کد خبر : 84280
/ 11:29

روزگار خوش سعدی

میدان سعدی مشهد از گذشته برو‌بیایی داشت. نام‌گذاری این میدان هم‌زمان با اولین روز اردیبهشت، روز شاعر بزرگ ایرانی، سعدی انجام شد.

روزگار خوش سعدی

یلدا مهدوی-شهرآراآنلاین، دهه٨٠ مدتی چهارراه بود. اتوبوس‌ها و تاکسی‌ها به میدان سعدی که می‌رسیدند، داد می‌زدند «ایستگاه سراب، نبود؟ جا نمونی». مدتی هم میدان شد و دور این میدان، که نه نماد داشت و نه المانی، دور می‌زدیم. درست مثل شریعتی یا تقی‌آباد که بارها میدان و چهارراه شد و هنوز هم میدان‌شدن شریعتی برایمان جانیفتاده است.
  از سرآب تا سعدی
میدان سعدی مشهد از گذشته برو‌بیایی داشت. نام‌گذاری این میدان هم‌زمان با اولین روز اردیبهشت، روز شاعر بزرگ ایرانی، سعدی انجام شد. سال‌ها طول کشید تا مشهدی‌ها به «فلکه سراب»، بگویند «میدان سعدی». هنوز هم خیلی‌ها از همان فلکه سراب استفاده می‌کنند.
سراب‌نامیدن سعدی سابقه تاریخی دارد. در گذشته در این میدان قناتی وجود داشت. مردم وقتی به اینجا می‌آمدند، می‌گفتند که «سر آب» می‌روند؛ به همین دلیل مردم، این محله را به نام سراب می‌شناختند.
دهه٩٠ که شروع شد، سعدی نه میدان بود نه چهارراه. وسط خیابان نرده‌های آبی‌رنگی سبز شد. نرده‌های بلندی که حتی یک دریچه کوچک برای جواب‌دادن حس کنجکاوی رهگذران نداشت. فقط می‌شد از داخل اتوبوس و از مسیر خیابان چمران تا سعدی یک گود بزرگ چندمتری با کلی ابزار و ماشین‌های خاک‌برداری دید. فقط همین. راسته چمدان و کیف‌فروشی‌های حاشیه خیابان دانشگاه نیز که از میدان سعدی شروع می‌شد، میان این نرده‌های آبی، جزیره‌ای متروکه و دور از دسترس شد. به گفته کسبه، جز صدای دستگاه‌های حفاری و سرفه‌هایی که با گرد و خاک‌ بلند می‌شد، صدای دیگری نبود.
موضوع به حفاری پروژه عظیم خط٢ قطار شهری مشهد در میدان سعدی برمی‌گردد؛ ایستگاهی که به‌زعم مدیران شهری و مسئولان سابق و کنونی، در‌کنار ایستگاه راه‌آهن و میدان شهید‌کاوه (میدان جام عسل)، جزو ایستگاه‌های کلیدی و مهم این خط است.
سید‌محمد پژمان، شهردار سابق مشهد، حفاری خط٢ را سال‌٨٧ کلید زد. حفاری‌‌ها شروع شد و میدان سعدی از سال٨٩ برای اجرای عملیات حفاری بسته شد. قول مسئولان وقت مدیریت شهری این بود که کارگاه‌های خط٢ مترو مشهد را تا سال٩٢‌ جمع می‌کنند، اما این قول‌ علمی نشد و کار کُند و لاک‌پشتی پیش رفت.
  میدان به گِل نشست
بهمن‌ سال‌٩٣ دستگاه حفاری، حفر تونل مترو مشهد را در میدان سعدی تمام کرد. با تمام‌شدن کار حفاری، نگاه اهالی و کسبه به‌سمت نرده‌های بی‌روح آبی‌رنگ کارگاه و جمع‌شدن این حصار بود. اما این نرده‌ها همچنان پای ثابت چهره میدان بودند.
آن سال سید‌صولت مرتضوی که آن زمان سکان مدیریت شهری مشهد را در دست داشت، وضعیت قطار شهری مشهد و جمع‌نشدن کارگاه‌ها را به کشتی به‌گِل‌نشسته تشبیه کرده و گفته بود: بیش از پنج سال از زمان گلنگ‌زنی این خط در سال‌٨٧ می‌گذرد، اما به‌دلیل تأمین‌نشدن منابع مالی مورد‌نیاز، اثرات سوء‌اعمال تحریم‌های ظالمانه و تغییر نرخ ارز در پایان سال‌٩٢، این خط فقط ١٧‌درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.
میدان سعدی با این شرایط به گِل نشست. تعیین تکلیف پروژه معلق ماند. مردم هم به کج‌کردن مسیرشان برای رفتن به خیابان دانشگاه عادت کردند.
  کاسب باوفا
دو روز مانده به آخر سال، نم باران، هوای مشهد را بهاری کرده بود. چترهای مردم برای دیدن بازگشایی میدان سعدی باز شده بود. دقیقه‌٩٠ میدان سعدی برای حضور میلیونی زائران باز شد و نرده‌های بی‌رنگ‌وروی کارگاه قطار شهری جمع شد. حدود ١٠٠‌روز از بازگشایی میدان سعدی گذشته است. در حاشیه‌اش سبدهای چوبی با گل‌های همیشه‌بهار گذاشته‌اند. بوی گل‌ها با نم فواره وسط میدان، حس زندگی به سعدی داده است. دور میدان سعدی، یک آرایشگاه مردانه است. برچسب اسم آرایشگاه و پرده کرکره‌ای مغازه، ذهن را به چند سال عقب می‌برد. شاید یک دهه.
پیرمرد آرایشگر حاشیه میدان با صندلی آهنی که ابر و فنری برایش نمانده روبه‌روی مغازه نشسته و گذر ماشین‌ها و عابران را نگاه می‌کند. آقای نیک‌سرشت ۵٠‌سال است که در حاشیه میدان سعدی آرایشگاه دارد. با حساب‌و‌کتابی که از حضورش در حاشیه می‌دهد، خودش را جزو قدیمی‌های محله سراب معرفی می‌کند. او درباره حال و روز میدان سعدی می‌گوید: ۵٠‌سال، عمر کمی نیست. تنها کاسب قدیمی‌ای هستم که در حاشیه میدان سعدی همچنان مانده‌ام. بیشتر کسبه بعد‌از بسته‌شدن میدان از اینجا رفتند. کم نبود؛ هشت‌سال میدان را بستند.
  اینجا ماندن صبر ایوب می‌خواست
بحث برایش جذاب می‌شود. از صندلی قدیمی برمی‌خیزد و با اشاره دست، چند مغازه خالی کنار آرایشگاه را نشان می‌دهد. کرکره‌های ضرب‌دری و قدیمی پنج مغازه بعد از آرایشگاه، پایین است. داخل مغازه‌ها را خاک گرفته و چند کارتن کفش اینجا و آنجا رها شده است. انگار خاک مرده پاشیده‌اند. می‌گوید: تمام کسبه بعد‌از نرده‌کشی و بسته‌شدن خیابان رفتند. قرار بود دو‌سه‌ساله میدان را درست کنند، اما آن‌قدر طول کشید که کسبه عطایش را به لقایش بخشیدند و رفتند.
نیک‌سرشت ادامه می‌دهد: واقعا اینجا‌ماندن صبر ایوب می‌خواست. از یک طرف راسته ما (راسته چمدان‌فروشی‌های میدان سعدی) با دستگاه‌هایی که گذاشته بودند، بن‌بست شد؛ از طرف دیگر، نرده‌های بلند کشیدند که دید مغازه‌های ما را گرفته بود. چقدر خاک خوردیم!
با لحنی سؤالی پی حرفش را می‌گیرد: بسته‌شدن میدان هشت سال شد؟!
بعد از مکثی کوتاه، حرفش را ادامه می‌دهد: به نظرم همین حدود بود. به ما قول دادند سه‌ساله میدان را تحویل می‌دهند، اما سه‌سالشان شد هفت‌هشت سال! اینجا را به حال خودش رها کردند. بارها از اینجا دزدی شد. یک بار دزد، کابل برق اینجا را دزدید. مغازه من وسیله برقی نداشت، اما عکاسی همسایه، بیچاره شد. چند تا از وسیله‌های برقی‌اش از کار افتاد.
اتفاق‌های این سال‌ها را با بیان یک خاطره دیگر تمام می‌کند: چند بار از مغازه‌های اینجا دزدی شد. نرده‌ها آن‌قدر جلو دید مغازه‌ها را گرفته بود که دزدها یک بار با خیال راحت، از بانک سینا ١٢‌میلیون بردند.
با خنده‌ای تلخ ادامه می‌دهد: کاش شهرداری همان‌طور‌که قول داده بود این راسته را سریع درست می‌کرد. اگر این کار را کرده بود، الان همه‌چیز درست شده بود و همسایه‌های ما نمی‌رفتند. وقتی در یک راسته چند مغازه خالی باشد، مغازه‌های کناری هم خیری نمی‌بینند؛ چون کسی برای چند مغازه باز لابه‌لای مغازه‌های بسته این طرف خیابان نمی‌آید.
  خبر تخریب
از آرایشگاه به بعد، پنج مغازه تعطیل است. زیرپله یکی از ساختمان‌های آن راسته، مردی قفل کیف و چمدان درست می‌کند. خیبری ١٠‌سالی است که این زیرپله را اجاره کرده است و کار تعمیرات چمدان انجام می‌دهد.
او می‌گوید: هشت‌سال طول کشید تا میدان را باز کردند. بعضی‌ها مغازه‌شان را فروختند. آخرین روزهای سال قبل بود که شهردار جدید آمد و میدان را باز کردند. الان اوضاع خیلی خوب شده است. ایستگاه مترو هم که نزدیک ماست و به‌خاطر ایستگاه، عابران بیشتری سمت مغازه‌ها می‌آیند.
خیبری ادامه می‌دهد: راست است که می‌گویند شهرداری مشهد می‌خواهد همین چند مغازه‌ باقی‌مانده را تخریب کند؟
این کاسب خیابان دانشگاه، حرفش را با شنیده‌هایش کامل می‌کند: چند وقت قبل، یکی از مغازه‌دارانی را که مغازه‌اش را خالی رها کرده است، دیدم. گفتم چرا برنمی‌گردی؟ گفت این چند مغازه‌ باقی مانده در طرح خرابی است.
با تردید از شایعاتی که شنیده است، می‌گوید: گویا قرار است همه مغازه‌ها را بکوبند و یک پاساژ بزرگ تا نزدیک ایستگاه قطار شهری درست کنند. اگر این حرف‌ها درست باشد، هنوز از چاله قطار شهری درنیامده‌، در چاه پاساژ سقوط می‌کنیم.
  میدان شیک شده است
طیرانی، مأمور خرید یکی از مغازه‌های چرخ خیاطی حاشیه میدان سعدی است. این فروشنده از بازگشایی میدان راضی است. می‌گوید: سعدی یکی از میدا‌ن‌های پر‌رفت‌وآمد مشهد است و با باز‌شدنش، خیلی از مردم هر روز از این مسیر می‌گذرند. قبلا مردم مجبور بودند از سناباد و مسیر انحرافی که درست کرده بودند، وارد خیابان دانشگاه شوند، اما الان بدون دور‌کردن راه، مستقیم وارد این خیابان می‌شوند.
او می‌گوید: مغازه‌های آن طرف میدان- سمت چمدان‌فروشی‌های خیابان دانشگاه- را بستند. ما هم که در ابتدای خیابان سناباد هستیم و در این مدت مغازه‌مان باز بود، به‌دلیل گرد‌و‌خاک کسی سراغمان نمی‌آمد. الان شرایط عالی شده است. فواره قشنگی هم وسط میدان گذاشته و کلا میدان را شیک کرده‌اند. 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی