کد خبر : 83331
/ 15:02

محموله بی صاحب

گفت وگو با قاچاقچیان بین‌المللی مشروبات‌الکلی در مشهد

محموله بی صاحب

سه قاچاقچی بین‌المللی که قصد داشتند یک محموله بزرگ مشروبات‌الکلی را از طریق خاک ایران به ترکمنستان منتقل کنند، روز دوشنبه دستگیر شدند و در گفت‌وگویی اختصاصی جزئیات و دلایل تن‌دادن به این کار کثیف را توضیح دادند.
به گزارش شهرآرا، صبح روز دوشنبه سی‌و‌یکم اردیبهشت طی اقدامات اطلاعاتی مأموران اداره مبارزه با قاچاق کالا و ارز پلیس آگاهی خراسان‌رضوی اخباری به دست آمد که نشان می‌داد اعضای یک باند قاچاق بین‌المللی تصمیم دارند یک محموله سنگین مشروبات‌الکلی را که در بار یک دستگاه تریلی ترانزیتی بارگیری شده بود در انباری واقع در نزدیکی مشهد تخلیه و سپس آن را ‌به افرادی تحویل دهند. با اعلام این خبر طبق دستور قاضی مهدی خدابخشی، سرپرست دادسرای انقلاب مشهد مأموران وارد عمل شدند و پس از شناسایی خودرو حامل محموله مسکرات، آن را تا انباری که قرار بود بارش را تخلیه کند تحت‌تعقیب قرار دادند. مأموران موفق شدند خودرو مورد نظر را توقیف و سه متهم شامل صاحب بار، راننده تریلی و کارگر صاحب بار را دستگیر کنند. ضابطان قضایی دراین عملیات به بازرسی انبار و تریلی پرداختند و در ادامه بیش از ١٨هزار انواع بطری مشروبات‌الکلی، ده‌ها تن شکر، ذرت و صدها هزار بسته سیگار کشف‌و‌ضبط شد.
روز گذشته این قاچاقچیان بین‌المللی در گفت‌وگوی اختصاصی با شهرآرا، هم‌زمان با تشریح جزئیات این اقدام کثیف خود دلایل تن‌دادن به این اقدام را نیز توضیح دادند که نتیجه این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید.
 متهم ردیف اول 

چند سال داری؟
۵۵‌سالم تمام شده است.

شغلت چیست؟ 
٢۵سال است که در کار صادرات و واردات هستم.

به کدام کشورها؟ 
من ساکن ترکمنستان هستم و همسرم هم اهل همان کشور است، برای همین بیشترین واردات و صادراتم به ایران و ترکمنستان است.

چه چیز وارد و چه صادر می‌کنی؟ 
هر چه که بازار نیاز داشته باشد. گاهی لوازم صوتی و تصویری و گاهی میز تلویزیون و برخی اوقات مواد خوراکی.

به صورت قاچاق؟ 
خیر، من در این ٢۵سال به غیر از این یک مورد تاکنون دست به قاچاق نزده‌ام.

اما در پرونده‌ات یک مورد سابقه کیفری برایت ثبت شده است، توضیحی داری؟
چهار‌سال پیش طبق درخواست یکی از دوستانم یک‌بار سیگار از ترکمنستان به ایران آوردم که مأموران من را دستگیر کردند و متوجه شدم بار قاچاق است. البته او صاحب‌بار بود و من تبرئه شدم اما من به زندان افتادم.

بار مشروبات کشف شده متعلق به تو است؟
خیر- این‌ها(مشروبات) متعلق به یکی از دوستانم به هویت «خ» است. 

این محموله هم از ترکمنستان وارد ایران شده است؟
خیر این‌ها از دبی بارگیری ‌شده بود و قرار بود بخشی از آن در مشهد توزیع و بخشی دیگر به ترکمنستان صادر شود.

سوله دپوی مواد متعلق به تو است؟ 
خیر- آن را اجاره کردم.

فرد مالک از این اقدام شما اطلاع دارد؟ 
به او چیزی نگفتم.

مشروبات قرار بود به دست چه کسی برسد؟ 
من او را نمی‌شناسم. چند روز پیش «سعید.خ» تماس گرفت و گفت که محموله‌ای را برایم فرستاده است و به محض دریافت آن را به فردی به هویت «امیر.ب» تحویل بدهم. قرار بود وقتی که بار به مشهد رسید امیر با من تماس بگیرد که وقتی مأموران داخل انبار ریختند و ما را دستگیر کردند گوشی تلفن همراهم را ضبط کردند و دیگر اطلاعی از تماس وی ندارم.

‌قرار بود چقدر بگیری؟ 
سعید قرار بود ٣٠میلیون بابت این کار به من بدهد که البته پول کارگرانم جدا از این رقم است.

می‌دانستی که قرار است مشروب جابه‌جا کنی؟ 
خیر- صاحب بار در خصوص ماهیت بار چیزی به من نگفت. البته من هم کاری به ماهیت بار نداشتم و مهم پولی بود که گیرم می‌آمد.

چرا قاچاق را انتخاب کردی؟
چند سالی است که به دلیل سنگین شدن وضعیت بازار اوضاع خوبی نداشتم برای همین با علم به جرم بودن این کار، به آن تن‌دادم.

 متهم ردیف دوم  
در این میان راننده خودرو ترانزیتی حامل مشروبات‌الکلی که مردی ۶٢ساله و خود را ‌بی‌اطلاع نشان می‌داد مدعی بود که هیچ اطلاعی از ماهیت بار تریلی‌اش نداشته است.

اهل کجایی؟
قم

چندسال است در کار قاچاقی؟
من تابه‌حال کلانتری هم نرفته‌ام چه برسد که قاچاق کنم.

از ماهیت بار کامیونت اطلاع داشتی؟
خیر- بندر‌عباس بودم که سه مرد جوان به سراغم آمدند و گفتند باری را برایشان به مشهد بیاورم و چون پول خوبی حاضر بودند به من بدهند این کار را قبول کردم. بار ترانزیتی است و پلمب اداره گمرک دارد و با دستگاه بر روی تریلی گذاشته شد برای همین من اطلاعی از اقلام درونی آن نداشتم.

از آن سه نفر نپرسیدی که بارتان چه چیز هست؟
خیر – من هیچ‌وقت از مشتریانم نمی‌پرسم که بارشان چه چیزی هست چون این موضوع به من مربوط نمی‌شود. بیشتر پولش برایم مهم است.

‌چقدر قرار بود گیرت بیاید؟
١۵میلیون تومان.

معمولا قاچاقچیان آدم‌های خود را دارند، چطور شد که این‌بار را به تو دادند، مگر تو را می‌شناختند؟
نه آن‌ها من را می‌شناختند و نه من آن‌ها را.

اما پرینت تماس‌هایت نشان می‌دهد که چند روز پیش از دبی شخصی به هویت سعید.خ با تو تماس داشته است، چه توضیحی داری؟
من سعید.‌خ را نمی‌شناسم. اما چند روز پیش فردی با من تماس گرفت و گفت به بندرعباس بروم و باری را تحویل بگیرم.

پس قبول داری که می‌دانستی قرار است محموله قاچاق را جابه‌جا کنی؟
بله

بار را قرار بود به کجا ببری؟
ابتدا به مشهد و بعد هم به ترکمنستان.

 متهم ردیف سوم 
سومین متهم این پرونده که مردی حدودا ٣۵ساله است، مدعی بود کارگر غلام، متهم ردیف اول پرونده است و اطلاعی از این ماجرا نداشته و به دستور کارفرمایش به محل انبار رفته ‌است. از چهره‌اش مشخص بود که اعتیاد شدید به مواد‌مخدر دارد چرا که مدام پلک‌هایش سنگینی می‌کرد و با حالتی خواب‌آلود اظهاراتش را بیان می‌کرد.

‌چند سال است که برای غلام کار می‌کنی؟
سه سال.

دقیقا چه کار برایش انجام می‌دهی؟
کارگری، او هربار که قرار بود باری برای ترکمنستان یا در مشهد بارگیری و تخلیه کند با من تماس می‌گرفت. من هم چند کارگر اجاره می‌کردم و به محل‌هایی می‌رفتیم که غلام می‌گفت.

از تخلیه بار مشروبات خبر داشتی؟
بله.

چطور؟
این اولین مرتبه‌ای نبود که غلام قاچاق می‌کرد. به غیر از این مرتبه او دو‌ بار دیگر محموله‌های‌ قاچاق را تحویل گرفت و از من خواست تا آن‌ها را در دو انباری که اجاره کرده بود تخلیه کنم.

آن‌ها هم مشروب بود؟
یک مرتبه‌اش مشروب بود که در بین بسته‌های چیپس و پفک جاسازی شده بودند.

دیگر چه اقلامی قاچاق کرده است؟
آدامس، مواد نیروزا و شکر

می‌دانی این مشروبات از کجا آمده است؟
از بندر

از این کار چقدر گیرت می‌آید؟
غلام به من هفته‌ای ۴٠٠هزار تومان می‌دهد و در‌این‌خصوص مبلغ اضافه‌ای قرار نبود که به من بدهد. 

دفتر صاحب‌کارت کجا است؟
او دفتر ندارد و بیشتر کارهایش را تلفنی انجام می‌دهد. 
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی