کد خبر : 83047
/ 08:43
با هنرمند سازنده ماکت المان نبرد رستم و دیو که این روزها المان سیمرغ را در دست کار دارد

تولد سیمرغ

المان سیمرغ حدود دو و نیم سال پیش قراردادش با معاونت فرهنگی‌اجتماعی شهرداری بسته شد و یک‌سال طول کشید تا قطعاتش ساخته شود.

تولد سیمرغ

آزیتا حسین زاده-شهرآراآنلاین، ساخت المان سیمرغ از آنجایی شروع شد که معاونت فرهنگی شهرداری، بنا را بر این گذاشت که کاری بسازد برای یادمان اتفاق سقوط پهپاد آمریکایی در خاک ایران. قرار بود به آن ماجرا به طریقی پرداخته شود و ساخت المان بهانه خوبی برای این اقدام بود. نتیجه کار را ایده محمد‌حسین ماموریان مشخص کرد که سیمرغی ساخته شود و پهپاد سقوط‌شده را لای چنگال‌هایش داشته باشد و خودش فاتحانه با بال‌هایی گشوده ایستاده باشد. انگار آن پهپاد را این سیمرغ که در داستان‌های اساطیری نشان از تمدن ایرانیان دارد، شکار کرده است. گزارش پیش‌رو حاصل گفت‌وگویمان با این هنرمند مطرح مشهدی از زبان خود اوست که این اثر و 30المان دیگر در مشهد و شهر‌های مختلف کشور به او منسوب است. تنها هنرمند مجسمه‌ساز مشهدی که علاوه‌بر تحصیلات مرتبطش در این رشته هنری، مجهز‌ترین کارگاه مجسمه‌سازی را نیز دارد. او نخستین کسی است که در مشهد در هنر المان‌سازی و مجسمه جای خالی خلق اثری درباره شاهنامه و فردوسی را احساس کرده است و ماکت المانی درباره نبرد رستم و دیو را نوروز همین امسال به داوران المان‌های نوروزی ارائه داده و هنرش پذیرفته شده است و قرار است برای همین امسال به مرحله اجرا برسد. خودش خیلی دوست دارد این‌کار را تا پیش از دی‌ماه که زادروز فردوسی است به اجرا برساند.

سیمرغ بر تپه وفا نشست

المان سیمرغ حدود دو و نیم سال پیش قراردادش با معاونت فرهنگی‌اجتماعی شهرداری بسته شد و یک‌سال طول کشید تا قطعاتش ساخته شود. ما حدود یک‌سال منتظر شدیم تا در شهر مکانی برای جانمایی آن پیدا شود. محل‌های پیشنهادی هرکدام با مخالفت‌هایی روبه‌رو شد تا اینکه بالاخره روی تپه بوستان وفا، دور میدان سلمان در بولوار پیروزی را مشخص کردند که نصب شود. من هم موافقت کردم چون جانمایی خوبی برای این المان بود. در طراحی المان سیمرغ حتی این را در نظر داشتم کوهی که سیمرغ برفراز آن بنشیند انگار همان قله قاف است و با الهام از نقاشی‌های ایرانی‌مینیاتوری و در همان حال و هوا طراحی شود که تپه وفا برای نشستن این سیمرغ بهترین گزینه بود.

المان به‌دلیل نبود بودجه متوقف است

از وقتی مکان را مشخص کردند، پروسه نصب را شروع کردیم. در ابتدا حدود27قطعه به‌عنوان قطعات قله قاف منتقل شد به کوه بوستان وفا و به‌تدریج روی هم قرار گرفت. البته هنوز هم بعد از گذشت این مدت زمان طولانی، کارهای نصب و اتصال سیمرغ تکمیل نشده است؛ علت تاخیر در این پروژه مانند علت تاخیر در همه پروژه‌های دیگر در کشور، نبود بودجه است. در شرایطی قرار گرفته‌ام که معوقات زیادی از شهرداری دارم که اگر پرداخت شود، می‌توانم هزینه‌های سنگین تامین نیروی انسانی و جرثقیل‌های خاصی را که قرار است برای نصب بقیه این المان به کار بگیریم، پرداخت کنم و ادامه کار را انجام دهم. این‌کار به‌دلیل عظمتی که دارد و شرایط سخت نصب آن به نیروی انسانی متخصص و ابزار خاصی نیاز دارد و باید نکات فنی و علمی آن درجه یک باشد تا بعد از نصب، ایمنی لازم را داشته باشد و دائم ترس سقوط آن را نداشته باشیم. امیدوارم هر چه زودتر مسئله مالی این پروژه حل شود.

انتقال مرحله به مرحله سیمرغ 700تکه

روند کار به این شکل بود که المان در چند مرحله طراحی شد و بعد به ماکت‌سازی رسید. ماکت تایید شد و حدود یک‌سال و دوسه ماه زمان برد که قطعاتش ساخته شود. چیزی حدود 600قطعه فقط پرهای این مجسمه بود. در انتظاریم مراحل مالی آن حل شود که زود‌تر نصبش کنیم. بالای 50قطعه اصلی داشتیم که در کارگاه به هم وصل شد و تبدیل شد به 17قطعه برای کوه و سه قطعه اصلی برای تنه و بال‌هاست که فعلا به بوستان وفا منتقل شده و ده‌ها قطعه هم برای دم است که هنوز در کارگاه است و به محض تامین بودجه منتقل و نصب می‌شود. یک قطعه هم همان هواپیمای پهپاد است. دو قطعه هم که پاهای مجسمه است.

دغدغه جانمایی المان خواجه‌نصیر در یک میدان

من در مشهد تعداد درخور توجهی کار دارم که می‌توان از میان آن‌ها به میدان تختی، میدان میرزا‌کوچک خان، مجسمه خیام در سه‌راه خیام، مجسمه خواجه نصیر‌الدین‌توسی در باغ ملی و مجسمه اقبال نبش اقبال لاهوری اشاره کرد. البته مسئله‌ای درباره المان خواجه نصیر‌الدین‌توسی که هم‌اکنون در باغ ملی است، مطرح است و آن، این است که هنوز جای مناسبی ندارد. یکی از آرزوهایم این است که میدانی به نام خواجه‌نصیر داشته باشیم تا از این طریق بتوانیم این شخصیت شاخص را که در کشور، خراسان و مشهد مطرح است، پاس بداریم و قدردانی کنیم.

115862.jpg

جای خالی مشاهیری مانند فردوسی در المان‌ها

جای مشاهیر در کشور ما و بین هنر‌هایی که عرضه می‌شوند بسیار خالی است؛ از پشت اسکناس‌های ما تا توی ادبیات و کتاب‌های قصه ما. هر چه در این زمینه‌ها کار شود به نظر من کم است. چون تمدن ما بر شانه‌های این‌ها شکل گرفته است. هر چقدر هم به این‌ها پرداخته شود یک کشور زیاده‌روی نکرده است به‌ویژه درباره مشاهیری که جهانی هستند مثل خیام، خواجه نصیر و ابن‌سینا. خیلی از آن‌ها نه‌تنها تمدن ایرانی و اسلامی را جلو بردند بلکه تمدن جهانی و انسانی را هم به جاهای خوبی رساندند. من خودم علاقه دارم مشاهیر کهن را کار کنم. سبکی که من کار می‌کنم نزدیک به مجسمه‌سازی کلاسیک است و چیزی که بین هنرمندان ایرانی بخواهیم بررسی کنیم بسیار نزدیک است به سبک ابوالحسن‌خان صدیق؛ مجسمه‌ساز معروفی که مجسمه باغ نادری را ساخته است. به عقیده من به این دلیل که این مشاهیر متعلق به یک دوره کلاسیک هستند، پس بهتر است نگاهی کلاسیک هم به آن‌ها داشته باشیم. این به‌ویژه زمانی بیشتر مطرح می‌شود که این المان قرار است در منظر شهری ساخته شود. اگر قرار باشد آدم نگاه متفاوت‌تری داشته باشد مثلا در یک گالری، آنجا اجازه دارد که فردوسی را در ساخت مجسمه‌اش دفرمه کند یا با ابن‌سینا یک برخورد فرمی دیگر داشته باشد ولی وقتی که نگاه شهری روی کار می‌آید، نگاه کلاسیک مناسب‌تر است.

دغدغه‌های یک المان‌ساز

ما مجسمه‌ساز‌ها مهم‌ترین دغدغه‌مان این است که ما را به‌عنوان یک شغل بپذیرند. مسئله بسیار خنده‌داری وجود دارد که از هیچ نهادی نمی‌توانیم مجوزی بگیریم برای یک کارگاه‌زدن. یعنی فعالیت ما هنوز به‌عنوان یک شغل شناخته نشده است که بتوانیم یک کارگاه داشته باشیم که مجوز مجسمه‌سازی یا المان شهری را داشته باشد. اینکه ممکن است به تو مجوز آهنگری بدهند برای کارگاهی که برای ساخت المان شهری است، خودش درد است.

آموزش، مسئله بعدی ماست. در مشهد هیچ دانشگاهی رشته مجسمه‌سازی را ارائه نداده است و مجسمه‌ساز‌ها و سازندگان المان باید علم خود را از شهرهای دیگر یا کلاس‌های آموزشی کسب کنند. ما بیشتر مجسمه‌سازهای خودآموخته‌ایم اما یک جریان دانشگاهی باید باشد که مجسمه‌سازی شهری و المان‌های شهری را به‌طور دانشگاهی آموزش دهد. این تجربیات باید بتواند در یک مجمع یا دایره‌ای به اشتراک گذاشته شود. خود ما هم باید منبعی داشته باشیم که بتوانیم به تکنیک‌های جدید دسترسی داشته باشیم و کار را هر لحظه نو کنیم و کار جدید یاد بگیریم. خیلی ضعف آموزش در این سیستم داریم.

یکی دیگر از دغدغه‌های ما مواد و متریال کار است که خیلی از مواد و متریال‌ها فرصتش نیست که اختصاصی برای ما ساخته شود. فرصتش نیست که یک کارخانه پتروشیمی پلیمری اختصاصی برای المان‌های شهری بسازد، درصورتی‌که در خیلی جاهای دنیا این بازار و اقتصاد هنر می‌تواند خودش را بچرخاند و درآمدزایی داشته باشد و خیلی از رشته‌های دیگر هم به آن کمک می‌کنند. متاسفانه رشته‌های دیگری که بخواهند به ما کمک کنند کم داریم در کشورمان. 

مهم‌ترین دغدغه بحث مالی است

بزرگ‌ترین دغدغه ما مانند تمام کسانی که در کشور به کار تولید مشغول‌اند، این است که آدم در ازای کاری که انجام می‌دهد، دلش می‌خواهد به میزان زحمتش و در زمان خودش دستمزدش را بگیرد که بتواند برای رشد در کارش آن را هزینه کند. این خیلی بد است که کاری انجام می‌دهی که دو ماه طول کشیده است و باید هشت‌ماه برای پرداختی آن صبر کنی تا آن پروژه تبدیل به پول شود. این‌جوری روند رشد تمدنی کند می‌شود. این‌جوری به‌ویژه هنرمندان وقتی یک روز دنبال کار اداری می‌روند، سه روز نمی‌توانند هنرمند باشند و آزردگی‌هایی پیدا می‌کنند که دوباره تا بخواهی خودت را آرام کنی و به شرایط مطلوب برای کار برگردی زمان می‌برد؛ درست مثل یک نویسنده که وقتی آزرده می‌شود نمی‌تواند درست تمرکز کند و بنویسد. باید نگاه خاصی به هنر و هنرمند باشد که برای مشکلات مالی خیلی اذیت نشود و خیلی دغدغه این چیز‌ها را نداشته باشد.

دلمان روشن به نگاه شورای جدید به توس و فرهنگ فردوسی است

من امید دارم در سیاست‌های شهرداری این اتفاق بیفتد که در کنار همه کارهای فصلی و موقتی‌ای که هر سال شاهدش هستیم، هر سال یک کار یا دو کار به شهر با عنوان المان‌های دائم با متریال‌‌های دائم اضافه شود، یک ساخت حرفه‌ای‌تری که به‌شکل یک یادگار ارزشمند سالیان سال بماند. باتوجه به نگاهی که شورای جدید به توس و به فرهنگ فردوسی و به این یادگار جاودان قوم ایرانی، شاهنامه، دارد دلمان روشن است. ان‌شاءا... بتوانیم چند مجسمه با این موضوع در مشهد داشته باشیم. امیدوارم که به‌زودی شاهد ساخت چنین کارهایی باشیم و بتوانیم از این طریق به این اثر ملی و شخص فردوسی ادای دین کنیم.

ساخت ماکت المانی از نبرد رستم و دیو در شاهنامه

من صحنه پیروزی رستم بر دیو را طراحی کرده‌ام و ماکتی که اصلا جان شاهنامه پیروزی خیر بر شر است، ساخته‌ام که نوروز امسال به تایید هیئت داوران هم رسید. قرار بود ساخته شود با کارهای نوروز امسال که متاسفانه به دلایلی بعضی کارهای نوروزی ساخته نشد. منتها این نوید را دادند که در طول سال این‌کارها ساخته خواهد شد. خواهشم از معاونت فرهنگی این است که اگر برنامه‌ای برای ساخت این کارها دارند، هرچه سریع‌تر اقدام کنند به این خاطر که در دی‌ماه هم‌زمان با تولد فردوسی بتوانیم این‌کار را برسانیم. درباره فردوسی و شاهنامه ارزشمندش حرفم فقط این است که بتوانیم یک کار خاص و استخوان‌دار با موضوع شاهنامه فردوسی بسازیم که واقعا جای آن در مشهد خالی است.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی