• خانه
  • یادداشت
  • تعامل با جهان، چرا؟
کد خبر : 84881
/ 10:56
حامد بخشی

تعامل با جهان، چرا؟

بیست‌و‌سوم تیرماه به‌عنوان روز گفت‌وگو و تعامل سازنده با جهان نام‌گذاری شده است. این مفهوم در دهه‌های اخیر مورد مناقشات فراوانی قرار گرفته است.

تعامل با جهان، چرا؟

برخی آن را به معنای سازش‌کاری یا تن دادن به خواسته‌های کشورهای غربی یا ایالات‌متحده معنا کرده‌اند و برخی دیگر آن را زمینه سلطه بیگانگان بر کشور می‌دانند. گروه اخیر معتقدند در هر مذاکره و گفت‌وگویی بر سر منافع ارزشی و ملی، بازنده چنین مذاکره‌ای ما خواهیم بود. آنان بر این باورند که کشورهای غربی همان‌طور که در تکنولوژی‌های سخت پیشرفته‌اند، در فنون مذاکره نیز بسیار پیشرفته‌تر از ما هستند و در چنین نبرد نرم نابرابری، بازنده ما خواهیم بود.
نگاه دیگر، موضع نابرابر ما در مذاکره است. در جمع چنین مذاکره‌ای، ما در برابر چندین کشوری هستیم که موضع مخالف ما دارند. ساختار چنین جلسه مذاکره‌ای، موضع و نتیجه ما را ضعیف می‌کند و قرار گرفتن در چنین فضای هنجاری و گفت‌وگویی موجب می‌شود تا ناخواسته تن به خواسته آنان دهیم. این نظرات البته قابل‌ تأمل‌اند. درست است که مذاکره و تعامل دیپلماتیک خود به یک فناوری پیچیده تبدیل‌ شده است و کشورهای پیشرفته در بسیاری موارد از آن برای تحمیل خواسته‌های خود و یا حتی فریب طرف مقابل در تدوین و تنظیم موافقت‌نامه‌ها استفاده کرده‌اند، اما عدم ورود به چنین عرصه‌ای ما را روزبه‌روز از این میدان عقب‌تر می‌راند. راه تقویت فن گفت‌وگو و مذاکره، تمرین آن در عرصه‌های دیپلماتیک و غیر آن است.
اما دلیل اصلی لزوم گفت‌وگو و تعامل آن است که جایگزین‌های گفت‌وگو و تعامل، درنهایت وضعیت بدتری را برای ما رقم می‌زنند. به همین خاطر برای کاهش هزینه‌ها و صدمات، حتی در زمان جنگ نیز وجود یک خط ارتباطی (خط سرخ) بین دو طرف تخاصم، موجب کاهش هزینه‌های جنگ می‌شود. تعامل و گفت‌وگو همچنان تنها راه تعدیل و ملایم‌سازی نگرش‌های منفی طرفین به یکدیگر و حتی تبدیل آن به نگرش مثبت است. پارادایم تعریف اجتماعی در جامعه‌شناسی به ما آموخته است که انسان‌ها نه بر مبنای واقعیت موجود که بر مبنای تعریف خود از آن واقعیت که ممکن است با آن بسیار متفاوت باشد، عمل می‌کنند. در فقدان گفت‌وگو و تعامل، دیگران چاره‌ای ندارند جز آنکه بر مبنای پیش‌داوری‌های خود ما را قضاوت کنند. به‌علاوه اینکه، انسان‌ها به‌طور غریزی درباره فردی که از ارتباط و تعامل دوری می‌کند، ظنین و بدگمان می‌شوند.
همه ما در تعاملات روزمره‌مان، اگر فردی را ببینیم که بدون هیچ‌گونه تعاملی در کنار ما حضور دارد، به او بدگمان می‌شویم و از او دوری می‌کنیم. اروین گافمن، در همین رابطه اصطلاحی به نام «بی‌اعتنایی مدنی» را ابداع کرد. او متوجه شد که ما حتی با غریبه‌هایی که در خیابان می‌بینیم هم به‌گونه‌ای ارتباط برقرار می‌کنیم تا دیگری از حضور ما احساس ناامنی نکند. بدین ترتیب که وقتی قدری به دیگری در خیابان نزدیک می‌شویم، نگاه گذرایی به او می‌اندازیم و سپس نگاهمان را از او برمی‌گیریم. هرکدام از این دو اقدام اگر اتفاق نیفتد، ما نسبت به آن دیگری احساس ناامنی می‌کنیم. برای مثال، اگر احساس کنیم فرد غریبه‌ای در حال گذر در خیابان تعمدا به ما هیچ نگاهی نمی‌اندازد، یا به ما زل می‌زند، احساس ناامنی و بدگمانی می‌کنیم. بدین ترتیب می‌بینیم که تعامل و گفت‌وگو و مهم‌تر از آن، استمرار این تعامل، برای تعدیل نگرش‌های طرفین نسبت به هم و در نتیجه همزیستی مسالمت‌آمیزتر ضروری است. از همین منظر، مدعای کسانی که معتقدند بخشی از تشدید رفتارهای خصمانه ایالات‌ متحده نسبت به جمهوری اسلامی، ناشی از عدم استمرار تعامل با آن کشور است، قابل‌تأمل می‌نماید.
ما انسان‌ها در کره زمین ناچار به همزیستی با یکدیگر هستیم. این همزیستی مستلزم آن است که نسبت به یکدیگر احساسات و عواطف منفیِ -نظیر احساس خطر، ناامنی، دشمنی- حتی‌الامکان کمتری داشته باشیم. تنها راه ایجاد احساسات مثبت و یا لااقل کمتر منفی، تعامل، گفت‌وگو و تفاهم با یکدیگر است. تعامل به معنای صدور بیانیه‌های یک‌جانبه به دیگران نیست بلکه بایستی زبانی گویا در کنار گوشی شنوا داشته باشیم و در عین ایستادگی بر آنچه درست و بحق می‌دانیم، آماده انعطاف و تغییر در راستای همزیستی با دیگر جوامع نیز باشیم.
حامد بخشی، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی