• خانه
  • یادداشت
  • ائتلاف و افتراق گروه‌های سیاسی
کد خبر : 84767
/ 13:57
حامد بخشی

ائتلاف و افتراق گروه‌های سیاسی

اگر اخبار داخلی را دنبال کنیم و یا حتی به‌طور دقیق‌تر موضع‌گیری‌های جناح‌های مختلف له و علیه یکدیگر را با تحلیل محتوا اندازه‌گیری کنیم، احتمالا متوجه نزدیک‌تر شدن جناح‌های سیاسی به یکدیگر خواهیم شد.

ائتلاف و افتراق گروه‌های سیاسی

این روزها اخباری به گوش می‌رسد که حاکی از نزدیک شدن جریان‌ها و گروه‌های سیاسی‌ای است که پیش از آن با یکدیگر تقابل زیادی داشتند؛ نظیر اعلام حمایت برخی شخصیت‌های جناح‌ اصول‌گرا از دولت آقای روحانی. همچنین اگر اخبار داخلی را دنبال کنیم و یا حتی به‌طور دقیق‌تر موضع‌گیری‌های جناح‌های مختلف له و علیه یکدیگر را با تحلیل محتوا اندازه‌گیری کنیم، احتمالا متوجه نزدیک‌تر شدن جناح‌های سیاسی به یکدیگر خواهیم شد. آیا رفتار جریان‌ها و گروه‌های سیاسی از قانونمندی خاصی پیروی می‌کند؟ یا باید آن را بر اساس ویژگی‌های شخصی کنشگران سیاسی تفسیر کرد؟ جامعه‌شناسی سیاسی به عوامل و قواعدی می‌پردازد که بر رفتار این گروه‌ها و جریان‌های سیاسی حاکم است و بخش قابل‌توجهی از چنین رفتارها را ناشی از ساختارها و موقعیت‌های بیرونی حاکم بر جناح‌ها و نه خصلت‌های فردی کنشگران سیاسی می‌داند. طبق این دیدگاه، حاکمانی که از یک جامعه استبدادزده برمی‌خیزند، فارغ از اینکه چه خصوصیات فردی‌ای داشتند باشند، تحت‌فشار ساختار و فضای اجتماعی، بقای خود را در پیروی از رویه‌های استبدادی می‌بینند و به آن تن می‌دهند.
رفتارها و روابط جریان‌ها و گروه‌های سیاسی نیز تابع چنین قانونمندی‌هایی است. اگر هدف گروه‌های سیاسی را به دست آوردن «قدرت» بدانیم، بر اساس برخورداری گروه‌های سیاسی از قدرت، می‌توان رفتار آنان را پیش‌بینی کرد. آن دسته از گروه‌های سیاسی که فاقد قدرت می‌شوند، ازآنجاکه به‌تنهایی احساس می‌کنند توانایی کسب قدرت را ندارند، با یکدیگر ائتلاف می‌کنند..
از سوی دیگر، زمانی که یک گروه سیاسی به قدرت می‌رسد، تلاش می‌کند سهم خود از قدرت را بیشتر کند و سهم دیگران از قدرت را به صفر برساند. در چنین شرایطی واگرایی سیاسی بین گروه‌های سیاسی اتفاق می‌افتد. نظیر چنین رفتاری را می‌توان در تاریخ جریانات سیاسی بعد از انقلاب تاکنون مشاهده کرد. برای مثال، در دولت هفتم، اصلاح‌طلبان تلاش زیادی کردند تا با فضایی رسانه‌ای و هنجاری که در اختیار داشتند، سهم خود از قدرت را افزایش دهند. طرف مقابل نیز کوشید تا علاوه بر حفظ سهم پیشین خود از قدرت، دولت را در مضیقه قرار دهد تا قدرت سیاسی کمتری داشته باشد.
حال می‌توان تصور کرد چنانچه یک تهدید سیاسی یا حتی بحران اجتماعی و محیطی پیش آید که کلیت قدرت همه گروه‌های سیاسی را در معرض خطر قرار دهد، مجددا کنش تعارض میان گروه‌های سیاسی دخیل در قدرت، به همکاری تبدیل می‌شود. البته این تغییر رفتار مربوط به گروه‌هایی است که حداقل سهمی از قدرت داشته باشند. در مقابل آن ها عده ای همچون خارج نشینان می‌کوشند از بحران یا تهدید سیاسی پیش‌آمده در جهت اخذ قدرت سیاسی از حاکمیت بهره‌ جویند. تحرکات اخیر منافقین یا سلطنت‌طلبان پس از رفتارهای خصمانه دولت ترامپ را در چنین فضایی باید
تحلیل کرد.از سخنان دولتمردان نظام برمی‌آید که تهدیدی که امروزه از سوی ایالات‌متحده پیش‌آمده، کلیت نظام سیاسی کشور را هدف گرفته است. درنتیجه، انتظار می‌رود گروه‌هایی که به‌طور نسبی بهره‌ای از قدرت دارند، شامل اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان، به ائتلاف با یکدیگر برای حفظ قدرت سیاسی موجود بپردازند.
حامد بخشی، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی