• خانه
  • فرهنگی
  • استاد حمیدی از انقراض نقاشی قهوه خانه ای در مشهد می‌گوید: فراموشی یک رؤیا
کد خبر : 83513
/ 10:23

استاد حمیدی از انقراض نقاشی قهوه خانه ای در مشهد می‌گوید: فراموشی یک رؤیا

استاد محمدرضا حمیدی که یکی از دوبازمانده هنرنقاشی قهوه‌خانه‌ای است این روزهایش را در خانه ملک می‌گذراند. طبقه دوم خانه‌ای بسیار قدیمی که پارتیشن‌بندی و میزهایی که به ترتیب کنار هم گذاشته شده بیشتر فضای اداری به آن داده است.

استاد حمیدی از انقراض نقاشی قهوه خانه ای در مشهد می‌گوید: فراموشی یک رؤیا

چهره لاغر و استخوانی‌اش در پس‌زمینه آجرخشت‌های خانه‌ ملک، با آن سکوت که در عمق نگاهش نشسته است، در محوطه‌ای که بوی خشت‌خام با دَم سنگ‌فرش‌های آب‌خورده آمیخته، او را عجیب شبیه به آدم‌های غربت‌زده کرده است؛ غربت از جنس آدمی که هر روز با افزوده شدن بر عمرش به روزهای فراموش شدنش نزدیک‌تر می‌شود. فراموش‌ شدن خود و هنری که آن را نیم‌قرن پیش با انگشتانش لمس کرد و در خیالش ریخت. فکر اینکه بعد از او چه کسی این هنر، دسترنج سالیان سال زحمت و تجربه و عزلت‌نشینی‌اش را به دست خواهد گرفت، بر این غربت می‌افزاید و زندگی‌اش را در حالتی لغزنده میان بودن و نبودن قرار می‌دهد. زندگی آمیخته با خیال‌سازی و نقاشی قهوه‌خانه‌ای که روزگاری با دایر بودن قهوه‌خانه‌ها برای خودش هنر پررونقی بود و محل آمد و شد هنرمندان و استادان و نقالان و پرده‌خوانان. در آن‌ سال‌ها ماه رمضان‌ها هم حال و هوای دیگری داشت. در‌ قهوه‌خانه‌ها که محل افطار مردم هم بود، پرده‌خوانی تابلوهای مذهبی حال و هوای عجیبی ایجاد می‌کرد. نقالی پرده‌های شاهنامه و تابلوهای مربوط به آداب و رسوم نیز رواج زیادی داشت که هنوز هم در خاطره برخی قدیمی‌ترها مانده است.حالا چه فرقی می‌کند که استاد این هنر فراموش شود یا خود هنر؛ وقتی هر دوی این‌ها یکی هستند.

دوبازمانده نقاشی قهوه‌خانه‌ای در مشهد
استاد محمدرضا حمیدی که یکی از دوبازمانده هنرنقاشی قهوه‌خانه‌ای است این روزهایش را در خانه ملک می‌گذراند. طبقه دوم خانه‌ای بسیار قدیمی که پارتیشن‌بندی و میزهایی که به ترتیب کنار هم گذاشته شده بیشتر فضای اداری به آن داده است.
حمیدی، ۵۸سال پیش وقتی توی هرکوچه و پس‌کوچه‌ای بیش از هرچیز صدای کوبش شانه بر دار قالی‌ها بلند بود، از پشت دار بلند می‌شود و دنبال برادربزرگش به کارگاه نقاشی قهوه‌خانه‌ای او می‌رود. همان زمان هم استادان نقاشی قهوه‌خانه‌ای زیادی در مشهد نبودند به غیر از استاد حسین قللرآقاسی و محمد مدبرکه تهرانی بودند و در مشهد هم کار می‌کردند. استاد فراهانی، عباس بلوکی‌فر، حسن اسماعیل زاده و همدانی، محمد و مصطفی حمیدی، برادران بزرگ استاد نیز شاگردان همین استادان بودند.
با همراه شدن برادر کوچک‌تر، نقاشی قهوه‌خانه‌ای در مشهد بدون استادان تهرانی پا می‌گیرد و برادرها تا امروز این هنر را سرپا نگه داشته‌اند. با اینکه ١٨سال پیش برادر بزرگ فوت می‌کند اما مصطفی و محمدرضا با همان قوت نقاشی قهوه‌خانه‌ای را حفظ می‌کنند.
از خیال‌سازی تا نقاشی قهوه‌خانه‌ای
آن‌طورکه استاد حمیدی می‌گوید آن زمان‌ها نقاشی قهوه‌خانه‌ای در قهوه‌خانه‌ها و تکیه‌ها بوده و در ایامی مثل ماه محرم و رمضان این‌ نقاشی‌های روی پرده را نقال‌ها نقالی می‌کردند. برخی پرده‌ها هم که مربوط به داستان‌های شاهنامه بود در قهوه‌خانه‌ها نقالی می‌شد. آن زمان به این هنر خیال‌سازی می‌گفتند چون استادان این کار بیشتر با استفاده از خیالشان کار می‌کردند. اما حدود۶۵ سال پیش یک نفر که پژوهشگر هنرهای مردمی بود، به نام کریم امامی، به این هنر توجه و عنوان نقاشی قهوه‌خانه‌ای را برای آن انتخاب می‌کند.

تخیل مهم‌تر از تکنیک
خیال‌سازی شاید بهترین اسم برای این هنر باشد که حاصل تخیل قوی هنرمند است؛ تخیلی که در نظر استاد حمیدی مهم‌تر از تکنیک و مهارت نقاشی است«در صحنه‌ای مثل عروسی که جزو آداب و رسوم، به عنوان یکی از سه شاخه نقاشی قهوه‌خانه‌ای است، کلیت کار با توجه به دیده‌ها، شنیده‌ها یا مستندات به تصویر کشیده می‌شود اما جزئیات آن حاصل خیال‌پردازی نقاش است.».
استاد می‌گوید با اینکه منبع برخی از آثار به‌ویژه آثار مذهبی مستند است باز هم خیال نقش مهمی دارد. مثلا اثر او درباره زندگی امام رضا(ع) به نام «از مدینه تا مرو» با استفاده از مقداری اطلاعات مستند که با قوه تخیل پرورش یافته، نقاشی شده‌است.
به گفته استاد حمیدی ،قدیم که قهوه‌خانه‌ها دایر بودند، این هنر رونق زیادی داشت و به این ترتیب افراد هنردوست، کلکسیون‌دار و ثروتمند سفارش‌های بیشتری به نقاشان می‌دادند.
استاد حمیدی با اینکه در هر سه دسته نقاشی قهوه‌خانه‌ای یعنی مذهبی، شاهنامه و آداب و رسوم کارکرده‌ و بعد از آنکه نزدیک به ۵۰ سال عمرش را روی این کارها گذاشته‌است، هنوز نتوانسته اثری دلی خلق کند. بحث امرار معاش است. اگر به جای سفارش کاری بنشینم پای کاری که به دلم بنشیند از کجا مخارج زندگی‌ام تأمین می‌شود.»

مسئله امرار معاش
امرار معاش و غم نان، آفت این هنر درحال انقراض است که باعث شده نقاشی اصیل ایرانی رو به فراموشی برود. استاد حمیدی که تا چند وقت پیش در مصلای تاریخی مشهد حضور داشته‌است، می‌گوید «در آنجا افرادی بودند که به این هنر علاقه زیادی داشتند، اما مسئله معیشت‌ام، مرا ازادامه آموزش باز‌داشت. دوست داشتم به آنها تعلیم بدهم اما آموزش این هنر، زمان‌بری است. با خودم فکر کردم اگر زمان بگذارم برای تعلیم این‌ها، آن‌وقت چطور زندگی‌ام را بگذرانم؟!».
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی