• خانه
  • فرهنگی
  • توسعه توس در فصل پنجم؛ ٢٢سال بعد از دستور رهبر معظم انقلاب برای احیای توس، در کجا ایستاده ایم؟
کد خبر : 84794
/ 10:30

توسعه توس در فصل پنجم؛ ٢٢سال بعد از دستور رهبر معظم انقلاب برای احیای توس، در کجا ایستاده ایم؟

دولت بودجه‌ای ١۶‌میلیارد‌تومانی برای احیای توس اختصاص داده است، شهرداری بودجه‌ای حدود پنج‌میلیاردی کنار گذاشته و می‌خواهد پیشخوان(محوطه جلو آرامگاه فردوسی) را به باغ مشاهیر ایرانی تبدیل کند.

توسعه توس در فصل پنجم؛ ٢٢سال بعد از دستور رهبر معظم انقلاب برای احیای توس، در کجا ایستاده ایم؟

شیما سیدی: دستور تاریخی احیای توس بیست‌و‌دوساله شد. در تمام این‌ سال‌ها موضوع احیای توس را چنان سنگ بزرگی کردند که نشانه نزدن شد. شورایی تشکیل دادند که اعضایش چهار وزیری بودند که سالی یک‌بار هم زیر یک سقف جمع نمی‌شدند. تصمیمی هم پیش نمی‌رفت، مگر اینکه این شورا نظر موافق دهد؛ بنابراین احیای توس همیشه در زنجیره‌ای ناتمام سرگردان بود. اما امسال گویا داستان قدری فرق کرده است. دولت بودجه‌ای ١۶‌میلیارد‌تومانی برای احیای توس اختصاص داده است، شهرداری بودجه‌ای حدود پنج‌میلیاردی کنار گذاشته و می‌خواهد پیشخوان(محوطه جلو آرامگاه فردوسی) را به باغ مشاهیر ایرانی تبدیل کند. مصوبه‌ای نیز برای تشکیل شرکتی با حضور سهام‌دارانی از میراث فرهنگی، مسکن و شهرسازی، شهرداری و... در شورای شهر تصویب شده و به‌زودی در مسیر اجرا قرار خواهد گرفت تا بروکراسی‌های اداری را کوتاه کند. با تمام این‌ها آیا می‌توان به احیای توس در سال آینده امیدوار بود؟

احیای توس چیست؟
وقتی صحبت از احیای توس می‌شود، فکرها به‌سمت بالا‌رفتن برج و بارو، مرمت ارگ، ساخت آرامگاه امام‌محمد غزالی و... می‌رود. البته که این‌ها برای تصویرسازی از توس قدیم و برقراری ارتباط نسل امروز با دیروز لازم است، اما بی‌شک کافی نیست. برای احیای توس بیش‌از آنکه بالا‌رفتن خشت و خاک اهمیت داشته باشد، احیای فرهنگ توسی مهم است؛ فرهنگی که به ما بگوید گذشتگانمان که بودند و چه کردند. هرچه بیشتر آن‌ها را بشناسیم خودمان را شناخته‌ایم. به‌جز این، هرچه خرج کنیم باز هم به قول حکیم فردوسی «بناهای آباد گردد خراب/ ز باران و از تابش آفتاب» اما چیزی که هیچ باد و باران و توفانی نمی‌تواند خرابش کند، فرهنگ
است.

ارزش توس به نام‌آوران آن است نه خاکش!
مهدی سیدی، پژوهشگر تاریخ و مشهد‌شناس، ارزش توس را به شخصیت‌های جهانی برخاسته از این خاک می‌داند و می‌گوید: توس یک ولایت است؛ شهر نیست. تصور اینکه اینجا را جمشید یا توس‌بن‌نوذر ساخته اشتباه است. اگر تابران مثل شوش باشد، خاک آن مهم است و حرف میراث فرهنگی درست و نباید اصلا به آن دست زد، اما این شهر اسلامی است. متعلق‌به چهار‌هزار سال پیش نیست، متعلق‌به توس‌بن‌نوذر و جمشید نیست. هیچ چیزی قبل از اسلام در اینجا پیدا نشده است. ١٨شخصیت جهانی از توس برخاسته‌اند. در رأس همه، فردوسی بعد از آن، غزالی توسی، خواجه نصیرالدین توسی، نظام‌الملک توسی و... این‌ها همه شخصیت‌های جهانی هستند، که به مراتب مهم‌تر از کالبد شهرند.

مردم توس را بیشتر دریابیم
اگر چند لحظه‌ای با مردم توس صحبت کنید و از آن‌ها درباره فردوسی بپرسید، با آنکه ته قلبشان او را دوست دارند و به او احترام می‌گذارند، در کلام همه‌چیز را انکار می‌کنند، گارد می‌گیرند و می‌گویند: «دست ما باشد فردوسی را به آتش می‌کشیم.» این را می‌گویند چون تاکنون به‌جز حقارت و حس سرباری، چیزی از این همسایگی نصیبشان نشده است. مدت‌هاست موضوع جابه‌جایی مردم توس مطرح است؛ می‌گویند مردم باید بروند. به همین دلیل است که آنان نیز عرقی به جایی که در آن زندگی می‌کنند، ندارند؛ در‌حالی‌که اگر حس فردوسی‌دوستی آنان تقویت شود، با هر اقدامی همراه خواهند بود. پیش‌تر قرار بود فرهنگ‌سرایی در محدوده توس ایجاد شود؛ بی‌شک اگر پاتوقی باشد تا مادران با شاهنامه آشنا شوند، حتی با تکیه بر آن هنرآفرینی کنند و نانش را بخورند، کودکان شاهنامه‌خوانی کنند و حس پهلوانی در خونشان رود و... دیگر شاهد اتفاقی چون پرتاب نارنجک دستی به نماد آرامگاه شاعران خراسانی در چهارشنبه آخر سال نخواهیم بود.
در همین راستا امسال ٢۵‌اردیبهشت، گروهی هنرمند به دبستان‌های آن محدوده رفتند و همراه با بچه‌ها نقاشی شاهنامه‌ای خلق کردند. وقتی کاری را بچه‌ها انجام دهند، خودشان هم قدرش را می‌دانند و از آن محافظت می‌کنند. باید چنین اقداماتی بیشتر شود.

افسانه‌هایی که به توس جان می‌دهد
موضوع دیگری که در گردشگری اهمیت دارد، جمع‌آوری داستان‌ها و افسانه‌های هر خطه است. تجربه راهنمایان گردشگری نشان می‌دهد خارجی‌ها بیشتر از بنا به افسانه‌های بنا اهمیت می‌دهند. هرجا افسانه و داستانی وجود داشته باشد، آن‌ها سراپا گوش می‌شوند و هرجا بنای بدون روح باشد، راحت از کنارش می‌گذرند. سرزمینی که با نام حکیم ابوالقاسم فردوسی عجین شده، بیشتر از هر مکان دیگری، گَرد افسانه و داستان گِرد آن پاشیده شده است. بنابراین شاید یکی از نکات مهم در احیای توس، احیای افسانه‌های آن باشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از تخریب تا اتحاد

دورۀ ناآگاهی و غارت
برخی بومیان توس از روزهایی نقل می‌کنند که آثار تاریخی قدر دانسته ‌نمی‌شد و سفال‌های هزارساله به عنوان وسیله بازی مورد استفاده کودکان قرار می‌گرفت. این ناآگاهی یک سمت قضیه بود و سوءاستفاده و غارت آثار باستانی سوی دیگر. سوای این‌ها در اوایل انقلاب برخی دیگر نیز به تعبیر رهبری، افراد«بااخلاصِ بی‌اطلاع» قصد تخریب توس را داشتند که ایشان خود با جدیت مقابل این کار ایستادند و دست‌نوشته‌ای به مشهد فرستادند که بالای قبر فردوسی نصب شد و همان دست‌خط برای اطاعت و نجات کفایت کرد. رسیدن اخباری این‌چنینی به رهبر معظم انقلاب موجب شد تا ایشان در ١٩ تیر سال ٧۵ شخصاً از آرامگاه فردوسی و مجموعه توس بازدید کنند.

دورۀ امید نافرجام
بازدید و در پی آن دست‌نوشته رهبری در سال ٧۵ امیدها را افزایش داد. مسئولان به تکاپو افتادند، بلافاصله عرصۀ تاریخی ٣۶٠ هکتاری توس در فهرست آثار ملی ثبت شد، آیین‌نامه شورای احیای توس به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران رسید و سئولان بلندپایه کشوری و استانی گرد یک میز نشستند و برای احیای توس برنامه ریختند.

دورۀ سکوت و تخریب
متأسفانه این اقدامات به همان سا‌ل‌ها محدود شد و پس از آن به مدت ١۵ سال توس و مشکلاتش در سکوت کامل خبری به سر برد. به دلیل نبود نظارت لازم، دکل‌های فشار قوی برق دقیقاً از پشت آرامگاه فردوسی عبور و منظر آن را خدشه‌دار کرد. معدن‌خواران پیرامون آرامگاه فردوسی و حریم تاریخی ٣۶٠ هکتاری دست‌اندازی کرده و تا عمق ٢٠ کیلومتری خاک پیش رفتند.

دورۀ حرف زور و اعتراضات اجتماعی
بنا به مادۀ ٨ قانون سازمان میراث فرهنگی، اجازۀ سکونت در عرصۀ تاریخی وجود نداردبر همین اساس به ساکنین نیز امکانات خدماتی داده نمی‌شد و ازآن سو نه میراث فرهنگی نیز پولی برای تملک ملک آنان و جابه‌جایی نداشت.همین امر موجب اعتراضات گسترده اجتماعی ساکنین شد.

دورۀ رشد ساخت وساز غیرمجاز
به علت فقدان قدرت اجرایی میراث فرهنگی و نیز نبود حمایت دهیاری‌ها، ساخت‌وساز بی‌رویه در درون این سه هستۀ جمعیتی و به‌ویژه پیرامون آرامگاه فردوسی با شدت پیش می‌رفت.

دورۀ شهرنشینی طوس
با توجه به انتخاب نوس به عنوان منطقۀ نمونۀ گردشگری بین‌المللی، طبق مصوبۀ هیئت وزیران، در ابتدا قرار شد توس تبدیل به شهری جدید تا در قالب ساختار مدیریتی شهری ساماندهی شود. اما بعد از گذشت حدودچهار سال از این مصوبه و بلاتکلیفی نحوه مدیریت این محدوده و ازسویی تحرکات تغییر کاربری اراضی کشاورزی و رشد ساخت‌وسازهای غیرمجاز به درخواست فرمانداری و تأکید استانداری و مصوبه شورای عالی شهرسازی ایران، ٢٩ فروردین ٩٢ این محدوده به عنوان محدودۀ منفصل توس و ناحیۀ٣ شهرداری منطقۀ ١٢ به شهر مشهد الحاق شد.

دورۀ اتحاد و هم‌افزایی
با تشکیل کمیسیونی ویژه توسعه و عمران توس در شورای پنجم، میراث فرهنگی، شهرداری سازمان مسکن و شهرسازی با شهرداری همراه شدند. امید می‌رود این بار با همراهی همه ارگان‌ها توس سرانجام روزگار خوشی را تجربه کند.
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی