کد خبر : 84900
/ 17:32
میزگرد دختران نمونه مدرسه معادبه‌مناسبت روز دختر در دفتر شهرآرامحله برگزار شد

به پله‌های بالاتر فکر می‌کنیم

ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر بهانه‌ای شد تا به‌سراغ تعدادی از دختران نمونه منطقه رفته، از آنان بخواهیم که ضمن حضور در دفتر شهرآرامحله دقایقی را پاسخ‌گوی سوالات ما درباره خود، آنچه تاکنون انجام داده‌اند و برنامه‌های آینده‌شان باشند.

به پله‌های بالاتر فکر می‌کنیم

فرنود فغفورمغربی- شهرآراآنلاین، ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر بهانه‌ای شد تا به‌سراغ تعدادی از دختران نمونه منطقه رفته، از آنان بخواهیم که ضمن حضور در دفتر شهرآرامحله دقایقی را پاسخ‌گوی سوالات ما درباره خود، آنچه تاکنون انجام داده‌اند و برنامه‌های آینده‌شان باشند. بعد از چند روز تلاش، قرعه حضور در این میزگرد به نام چهار نفر از دختران نمونه مدرسه معاد افتاد. فائزه سلطانی، مائده طیبی، نازنین‌فاطمه پولادخانی و محدثه مائنی‌خواه، چهار میهمانی بودند که به دعوت روزنامه شهرآرا در «میزگرد دختران برتر» شرکت کردند. این چهار نفر همگی در کلاس هفتم یعنی نخستین کلاس مقطع دوم تحصیلی کنونی و به قول قدیمی‌ها دوم راهنمایی سابق تحصیل می‌کنند. هر چهار دختر حکم‌ها و تقدیرنامه‌های متعددی از مسابقات علمی، ورزشی و قرآنی دارند و بارها دارای رتبه‌های برتر این مسابقات شده‌اند. این چهار نفر را خانم آسیه نعمتی،

مادر-مربی‌ای که از همان سال‌های نخستِ تحصیل آن‌ها در مدرسه ابتدایی به‌نوعی یاور و همراهشان بوده است، به ما معرفی کرد و خودش هم با آنان به تحریریه شهرآرامحله آمد. بر همین اساس، ابتدا با دختران و در ادامه با این بانو گفت‌وگو کردیم؛ گفت‌وگویی که خلاصه آن را در زیر مرور می‌کنید.

لطفا خودتان را معرفی کنید؟

محدثه مائنی‌خواه: من شاگرد اول کلاسمان هستم. به‌صورت گروهی در مسابقات علمی‌ جابربن‌حیان شرکت کردیم و مقام به‌دست آوردیم و به مرحله استانی این رقابت‌ها رسیدیم.

نازنین‌فاطمه پولادخانی: من در مسابقات ناحیه5 آموزش‌وپرورش در سال گذشته در رشته ژیمناستیک نفر دوم شدم. در رشته شنا هم مقام کسب کردم و هم‌اکنون در مسابقات استانی با دیگر تیم‌ها رقابت می‌کنیم.

مائده طیبی: در المپیاد ریاضیِ مدرسه‌مان اول شدم. در بخش حفظ قرآن هم در سطح ناحیه‌، رتبه برتر را کسب کردم.

فائزه سلطانی: در سال‌های قبل در همه آزمون‌های گرفته‌شده در مدرسه اول شدم. در بخش ورزش هم در دو رشته در سطح ناحیه، اول شدم.

چگونه نتیجه‌های برتر را کسب می‌کردید؟

مائنی‌خواه: به خودمان ایمان داشتیم. می‌دانستیم اگر تلاش کنیم، حتماً نتیجه می‌گیریم. تلاش می‌کردیم و نتیجه خوب هم به‌دست می‌آمد. همچنین حس افتخاری که بعد از گرفتن نتایج در پدر و مادرمان ایجاد می‌شد، خودش مشوقی بود تا بیشتر فعالیت کرده، رتبه‌های بهتری کسب کنیم تا از ناحیه آن‌ها تشویق بیشتری شویم و بتوانیم سرافرازشان کنیم.

پولادخوانی: نه‌تنها من بلکه جمع چهارنفره ما این حس مشترک را داریم که با بقیه فرق می‌کنیم؛ فرقمان هم این است که هدف مشخصی داریم و دوست داریم به آرزوهایمان برسیم و کشورمان سرافراز شود.

طیبی: دوست دارم به جایگاه‌های بالاتری برسم. این حس همیشه در من از همان کلاس اول بوده است. یاد گرفته‌ام که هیچ‌وقت کوتاه نیایم و پله‌های ترقی را بالا بروم.

سلطانی: من هم دوست دارم مثل دوستانم به درجه‌های بالاتر برسم و در سطحی نمانم که دلم به گرفتن نمره17 و 18 خوش باشد، بلکه به سطح‌های بالاتری فکر می‌کنم.

معلم‌ها و اولیای مدرسه‌تان چه نقشی در موفقیت‌های شما داشته‌اند؟

مائنی‌خواه: راستش را بخواهید، درکنار تشکر از مدرسه باید بگویم بیشترین کمک را خانواده‌هایمان به ما می‌کنند. مادرم همیشه سعی می‌کند برنامه‌های خانه و خودش طوری باشد که من و برنامه‌های درسی‌ام در اولویت باشند و از کارهای مدرسه‌ام عقب نیفتم. به من خیلی امید می‌دهند که در کارهایم موفق می‌شوم.

پولادخوانی: مدرسه‌مان اولیا و مربیان خوبی دارد. مامانم هم از من به‌خوبی حمایت می‌کنند. اینکه در ورزش شنا توانستم به مسابقات استانی برسم، تنها با کمک مامانم ممکن شد. مهم‌ترین کارشان هم شاید این بوده است که در خانواده جو آرامی‌ ایجاد کرده‌اند تا من بتوانم با تلاش، استعدادهایم را بروز بدهم.

طیبی: ما همگی در مدرسه معاد درس می‌خوانیم. مسئولان مدرسه‌مان، افراد خوبی هستند اما از آن‌ها مهم‌تر نقش خانواده‌ام بوده است.

سلطانی: در مدرسه تلاش‌های لازم انجام می‌شود؛ مثلا کتابخانه خوبی داریم که امکان دریافت کتاب‌های مختلف برای همه‌مان وجود دارد. مامانم هم همراه درس‌ها و آزمونم بودند و پابه‌پای من سعی می‌کردند که موفق و موفق‌تر بشوم. خانم نعمتی هم در حکم مامان دوم من و بقیه دوستانِ گروه هستند.

دوست دارید به کجا برسید؟

مائنی‌خواه: با اینکه به موفقیت‌هایی رسیده‌ام، به‌هیچ‌وجه از خودم راضی نیستم. دوست دارم در آینده موقعیت خوبی به‌لحاظ کاری در جامعه داشته باشم. دوست دارم در هر رشته‌ای که فعال هستم، در کشور حرف اول را بزنم. برنامه‌ام هم این است که در رشته تجربی ادامه تحصیل بدهم و دکتری ماهر و نامدار در کشور شوم.

پولادخوانی: دوست دارم در بخش ورزشی بیشتر از این رشد کنم. آرزویم این است که در مسابقات شنا در جهان اول شوم؛ البته محدودیت‌هایی هم هست. دوست دارم در رشته تکواندو حرف اول را در جهان بزنم. در بخش درسی هم دوست دارم پزشک بشوم.

طیبی: من هم مثل دو دوستم که آرزوهایشان را گفتند، دوست دارم پزشکی معروف در کشور ایران آن‌هم در بخش جراحی مغز و اعصاب باشم.

118526.jpg

سلطانی: من برخلاف دوستانم، می‌خواهم به رشته انسانی بروم. پدرم پلیس است و خودم هم دوست دارم پلیس بشوم و به درجه‌های بالای نظامی‌ برسم. آرزویم این است که در کشورم و منطقه‌ای که زندگی می‌کنم، دیگر دزدی وجود نداشته نباشد و برای خانواده‌ها اتفاقات بد نیفتد. دوست دارم بچه‌ها همیشه احساس ایمنی کنند.

به نظر شما دختر نمونه چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

مائنی‌خواه: دختری که حجابش را حفظ کند. از لحاظ دینی همه احکام را رعایت کند. در درس‌هایش سرآمد بقیه باشد و هیچ‌گاه خانواده‌اش به‌خاطر رفتار و کردار و گفتار او دربرابر دیگران سرشان خم نشود.

پولادخوانی: دختر نمونه باید از همه لحاظ عالی باشد. از مسابقات علمی تا ورزش و حجاب و مسائل دینی باید نفر اول باشد. دختر نمونه باید احترام زیادی در خانواده به بزرگ‌ترهایش بگذارد. درست نیست که در جامعه اول باشد اما اخلاقش داخل خانواده‌ ضعیف باشد. دختر نمونه هم در خانه و هم در خارج از خانه باید نمونه و الگو باشد.

طیبی: دختر نمونه نباید دورو باشد. مهم‌ترین چیزی که برای هر کسی لازم است، حفظ حرمت و احترام بقیه است. هرچقدر به دیگران احترام بگذاریم، به خودمان احترام گذاشته‌ایم. واضح است که دختر نمونه باید در حوزه علمی‌ و دیگر مسائل هم از بقیه جلوتر باشد.

سلطانی: دختر نمونه باید دینش کامل باشد و همه معیارهای اخلاقی را داشته باشد. او اگر در درس و ورزش بهتر از بقیه باشد اما نتواند با خانواده و نزدیکان و دوستانش ارتباط خوبی برقرار کند، نمی‌تواند فردی نمونه و الگو باشد.

آشپزی را هم دوست دارید و به مادرهایتان در خانه کمک می‌کنید؟

همه با هم: (با صدای بلند) بله.

مائنی‌خواه: کمک در آشپزی حس خوبی در من به‌وجود می‌آورد. تجربه جدید به‌دست می‌آورم. واقعاً فرقی نمی‌کند که در آزمایشگاه علوم، دو عنصر را با هم مخلوط کنیم یا در خانه، مواد غذایی را با هم ترکیب کنیم. همه‌اش برایم تجربه‌های نو و مفیدی هستند.

بخش دوم:

و اما پس از گفت‌وگو با دختران نمونه مدرسه معاد، نوبت به هم‌کلامی‌ با فردی می‌رسد که آن‌ها را به ما معرفی کرد و همراه این دختران به دفتر شهرآرامحله آمد. خانم نعمتی را چندسالی است که می‌شناسم. هم در شورای محلات منطقه فعال است و هم گروهی از دختران هم‌کلاسی با دخترش را از همان سال اول که به مدرسه رفتند، حمایت می‌کند. او مانند دیگر فعالان فرهنگی‌‌واجتماعی منطقه که در موقعیت‌های مختلف با نشریه شهرآرامحله مصاحبه کرده‌اند، از کمبود امکانات و بی‌توجهی مسئولان، گله‌مند است و می‌گوید: این بچه‌ها ذخیره بزرگی از انرژی و استعداد هستند اما حداقل‌ها در جامعه برایشان فراهم نیست.

چند سال است که با این دختران ارتباط دارید؟

طول دوستی و همراهی‌ام با بچه‌های گروه به شش سال می‌رسد. شروع برنامه‌ها از کلاس دوم ابتدایی بود و اولین کارمان حفظ قرآن بود. در ابتدا شمار بچه‌های گروه بیشتر بود اما تعدادی که امروز باقی مانده‌اند، برترینِ برترین‌ها هستند. درکنار حفظ قرآن، برای بچه‌ها کلاس‌های ورزشی برگزار کرده‌ام. همچنین به کلاس‌های هنری می‌پردازیم. در برنامه‌های اجتماعی هم شرکت می‌کنیم.

درباره مشارکت بچه‌ها در برنامه‌های اجتماعی، توضیح بیشتری بدهید؟

هر سال دخترانم در برنامه‌های معاونت فرهنگی‌واجتماعی شهرداری شرکت می‌کنند و غرفه‌ای مستقل دارند. دخترانم با استفاده از مواد بازیافتی، کاردستی‌های زیبایی درست می‌کنند و در این برنامه در معرض دید بازدیدکنندگان قرار می‌دهند. این دختران در نمایشگاه‌های بزرگی که در سطح شهر برگزار شد، مانند نمایشگاه «مشهد فجرآفرین»، جزو غرفه‌داران اصلی بودند. مردم می‌آمدند و از کارهای مختلف تولید دخترانم که از اجناس دورریختنی، عروسک و جامدادی ساخته بودند، بازدید می‌کردند. در ماه رمضان امسال هم در نمایشگاهی بزرگ شرکت کردیم و آن‌ها شیوه ساخت وسایل از اشیای دورریختنی را به مردم توضیح می‌دادند. در دوره‌های قبل، آن‌ها همراه من در این مجامع شرکت می‌کردند و حالا خود به مربی تبدیل شده‌اند و می‌توانند به‌صورت مستقل در این آوردگاه‌های اجتماعی حضور یابند و نقش مثبتی ایفا کنند.

نهادهای رسمی‌ چه حمایتی از شما و دختران گروهتان کرده‌اند؟

با شجاعت می‌گویم که نمره حمایت دستگاه‌های رسمی‌ از من و دخترانِ گروهم «صفر» است، حتی نمی‌توانم عدد یک را به آن‌ها بدهم! مدرسه حمایتی نمی‌کند. نهایت در تابلوی اعلانات مدرسه، کاغذی می‌چسبانند که مسابقه قرآن برگزار خواهد شد و دیگر هیچ. من خودم شاهد این ماجرا بودم. وقتی به معلم‌ها می‌گویم، جواب می‌دهند کلاس‌ها 40نفری است؛ ما به درسشان نمی‌توانیم برسیم، چه برسد به حفظ قرآن و برنامه‌های فوق‌العاده‌ دیگر. خودم پیگیر شدم و اعلان عمومی‌ دادم و علاقه‌مندان را به بوستان بسیج می‌بردم و با معلمی‌ که برای حفظ قرآن برای آن‌ها هماهنگ کرده بودم، کار را پیش بردم. سه‌ سال‌ونیم خودم هزینه‌های کلاس و مربی را دادم تا دخترانم در این مسیر پیشرفت کنند. یک‌مرتبه شهرداری به آن‌ها جایزه داد و دیگر هیچ.

چه پیشنهادی برای به بار نشستن استعدادهای بی‌شمار مناطق کم‌برخوردار دارید؟

همین کاری که می‌کنم؛ یعنی می‌توانیم حلقه‌هایی چندنفره با مسئولیت یک خانم که نقش مادر دوم دختران را برعهده دارد، راه بیندازیم. اگر تلاش جدی شود، استعدادهای بچه‌ها شکوفا می‌شود. باید به دختران در مدرسه پروبال داد و در همان‌جا کسانی را که چهره‌ برتر هستند، معرفی و تشویق کرد تا هم دختران کوشا انگیزه بیشتری پیدا کنند و هم دیگران با دیدن آن‌ها در مسیر پیشرفت قرار گیرند.

و حرفی اگر مانده است؟

دختران نمونه‌ این منطقه فقط این چهار نفر نیستند. این منطقه پر از استعداد است و تنها نیازمند افرادی دلسوز است که این استعدادها را شکوفا کنند. پیشرفت و ثبت‌نام بچه‌ها در کلاس‌های مختلف و تهیه لوازم کمک‌درسی و کتاب‌های مناسب، هزینه‌بردار است. مطمئن باشید هرکه همراهی کند، هم اجرش پیش خدا از کارهای دیگر کمتر نیست و هم در پرورش نسل آینده مشارکت کرده است؛ نسلی که امیدوارم نسلی برتر و موفق‌تر از ما و نسل فعلی باشد.

 

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی