• خانه
  • یادداشت
  • ابواب رحمت خدا (١۵)
کد خبر : 83870
/ 10:44
حجت الاسلام علی عجم

ابواب رحمت خدا (١۵)

هر یک از قوا دو طرف دارد: طرف افراط و طرف تفریط. افراط در قوه شهویه شره است، یعنی بی‌بند‌وباری در پیروی از امیال و هوس‌‌ها، و تفریط در آن می‌شود خمودی. شره و خمودی هر دو از رذایل‌اند و تعدیل آن‌ها می‌شود عفت.

ابواب رحمت خدا (١۵)

اعتدال اخلاقی: انسان معجونی از سه قوه بسیار قوی است: قوه عقلیه، شهویه و غضبیه. برخورداری از برکات عدل در امور اجتماعی در مرحله اول در گرو اعتدال اخلاقی است و اعتدال اخلاقی در گرو اعتدال در قوای سه‌گانه فوق است. افراط و تفریط در این قوا منشأ و اساس همه آشفتگی‌‌ها و نابسامانی‌‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی است.
هر یک از قوا دو طرف دارد: طرف افراط و طرف تفریط. افراط در قوه شهویه شره است، یعنی بی‌بند‌وباری در پیروی از امیال و هوس‌‌ها، و تفریط در آن می‌شود خمودی. شره و خمودی هر دو از رذایل‌اند و تعدیل آن‌ها می‌شود عفت.
افراط در قوه غضبیه می‌شود بی‌باکی و اگر به طرف تفریط کشیده شد، می‌شود جبن و بزدلی، و حد اعتدال آن می‌شود شجاعت. افراط در قوه عقلیه می‌شود شیطنت. کلک و مکر و خدعه اگر به طرف تفریط برود، می‌شود کودنی، و حد اعتدال آن می‌شود حکمت. وقتی عفت، شجاعت و حکمت در کسی جمع شد، انسان به لحاظ روحی و روانی به تعادل می‌رسد و ملکه عدالت از آن‌ها پدید می‌آید. بدون تعادل در درون نمی‌توان به تعادل در برون رسید. انسان علاوه بر اینکه از سه قوه بسیار مهم برخوردار است، موجودی آزاد و مختار در عمل است و اگر به تعادل نرسد و بدون اعتدال قوا عمل کند، موجودی بسیار خطرناک و زیان‌کار است و همان اتفاق خواهد افتاد که قرن‌هاست گرفتار رنج و زحمت آن بوده‌ایم و هستیم؛ دشمن طاووس آمد پر او.
انسان‌های خودکامه وخود‌خواه که با روحیه‌‌های متجاوز، حریص و مکار با امور این عالم برخورد کنند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چنین مردمی می‌توانند از گوارایی‌‌های عدالت در جامعه خود برخوردار باشند؟ حاکمان برخاسته از چنین جامعه نامتعادلی نیز با همان روحیه‌‌ها بر آنان حکومت خواهند کرد. این یک قاعده متین جامعه‌شناسانه است که مرم هر‌جور باشند، به‌همان‌گونه بر آنان حکومت خواهند کرد.
انسان باید از مرحله نفس اماره بالسوء که پست‌ترین مرحله اخلاقی و فرهنگی است و جز زشتی و بدی از آن صادر نمی‌شود، به مرحله کمال آن که نفس مطمئنه است برسد. توان حاکمیت بخشیدن به عدالت یعنی شیرین‌ترین و گواراترین رحمت و نعمت خدا. خداوند مسئولیت حاکمیت عدالت و عدالت‌گستری را بر عهده مردم گذاشته است.
مردم اگر خواهان عدالت‌اند -که هستند- باید به این نکته توجه کنند که اولا خود را به لحاظ اخلاقی و فکری به اعتدال روحی و روانی مزین کنند، ثانیا بدانند که عدالت خود به خود در جامعه ایجاد نمی‌شود و باید برای آن تلاش و سرمایه‌گذاری کرد، زیرا این قاعده کلی در امور اجتماعی است که خداوند شرایط اجتماعی یک ملت را تغییر نمی‌دهد، مگر آن‌گاه که مردم تغییر ایجاد کنند.
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی