کد خبر : 82777
/ 09:09
کشف رمز و راز کار استاد حسن ارژنگ‌نژاد در بررسی تندیس های مشاهیر بوستان ملت؛

همراه با مفاخر قدیمی ترین بوستان مشهد

همراه با مفاخر قدیمی ترین بوستان مشهد

مریم قاسمی- شاید تزریق روح در سرب، زیر پوست برنزین، در لحظه‌لحظه کار ساخت ١٢ مجسمه مشاهیر توسط استاد اتفاق می‌افتاد.
این مجسمه‌ها آن‌قدر زنده‌اند که وقتی روبه‌رویشان قرار می‌گیری با چشم‌های بدون مردمکشان به شما زل می‌زنند و تو زیر نگاه سنگینشان می‌مانی و بعد زیر لایه‌های زمان کشیده می‌شوی و به عقب می‌روی، به قرن‌ها عقب‌تر.
اشک اول، فردوسی، رودکی، نادر شاه افشار، یعقوب لیث صفاری، رودکی، ابومسلم و ...
ممکن است از گوگل هم کمک بگیری یا دست‌کم وسوسه شوی مقایسه‌ای در چهره‌ها انجام بدهی. مشاهده هنر منحصربه فرد در آوردن هر چهره، تو را دوباره به ۵٧سال پیش باز می‌گرداند، زمانی که استاد حسن ارژنگ‌نژاد در کارگاه مجسمه‌سازی‌اش مشغول قالب‌گیری مجسمه‌های مشاهیر بود که در سال‌های نزدیک به ١٣۵٠دستور رسیده بود برای افتتاح پارک ملت آماده شود.
همین حالا هم که اینجا ایستاده‌ای، اگر هم ذره‌ای درباره مجسمه‌سازی بدانی، نمی‌توانی این معادله را برای خودت حل کنی که چطور آثار فاخر و هنرمندانه آن زمان هنوز با وجود پیشرفت‌های هنری و پیچیدگی در کارهای مدرن بهترین آثار امروز هم هست.
حسن ارژنگ‌نژاد، نقاش و مجسمه‌ساز ایرانی، متولد سال ۱۳۰۰ در مشهد است که آثاری چون ‌ نیم‌تنه یپرم‌خان در موزه کلیسای ارامنه در جلفای اصفهان، نیم تنه جبار باغچه‌بان در مدرسه ناشنوایان تهران، نیم تنه لیمجی مانوکچی زرتشتی (بانی معافیت زرتشتیان از پرداخت جزیه در زمان شاه عباس دوم) در مدرسه انوشیروان تهران، نقش‌برجسته بهرام گور و خسروپرویز در ورودی کاخ ابیض را ساخته است. یکی از مهم‌ترین آثار این استاد ساخت تندیس ۱۲ فیلسوف، شاعر و سلطان ایرانی در پارک ملت مشهد است.
در یک عصر اردیبهشت برای آنکه نگاه دقیق‌تری به مجسمه های ساخته استاد بیندازیم به پارک بزرگ ملت می‌رویم که لطف آن کمتر از سفر کردن همراه با کشف راز نیست. «محمد حسین مأموریان» یکی از مجسمه‌سازان مطرح کشور نیز در این سفر همراهی‌مان می‌کند .
گزارش پیش رو حاصل همین همراهی و توضیحات او درباره آثار استاد ارژنگ نژاد است.

مثل اینکه بخواهی روی آهن گچ بکشی
با اینکه در برخی منابع از مجسمه‌های مشاهیر با عنوان سردیس یاد شده است، آن‌ها در زمره مجسمه‌های نیم‌تنه قرار دارند که اصطلاح انگلیسی آن «باست» نام دارد و شامل سر تا زیر سینه و قسمتی از شانه‌هامی شود.تکنیک ساخت این‌ مجسمه‌ها، برنزریزی به شیوه موم‌زدایی است. در واقع این مجسمه‌ها به عنوان نمونه عالی یکی از شیوه‌های سخت برنزریزی‌، آن هم در مقایسه با بسیاری از کارها که استفاده درستی از بافت برنز در آن‌ها نشده‌است، بیشتر متوجه تمایز و هنرمندی کار استاد ارژنگ است.
رنگ طلایی و لایه پلی‌استر روی مجسمه‌ها حالت تصنعی به آن‌ها داده است.« در حقیقت مثل این می‌ماند که شما خانه‌ای را با سنگ گرانیت بسازی بعد رویش را کاهگل کنی.» در واقع ‌استفاده از این متریال درست نیست چرا که ‌‌‌برنز اصالت خودش را دارد. به‌ویژه اگر اطلاعاتمان درباره برنز بیشتر باشد درمی‌یابیم برنز یک جور متریال اکتیو است. به این معنا که به محیط خودش واکنش نشان می‌دهد حتی ممکن است بر اثر رطوبت زنگارهای آبی فیروزه‌ای ببندد که خودش زیبایی دیگری ایجاد می‌کند.
حتی اگر بدبینی را کنار بگذاریم و فکر کنیم این کج‌سلیقگی فقط به‌دلیل محافظت از مجسمه‌ها بوده‌است باز هم این کار اصلا اصولی نیست. در اصل مرسوم است برای حفظ مجسمه‌هایی که سنشان از ۱۰۰ یا ۱۲۰ می‌گذرد یک نمونه جایگزین از آن‌ها که با مواد رزینی یا بتن یا هر ماده دیگر ساخته شده را در محل مورد نظر قرار می‌دهند و اصل اثر را به موزه منتقل می‌کنند. این درحالی است که این مجسمه‌ها به همین شکل هم هنوز دهه‌های متمادی ،بدون اینکه آسیب جدی ببینند بدون هیچ لایه محافظتی حفظ می‌شوند.

ساخته شده به سبک آکادمیک
طبق گفته محمد حسین ماموریان مجسمه‌های مشاهیر ایرانی پارک ملت به سبک کلاسیک بر قواعد آکادمیک ساخته شده است، نمونه‌های تاریخ هنری این سبک از قرن هفدهم تا امروز ساخته شده‌است و به طور کلی مجسمه‌های شهری اداری کلاسیک را با همین شیوه می‌سازند.
« وزن هر قطعه این مجسمه‌ها باید حدود ٢٠٠ کیلوگرم باشد. آن‌طور که از سطح کار برمی‌آید هر مجسمه شامل دو قطعه است که مرز اتصال آن‌ها با تغییر بافت برنز مشخص شده است. همچنین وقتی با دقت بیشتری به بافت سطح مجسمه نگاه می‌کنیم به نظر می‌رسد با استفاده از سبک موم زدایی ساخته شده باشد، حباب‌های زیاد که روی سطح فلز ریخته شده‌است احتمال استفاده از تکنیک ماسه‌ای را نیز می‌دهد.»

یگانگی چهره هر شخصیت‌ با استفاده از آثار رسمی
با اینکه یک نفر هر ١٢ مجسمه را ساخته‌است اما چهره‌ها کاملا متفاوت هستند. مثلا چهره عبدالرزاق توسی مانند بازیگر یک فیلم تاریخی به نظر می‌رسد با آناتومی جداگانه‌‌ای نسبت به سایر چهره‌ها.ماموریان می‌گوید:« بخشی از کار بر اساس تخیل هنرمند ساخته شده‌است اما هنرمند باید یک‌سری واقعیت‌های تاریخی را نیز مد‌نظر داشته باشد. یا مجسمه‌ای که صاحب آن متولد سال ١٣۵٠ ه. ق است یعنی پیش از حمله مغول‌ها متولد شده‌است. نباید هیچ نشانی از خاوری بودن در آن پدیدار شود.»
بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت این نقاط قوت مجسمه‌های پارک ملت است که توانمندی هنرمندش را بیش از پیش آشکار می‌سازد . به گفته ماموریان یک هنرمند به‌ویژه اگر هنرمند پخته‌ای نباشد ممکن است همه این شخصیت‌ها را شبیه به هم دربیاورد. درحالی‌که هر کدام فضای سنی و جغرافیایی و تاریخی خود را حفظ کرده‌اند. مدل چشم‌ها، مدل ریش‌ها، مدل نگاه‌ها، پهنای صورت، نوع جمجمه، نوع فک و نوع بینی در هر کدام از آن‌ها منحصر به فرد است.

طراحی چهر ها بر اساس مطالعات تاریخی
این موضوع برمی‌گردد به منبع ساخت مجسمه‌ها که ما را به انجمن آثار ملی ایران می‌رساند. سال‌های گذشته به همت انجمن آثار ملی ایران خیلی از شخصیت‌ها توسط استاد عبدالحسن‌خان صدیقی طراحی و به عنوان چهره رسمی ثبت شدند. یعنی در انجمن آثار ملی چهره رسمی فردوسی، چهره رسمی سعدی و ... وجود داشت. مجسمه ساز مشهدی می‌گوید:«بی‌شک آثار استاد ارژنگ هم بدون تأثیر از این آثار ثبت شده، نبوده‌است. به عنوان مثال مجسمه نادر شاه که اینجا کار شده است شباهت زیادی دارد به مجسمه نادرشاه در آرامگاهش که مجسمه آن را خود عبدالحسن خان ساخته بود. همین‌طور مجسمه فردوسی که برگرفته از چهره‌های رسمی ثبت شده آن‌هاست.»
درواقع یکی از مأموریت‌های انجمن آثار ملی، طراحی و تصویب مفاخر ایران به عنوان یک سری چهره‌های رسمی بود. این کار بر اساس مطالعات تاریخی انجام می‌شد که بخش بصری و تصویری با خود ابوالحسن خان صدیقی، پدر مجسمه سازی مدرن ایران، بود.تهیه نسخه رسمی چهره‌ها نیز در برخی موارد برگرفته از بررسی جمجمه این بزرگان بود که در جابه‌جایی مقبره‌ها و بر اساس جانمایی آن‌ها منطبق با معماری شهری صورت پذیرفته بود.
مثلا برای ساخت مجسمه ابن‌سینا به جمجمه رجوع شده است همین‌طور وقتی مقبره حکیم عمر خیام را جابه‌جا کردند که یکی از آن نمونه‌هاست.
ماموریان می‌گوید با این حال بخشی هم به تخیلات خود هنرمند مربوط است. به عنوان مثال نوع شالی که در خراسان می‌بندند که در تربت‌جام استفاده می‌شود به عنوان سرپوش یا دستار فردوسی تأیید شده است. خیلی‌ها که می‌خواهند مجسمه فردوسی را بسازند به این دستار توجه می‌کنند. این شال از کناره صورت آمده و روی شانه مقابل افتاده‌است که خلاصه شده آن را در لباس ابن‌سینا داریم که دانش‌آموخته‌ها در دانشگاه‌ها می‌پوشند و یک منگوله از آن آویزان است همان لباس ابن‌سیناست که به همین شکل تأیید شده است.

توجه هوشمندانه به جزئیات لباس
یکی از نقاط قوت مجسمه‌های پارک ملت توجه بسیار هوشمندانه به جزئیات لباس‌ است. در حالی‌که لباس‌ها شخصیت تاریخی‌ خودشان را حفظ کرده‌اند هیچ لطمه‌ای به شخصیت نزدند و ما هیچ زیاده‌پردازی در لباس‌ها مشاهده نمی‌کنیم. برخلاف برخی از هنرمندان که فکر می‌کنند می‌توانند در زیاده‌پردازی توان خودشان را به رخ بکشند. ماموریان مجسمه فردوسی را مثال می‌زند و می‌گوید:«هندسی‌ترین برخوردهایی که با مجسمه شده در یقه لباس است به گونه‌ای که لباس اصالت تاریخی خودش را حفظ کرده است.»
این هنرمند ادامه می‌دهد:« وقتی به مجسمه یعقوب لیث دقت می‌کنیم می‌بینیم هنرمند خیلی هوشمندانه سراغ طراحی لباس این شخصیت رفته است. در عین حال که کنتراست تاریخی حفظ شده از زیاده‌پردازی پرهیز شده است. در حقیقت مهم‌ترین چیزی که‌ در این اثر با وجود لباس و تزئینات توجه ما را به خود جلب می‌کند چشم‌های باز مجسمه است نه لباس‌ها! برقراری این تعادل نشان‌دهنده هوشمندی هنرمند است.» به گفته این هنرمند متاسفانه برخی در دام جزئیات می‌افتند و فکر می‌کنند باید کوک‌کوک لباس را بدوزند و همه نقوش تاج را دربیاورند ولی غافل از آن می‌شوند که شما در نهایت دلتان می‌خواهد با شخصیت آن آدم روبه‌رو شوید. پس مهم‌ترین قسمت همین دایره صورت است که چشم‌ها را به سمت خودش می‌کشد و ارتباط زنده‌تر با آن مجسمه برقرار می‌شود.

استاد در قید حیات
این خوش‌خیالی بیش نبود که بعد از دیدن مجسمه‌های مشاهیر پارک ملت برای پیدا کردن استاد حسن ارژنگ‌نژاد ذوق‌زده تلفن دست بگیریم و بخواهیم کسی شماره او را در اختیارمان قرار بدهد.
در واقع وقتی استاد در دهه ۵٠دوازده نیم‌تنه برنزی از مشاهیر خراسانی را آماده افتتاح پارک ملت مشهد می‌کرد اصلا معلوم نبود ۵٧سال بعد برای پیدا کردنش باید از کجا‌ها سردربیاوریم تا این سؤالمان پاسخ داده شود که آیا استاد در قید حیات هست؟
امیدمان که از همه مراکز هنری مشهد ناامید شد سر از خانه هنرمندان تهران درآوردیم و بعد از آن نگارخانه هنر و انجمن مجسمه‌سازان ایران. سراغش را از استادان بزرگ مجسمه‌سازی گرفتیم، حتی دستاویز سایت انجمن سنگ سازان ایران شدیم که یک مصاحبه از وی باز‌نشر کرده بود و در آخر موفق شدیم شماره تلفنی از شاگرد او بیابیم و مطمئن ‌شویم استاد در قید حیات است و همین امیدمان را برای گفت‌وگو با او در آینده بیشتر می‌کند.
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی