کد خبر : 82097

ساده‌نویسی آری، ساده‌‌انگاری نه!

باید و نبایدهای ساده‌نویسی شعر در گفت‌وگو با محمدرضا سرسالاری؛
فاطمه خلخالی استاد- ساده‌نویسی در شعر، جریانی است که می‌تواند مطابق سلیقه مخاطبِ جدیِ امروز باشد اگر بایدها و نبایدهای آن به‌درستی رعایت شود. اما چنانچه همین ساده‌نویسی، تبدیل به مفری شود برای افرادی که سواد شعری ندارند اما در سودای شاعری به‌سر می‌برند، چه‌بسا ابتذال ادبی را به همراه داشته باشد و با سطحی‌نویسی و سطحی‌انگاری برابر شود، آسیبی که دامن شعر امروز را گرفته است.
درهمین باره با محمدرضا سرسالاری، شاعر مشهدی و دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گفت‌وگو کردیم. سرسالاری که هم‌اکنون سه انجمن شعر «رضوی» و «سیاوش» و «دوشنبه‌های بنیاد فردوسی» را سرپرستی می‌کند، یک مجموعه شعر به‌نام «آفتابگردان‌های سرزمین مادری» دارد که سال٩٢ چاپ شده است. مجموعه شعر «تا قیامت سفید می‌پوشم» نیز عنوان کار بعدی اوست که قرار است به‌زودی منتشر شود. او همچنین نقدهایی در حوزه شعر در مطبوعات به چاپ رسانده است.

ساده‌نویسی به معنای ولنگاری زبان نیست
به اعتقاد سرسالاری راه‌های مختلفی برای بیان محتوا در شعر وجود دارد که یکی از آن‌ها سهل و ممتنع‌نویسی یا همان ساده‌نویسی است. وی ساده‌نویسی را به‌کارگیری ساختار ساده برای انتقال مفاهیمِ چه ساده و چه عمیق تعریف
می‌کند.
این شاعر خراسانی تأکید می‌کند که ساده‌نویسی را نباید با شعر ساده اشتباه گرفت و این دو، مقوله‌هایی کاملا متفاوت هستند. وی می‌گوید: ساده‌نویسی نوعی روش و نوعی پردازش شعری است که در حوزه فرم و ساختار اتفاق می‌افتد و می‌تواند محمل مفهوم‌ها و محتواهای تأثیرگذار و پیچیده و بلند نیز باشد.
شاعر دفتر «آفتابگردان‌های سرزمین مادری» با بیان اینکه از نظر عده‌ای، ساده‌نویسی در شعر به‌معنای ولنگاری زبان و نفس‌کشیدن در لایه‌های سطحی محتواست، تصریح می‌کند: این افراد به چارچوب‌ستیزی و علم‌گریزی در حوزه شعر معتقدند، اما من با آن موافق نیستم چراکه بزرگانی در حیطه ساده‌نویسی شعر گفته‌اند که نمی‌توان آن‌ها را متهم به ندانستن کرد. برای نمونه شاعری چون سهراب سپهری گاهی در شعرش ساده‌نویس است اما مفاهیم بسیار عمیقی را ارائه می‌کند.

سعدی زبان را بسیار ساده کرد
این فعال ادبی، ساده‌نویسی را از یک نگاه، کار دشواری می‌داند و دراین‌باره ابراز می‌کند: چون شاعر ساده‌نویس از بسیاری از صناعات ادبی و لفظی استفاده نمی‌کند، برای رسیدن به زبان مقتدر باید بیشتر تلاش کند. ازهمین روست که ساده‌نویسی در شعر، کاری سهل و ممتنع است.
وی آغاز تاریخچه ساده‌نویسی در ادبیات فارسی را به بعد از سده‌های ششم و هفتم هجری منتسب می‌کند و می‌گوید: ما تا سده پنجم، درگیر زبان مطنطن و بسیار پیچیده خراسانی هستیم. در سده چهارم و پنجم با بزرگانی همچون فردوسی، رودکی، فرخی سیستانی، منوچهری، ناصرخسرو و شاعران بسیار دیگری روبه‌روهستیم که به هیچ عنوان نمی‌توانیم آن‌ها را در جرگه ساده‌نویس‌ها قرار دهیم.
سرسالاری در ادامه مرور تاریخ شعر فارسی، از سبک ترکستانی و آذربایجانی به عنوان سبک بینابینی در ادبیات فارسی یادمی‌کند که بزرگانی چون خاقانی، نظامی گنجوی و بسیاری دیگر در آن سبک شعر سروده‌اند و آن‌ها را نیز نمی‌توان ساده‌نویس خواند: ساده‌نویسی را می‌توانیم در سبک عراقی پیگیری کنیم و از سعدی نام ببریم که در سده هفتم بنا به مناسبات زبانی که در دوره خودش داشت، زبان را بسیار ساده کرد و درحقیقت سهل و ممتنع‌نویسی با سعدی به اوج خود رسید، این در حالی است که چیزی در محتوا کم نگذاشت.

ساده‌نویسی با سطحی‌نویسی مترادف شده
این منتقد ادبی ابراز می‌کند: از شاعران ساده‌نویس در سده معاصر می‌توان به سهراب سپهری و قیصر امین‌پور اشاره کرد. درواقع از زمانی که غزل نئوکلاسیک ظهور کرد، شاعران به سمت ساده‌نویسی رفتند. در شعر آزاد نیز دنباله‌روهای شاملو در دهه پنجاه و شصت، این شیوه را در پیش گرفتند. در دهه هفتاد دوباره نوعی پیچیدگی در شعر را داشتیم، اما در دهه هشتاد و هم‌اکنون، در ساحت غزل و نیز شعر آزاد ساده نویسی را دوباره شاهد هستیم.
به نظر سرسالاری جریان ساده‌نویسی‌ در یکی دو‌دهه اخیر با سطحی‌نگری و سطحی‌نویسی در شعر مترادف شده‌است و اگر قرار باشد ملاک قضاوت درباره آن را همین دو دهه اخیر درنظر بگیریم، ناگزیر باید ساده‌نویسی را با سطحی‌نگری برابر بخوانیم.

مخاطب امروز شعر پیچیده دوست ندارد
این شاعر مشهدی از ساده‌نویسی به عنوان «مهارت» یاد می‌کند و ادامه می‌دهد: برخی از شاعران که توانایی سرودن حتی یک بیت شعر کلاسیک را ندارند، در نکوهش این نوع شعر صحبت می‌کنند و هر متن بی‌دروپیکری را به عنوان شعر می‌نویسند و چاپ هم می‌کنند و بزرگداشت هم برایشان گرفته می‌شود، در‌حالی که شاعر ساده‌نویس باید مطالعه بسیاری داشته باشد و از مهارت‌های شعری بی‌بهره نباشد.
سرسالاری یکی از مهم‌ترین آسیب‌های شعر امروز را، مطالعه‌نداشتن شاعران می‌داند و تصریح می‌کند: شعر ما چه در قالب غزل و چه شعرآزاد با مشکل و مرضی به‌نام فقر مطالعه روبه‌رواست. آسیب دیگر، تقلید و از روی دست هم نگاه کردن است و ساده‌‌‌انگاری در شعر نیز، معضل بعدی است.
وی می‌افزاید: شاعران جوان بسیاری هستند که تصور می‌کنند بدون مطالعه می‌توانند شعر بنویسند، مرید پیدا و کتاب چاپ کنند.
به اعتقاد این شاعر و روزنامه‌نگار اگر شعر ساده ما تفکر بلند و عمیقی را در پس خود داشته باشد، بسیار درخور روزگار امروز است، چراکه مخاطب کنونی، دوست ندارد شعر پیچیده بخواند. بااین‌حال وی به این مسئله نیز اشاره می‌کند که نباید لقمه را جوید و در دهان مخاطب گذاشت: باید در شعر جایی هم برای لذت کشف مخاطب باقی بماند.

ساده‌نویسی‌های امروزی راضی کننده نیست
سرسالاری با بیان اینکه برخی شاعران به‌ظاهر ساده‌نویس اما درواقع ساده‌انگار امروز با نوشتن از معمولی‌ترین چیزها مثل حمام‌رفتن، محتوای شعر را تنزل داده‌اند، خاطرنشان می‌کند: استدلال این افراد این است که ما کار فرمی انجام داده‌ایم و هنر ما با زمانه پوچی که در آن زندگی می‌کنیم سنخیت دارد! این اشعار به هیچ وجه نمی‌توانند مخاطب جدی شعر را اقناع کنند و به مرور زمان نیز به دست فراموشی سپرده خواهند شد.وی در توضیح صحبت‌هایش ادامه می‌دهد: اگر شما تاریخ ادبیات ایران را نگاه کنید، متوجه می‌شوید اشعاری که محتواهای کوتاه و مضمون‌هایی دم‌دستی داشته‌اند، هیچ‌وقت ماندگار نشده‌اند. همین حالا اگر به ادبیات‌خوانده‌های ما بگویید چند شاعر از سده ششم نام‌ببرند، بیشتر آن‌ها به نظامی، خاقانی، انوری و درنهایت به عثمان مختاری بسنده می‌کنند، درحالی‌که در هر قرن، شاعران بسیاری ظهور کرده‌اند. می‌خواهم بگویم اگر بدون اندیشه شعر بگوییم، ماندگار نمی‌شویم اما اگر پشت سروده‌هایمان مفاهیم عمیق و بلندی وجود داشته باشد، چه ساده بنویسیم و چه پیچیده، آن شعر ماندگار می‌شود.
  لینک
http://shahraraonline.ir/news/82097