کد خبر : 83289
/ 14:26
نگاهی به کتاب «معاد جسمانی در حکمت متعالیه»

کوشش حکیمی برای حفظ حرمت صدرا

یکی از ابتکارات اصلی ملاصدرا در فلسفه خود اثبات معاد جسمانی است. معاد جسمانی از موضوعاتی است که در تاریخ فلسفه و کلام اسلامی مباحث بسیاری را به خود اختصاص داده است.

کوشش حکیمی برای حفظ حرمت صدرا

ایمان تاجی-شهرآراآنلاین، یکی از ابتکارات اصلی ملاصدرا در فلسفه خود اثبات معاد جسمانی است. معاد جسمانی از موضوعاتی است که در تاریخ فلسفه و کلام اسلامی مباحث بسیاری را به خود اختصاص داده است. مشکل اصلی از آنجا ناشی می‌شود که نص آیات و روایات بر لزوم بازگشت انسان‌ها در معاد با همین بدن مادی دلالت می‌کند اما فلسفه اسلامی که بعد از فارابی در پی فلسفه‌مند کردن مبانی اسلامی بود نتوانست بر لزوم معاد جسمانی صحه بگذارد. این مشکل هم از آنجا ناشی می‌شود که بسیاری از متکلمان براساس متون دینی، نفس را مجرد نمی‌بینند اما یکی از اصول فلسفه اسلامی که البته ریشه در حکمت یونانی دارد تجرد نفس است. بر این اساس، کشمکش میان متن‌گرایان و عقل‌گرایان در باب معاد جسمانی نیز به نزاعی تاریخی بدل شده است و طرف‌داران دو دیدگاه هنوز استدلال‌های خود را بر یکدیگر عرضه می‌دارند. از مهم‌ترین مشرب‌های فکری معاصر که موضع‌گیری خود را درباره این اختلاف تاریخی علنا مشخص کرده‌اند طرف‌داران مکتب تفکیک هستند. بیان استدلالی این مکتب از میرزا مهدی اصفهانی شروع می‌شود و نظریه‌پردازان امروزی آن بیشتر آیت‌ا... سید جعفر سیدان و محمد‌رضا حکیمی هستند. نام مکتب تفکیک از ابداعات محمدرضا حکیمی است. مخصوصا کارهای حکیمی پس از انقلاب و در سال‌های اخیر، همگی، در راه ترویج و شناساندن این مکتب بوده است. یکی از کتاب‌های بحث‌برانگیز او «معاد جسمانی در حکمت متعالیه» است که با این تقدیم‌نامه آغاز می‌شود: «تقدیم به حضرت صدرالمتألهین، فیلسوف بزرگ و تفکیکی سترگ.» همین عبارت مقصود او را از کتاب مشخص می‌کند. حکیمی در این کتاب با نقل‌‌قول‌های مختلف از کتاب‌های ملاصدرا و همچنین فیلسوفان دیگر، در پی اثبات آن است که یکم، معادی که ملاصدرا به اثبات آن پرداخته است با معاد جسمانی قرآنی متفاوت است و دوم، خود صدرای شیرازی نیز به این مسئله آگاه بوده، در اعتقادات خود خالصانه راه قرآن و احادیث را پیموده و از معاد جسمانی قرآنی حمایت کرده است. کتاب به سه بخش کلی تقسیم شده است: «تمهیدات»، «تحقیقات» و «تنبیهات». در «تمهیدات» به اصول کلی اسلام در باب معاد اشاره شده و از سه معرفت توحید، نفس و معاد به عنوان مراحل اصلی خط سیر انسان از حیوانیت به انسانیت سخن می‌رود. در بخش تحقیقات، ابتدا معاد موردنظر قرآن و حدیث که از آن به معاد عنصری یا مادی تعبیر می‌شود معرفی می‌گردد و آیات و روایات متناسب با آن آورده می‌شود. سپس بحث معاد جسمانی در آثار حکما مورد بررسی قرار می‌گیرد. از این منظر، نظریات فارابی، ابن‌سینا و سهروردی معرفی می‌شود. حکیمی با نقل مطالبی از ابن‌سینا بیان می‌کند که او معترف است که معاد جسمانی شأن وحی است و پای عقل و استدلال‌های عقلی به بلندای معرفتی وحی در این باب نمی‌رسد. سپس در این بخش نظریات ملاصدرا در باب معاد جسمانی آورده می‌شود. حکیمی نتیجه می‌گیرد که معاد‌جسمانی مطرح‌شده در نهایت، معادی مثالی است و زاییده قوه تخیل، و نمی‌تواند معاد جسمی و عنصری قرآنی را به اثبات برساند. او در تحکیم این نظر در باب ملاصدرا از برخی دیگر از متخصصان فلسفه نیز نقل‌ قول‌هایی می‌آورد و گفته خود را به قول آنان مستحکم می‌گرداند، اما پس از آن، با استناد به کتاب‌های ملاصدرا و گفته‌های وی، به این نتیجه می‌رسد که صدرای شیرازی در مقام اعتقاد قلبی همچنان معترف به معاد جسمانی قرآنی است و آنچه در کتاب‌های فلسفی خود ذکر کرده تلاشی بوده است برای رسیدن به معاد جسمانی از دیدگاه فلسفی اما به این منتها نایل نشده است.
از‌این منظر، حکیمی ملاصدرا را به نوعی تفکیکی می‌داند که میان استدلال‌های فلسفی و اعتقاد قلبی خود، و میان فلسفه و قرآن فرق نهاده است. از‌آنجا که بسیاری از فقها ملاصدرا را به دلیل این‌گونه نظریات فلسفی تکفیر کرده‌اند، حکیمی منظورش از نوشتن کتاب «معاد جسمانی در حکمت متعالیه» را این مطرح می‌کند که مقام این فیلسوف اسلامی در هم نشکند و این سرمایه فرهنگی و فکری تاریخ تباه نشود. 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی