• خانه
  • اجتماعی
  • گذری به سفره‌های افطار در بالا و پایین شهر خودمان/ سیاه و سفید سفره‌های افطار
کد خبر : 83788
/ 11:22

گذری به سفره‌های افطار در بالا و پایین شهر خودمان/ سیاه و سفید سفره‌های افطار

حال و هوای بالای شهر با پایین‌شهر در ماه رمضان متفاوت است. در بالای شهر رستوران‌ها و هتل‌ها‌ با انواع و اقسام نوشیدنی و غذا که شاید تنوع آن‌ها به بیش‌از ۵٠ مدل هم برسد، پذیرای سفره‌های افطار هستند، اما در آن سوی شهر، هستند کسانی که فقط با نگاه به ویترین، چشمشان را سیر می‌کنند و دنبال خرید ارزان‌ترین مواد غذایی هستند.

گذری به سفره‌های افطار در بالا و پایین شهر خودمان/ سیاه و سفید سفره‌های افطار

حال و هوای بالای شهر با پایین‌شهر در ماه رمضان متفاوت است. در بالای شهر رستوران‌ها و هتل‌ها‌ با انواع و اقسام نوشیدنی و غذا که شاید تنوع آن‌ها به بیش‌از ۵٠ مدل هم برسد، پذیرای سفره‌های افطار هستند و طبیعی است که هزینه‌های آن هم به قدر تنوع غذایی، زیاد است؛ مثلا با یک حساب سرانگشتی افطار برای ۵٠ نفر در یک رستوران در مناطق ییلاقی مشهد یک‌میلیون و ۴٠٠‌هزارتومان آب می‌خورد، اما در آن سوی شهر، هستند کسانی که فقط با نگاه به ویترین، چشمشان را سیر می‌کنند و دنبال خرید ارزان‌ترین مواد غذایی هستند. اصلا می‌توان گفت این گروه دارا و ندار یکدیگر را درک‌ می‌کنند؟ شاید نه؛ زیرا سفره‌های افطار برای بالای شهر تبدیل به نمادی برای نمایش طبقه اجتماعی شده است؛ در‌حالی‌که برای قشر ضعیف فقط معنای سیر‌کردن شکم را دارد.
در مناطق برخوردار شهر هر رستوران و کافی‌شاپی پا بگذاری، حداقل دو‌سه مدل نوشیدنی و انواع و اقسام غذا، از شیشلیک، جوجه، مرغ کنتاکی، دلمه، کوکوهای دورنگ و‌... گرفته تا انواع پیش‌غذا، دسر و نوشیدنی‌ را می‌بینی.
اگر کسی بخواهد به این سبک افطاری بدهد قطعا انتخاب برایش سخت می‌شود؛ زیرا هر رستورانی با تنوع هرچه بیشتر منوی افطار و پر‌زرق‌و‌برق‌کردن آن به‌علاوه فراهم‌کردن محیطی دلچسب، سعی‌ دارد افراد را برای انتخاب رستوران خود قانع کند.
یکی از محیط جذاب و دلنشین رستوران خود تعریف می‌کند و دیگری، پز اجرای موسیقی زنده‌اش را می‌‌دهد، اما برنده ماجرا، رستورانی است که رنگ و لعاب بیشتری داشته باشد که بتوان راحت با آن فخر فروخت. حتی طبقه متوسط جامعه هم به‌دلیل اینکه به قول معروف «آبرو» حفظ کند و جلوی فامیل کم نیاورد، با هر چنگ و دندانی شده، حداقل دو‌سه مدل غذا را برای افطاری در‌نظر می‌گیرد.

افطاری لوکس در شبکه‌های مجازی
در شبکه‌های مجازی هم صفحات زیادی برای تبلیغ انواع رستوران‌، هتل‌ و کافی‌شاپ‌ درنظر گرفته شده است، پُست‌هایی که هر روز به یکی از آن‌ها اختصاص دارد و سیلی از لایک و کامنت را دریافت می‌کنند که البته خیلی‌ها نیز به‌دنبال آن، وسوسه می‌شوند طعم افطار را برای یک بار هم که شده در این رستوران‌ها تجربه کنند.
منوی افطار یک رستوران در مناطق ییلاقی مشهد برای هر نفر پنج‌هزار تومان است و اگر بیش از ١٠٠‌نفر میهمان داشته باشید، منوی افطار را رایگان دریافت می‌کنید. یک غذای معمولی نیز برای هر نفر تقریبا ٢٣‌هزار تومان آب می‌خورد. یعنی با یک حساب سرانگشتی برای برگزاری یک ضیافت افطاری برای ۵٠‌نفر در این رستوران باید یک‌میلیون و ۴٠٠‌هزار تومان پیاده شوی.
بوفه آزاد یا همان منوی افطاری یکی از رستوران‌های واقع‌در طرقبه شامل چای نبات، سوپ، نان و پنیر و سبزی، زولبیا و بامیه، خرما و شله‌زرد است که هزینه آن برای هر نفر، هشت‌هزار تومان و با احتساب میوه، ١٠‌هزار تومان‌ می‌شود. منوی غذاهای آن نیز از ١٩‌هزار تومان شروع می‌شود تا ۶۵‌هزار تومان؛ البته این رستوران برای جذب مشتری بیشتر، آیتم موسیقی زنده را در تبلیغات مطرح کرده‌، در‌‌صورتی‌که هنوز مجوز آن دریافت نشده است!
یک مجموعه غذایی در مشهد نیز برای ضیافت افطار بیش‌از ۵٠‌نوع غذا و نوشیدنی سِرو می‌کند که قیمت آن برای هر نفر ٣٠‌هزار تومان است. نکته جالب اینکه هزینه استفاده کودکان کمتر از شش‌سال از این منوی باز، ٢٠ هزار تومان است.

افطار با طعم اسراف
علی‌اصغر حسنی، مدیرگروه بهداشت محیط و حرفه‌ای دانشگاه علوم پزشکی مشهد در پاسخ به شهرآرا، اظهار کرد: در‌صورتی‌که غذای مشتری بماند، می‌تواند آن را با خود ببرد، در‌غیر‌این‌صورت رستوران موظف است غذا را بیرون بریزد. افراد در سلف سرویس بیش از حد ظرفیتی که می‌توانند بخورند، غذا برمی‌دارند. باید فرهنگی را ترویج کنیم که افراد به حد نیاز خود غذا سفارش بدهند.
با این تفاصیل، روزانه، مقدار زیادی غذا در رستوران‌ها و هتل‌ها دور ریخته می‌شود و همه این‌ افطاری‌های همراه با تجمل و اسراف در شهری برگزار می‌شود که گوشه‌و‌کنار آن، افرادی پیدا می‌شوند که حتی به نان شب خود هم محتاج هستند. این افطاری‌ها و بریز‌و‌بپاش‌ها در‌حالی انجام می‌گیرد که به گفته محمد شیخی، پژوهشگر برنامه‌ریزی شهری، «حدود ٣٠‌درصد جمعیت مشهد حاشیه‌نشین هستند» و قطعا همه ما می‌دانیم حال و روز حاشیه‌نشین‌ها، خوب نیست. اگر هم نان شب داشته باشند برای بسیاری از نیازهای ضروری، هشت‌شان گرو نه‌شان است. مگر نه اینکه ماه رمضان برای درک فقرا است؟
قلعه‌ساختمان، یکی از همین مناطق حاشیه شهر مشهد است که مردم آن وضع مالی مناسبی ندارند. دم‌دمای افطار به این محله می‌روم. خیابان و پیاده‌روها شلوغ است. با خودم می‌گویم حتما در تکاپوی سفره افطار هستند، اما تنها چیزی که بیشتر مردم به دست دارند، نان است؛ فقط نان، آن هم نه نان سنگک هزارتومانی، بلکه نان فری یا لواش که قیمت آن‌ ٣٠٠ یا ۴٠٠‌تومان است. برخی نیز، یک جعبه کوچک زولبیا و بامیه یا بسته سبزی نیز در دست دارند.

نانِ صلواتی
صف نانوایی لواش خیلی شلوغ است؛ هم قسمت زنان هم مردان. نانوایی فری هم همین‌طور؛ حتی بچه‌ها با فرم مدرسه در صف ایستاده‌اند. صف به‌قدری شلوغ است که نهایت به هر نفر چهار نان می‌رسد و اگر کسی نان بیشتری بخواهد، باید دوباره انتهای صف بایستد. این در حالی است که در صف نانوایی‌ سنگک، خیلی که شلوغ باشد، سه نفر ایستاده‌اند. پرده‌ای جلو مغازه نانوایی فری و لواش، توجه را جلب می‌کند که روی آن نوشته شده است: به‌مناسبت عید، نان صلواتی است، اما خبری از این پرده، جلو نانوایی‌های سنگکی نیست.
برخلاف نانوایی‌ها که خیلی شلوغ‌اند، فروشگاه‌های گوشت‌ و مرغ‌‌، میوه‌‌ و شیرینی‌فروشی خلوت است. با صاحب مغازه گوشت‌فروشی صحبت می‌کنم. می‌گوید: گوشت کیلویی ٣٢‌هزار‌تومان است و مردم این منطقه توانایی خرید آن را ندارند. می‌آیند و قدرِ پنج‌هزار تومان گوشت می‌خواهند که شاید ١۵٠‌گرم شود. این مقدار گوشت برای خانواده‌های اینجا که پرجمعیت هم هستند چیزی نمی‌شود. اگر گوشت چرخ‌کرده هم بخرند، مخلوط با سنگدان مرغ است
تا ارزان‌تر باشد.
مرغ‌فروش محله می‌گوید: کمتر پیش می‌آید که مردم اینجا مرغ بخرند. بیشتر بال، گردن و قسمتی از مرغ را می‌خرند که ارزان‌تر باشد.
کاغذی را که کنار میز خود چسبانده است، نشانم می‌دهد و اضافه می‌کند: این‌ها حساب‌های نسیه است. به بعضی‌ها اندازه دو یا پنج هزار تومان نسیه داده‌ام و بیشترین حسابی که یکی از آن‌ها دارد، ۴٠‌هزار تومان است.
دو نفر هم هستند که نزدیک ١٠‌سال است پول خود را بابت نسیه نداده‌اند و شنیدم یکی از آن‌ها پارسال فوت شده است. حتی مواردی داشته‌ایم که می‌خواستند انگشتر، موبایل یا چیزهای دیگری برای تهیه مرغ گرو بگذارند.
یکی‌در‌میان مغازه‌ها و رستوران‌ها، سوپ، آش و شله برای افطار دارند. کمترین قیمت سوپ دوهزاو۵٠٠ تومان و بیشترین قیمت چهارهزارتومان است. قیمت آش چهار و پنج‌هزار تومان و قیمت شله شش یا هفت‌هزار تومان است. یکی از همین مغازه‌دارها می‌گوید: کاسبی ما خراب است. مردم اینجا نان ندارند بخورند. یکی دیگر هم می‌گوید: هر روز فقط یک قابلمه، که خیلی هم بزرگ نیست، شله بار می‌گذاریم. افرادی هستند که به‌اندازه هزار یا دو هزار تومان شله می‌خواهند که اصلا چیزی نمی‌شود. شیرینی‌فروشی‌ها، زولبیا و بامیه را داخل ویترین چیده‌اند، اما بیشتر، نگاه‌ها به‌سمت آن‌هاست تا اینکه کسی بخواهد خرید کند.
یکی از فروشگاه‌های این محله نیز بنری با عنوان «محل توزیع اقلام طرح تنظیم بازار ایام ضیافت با نرخ مصوب مصرف‌کننده» نصب کرده که افرادی کم‌و‌بیش در‌حال خرید از آن هستند و می‌گویند اجناسش تخفیف دارد.
کمی جلوتر کنار فضای سبز، بنری بزرگ برای اطلاع مردم از افطاری در یک سالن ورزشی نصب شده است. با میله‌های آهنی، صف‌ها برای پهن‌کردن سفره‌های افطار مشخص شده است.
بعضی‌ها می‌گویند سه شب و برخی می‌گویند شش‌شب قرار است اینجا افطاری بدهند. زنی که همراه دختر و نوه‌اش برای افطاری آمده، کاغذی را نشان می‌دهد و می‌گوید: از طرف خیریه این برگه را به دخترم دادند. برای افطاری باید کجا برویم‌؟ روی کاغذ نوشته است «ویژه افطاری برای سه نفر».
پشت آن هم نشانی نوشته شده. نشانی، مدرسه‌ای است که کمی دورتر از این محل قرار دارد. دخترش از خستگی، بچه‌به‌بغل روی لبه جدول نشسته و می‌گوید: ساعت چند افطاری می‌دهند؟
از چند نفر دیگر درباره اینکه باز هم جایی هست که در این محل افطاری بدهند، سؤال می‌کنم که می‌گویند دو مسجد در محله‌شان از‌طرف کمیته امداد افطاری می‌دهند.
چیزی از ماه رمضان نمانده و دارد تمام می‌شود، اما از این دست محله‌ها در مشهد کم نداریم و تمام هم نمی‌شود این قصه پرغصه فقر. اما می‌شود برای کمک به آن‌ها دست جنباند.
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی