کد خبر : 83116
/ 11:30
درباره ویژگی‌های هنری و معماری بنای٣٠٠ساله؛

این «محراب» یک موزه در دل دارد

بنای مصلای مشهد در زمانی ساخته شد که مشهد به دلیل حملات مکرر ازبک‌ها از توسعه بازمانده بود. در آن زمان پادشاهان صفوی جرئت نمی‌کردند به مشهد بیایند یا پنهانی سفر می‌کردند و همین هنر مشهد آن دوره را از رونق انداخته بود.

این «محراب» یک موزه در دل دارد

مریم قاسمی-شهرآراآنلاین، بنای مصلای مشهد در زمانی ساخته شد که مشهد به دلیل حملات مکرر ازبک‌ها از توسعه بازمانده بود. در آن زمان پادشاهان صفوی جرئت نمی‌کردند به مشهد بیایند یا پنهانی سفر می‌کردند و همین هنر مشهد آن دوره را از رونق انداخته بود. آن‌طور که در مستندات تاریخی آمده این بنا به همین دلایل در دو مرحله تکمیل شده است. محراب آن در سال ١٠٨۶ و بدنه ایوان در سال ١٠٧۶ ساخته شده بود.بنای مصلی را که در ١۵ دی ١٣١٠ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده، حاجی‌شجاع، بنای اصفهانی و از معماران برجسته قرن ۱۱ و مرمت‌کننده مسجد گوهرشاد پس از زلزله ۱۰۸۴ ساخته است.با‌پیش‌رو بودن روز جهانی موزه و میراث فرهنگی گزارشی از ویژگی‌های معماری این بنای تاریخی تهیه کردیم. دکتر رجبعلی لباف خانیگی، پژوهشگر و مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان و دکتر مرجان اکبری، سرپرست معاونت میراث فرهنگی، در این گزارش ما را همراهی کردند.
ساخت مصلای جدید
مشهد قدیم در زمان شاهرخ، یک مصلی در یک فرسنگی جنوب شرقی (روستای طرق) داشت که محل برگزاری نماز بود. اما در پایان عهد تیموریان و اوایل عهد صفویه با حملات ازبک‌ها این مکان آرام آرام از رونق افتاد تا اینکه یکی از خیران شهر به نام «میرزا‌صالح» از نقبای سادات رضوی، که بانی ساخت چند مدرسه در مشهد از جمله مدرسه نواب و رقبات آن بود هم‌زمان با احداث مدرسه، ساخت مصلای جدید را آغاز کرد. مصلای جدید در فاصله چند صد متری بیرون دروازه پایین خیابان و در مسیر جاده مشهد ـ سرخس بنا شد که اکنون در کنار بولواری به همین نام قرار دارد.
آراسته به نقوش اسلیمی
ایوان رفیع با دو ایوانچه در اطراف که با فضای مربع شکل آن متقارن است، از ویژگی‌های مهم معماری مصلی است که ایوان آن به سمت قبله و روی فضاهای مربع یا رواق گنبدهایی با خیزکم ساخته شده است. ایوان گنبدی نیز از کاشی‌های معرق عهد صفویه پوشیده شده و داخل بنا با کتیبه‌هایی با مضامین آیات قرآن به خط ثلث تزیین شده است. همچنین کنار کتیبه‌های معرق‌کاری شده، تزییناتی چون گچ‌کاری، مقرنس‌کاری و درودگری به چشم می‌خورد و روی تزیینات بنا نقش‌های بسیار ظریف و آراسته شده به نقوش اسلیمی دیده می‌شود. این طرح در اصل شمسۀ بزرگ مرکزی است که در تیزه ایوان جای دارد. شمسه‌هایی نیز در پایین کار ایوان به چشم می‌خورد به اضافه خطوط بسیار دیگری مربوط به طرح‌های گره در دوران اسلامی که بخشی از آن‌ها در حملۀ روس‌ها به مشهد تخریب شده است.
چراغ انتهای محراب، نماد خدا
ازنظر ساختاری، مصلی ماکت بزرگ شده یک محراب است. همان‌طور که مدیرکل سابق میراث فرهنگی استان خراسان در توضیح آن می‌گوید محراب خودش ماکت کوچک‌شده یک در است. «هر محراب شامل یک قاب بیرونی است که نمای ایوان است. این قاب، کوچک و کوچک‌تر می‌شود تا به دری می‌رسد در میانه محراب. از انتهای محراب معمولا یک مشعل آویزان است یا چلچراغ یا شمع یا فانوس. چراغ، شمع یا مشعلی که در انتهای محراب قرار دارد، نماد خداست و نشان‌دهنده اینکه این در رو به خدا باز می‌شود.»
بنابراین بنای مصلی، ماکت بزرگ‌شده آن در یا محراب است برای اینکه جمعیت نمازگزار به راحتی محراب را ببیند و تنها جنبه تزیینی ندارد.
معنای خاص هر سازه
همه سازه‌های دوران صفویه، از سازه‌های فلزی گرفته تا سفالی و کاشی و... مفهوم خودشان را داشتند. به طورکلی در فرهنگ معماری ایرانی، هر حجمی یک تعریف دارد و از یک جایی گرفته شده است. رجبعلی لباف خانیکی در این‌باره می‌گوید:« مثلا یک صحن معمولی، مربع یا مستطیل است و یک حوض دارد. فواره‌ای وسط آن و در چهار طرف، جوی آب است که آب فواره را به اطراف حرکت می‌دهد و بر دیوارهای صحن هم گل و بوته و نقش و نگارها دیده می‌شود. این‌ها مفهومی است که معمار سعی کرده‌است با آن‌ها بهشت را تصویر کند.» طبق گفته‌های دکتر لباف، گنبد نیز حاصل اسطور‌ه‌ها، جغرافیا و در جهان‌بینی ما از جهان است. « معمار وقتی می‌خواست فضایی بسازد چهار تا جرز ایجاد می‌کرد و چهار درِ ورودی و یک گنبد رویش می‌ساخت تا بگوید این جهان من است.»مصلای پایین خیابان نمادهای زیادی در دل خود نهفته دارد. در این بنا هرکدام از پایه‌ها به منزله انسانی است که دستش را بلند کرده است. در دو طرف، نوک دست‌ها به هم می‌رسند و اتحاد حاصل می‌شود. به این ترتیب در این نوع معماری حرکت رو به بالا و به سمت تکامل و حرکت است. به گفته دکتر لباف، پختگی نقش‌ها برای معماران ایرانی به گونه‌ای بوده‌است که در نبود کاشی معرق، شاهد افکاری ویژه در پختگی نقش‌ها وکتیبه‌ها هستیم. لباف با اشاره به حفره‌های زیر گنبد توضیح می‌دهد:« این حفره‌ها محل قرارگیری چوب است که برای اجرای نقش مقرنس ایجاد شده است. به این ترتیب نقش مقرنس به صورت سطوح پر و خالی درگوشه‌ها قرار می‌گیرد. »
فلسفه نقوش مقرنس برمی‌گردد به غار در دیدگاه‌های کهن ایرانی، چرا که غار از زادگاه‌های مهر بود. در مسیحیت زادگاه عیسی بوده و در دیدگاه اسلامی، پیامبر در غار مبعوث شده است. بنابراین غار به عنوان مکانی متبرک در معماری اسلامی، جایگاه ویژه‌ای داشته است. به گفته دکتر لباف، آویزه‌های ناشی از رسوبات غار منشأ هنر مقرنس‌کاری در این بناست.
کیفیت مطلوب مصالح در زمان ساخت
ایوان رفیع و با شکوه بنای مصلی تناسب فوق‌العاده‌ای با معماری سنتی دارد و آن را به نمونه‌ای خاص در زمینه بناهای برجای مانده از دوره صفویه بدل کرده است. سرپرست معاونت میراث فرهنگی با بیان این مطلب به یکی دیگر از ویژگی‌های مهم بنا اشاره می‌کند و می‌گوید: کیفیت مطلوب مصالح به‌کار رفته در زمان ساخت باعث شده‌است پس از گذشت حدود ٣٠٠سال این بنا مشکل خاصی نداشته باشد. به گونه‌ای که امروز بنای مصلی از لحاظ سازه‌ای با مشکل خاصی برخورد نکرده و از سلامت کالبدی مطلوبی بهره‌مند است. دکتر مرجان اکبری در بخشی دیگر از سخنانش به کاشی‌کاری معرق و نقوش اسلیمی به کار رفته در ایوان اشاره می‌کند. کتیبه‌ای قرآنی که سوره مبارکه جمعه و ملک بر‌پیکره آن نقش بسته است نیز از دیگر شاخصه‌های ایوان است که دکتر اکبری معرفی می‌کند.
سلامت کالبدی بنا
چند ماه پیش بود که شایعاتی درباره آسیب‌دیدن بخش‌هایی از ایوان مصلی شکل گرفته بود. اکبری در این‌باره می‌گوید: این بنا در سالیان مختلف بر اساس اعتبارات موجود مرمت و حفاظت شده است و به‌تازگی مشکل خاص سازه‌ای در آن دیده نمی‌شود.
اکبری در پایان یادآور می‌شود: بنا دارای مقرنس عظیم و با شکوهی بود که متأسفانه در طول تاریخ ویران شده و بقایای محدودی از آن بر روی بنا برجای مانده‌است. 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی