کد خبر : 83052
/ 10:06
نگاهی به رابطه دور ما و فردوسی به بهانه روز بزرگداشت حکیم توس؛

غریب آشنا

ما مشهدی‌ها که همسایه‌ زادگاه و آرامگاه شاعر توس هستیم و همشهری او محسوب می‌شویم، چقدر وی را می‌شناسیم و کسانی که از آن‌سوی مرز‌ها برای آموختن ادبیات فارسی به ایران آمده‌اند، چقدر او را می‌شناسند؟

غریب آشنا

مسعود سلطانی- حتما بارها شنیده‌اید که ما ملت مُرده‌‌پرستی هستیم، اما صد حیف و هزار دریغ که ما حتی مرده‌پرست هم نیستیم. بی‌توجهی ما به نخبگان کشورمان شامل حال درگذشتگان‌ هم می‌شود و چه‌بسا قدرناشناسی امروز ما درقبال نخبگانِ معاصر، ریشه در بی‌توجهی‌هایمان به نخبگان و بزرگان تاریخی‌مان داشته باشد.
٢۵اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر حماسه‌سرای ایران را پشت‌سر گذاشتیم؛ با چند جشن و جلسه و سخنرانی. خدمت فردوسی به ادبیات فارسی آن‌قدر بزرگ و بی‌نظیر بوده است که لزومی نداشته باشد درباره این مسئله صحبت کنیم، اما شاید مسئله مهم‌تر، «نسبت میان ما و فردوسی» باشد.
ما مشهدی‌ها که همسایه‌ زادگاه و آرامگاه شاعر توس هستیم و همشهری او محسوب می‌شویم، چقدر وی را می‌شناسیم و کسانی که از آن‌سوی مرز‌ها برای آموختن ادبیات فارسی به ایران آمده‌اند، چقدر او را می‌شناسند؟
در این گزارش سعی کرده‌ایم با چند مشهدی اهل فرهنگ و مطالعه و چند دانشجوی غیرایرانی ادبیات فارسی درباره فردوسی صحبت کنیم تا این مشت، نمونه خروار باشد و درباره نسبت میان خودمان و فردوسی بهتر بدانیم.

خرید شاهنامه به‌خاطر جلد لاکچری
فردوسی، مایه افتخار ما مشهدی‌هاست. بله، ادعای گزافی نیست اگر او را همشهری خود بدانیم. زادگاهش (روستای پاژ) و آرامگاهش (توس) در چند‌کیلومتری مشهد است. «فردوسی استخوان بازوی ایرانیان را قوی ساخت و قلب مردم پارسی‌زبان را فراخ و سینه‌های آنان را پهن و...» این جملات تعابیر ملک‌الشعرای بهار درباره فردوسی است.
اما اگر امروز در گوشه‌و‌‌کنار خیابان یک نفر روبه‌رویتان بایستد و از فردوسی بپرسد، چقدر او را می‌شناسید؟! مقایسه فردوسی با حافظ یا سایر شعرای بزرگ، کار بیهوده‌ای است، چون هر کدام سهم خود را در ادبیات دارند؛ با‌وجوداین بیایید به خودمان اجازه دهیم که همشهری‌های حافظ (شیرازی‌ها) را با همشهری‌های فردوسی (مشهدی‌ها) مقایسه کنیم.
رابطه حافظ با شیرازی‌ها چندان به توضیح احتیاج ندارد. یکی از خصوصیات بارز شیرازی‌ها، حافظ‌خوانی و علاقه‌شان به این شاعر بزرگ است. اما فردوسی برای ما مشهدی‌ها چه جایگاهی دارد؟ سالانه چند‌بار به آرامگاه او می‌رویم؟ چند بیت از شاهنامه خوانده‌ایم و در خاطر داریم؟ ابتدا می‌خواستم این سؤالات را از مردم عادی کوچه و خیابان بپرسم، اما حدس زدم برای گرفتن چند پاسخ مثبت باید ساعت‌ها و چه‌بسا روزها وقتم را در پیاده‌روها یا سر چهارراه‌ها تلف کنم.
تصمیم گرفتم به مراکز فرهنگی شهرمان که محل رفت‌و‌آمد کتاب‌خوان‌ها و اهالی فرهنگ است، سر بزنم. با لبخندی ملیح جلو رفتم و خودم را معرفی کردم و سؤالم را پرسیدم. رضا پقی زد زیر خنده و گفت: «من دانشجوی مکانیکم و از شعر سر در‌نمی‌آرم و الان هم به اصرار دوستم بعد‌از سینما اومدیم کافه‌کتاب آفتاب تا حمید برای خواهرش یک کتاب بخره.» هیچ‌کدام نمی‌دانستند بزرگداشت فردوسی چه روزی است و به‌جز آن دو‌سه‌باری که مدرسه، آن‌ها را به آرامگاه فردوسی برده بود، پایشان به توس باز نشده بود.

اعترافات چند مشهدی
مریم و سارا، دو دختر جوان و اهل شعر، دومین گروه دونفره هستند که سراغشان می‌روم. مریم عاشق اشعار فاضل نظری است، اما از فردوسی فقط یک بیت به یاد دارد: «بسی رنج بردم درین سال سی/ عجم زنده کردم بدین پارسی».
کمی امیدوار می‌شوم وقتی می‌گوید: «تو خونه‌مون شاهنامه داریم و اگه اغراق نکنم، سالی دو‌سه‌‌مرتبه سراغش می‌رم. اما نمی‌دونم فردوسی کی به دنیا اومده یا بزرگداشتش چه روزیه.»
دوستش هم جوابی مشابه می‌دهد و برای اینکه به‌خاطر صدای خنده‌های بلندشان، مرا از کتاب‌فروشی بیرون نکنند، به گفت‌و‌‌گو خاتمه می‌دهم. با بیشتر از ١٠نفر هم‌کلام می‌شوم و پاسخ‌های مشابه دریافت می‌کنم. کمتر جواب‌ درستی می‌گیرم و اغلب کتاب‌خوان‌ها به کم‌توجهی‌شان به فردوسی اعتراف می‌کنند.
سراغ عابس قدسی، مدیر کافه‌کتاب آفتاب، می‌روم و از او درباره میزان اقبال مردم به شاهنامه و کتاب‌های مرتبط با اشعار یا شخصیت فردوسی می‌پرسم. در جوابم می‌گوید: «رابطه توده مردم با فردوسی، بیشتر ارتباطی تزئینی است و شاهنامه را چون کتاب نفیسی است، برای هدیه‌دادن می‌خرند. به نظرم حتی قشر کتاب‌خوان نیز ارتباط چندانی با شاهنامه ندارند و بیشتر سراغ شعرای جدیدی می‌روند که با ادبیاتشان آشنا هستند.»
از قدسی می‌پرسم: چرا رابطه مشهدی‌ها با فردوسی مثل رابطه شیرازی‌ها با حافظ نیست؟ او در جوابم می‌گوید: «به‌جز فردوسی، بسیاری دیگر از بزرگان نظیر خواجه‌نصیر‌الدین‌توسی و امام‌محمد غزالی در مشهد زیسته‌اند که جایگاه‌ و شأن ویژه‌ای دارند، اما به نظرم عموم مشهدی‌ها نمی‌دانند شخصیت بزرگی همچون امام‌محمد غزالی مشهدی بوده است.»
مدیر کافه‌کتاب آفتاب معتقد است مشهدی‌ها، امام‌رضا(ع)را یک طرف گذاشته‌اند و هر شخصیت بزرگ دیگر را در سوی دیگر، و از‌همین‌روست که به بزرگان و مشاهیر مشهدی بی‌مهری شده است. با‌وجوداین قدسی می‌گوید: «درباره بی‌توجهی مردم مشهد به بزرگان شهر باید متخصصان نظر بدهند.»
از کنار حوض‌های خالی از آب بازارچه کتاب گلستان می‌گذرم و تصویر خانه ویران فردوسی در پاژ و صحن سوت‌و‌کور آرامگاهش در توس جلوی چشمم رژه می‌رود.

فردوسی برای غیر ایرانی‌ها
هرقدر فردوسی میان مردم مشهد غریب و مهجور است، به‌همان‌اندازه، میان کارشناسان اهل فن در جای‌جای کره‌خاکی و با هر زبانی‌، نامی آشنا
محسوب می‌شود. برای چشیدن طعم شیرین شناخت فردوسی در‌میان سایر ملل، سراغ دانشجویان غیر‌ایرانی دانشگاه فردوسی رفتم و با دانشجویانی هم‌کلام شدم که «حکیم ابوالقاسم فردوسی» در ذهنشان، جایگاهی آن بالا‌بالاها داشت، دانشجویانی که در مقاطع مختلف مشغول تحصیل در رشته ادبیات فارسی بودند.

او را به دانشجویانم معرفی می‌کنم
محمد‌عیس کاظم، دانشجوی دکتری ادبیات فارسی است و از عراق به دانشگاه فردوسی آمده است تا تحصیلات خود را تکمیل کند و به عراق بازگردد. او می‌گوید:«فردوسی، شاعر بسیار بزرگی است و متخصصان ادبیات در عراق، او را کاملا می‌شناسند، اما مردم عادی شناخت خیلی کمی از او دارند. قبل از سال‌٢٠٠٣ که کشورمان درگیر جنگ نبود، توجه به ادبیات و شعر خیلی بیشتر بود و برای شعرای بزرگ، آیین‌ها و مراسم‌ زیادی برگزار می‌شد، اما جنگ، عراق را از ادبیات دور کرده است. امیدوارم وقتی به عراق برگشتم و گروه ادبیات فارسی را در دانشگاه استان «واسط» راه انداختم، بیشتر به فردوسی بپردازم و او را به دانشجویان معرفی کنم.»

در تاجیکستان شعرهای فردوسی را حفظ می‌کنیم
علی‌اکبر رجبعلی هم دانشجوی ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی است و از تاجیکستان به مشهد آمده است. او درباره میزان علاقه تاجیک‌ها به فردوسی می‌گوید:«مردم کشور من غالبا فردوسی را می‌شناسند و اشعاری از او در حافظه دارند. البته چون خط نوشتاری ما فارسی نیست، مردم ما نمی‌توانند نسخه فارسی شاهنامه را بخوانند و نسخه «نیاگان» (خط روسی تاجیکستان) شاهنامه را می‌خوانند. در تاجیکستان، جشن‌های بسیار مفصلی به‌مناسبت نوروز برگزار می‌شود و در آن جشن‌ها، گروه‌های مختلف زن‌ها، مرد‌ها، دختر‌ها و پسرها، لباس‌های مخصوص به تن می‌کنند و اشعار فردوسی در این جشن‌ها و شب‌نشینی‌های نوروزی خوانده می‌شود. ما در تاجیکستان به شاعر بزرگمان، رودکی، خیلی افتخار می‌کنیم و مردم ما رابطه زیادی با این شاعر دارند و حتی بین مردم تاجیکستان این مطلب همیشه مطرح است که رودکی برای ماست و نه ایرانی‌ها!» 
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی