کد خبر : 83124
/ 10:58
حجت الاسلام سید مهدی طباطبایی در نخستین روز ماه مبارک رمضان دار فانی را وداع گفت؛

شیخ اخلاق، عالم اعتدال

حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین سید‌مهدی طباطبایی، استاد برجسته اخلاق و نماینده سابق مردم مشهد و تهران در مجلس شورای اسلامی، بعد‌از یک دوره بیماری، روز پنجشنبه، دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت.

شیخ اخلاق، عالم اعتدال

مرحوم طباطبایی، سال‌١٣١۵ در رفسنجان متولد شد. وی از کودکی در شهر مقدس قم ساکن شد و در زمانی‌که امام راحل برای اقامت وارد قم شدند، با ایشان ارتباط برقرار کرد. وی چند سال بعد به نجف اشرف رفت و دوباره به ایران بازگشت. مرحوم مهدی طباطبایی از‌ معدود افرادی است که پیش از آغاز نهضت امام در سال‌۴٢ به زندان افتاد. علت دستگیری وی، همکاری با مجموعه فدائیان اسلام و شخص شهید‌نواب صفوی بود.
سید‌مهدی طباطبایی در دوران اقامت در شهر مقدس قم، از محضر آیت‌ا...‌العظمی بروجردی، امام خمینی(ره) و دیگر مراجع بهره برد. وی سپس به مشهد آمد و اوج فعالیت‌های انقلابی‌اش به آن دوران برمی‌گردد. وی از‌ شاگردان حضرت امام راحل بود که نامه‌های ایشان را درباره نهضت به علمای مختلف می‌رساند. یکی از اقدامات مهم‌ سید‌مهدی طباطبایی در مشهد، افشای لایحه کاپیتولاسیون بود، لایحه‌ای که موجب خشم امام‌خمینی(ره) و سایر طبقات مردم شد و تبعید امام راحل را در پی داشت.
وی از سال‌۴٢ تا پیروزی انقلاب اسلامی، نزدیک به شش‌سال به زندان افتاد و سخت‌ترین شکنجه‌ها را تحمل کرد. آن مرحوم بعد‌از پیروزی انقلاب، مسئولیت‌های مختلفی را پذیرفت که از آن ‌جمله می‌توان به سرپرستی بنیاد مستضعفان و نمایندگی مردم مشهد و تهران در دوره‌های دوم ، سوم و هفتم مجلس شورای اسلامی اشاره کرد. باوجود مشغله‌های گوناگون، از کارهایی که طباطبایی هیچ‌گاه رها نکرد، حضور در منبر و تبلیغ، رسیدگی به امور مردم و مستضعفان و روضه‌خوانی بود و همواره در این جایگاه به ملت خدمت می‌کرد. مرحوم طباطبایی، طی سال‌های اخیر با بیماری دست و پنجه نرم می‌کرد. در تابستان سال ٩۵ و چند ماه قبل از درگذشت مرحوم هاشمی رفسنجانی، وی به ملاقات این استاد اخلاق رفت. در آن دیدار رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام خطاب به مرحوم طباطبایی گفت: از چیزهایی که ما الان نسبت به آن خوش‌بینیم این است که مردم ما مقدار زیادی آگاهی پیدا کرده اند و عوام فریبی‌ها دیگر جواب نمی‌دهد. سرانجام ایشان ظهر پنجشنبه ٢٧‌اردیبهشت‌٩٧ (مصادف با نخستین روز ماه رمضان) در هشتاد‌و‌دوسالگی درگذشت. پیکر پاک این عالم ربانی، روز گذشته از مقابل مسجد موسی‌بن‌جعفر(ع) در خیابان آیت‌ا... سعیدی، که سال‌ها در آن اقامه جماعت می‌کرد، تشییع شد. روزنامه شهرآرا، چندی قبل با این عالم فرزانه، درباره «‌گفت‌و‌گوی ملی» مصاحبه کرده بود. این گفت‌و‌گو که در ویژه‌نامه نوروزی سال‌٩٧ این روزنامه منتشر شد، به‌مناسبت درگذشت ایشان، بازنشر می‌شود.

آیا می‌توان گفت‌وگو را راه‌ برون‌رفت از مشکلات این روزهای کشور دانست؟
بله، اما باید توجه داشت که کلمه «گفت‌وشنود» قاعده و قانون دارد. گفت‌وگوی علمی و پخته یعنی اینکه کسی بگوید و طرف مقابل باید قدرت شنیدن داشته باشد. یکی از اهداف انقلاب اسلامی نیز احیای گفت‌وگو در میان اقشار مختلف موافق و مخالف بود، هرچند این هدف آن‌گونه که باید محقق نشد. گفت‌وگو یعنی آنکه مخالف بگوید، فرد بشنود و شنونده تحمل گفتار گوینده را داشته باشد و باز هم گوینده حرف بزند. معتقدم که موضوع گفت‌وگو باید در کشور تقویت شود. آدم‌ها باید با یکدیگر به‌خوبی رفتار کنند. یکی از محسنات گفت‌وگو این است که بسیاری از معضلات را حل می‌کند و می‌تواند راهگشا باشد. حتی باید این نوع گفت‌وگوها را به مسائل اعتقادی خلاصه نکنیم و به دایره موضوعات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی هم بکشانیم.

چگونه می‌توان فضای گفت‌وگو را در جامعه و میان اقشار مختلف ترویج کرد؟
شناخت افراد از یکدیگر جز از راه ارتباط، تبادل نظر، و گفت‌وگو امکان نخواهد داشت. احیای فرهنگ گفت‌وگو خیلی راحت است و سخت هم نیست. «من و تو، تو و من» یعنی چه؟ باید به تو حق بدهیم. این دین است، دیگردوستی، نه خوددوستی. باید تو را دوست بدارم، نه خودم را. این دین است. در دین اسلام نیز بر این تأکید شده است. یک سری از مبانی دینی ما خیلی شسته‌روفته است و هیچ معمایی ندارد. نیازی هم به معلم و این‌ها برای معنابخشی ندارد. آیات قرآن خیلی رند است و در آیات و روایات بسیاری به این موضوع تأکید شده است.

گفتمان‌سازی را باید از کجا آغاز کرد؟
می‌توانیم گفتمان‌سازی را از خودمان شروع کنیم. این کار را در کاشمر، کاخک و گناباد اجرا کردم. در مشهد هم اجرا کردم. سه جلسه در مشهد داشتیم که خانوادگی کنار هم می‌نشستند و باهم صحبت می‌کردند. توی فامیل خودم هم این کار را انجام دادم. تحمل حرف‌های دیگران سخت است چون عادت نکرده‌ایم. گفتمان اجتماعی بسیار خوب است مشروط به گوش دادن، پذیرفتن یا رد کردن، اما طاقت شنیدن داشتن.

شما در دوره دوم مجلس شورای اسلامی نماینده مردم مشهد بودید. آن دوره، فضای گفت‌وگو و گفتمان در مشهد چگونه بود؟
آن زمان، فضای گفت‌وگو مطلوب نبود. گفتمان بسیار خوب است و زمینه آن در کشور ما ضعیف است. زمینه دادن به این اصل که افراد با هم کنار بیایند و زود دیگران را متهم نکنند و حرف او را بشوند خیلی خوب است، و نه‌تنها در مشهد، بلکه در همه‌جای کشور باید نهادینه شود. البته ضعف در اظهار هم در کشور ما هست و این موضوع نیز باید اصلاح و سپس نهادینه شود.

گفت‌وگوی ملی چگونه تحقق پیدا می‌کند؟
در ماه‌های اخیر رویدادهای مختلفی در کشور رخ داده است که نمی‌توان آن‌ها را به هیچ وجه مطلوب ارزیابی کرد. تنش‌های این‌چنینی نمونه‌هایی هستند از وقایعی که حاصل نگفتن و نشنیدن دیدگاه‌های مختلف در جامعه اند زیرا تنها در قالب گفت‌وگو و تبادل نظر است که درست و نادرست را می‌توان از یکدیگر تمایز داد،درست‌ها را به کار گرفت و اشتباهات را اصلاح کرد. با وجود این واقعیت آن است که متأسفانه در سال‌های گذشته سنت گفت‌وگو در جامعه ما رو به افول گذاشته است.
به عقیده من تیر آخر بر پیکره این سنت در مناظره‌های انتخابات ریاست جمهوری سال ٨٨ زده شد. مناظره‌هایی که بنای فتنه ای بزرگ را گذاشت و مشکلات بسیاری بر اثر آن بر جامعه ما سایه افکند. آن مناظره‌ها اشکال‌هایی داشت که در اینجا من آن اشکالات را به عنوان مصادیق چرایی شکل نگرفتن گفت‌وگو میان دولت و ملت و نیز میان جریان‌های مختلف سیاسی یادآوری می‌کنم.
مایه تأسف بیشتر اینکه یکی از نامزدها از این امکان و زمانی که در اختیارش گذاشته شده بود، نه برای گفت‌وگو بر اساس منطق و استدلال که برای اتهام‌زنی و وقاحت استفاد کرد و شد آنچه نباید می‌شد. خب وقتی چنین اتفاقی رخ می‌دهد اثرات منفی آن می‌تواند تا سال‌ها در جامعه ادامه پیدا کند. افزایش شکاف میان جریان‌های فکری و سیاسی و زده شدن مردم از گفت‌وگو حاصل نامبارک آن اتفاقات بود. با شکل گرفتن دولت تدبیر و امید و با توجه به دیدگاه‌هایی که از سوی رئیس جمهوری مطرح شد این امیدواری به‌وجود آمد که فضا به سمت ترمیم این شکاف‌ها برود. حاصل این گفت‌وگوی ملی بی شک افزایش انسجام ملی و همگرایی بیشتر مردم است. نتیجه ای که هم برای نظام و کشور مفید است و هم سبب نزول برکات و رحمت الهی خواهد شد. به عنوان یک روحانی اخلاقی از همه عزیزانی که مخالف اندیشه یکدیگر‌ند می‌خواهم که راه مذاکره و گفت‌وگو را برای کاستن از این اختلاف‌ها و شکاف‌ها برگزینند. از رسانه‌ها و به‌ ویژه صدا و سیما نیز می‌خواهم که فضای عمومی تری ایجاد کنند. به صاحبان اندیشه‌های مخالف و منتقد نیز میدانی بدهند. تا مردم تا این حد به سایت‌ها و رسانه‌های خارج از مرز روی نیاورند و اختلافات از آن سو تقویت نشود. همچنین با وجود آنکه معتقدم میان روحانیون در کشور اختلاف اساسی وجود ندارد،پیشنهاد می‌کنم که این گفت‌وگو از روحانیون آغاز شود.

نکته پایانی
از آخوندهایی هستم که باید خدا را شکر کنم زیرا خداوند چیزهای زیادی به من داده است. یکی این بود که در دوران کودکی، درس علمی و فقهی خوبی خوانده‌ام که اکثر آخوندها نخوانده‌اند. پدر پدرم ملا بود. پدرم نیز ملا بود. مکتب نرفتم و درس خواندم. لذا در پانزده‌سالگی درس سطوح عالیه را خوانده بودم. تلویزیون نداشتیم. روضه هم نمی‌رفتیم. چون اطلاعات دینی خوبی داشتیم، با خیلی‌ها هم‌کلام می‌شدیم و گفت‌وگو می‌کردیم. ۴٠ سال برای انقلابی که اسلامی باشد دویدم. حتی اگر ۴٠ ساعت از عمرم نیز باقی مانده باشد، باز هم برای انقلاب اسلامی می‌دوم و همچنان نیز معتقدم که فرهنگ گفت‌وگو باید از آلودگی‌ها، خودخواهی‌ها، خودپرستی‌ها و محور خود بودن پاک شود. باید مردمی بود و مردمی ماند. تا دیر نشده است باید این کار را انجام داد. برای اقتصاد مملکت نیز اگر از همین امروز افکار جوانان را اجرا کنیم، از این فقر به عزت و ثروت می‌رسیم. 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی