• خانه
  • یادداشت
  • ۶ واقعیت تلخ درباره ما و فردوسی
کد خبر : 83071
/ 11:02

۶ واقعیت تلخ درباره ما و فردوسی

هرجا نامی از مشهد به میان می‌آید، ابتدا حرم امام‌رضا(ع) در ذهن تداعی می‌شود و در مرتبه بعد، آرامگاه فردوسی مدنظر قرار می‌گیرد و این امری طبیعی و عقلانی است. اما آیا میزان توجه‌به فردوسی به‌اندازه دومین عنصر هویت‌ساز شهر مشهد هست؟

۶ واقعیت تلخ درباره ما و فردوسی

چندسال پیش، مدیر کل آموزش‌وپرورش در مصاحبه‌ای، قریب به مضمون گفته بود اگر همین امروز حافظ و سعدی به آموزش‌وپرورش برای استخدام مراجعه کنند، حافظ احتمالا به مشکل برمی‌خورد و استخدام نمی‌شود، اما سعدی را شاید قبول کنیم! این طرز تفکر واقعا وجود دارد؛ یعنی حافظ را به‌عنوان معلم ادبیات فارسی هم مناسب نمی‌دانند و این جان کلام من است. مگر مولوی، عطار، خیام و دیگر شعرای بزرگ ما موردتوجه هستند که فردوسی مورد توجه قرار بگیرد؟!

اول- چندی پیش، هشتصدمین سالروز تولد مولانا در سطح جهانی برگزار شد، اما مراسمی که در تهران به همین مناسبت قرار بود برگزار شود، به هم خورد! متأسفانه این مشکلات درباره شاعران بزرگ کشور ما وجود دارد. به نظر می‌رسد بعضی افراد، با فرهنگ این مملکت بیگانه‌ هستند، اما مسئولیت فرهنگی دارند و عامدانه خط‌قرمزهایی را وضع می‌کنند تا به بزرگان شعر و ادب بی‌توجهی شود. چه‌بسا زمانی می‌خواستند آرامگاه فردوسی را تخریب کنند که خوشبختانه این اتفاق نیفتاد.

دوم- واقعیت دیگر، این است که هر کدام از این بزرگان در زمان خود رسالتی داشتند و مردم هم این رسالت را فهمیدند و نسل‌در‌نسل به این بزرگان احترام گذاشته‌اند. اما اکنون ممکن است دیگر آن رسالت مطرح نباشد. رسالت‌ فردوسی با نیازهای امروز مردم تفاوت دارد و خواسته‌های مردم، چیز دیگری است و این می‌تواند یکی از دلایل بی‌توجهی مردم به فردوسی و سایر شاعران بزرگ باشد. البته فردوسی یا سایر بزرگان، نقش جهانی خود را ایفا کرده‌ و در تاریخ اثر خود را باقی گذاشته‌اند و اندیشمندان در تمام اعصار از اشعار این بزرگان
استفاده می‌کنند.

سوم- هویت اصلی شهر مشهد، بارگاه منور حضرت علی‌‌بن‌موسی‌الرضا(ع) است. هرجا نامی از مشهد به میان می‌آید، ابتدا حرم امام‌رضا(ع) در ذهن تداعی می‌شود و در مرتبه بعد، آرامگاه فردوسی مدنظر قرار می‌گیرد و این امری طبیعی و عقلانی است. اما آیا میزان توجه‌به فردوسی به‌اندازه دومین عنصر هویت‌ساز شهر مشهد هست؟ بی‌تردید پاسخ این سؤال منفی است. البته این امر دلایلی دارد؛ مثلا اگر آرامگاه فردوسی داخل شهر بود بیشتر به آن توجه می‌شد، در‌صورتی‌که اکنون دوری راه، جاده خراب، نبود سرویس رفت‌و‌آمد و... باعث شده توجه مردم به آرامگاه فردوسی کمتر باشد.

چهارم- فردوسی، از هویت ملی ما صحبت کرده است و این، یکی از دلایل بی‌مهری‌ به این شاعر بزرگ است. هر شاعری به موضوعی در اشعارش مشهور است؛ فردوسی به سروده‌های حماسی و ملی، مولانا به اشعار عرفانی و‌... در حال حاضر نیز اشعار ملی و هویت قبل از اسلام ایران خیلی مورداقبال نیست و همین امر نیز در بی‌توجهی به فردوسی اثر گذاشته است. البته شاهنامه فقط قصه رستم و دیو سپید نیست و پر از حکمت است. اگر شاهنامه خوانده شود، کلی پند و حکمت از اسلام و تشیع دارد، اما به‌اندازه کافی به آن توجه نکرده‌ایم.

پنجم- یکی از خاصیت‌های شهرهای زیارتی، این است که مردم، توجه زیادی به مسائل هنری نشان نمی‌دهند، در‌صورتی‌که به‌عنوان مثال، مردم شیراز حال و صفای خاصی دارند. بنده خودم مشهدی هستم و به این امر واقع‌بینانه
نگاه می‌کنم.

ششم- روستای پاژ و زادگاه فردوسی نیز مهجور است. درواقع پاژ روستا نبوده؛ شهرکی فرهنگی بوده و در تاریخ توس، نقش بسیار مهمی داشته است. بر‌اساس تحقیقات صورت‌گرفته ٩شخصیت مهم به‌جز فردوسی در پاژ زیسته‌اند، شخصیت‌هایی که در‌زمینه‌ فلسفه، ریاضیات، پزشکی و ادبیات فعالیت داشته‌اند. اما پاژ مورد‌توجه نیست و تبدیل به یک بیغوله شده است. وقتی میهمانانی از خارج می‌آیند و می‌خواهیم پاژ را به آن‌ها نشان بدهیم، خجالت می‌کشیم. دریغ که همه این مسئله را می‌دانند اما کار شایسته‌ای انجام نمی‌دهند.
پژوهشگر تاریخ مشهد، سیدمهدی سیدی 
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی