کد خبر : 84835
/ 14:13

درخلوت نت‌ها

هر قطعه از آلبوم «هماگون» حس مخصوص به خودش را دارد. برخی قطعه‌ها شاد هستند و برخی ملودی‌ها، آدم را به عمق فرو می‌برند.

درخلوت نت‌ها

قاسمی-شهرآراآنلاین، هر قطعه از آلبوم «هماگون» حس مخصوص به خودش را دارد. برخی قطعه‌ها شاد هستند و برخی ملودی‌ها، آدم را به عمق فرو می‌برند. این حس‌ها حاصل لحظه‌های خلوت‌ کردن آهنگ‌سازی است که سال‌ها تلاش او برای اجرای گروهی بی‌حاصل ماند، درون خانه نشست و برای آنچه در سر داشت نوشت. محمدرضا دستگاهدار، آهنگ‌ساز آلبوم «هماگون»، متولد ١٣۵٧ است. این هنرمند، اصالتا یزدی و ١٠سال می‌شود که ساکن مشهد است. این آهنگ‌ساز که به دندانپزشکی نیز مشغول است، در سال ٧٢ نوازندگی سنتور را نزد استاد ریحانی گذراند و در سال ٨٧ گروه موسیقی «ققنوس» را تأسیس کرد. گفت‌وگوی ما با این آهنگ‌ساز ساکن مشهد در مطب دندانپزشکی‌اش شکل می‌گیرد در حالی‌که چند آلبوم «هماگون» روی میزش به چشم می‌خورد.
  همکاریتان با وحید تاج از کجا شروع شد؟
آلبوم «هماگون» شاید بیشتر به‌دلیل کناره‌گیری من از اجرا به سرانجام رسید. حدود سال‌های ٩٢ با وحید تاج ارتباط داشتم. چند قطعه برایش فرستاده بودم که در نهایت به اجرا با ما اظهار تمایل کرد. این ارتباط ادامه داشت تا اینکه شهریور سال ٩٢ اجرایی با این خواننده درمشهد ترتیب دادیم. بعد از آن قرار بود برای شیراز و اصفهان اجرا بگیریم که به‌دلیل نبود حامی مالی امکان‌پذیر نشد.
  در سال‌های ابتدایی تأسیس گروه موسیقی‌تان چند اجرا داشتید که شرایط مناسبی نداشت. آیا موفق نبودن شما در اجراها باعث شد به آهنگ‌سازی رو بیاورید؟
بله. هرچند پیش از این ماجرا آهنگ‌سازی را شروع کرده بودم. به‌ویژه بعد از فوت پدرم در سال ٩٠ که تأثیر زیادی روی من گذاشته بود. همان زمان قطعه‌ای به نام فراق ساختم. تشویق‌های استاد بابایی، خواهرزاده استاد مشکاتیان، که یکی از قطعاتم را شنیده بودند نیز روی من تأثیرگذار بود. در کنار انگیزه‌هایی که آن زمان داشتم، موفق نشدن اجرا‌ها باعث شد به جای انرژی گذاشتن روی اجرا به آهنگ‌سازی رو بیاورم. همین شد که در سال ٩٣ اجرای صحنه‌ای را کنار گذاشتم و به فکر جمع‌و جور کردن قطعات آلبوم «هماگون» افتادم.
  فکر نمی‌کنید اگر همه ملودی‌های آلبومتان تصنیف بود، روی فروش تأثیر بیشتری می‌گذاشت؟
در این صورت قطعا فروش بهتری می‌کردم اما دوست داشتم در کنار ساز و آواز، پیش درآمد و تصنیف و چهارمضراب هم باشد. شاید اگر به توصیه برخی از دوستان همه قطعات تصنیف بود، روی فروش تأثیر بیشتری می‌گذاشت اما دوست داشتم هر قطعه حس خودش را داشته باشد.
  چقدر روی این آلبوم زمان گذاشتید؟
به طور کلی دو سال طول کشید تا همه این‌ها به نت تبدیل شد. بعد با نظر استاد بابایی اعضای گروه را انتخاب کردم. سه تا از نوازنده‌های حرفه‌ای تهران یعنی استاد جهان‌آبادی که کمانچه می‌زند، پاشا هنجنی، نی و حسین‌رضایی‌نیا، نوازنده دف، کارشان را با گروه ما شروع کردند.
استاد جهان‌آبادی که سرپرست ارکستر همایون شجریان نیز هست به عنوان فردی حاذق در ضبط همراه ما بود. بخش ساز را ظرف هشت ماه در مشهد ضبط و بعد از آن برای خواننده کار باز مشورت کرد و به نتیجه رسیدیم از آقای تاج استفاده کنیم. بنابراین با تاج هماهنگ و بخش آواز را در تهران ضبط کردیم.
  گفته بودید هیچ حامی مالی نداشتید. چقدر برای این آلبوم هزینه کردید.
چیزی حدود ۶٠ میلیون تومان. پولی که هرگز به من برنخواهد گشت و من این را می‌دانستم چون برای دلم کار کردم. ولی گاهی این موضوع فکرم را به خود مشغول می‌کند که من شرایط مالی این کار را داشتم. اما خیلی‌ها هستند چنین شرایطی ندارند. پس هرگز نمی‌توانند کارهای مورد علاقه‌شان را انجام و آلبوم بیرون بدهند. این خیلی غم‌انگیز است.
تنها کسی که از من حمایت کرد یکی از همکارانم است به نام دکتر حسینی که رادیولوژیست است. آمد و یکجا ٨٠٠ نسخه از آلبوم را خرید تا در روز عید غدیر هدیه بدهد.
  درنهایت «هماگون» همان چیزی شد که در ذهنتان بود؟
بازخورد مخاطب نشان می‌دهد که من به هدفم رسیده‌ام یا نه. به هر حال من می‌خواستم چند قطعه برای مردمانی داشته باشم که در جامعه با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند. برای همین هم قطعه شاد ساخته‌ام هم قطعاتی که عمیق‌تر و حرفه‌ای‌تر هستند.
  گروه «ققنوس» از کجا شکل گرفت؟
بعد از درگذشت استاد مشکاتیان و در سال ٨٨ پایه گروه «ققنوس» را گذاشتم. در واقع اجراهای گروه را هم از قطعات استاد مشکاتیان شروع کردیم. سال٨٩ اولین اجرا را در سینما سیمرغ مشهد داشتیم. آن زمان هم مجوز برای اجرا نداشتیم و به ما گفتند به مناسبت نیمه شعبان اجرا کنیم. برای همین مجبور شدیم یک سری برنامه و سخنرانی به همین مناسبت هم در برنامه‌مان جای دهیم. به طور کلی در همه دنیا کار آهنگ‌سازی سخت و اجرا بسیار راحت است. اما در کشور ما برعکس، آهنگ‌سازی راحت‌تر از اجراست. چون معمولا کارها به اجرا نمی‌رسد یا خیلی سخت اجرا می‌شود.
  مشهد هنرمندان موسیقی زیادی دارد اما دیده نمی‌شوند. چه بر سر آن‌ها می‌آید؟
بله مشهد استعدادهای خوبی در موسیقی دارد اما متأسفانه این استعدادها یا هرز می‌روند یا برای ادامه فعالیت به شهرهای دیگر می‌روند. در واقع وقتی نوازنده‌ای به گروهی می‌پیوندد انتظار اجرا دارد. اصلا روال کار این است که گروه بعد از تمرین اجرا کند. انرژی که من در اجرا می‌گیرم در کار آلبوم به‌دست نمی‌آورم.
از طرفی می‌بینم در مشهد سالن‌های خوبی هم وجود دارد. مثلا سالنی بود در بولوار شهید نامجو که برای اجرا بسیار مناسب بود. مسئولش می‌گفت در این سالن تنها یکی دو بار در سال برنامه مناسبتی اجرا می‌شود!
  در نهایت فکر می‌کنید چه چیز به موسیقی ما کمک می‌کند؟
تحصیلات موسیقی برای کودکان در مهدکودک‌ها و مدارس. باید بدانید کسی که از کودکی ریتم را بشناسد هرگز به سراغ هر موسیقی نمی‌رود. موسیقی درست را انتخاب می‌کند. دیگر نمی‌رود برای دیدن اجرای یک موسیقی بسیار بد، مبلغ زیادی بلیت بخرد و آخر سر هم برود در جایی پنهانی و اجرای زیرزمینی را تماشا کند.
  بعد از «هماگون» به کار بعدی فکر کردید؟
راستش الان خیلی خسته‌تر از آن هستم که به کار بعدی فکر کنم. آن هم در شرایطی که هیچ‌کس نه تنها حمایت مالی نمی‌کند که حمایت معنوی هم نمی‌شویم. خوب است بدانید در مطب من تا دو سال پیش تمرین موسیقی بود اما الان نیست.
همسرم از من می‌پرسد چرا چهار ماه است ساز دستم نگرفته‌ام؟ چون انگیزه ندارم. انگیزه‌ای که ما می‌خواهیم خیلی گران نیست. چه می‌شود مثلا شهرداری روی بیلبوردش از فلان آلبوم تبلیغ کند تا هنرمندان دیگر هم انگیزه بگیرند؟ چه می‌شود فلان نهاد شرایط اجرا برایمان فراهم کند. وقتی به همه این چیزها فکر می‌کنم برای کار بعدی مردد می‌شوم. هرچند که همین الان چند قطعه آماده دارم. ولی واقعا انگیزه بالایی برای این کار لازم دارم.  
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی