخی و هویت ایرانی ساخته شده است. در کار« پسر ایران از مادرش بی‌خبر است» ، دغدغه روح گمشده فرهنگ ملی به چشم می‌خورد که از طریق تخت جمشید به تصویر کشیده شده است.

بعد از مشروطه در زمینه تئاتر کارهایی انجام شده بود.
بله اما این آثار به قصد بهره‌برداری ایدئولوژی پان‌ایرانیسم بود. در این کارها بیشتر خواستند عظمت ایران باستان را نشان بدهند که دروغ هم در آن‌ها زیاد گفته شد. صحنه‌هایی از رضاشاه که می‌خواست ناجی باشد و به طور کلی شاه توسعه‌طلب را ترسیم کردند. به هرحال این کارها ارزش اقتباسی چندانی نداشت.

چرا هیچ تلاشی برای بازسازی داستان‌های شاهنامه صورت نگرفته است؟
چون این نوع کارها حمایت می‌خواهد. ببینید مثلا فلان کارگردان سینمای یونان فیلمی می‌سازد که یک ارتش ٣ هزار نفری پشتش است. این فیلم همه جوره حمایت شده است. ساخت چنین فیلم‌هایی نیاز به حمایت همه جانبه دولت دارد. اصلا کل پیگیری و حمایت نظام را می‌طلبد. خبردارم بهرام بیضایی برای ساخت فیلمش تمام دنیا را دور زد اما هیچ ایرانی، هیچ سفارتخانه‌ای حاضر نشد در این کار به او کمک کند. بنابراین دغدغه ما دفاع از ارزش‌های فرهنگی‌مان نیست. کارهای ما در راستای تشخیص ارزش‌ها نیست.

اگر حمایت را داشته باشیم مشکل حل می‌شود؟
نه به طور کامل. فکر می‌کنم پیش از این‌ها باید زبان و هویت شاهنامه را بپذیریم. اساطیر و روح حماسی آن را بشناسیم و درک کنیم. اول باید بپذیریم این سرمایه ماست که باید از آن دفاع شود. چنین کارهایی ذوق هم می‌خواهد. چرا که نیازمند تلاش جدی برای ابداع آثار خلاقانه است.

شاید برخی از هزینه‌های سرسام‌آور تولید این طور فیلم‌ها می‌ترسند.
این مسئله خیلی موضوعیت ندارد چون می‌بینیم پول‌های زیادی صرف ساخت سریال‌های آبکی می‌شود. در این صورت نمی‌توان گفت مسئله مالی باعث شده فیلم‌سازان سراغ شاهنامه نروند. این کار همتی والا می‌خواهد توأم با خلاقیت و مهم‌تر از همه دلسوزی.

چقدر جای این داستان‌ها را خالی می‌بینید؟
من این روزها از بس موضوعات روز، مثل دعوای زن و شوهری دیدم دیگر حالم به هم می‌خورد. فیلم‌هایی که هیچ چیز به شعور ملی ما اضافه نمی‌کنند. جای داستان‌ها و فیلم‌های برگرفته شده از شاهنامه واقعا در سینما و تلویزیون ما خالی است. ما وظیفه داریم دنیا را با فرهنگ ملی‌مان آشنا کنیم ظرفیتش را هم داریم اما این کار را نمی‌کنیم.

در پایان بگویید چه کسی می‌تواند در این مسیر پیشگام شود؟
مشکل مهم ما این است بینش هنری و اساطیری نداریم. نویسنده و کارگردان ما باید این بینش را داشته باشند در حالی‌که می‌بینیم کارگردان‌های ما مدام درگیر موضوعات حسادت و دعوا و طلاق و ...شده‌اند. در واقع کسی می‌تواند در این مسیر پیشگام شود که همه این ویژگی‌ها در او جمع شده باشد. بلند پرواز باشد، ارزش‌های ماندگار را که باعث قوام فرهنگ می‌شود بشناسد و برای نشان دادنش تلاش کند. به رغم این همه کشت و کشتار و جنگ در دنیا سینمایی با ویژگی‌های حماسی و اسطوره‌ای می‌تواند حرفی برای گفتن داشته باشد. 
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی