• خانه
  • خبرهای سایت
  • مرگ تدریجی یک خبرنگار!
کد خبر : 68365
/ 14:04
نامه اخوی اخوان و خبرهای نامعلوم درباره گم‌شدن خبرنگار مشهدی

مرگ تدریجی یک خبرنگار!

از ١۴تیر۶١ تا ١٧مرداد٩۵ بیش‌از ٣۴سال می‌گذرد. ٣۴سال زمان طولانی و دردناکی است برای انتظار. شاید در تاریخ معاصر قصه‌های عجیب‌وغریبی رخ داده باشد که بدون شک بخش زیادی از آن قصه‌های عجیب به ایران بازمی‌گردد.

مرگ تدریجی یک خبرنگار!

ایران انقلاب و جنگ را در دو دهه پشت‌سرهم تجربه کرده است؛ اتفاقاتی که سراسر قصه است و از همه عجیب‌تر و دردناک‌تر قصه ربوده‌شدن چهار دیپلمات ایرانی است؛ قصه‌ای که این روزها با ساخته‌شدن فیلم «ایستاده در غبار» و مطرح‌شدن احتمال زنده‌بودن این چهار دیپلمات بیش‌ازپیش مورد توجه قرار گرفت. احمد متوسلیان، فرمانده لشکر۲۷ محمد رسول‌ا...، تقی رستگارمقدم، سید محسن موسوی (کاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در لبنان) و کاظم اخوان (خبرنگار و عکاس جنگ) چهار دیپلماتی هستند که ٣۴سال پیش ربوده شدند تا مثل یک سؤال بزرگ برای همه ما باقی بمانند!

حسین اخوان، برادر کاظم اخوان نامه‌ یا دردنامه‌ای را در روز خبرنگار درباره برادرش منتشر کرده است. نامه اخوی اخوان بهانه‌ای شد تا دوباره ماجرا را مرور کنیم.

﷯ 

اخوان که بود؟

کاظم اخوان در سال ١٣٣۴ در شهر مشهد متولد شد. با آغاز جنگ تحمیلی، خود را به اهواز رساند و به ستاد جنگ‌های نامنظم پیوست و در ده‌ها عملیات رزمندگان علیه دشمن متجاوز با دوربین عکاسی در نبرد حضور ‌یافت. او یک رزمنده بسیجی هنرمند بود که هنر عکاسی در وی با جنگ متولد شد. وی در طول یک‌سال‌ونیم زندگی مداوم در جبهه‌ها موفق شد، صحنه‌هایی بدیع و استثنایی را به تصویر بکشد. او با شهادت دکتر چمران برای شهادت بی‌تابی کرد و در حمله کرخه، جزو بچه‌های خط‌شکن گروه شهید ماهینی شرکت می‌کند. در این زمان، خبرگزاری پارس که بعدا خبرگزاری جمهوری اسلامی شد، عکس‌های کاظم را بررسی کرده و از او دعوت به همکاری می‌کند. در اولین نمایشگاه بزرگ عکس جنگ در سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که در موزه هنرهای معاصر برگزار شد و در آن، ٧۵عکاس حرفه‌ای و آماتور شرکت داشتند، بنابه آرای داوران عکس‌های اخوان مقام اول را کسب کرد.

﷯ 

شهید یا اسیر

او در تیرماه۶١ بعداز حمله گسترده رژیم صهیونیستی به لبنان، همراه یک هیئت دیپلماتیک داوطلبانه عازم دمشق شد. این‌بار قصدش این بود با دوربین، اشغالگران صهیونیست را نشانه رود و با به‌تصویرکشیدن مقاومت مردم فلسطین و لبنان، چهره جنایت اسرائیلی‌ها را برملا سازد؛ اما قبل‌از ورود به بیروت، در پست بازرسی نیروهای فالانژ وابسته به صهیونیست‌ها، در ١۴تیرماه۶١ و در توطئه مشترک صهیونیست‌ها و فالانژها ربوده شد و از آن تاریخ تاکنون، معلوم نیست که شهید است یا اسیر.

﷯ 

جعجع، اسناد، هاشمی

درمورد زنده‌بودن یا اسارت چهار دیپلمات ایران روایات بسیاری مطرح شده است.

سمیر جعجع، یکی از رهبران فالانژها پس‌از آزادی از زندان اعتراف کرد که گروگان‌های ایرانی به نیروهای وی تحویل داده شده و سپس توسط آنان کشته شده‌اند؛ ولیکن مقامات ایرانی این ادعا را مشکوک دانسته‌اند.

همچنین هاشمی‌رفسنجانی در خاطرات سال۱۳۶۷ خود می‌نویسد: «فرستاده رئیس‌جمهور کنیا آمد. اطلاع داد که گروگان‌های ما در لبنان همان سال۶۲ شهید شده‌اند و خواستار مبادله گروگان‌های انگلیسی و سه اسرائیلی با ۹۰اسیر شیعه در اسرائیل شد. گفتم اسامی اسرای موردنظر و آثار گروگان‌های ما را بیاورند.» وی در خاطرات سال۶۹ در جریان کمک به آزادسازی گروگان‌های آمریکایی در لبنان به پیامی از جرج بوش (رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده) اشاره می‌کند و می‌نویسد: «اطلاعات آمریکا می‌گوید گروگان‌های ایرانی در دست مارونی‌ها در همان روزهای اول کشته شده‌اند ولی باز هم آن‌ها آمادگی دارند که پیگیری مسئله آن گروگان‌ها را ادامه دهند.»

ازسوی دیگر، مرکز اسناد انقلاب اسلامی دراین‌باره مطرح کرده است که «اگرچه ابتدا گفته می‌شد که سید محسن موسوی، کاردار جمهوری اسلامی ایران در بیروت و همراهانش کشته شده‌اند؛ اما شواهد و مدارک موجود، حاکی از آن است که آن‌ها در اسارت رژیم صهیونیستی هستند.»

﷯ 

انتظارِ در غبار

مهم‌ترین اظهارنظر درباره این چهار دیپلمات را امسال حسین دهقان، وزیر دفاع ایران در سوم خرداد۹۵ هم‌زمان با سالروز آزاد‌سازی خرمشهر مطرح کرد که احمد متوسلیان و دیپلمات‌های ربوده‌شده ایرانی زنده‌اند و در اسارت اسرائیل هستند؛ البته پیش‌از این نیز غضنفر رکن‌آبادی، سفیر اسبق ایران در لبنان از زنده‌بودن دیپلمات‌های ایرانی خبر داده بود. این اظهارنظرها باعث شد که امید به اردو بازگردد و فعالیت‌های فراوانی هم در حوزه‌های مختلف ازسوی هنرمندان، سیاسیون و رسانه‌ای‌ها صورت گرفت اما دیگر خبری ازسوی دستگاه دیپلماسی کشور مطرح نشد و بعد دوباره همه‌چیز انتظار کشنده بود، انتظارِ در غبار.

﷯ 

۴دهه سوال بی‌پاسخ

حسین اخوان، برادر جاویدالاثر کاظم اخوان، عکاس و خبرنگار ربوده‌شده ایرانی در لبنان به‌مناسبت روز خبرنگار، نامه‌ای را در رابطه با وضعیت چهار دیپلمات ربوده‌شده توسط رژیم صهیونیستی نگاشته است که بخش‌هایی از آن را با هم می‌خوانیم: «آیا کاظم اخوان، عکاس و خبرنگار خبرگزاری پارس زنده است؟! آیا برادرم و سه همراه بزرگوارش در قید حیات‌اند و روزی به آغوش وطن بازمی‌گردند؟! در تمام این سال‌ها (قریب به چهار دهه) این پرسش همراه با هاله‌ای سنگین از ابهام، هنوز از جانب خانواده کاظم اخوان، این تصویرگر قلم و حماسه دفاع مقدس از نگاه دوربینش، ساری و جاری است و همچنان چشم‌انتظارند؛ انتظاری که عطش آن پس از گذشت سال‌هایی مملو از درد دوری و فراق، به‌طورمداوم سوزان و جان‌کاه است».

﷯ 

١٢ هزار روز

در بخش دیگری از این نامه می‌خوانیم: «اکنون از ربایش و اسارت کاظم اخوان، عکاس و خبرنگار خبرگزاری پارس، این یار سردار دلیر اسلام، احمد متوسلیان و عزیز شهید سرافراز دکتر چمران بیش از دوازده‌هزار روز می‌گذرد. جوانی‌که تازه پا در بیست‌وپنجمین بهار زندگی نهاده بود و عشق به انقلاب و اسلام و بیان حقایق از مظلومیت مردم لبنان و فلسطین در وجودش موج می‌زد و او که عاشق به‌تصویرکشیدن مظلومیت و بیان رنج آوارگی مردم لبنان در اثر تهاجم رژیم صهیونیستی و عوامل وابسته‌اش بود، اراده کرد برای تحریر پایان‌نامه زندگی‌اش تعدادی از صفحات تاریخ لبنان را با تصاویر سراسر درد و رنج و آوارگی و بیان حقایق ولو به قیمت اسارت و حتی جان عزیزش مزین کند که با کمین مزدوران رژیم غاصب صهیونیستی در دام ربایش گرفتار شد و با گذشت نزدیک به چهار دهه، نه از شهادتش اطلاعی دقیق در دست است و نه از زنده‌بودنش که اگر چنین باشد، زنده‌بودنش نیز مرگ تدریجی محسوب می‌شود؛ اما در تمام این سال‌ها ماجرای اسارتش فقط بر پایه اخبار ضدونقیض و گمانه‌زنی‌های گوناگون گذشته و حال و از منابع مختلف است.»

﷯ 

بیماری مرورِ زمان

در این مدت ٣۴ سال، هیچ‌گاه خبر قطعی و موثقی در این رابطه و با اطمینان وجود نداشته است و فقط هر سال در آستانه سالگرد ربایش کاظم اخوان و همراهان او در لبنان و گاها در بزرگداشت روز خبرنگار و تجلیل از شهید بزرگوار صارمی، تنها یادی از کاظم به میان می‌آید که همین یادآوری نیز ظاهرا هر سال از سال پیش کم‌رنگ‌تر شده و گویی دچار یک بیماری به‌نام شامل‌شدن مرور زمان به این واقعه دردناک شده است که خود جای گلایه و ناخرسندی از عملکرد مسئولان نظام و دست‌اندرکاران مربوطه به‌ویژه رسانه‌ها و جراید دارد که به کاظم اخوان به‌عنوان سرباز وطن که جان و زندگی خود را فدای انقلاب و مظلومیت مسلمانان کرده و حتی به‌عنوان یک همکار صنفی دربند، نیز آن‌طور که باید توجه و رسیدگی نکرده‌اند.

﷯ 

حقیقت‌ِ گمشده

حسین اخوان همچنین مطرح کرده است: «به‌هرروی، ما بر این باوریم و سران این رژیم ددمنش نیز بدانند که نظام مقدس اسلامی ایران، قدرت و توان انتقام‌گیری از این رژیم جنایت‌کار بابت ربایش فرزندان غیورش را دارد و قادر است با انجام اموری مانند تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب و با پیگیری‌های مداوم و طرح دعاوی در جوامع بین‌المللی و فرصت‌های مذاکرات سیاسی که دراختیار دارد، رژیم صهیونیستی را وادار به اعتراف و اقرار کند که آیا این عزیزان را به شهادت رسانده یا همچنان در بند اسیر هستند. بعد از این مدت طولانی گره کور این پرونده را بگشایند. هرچند که این کار، همت و تلاش می‌خواهد که تابه‌حال دیده نشده است. امیدواریم هرچه‌زودتر این اتفاق بیفتد و تکلیف این عزیزان مظلوم مشخص شود.»

﷯ 

پرونده خاک‌خورده وزارت خارجه

پیوستن و پیگیری مستمر خبرنگاران درباره ربوده‌شدن چهار دیپلمات با نگاهی انسانی و صنفی می‌تواند راهگشا و تسریع‌کننده حل‌شدن این معما باشد. معمای دردناک ربوده‌شدن و بلاتکلیفی، معمایی که بدون شک اگر به‌عنوان یک خواسته صنفی در کنار کمپین مردمی آزادی دیپلمات‌های ایرانی مطرح شود، می‌تواند به پاسخی متقن به این پرسش سی‌وچندساله ختم شود. همدلی خبرنگاران رسانه‌ها با خانواده همکارشان درراستای حل این مسئله بدون شک می‌تواند برای این خانواده دل‌گرم‌کننده

باشد. 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی