• خانه
  • فرهنگی
  • اهمیت ادبی کسایی مروزی در گفت‌وگو با دکتر جواد مهربان/ بیت‌هایی در ستایش اهل بیت(ع)
کد خبر : 84791
/ 10:14

اهمیت ادبی کسایی مروزی در گفت‌وگو با دکتر جواد مهربان/ بیت‌هایی در ستایش اهل بیت(ع)

امروز به گواهی تاریخ قمری درج‌شده در همین متون کهن، سالروز میلاد اوست. همین اتفاق خوشایند ما را پای گفت‌وگوی با دکتر جواد مهربان، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، نشاند تا با او درباره این شاعر ماندگار بگوییم و بشنویم.

اهمیت ادبی کسایی مروزی در گفت‌وگو با دکتر جواد مهربان/ بیت‌هایی در ستایش اهل بیت(ع)

هما سعادتمند: از مجدالدین ابوالحسن کسایی مروزی که در نیمه دوم سده چهارم هجری در مرو روزگار می‌گذرانده اشعار زیادی باقی نمانده است اما آوازه شاعری‌‌اش آن‌چنان در آفاق گیتی پیچید که شاعران پس از او نتوانستند به‌راحتی از کنار نامش بگذر‌ند. به همین سبب، کسان بسیار به فراخور حال، در سطرهایی که می‌نگاشته‌اند، از او یاد کرده‌اند. برخی از شاعران در همین نوشته‌ها او را نخستین شاعر شیعی لقب داده‌اند که اولین اشعار را درباره دو واقعه غدیر و کربلا سروده است.
امروز به گواهی تاریخ قمری درج‌شده در همین متون کهن، سالروز میلاد اوست. همین اتفاق خوشایند ما را پای گفت‌وگوی با دکتر جواد مهربان، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، نشاند تا با او درباره این شاعر ماندگار بگوییم و بشنویم.

چه چیز سبب اهمیت کسایی مروزی در ادبیات فارسی شده است و اساسا ویژگی‌های ادبی و مضمون‌هایی که او به‌ کار ‌گرفته است چه گستره‌ای را در بر می‌گیرند؟
آنچه اکنون از اشعار او باقی مانده است شامل دو قصیده، چهار غزل و ٢۵ قطعه چند‌بیتی است که مجموع آن‌ها از ٣٠٠ بیت نمی‌گذرد. درباره درون‌مایه اشعار او، گواهی نویسندگان و استادان کهن که دیوان کسایی را در اختیار داشته‌اند شایان توجه است. عوفی می‌نویسد: «بیشتر اشعار او در زهد و وعظ است و در مناقب اهل‌ بیت نبوت.»
او در جای دیگری آورده است: «همه دیوان او مدایح و مناقب حضرت مصطفی و آل اوست.» از همین مایه اندک که از شعرهای او باقی است، وسعت فکر و حسن بلاغت او را می‌توان دریافت. تصویرسازی، احاطه بر قرآن و حدیث، توجه به طبیعت، دل‌سوختگی از ستم‌هایی که بر خاندان رسول شده است و بیزاری از دشمنان این خاندان ویژگی‌هایی است که اشعار او را ممتاز می‌سازد.
در همین ابیات اندک، توانایی او در تصویر‌سازی و رنگارنگی تخیلش به‌خوبی مشهود است تا جایی که بدون اغراق، می‌توان شعر کسایی را یکی از ‌خیال‌انگیزترین نمونه‌های شعر فارسی در سبک خراسانی دانست. همچنین پرداختن به واقعه غدیر خم و واقعه کربلا از دلایل اهمیت کسایی مروزی در ادبیات فارسی است.

کسایی مروزی را نخستین شاعر شیعی می‌دانند. آیا اطلاق این عنوان به او صحیح است؟
آغاز سرودن شعر فارسی در عزای امام حسین(ع) از نیمه دوم سده چهارم قمری و روی کار آمدن حکومت شیعی آل بویه گزارش شده است. برخی‌ نخستین شعر عاشورایی را متعلق به کسایی مروزی می‌دانند. البته باید این باور را این‌گونه اصلاح کرد که اولین اثر یا آثار باقی‌مانده از شعر عاشورایی را می‌توان در سروده‌های کسایی دید. به گمان من، با توجه به دیرینگی علاقه ایرانیان به اهل بیت(ع) و نیز رواج تشیع به‌ویژه تشیع اسماعیلی در روزگار سامانی و دل‌بستگی و وابستگی شاعرانی سترگ چون رودکی به این فرقه، قطعا آثار آیینی سروده شده و بعدها به دلایلی متعدد نظیر تعصب‌های مذهبی، برخی از این آثار از بین رفته‌اند اما سروده‌های کسایی در توصیف غدیر و مرثیه امام حسین(ع) این اقبال را داشته‌اند که از پس حوادث روزگار بگذرند و برای ما باقی بمانند.

به نظر می‌رسد شعر آیینی در ادبیات معاصر ما تا اندازه‌ای به سوگ‌نامه شبیه است. این امر سبب شده است موضوع‌هایی مانند فضایل اخلاقی ائمه(ع) که شاعران پیشین از قبیل کسایی به آن توجه داشته‌اند امروز کمتر مشاهده شود. نظر شما در این باره چیست؟
با بخشی از صحبتتان موافق و با بخشی دیگر از آن مخالفم. از باب عمق آثار، اثرگذاری، تنوع تصاویر، استفاده از بن‌مایه‌های دینی و مذهبی و نگاه عمیق به واقعه کربلا، به هیچ وجه نمی‌توان شعر شاعران معاصر ما را با شعر آیینی قدما مقایسه کرد.
راز و رمز ماندگاری و تأثیر این آثار کهن در بین آحاد مردم را باید در همین موارد جست. ‌قطعا و یقینا، ضمن اینکه شعر آیینی معاصر گاه مجموعه‌هایی تکراری از تصاویر کلیشه‌ای است، گاهی نیز تجربه‌های بی‌نظیر شاعران معاصر در خلق نگاه جدید و عمیق توأم با زبانی فراخور و شایسته که با تصاویر بکر و بدیع همراه است، باعث شده است شعر آیینی معاصر نیز با نمونه‌های کلاسیک رقابت کند.

از آنجا که عصر سامانی یک عصر درخشان فرهنگی است، آیا این تحول فرهنگی در دوره‌های بعد هم مشاهده می‌شود؟ دراین‌صورت شاعرانی مانند کسایی مروزی چه نقشی در انتقال این فرهنگ به دوره‌های بعدی داشته‌اند؟
دوره سامانی بی‌شک عصر طلایی زبان و ادب فارسی است؛ دوره ای که نتیجه دو قرن مبارزه ایرانیان با تسلط شوم امویان بر ایران بود و جلوه‌گری‌اش چون خورشیدی پرفروغ هنوز از پس گستره ایام چشم‌ها را خیره می‌کند. در آغازین سال‌های این حکومت که هنوز آزادی اندیشه و بیان، جای خود را به تعصبات شوم و کورکورانه نداده بود، ما شاهد بالیدن آثار شیعی در کنار آثار دیگر فرق هستیم اما رواج تعصب‌های مذهبی و تسلط قشریون، به این منجر شد که آثار شاعرانی چون رودکی و کسایی که گرایش‌های شیعی داشتند از بین برود. حتی به علت همین باورها بود که پدر شعر فارسی ‌اواخر عمرش کور شد. باید گفت اندیشه‌های ملی‌گرایی شعوبیان که سامانیان، خود، برخاسته از دل این نهضت بودند باعث شد ‌مآثر و مفاخر ایرانیان در شعر و نثر احیا گردد و فرهنگ ایرانی که با اسلام درآمیخته بود بازتابی گسترده‌ در شعر این دوره پیدا کند. یقینا نقش شاعران این دوره چون رودکی، دقیقی، کسایی و فردوسی در انتقال فرهنگ ایرانی به دوره‌های بعد ‌انکارناپذیرست اما پس از سامانیان، تا سال‌های متعدد، حاکمان ایران غیرایرانیانی بودند که به‌هیچ‌وجه به فرهنگ ایرانی وابستگی و دل‌بستگی عمیقی نداشتند و تنها برای توجیه حکومتشان، فرهنگ ایرانی را در حدی عوام‌فریبانه‌ پاس می‌داشتند.
در این میان، شعله‌های آتش تعصبات مذهبی که از نیمه حکومت سامانیان شروع شده بود، در دوره‌های بعد، در حدی ویرانگر به جان فرهنگ ایرانی و حتی ادبیات شیعی افتاد. البته در دوره رواج تصوف، به دلیل تفکر صلح کل عرفا، کمی از تعصب مذهبی کاسته شد.
همین امر موجب توجه به واقعه کربلا و منقبت اهل‌بیت(ع) در آثار شاعرانی مثل سیف فرغانی و سایر شاعران متصوفه شد. با این همه، این دوران نیز به دور از تعصبات مذهبی نبود و حاکمان غیر‌ایرانی چندان به رواج فرهنگ ایرانی توجهی نداشتند.
در واقع، پر‌‌‌فروغ‌ترین عصر ادبیات شیعی را باید دوران صفوی دانست که با توجه بیش از اندازه آنان به ادبیات آیینی و شیعی، شاعرانی بزرگ به خلق آثاری متعدد و کم‌نظیر در این حوزه دست زدند و
پس از این دوره، روزگار ما در حوزه شعر شیعی به دلیل تشویق سردمداران حکومت، شاخص است و آثار متعددی در این زمینه به وجود آمده‌اند که برخی از آن‌ها به آثار کلاسیک شعر فارسی در حوزه ادب آیینی پهلو می‌زنند.  
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی