کد خبر : 84975
/ 07:16
گپ‌و‌گفتی صمیمانه به‌مناسبت روز دختر با نوجوان ورزشکار محله ولی‌عصر

دوست دارم«دختر قهرمان» شناخته شوم

یگانه، سال1384 در شهر کرمان متولد می‌شود. این دختر نوجوانِ دی‌ماهی چند رشته‌ ورزشی متفاوت را تجربه کرده است و عناوینی هم در هرکدام از آن‌ها دارد.

دوست دارم«دختر قهرمان» شناخته شوم

شادفر- شهرآراآنلاین، او هر چقدر هم بزرگ شود، درونش دختری کوچک است؛ دختری که انتظار می‌کشد برای لوس شدن و محبت‌ دیدن و دستی می‌خواهد برای نوازش و چشمی برای ستایش شدن. مهم نیست چندساله باشی، دختر که باشی، تمام دنیایت به لطافت رنگ صورتی است با اشتیاقی برای رسیدن به عروسک‌های رنگارنگِ پشت ویترینِ اسباب‌بازی‌فروشی محله؛ حالا چه برای خودت بخواهی یا دختری دیگر اما با همین روحیات.

بار دیگر در گذر تقویم، به روز میلاد حضرت معصومه(س) رسیده‌ایم که به نام دختران این سرزمین مزین شده است. به همین مناسبت ،

روز دختر را گره زدیم با گپ‌وگفتی صمیمانه با یگانه کارگر، دختر وزشکار محله ولی‌عصر.‌‌

آرام اما پرجنب‌وجوش

یگانه، سال1384 در شهر کرمان متولد می‌شود. این دختر نوجوانِ دی‌ماهی چند رشته‌ ورزشی متفاوت را تجربه کرده است و عناوینی هم در هرکدام از آن‌ها دارد. 

او فعالیت ورزشی خود را با رشته طناب‌زنی در دوم دبستان آغاز کرد. ورود او به ورزش از آنجایی شروع شد که معلم ورزش یگانه در مدرسه، استعدادِ این دختر آرام را درزمینه ورزش پرجنب‌وجوش طناب‌زنی دید. یگانه بعد از اینکه به تیم طناب‌زنی دبستان پیوست، با تشویق‌های معلمش ترغیب شد که برای کسب رتبه در این رشته تمرین کند. 

روز مسابقه از راه رسید و گروه طناب‌زنی مدرسه یگانه، توانستند مقام چهارم در میان مدارس کرمان را به‌دست بیاورند.

جست‌وخیز روی شاخه‌های ورزشی

دختر نوجوان محله ولی‌عصر در سال بعد، رشته ورزشی خود را تغییر می‌دهد و به‌سراغ تجربه در رشته والیبال می‌رود. یگانه، والیبال را تا مرحله آموزشگاهی دنبال می‌کند و درمیان نواحی آموزش‌و‌پرورش استان کرمان، مقام دوم را به‌دست می‌آورد. وقتی علت شاخه‌به‌شاخه شدن در رشته‌های ورزشی را از این نوجوان ورزشی جویا می‌شویم، مادرش با لهجه کرمانی به ما می‌گوید: «یگانه دوست دارد همه رشته‌ها را تجربه کند».

ازآنجایی‌که برای یگانه شاخه‌به‌شاخه شدن در ورزش جذابیت دارد، بار دیگر رشته ورزشی‌اش را تغییر می‌دهد. گویا تمرکز کردن روی یک رشته ورزشی برای این دختر نوجوان، کار ساده‌ای نیست. یگانه، سال سوم دبستان به‌سمت رشته شنا می‌رود. مادرش گمان می‌کند یگانه در رشته شنا نیز مقامی کسب کرده است که یگانه آرام در گوش او می‌گوید: «فقط دوره آموزشی شنا را رفتم و در مسابقه شرکت نکردم».

ماجرای مهاجرت از کرمان به مشهد

در این میان مادر یگانه با لهجه شیرین کرمانی، گریزی به ماجرای عزیمتشان به مشهد می‌زند که سه سال از آن روز می‌گذرد. در سال ورود آن‌ها به مشهد، یگانه و تنها برادرش، 10 و 13سال داشتند. این خواهر ورزشی و برادر فوتبالیست، با خانواده‌شان وارد شهری جدید با آدم‌های جدید می‌شوند که زندگی در این فضا را دوست دارند. یگانه در دبستان دخترانه الهام درسش را دنبال می‌کند.

هوای مشهد، گرم اما خنک‌تر از کرمان است

مادرش علت مهاجرتشان را این‌گونه برایمان تعریف می‌کند: بیشتر اقوامِ پدر و مادرم در مشهد ساکن بودند و به‌خاطر آن‌ها به این شهر مهاجرت کردیم.

مادر یگانه از زندگی در این شهر، بسیار خوشحال است و هوای گرم مشهد را به هوای داغِ کرمان ترجیح می‌دهد. 

برحسب اتفاق، خانواده یگانه همسایه‌ای دارند که همشهری آن‌ها هستند و نسبت فامیلی دوری هم با هم دارند. همسایگی این دو خانواده موجب شده است تا یگانه دیگر احساس تنهایی و غربت نکند.

خانواده ورزشی

از سابقه ورزشی خانواده یگانه هم می‌پرسیم. پدر این دختر ورزشکار، در دوران مجردی، فوتبالیست بوده و در تیم مس کرمان فعالیت می‌کرده است اما بعد از ازدواجش دیگر به بازی ادامه نداده و نظر همسرش را برای مهاجرت، مقدم بر علاقه خود به فوتبال دانسته است که همین‌جا باید گفت امان از دست خانم‌ها! 

دو عموی یگانه هم در سطح باشگاهی فوتبال کار می‌کنند و عمه او هم مربی ورزش است، با این اوصاف می‌توان گفت که ورزشکار شدن یگانه، امری معمولی بوده است. او از دل یک خانواده ورزشی برخاسته و به ورزش علاقه‌مند شده است. 

بار دیگر کسب مقام

حالا یگانه 11سال دارد و در کلاس پنجم تحصیل می‌کند. معلم ورزش یگانه در یکی از روزهایی که او در مدرسه بوده است، دانش‌آموزان را به باشگاه ورزشی می‌برد. در آنجا از هریک از دانش‌آموزان در رشته‌های مختلف، استعدادسنجی ورزشی می‌شود. این دختر باهوش هم دست پُر برمی‌گردد و در رشته دوی 60متر میان دوستانش مقام نخست و در رشته پرتاب توپ، مقام دوم را کسب می‌کند. 

118628.jpg

فوتسال؛ از حالا تا همیشه

یگانه در سال تحصیلی بعد، یعنی در کلاس ششم به فوتسال علاقه‌مند می‌شود؛ رشته‌ای که گویا مِهرش حسابی در دل او نشسته است و می‌خواهد آن را برای همیشه دنبال کند.

معلم‌های ورزش یگانه در ساعات ورزش، از او که سابقه ورزشی خوش‌تری در مقایسه با دیگر دوستانش دارد، امتحان می‎گیرند تا توانایی‌ها یا استعدادهای دیگر این دختر ورزشکار محله ولی‌عصر را کشف کنند. با انجام چند تست و با درنظر گرفتن علاقه خود یگانه، سرانجام او راه ورزشی خود را در رشته فوتسال آغاز می‌کند.

مسابقات استانی فوتسال؛ نقطه پرش

بعد از تمرینات زیاد یگانه، سرانجام مسابقات استانی فوتسالِ دبستان‌های دخترانه در تیرماه سال جاری برگزار شد. این رقابت‌ها نقطه پرشی برای او و دوستش بود، زیرا داوران این مسابقه برای شرکت در مرحله کشوری انتخابش کردند. این دختر نوجوانِ کم‌حرف، ماه آینده برای شرکت در مرحله کشوری به نیشابور اعزام خواهد شد. 

گفت‌وگویمان که به اینجا می‌رسد، چشمان یگانه از رقابت با تیم‌های منتخب استان‌های دیگر، پُر از برق شادی می‌شود و به‌خاطر اضطراب اندکی که دارد، با انگشتان دستش بازی می‌کند. یگانه در این سفر تنها نیست و دوستش، مبینا هم که برای مرحله کشوری انتخاب شده است، او را همراهی خواهد کرد. 

مشاجره مربیان ورزشی 

توانایی یگانه در رشته‌های مختلف ورزشی انکارناشدنی است، به‌گونه‌ای‌که برایمان تعریف می‌‌کند: گاهی دو معلم ورزشم سر اینکه من در رشته فوتسال فعالیت کنم یا در رشته بسکتبال با یکدیگر بحث می‌کردند. من هم با لبخندی زیرکانه‌ به بحث‌هایی که بر سرم بود، می‌خندیدم.

مهارت یگانه در زمینه‌های مختلف ورزشی موجب افت درسی او نمی‌شود. او نه در درسی ضعیف است و نه حتی به بهانه تمرین ورزشی در کلاس‌ها غیبت می‌کند، بلکه به‌گفته مادرش، هرساله در همه دروسش «عالی»‌ می‌گیرد.

پاسخ یگانه به چند کلمه

در این گفت‌وگوی صمیمانه از یگانه می‌خواهیم تا نظرش را درباره چند کلمه برایمان بگوید. وقتی می‌پرسیم روز دختر، او پاسخ می‌دهد: «روز اهمیت دادن به دخترها» و جشنی که در باشگاه برای او گرفتند، خاطره یگانه از این روز است. در پاسخ به پرسش ما درباره کلمه فوتسال می‌گوید: «دوست دارم این ورزش را ادامه دهم». 

می‌پرسیم: «ورزش» که مادرش از قول یگانه می‌گوید: «دخترم همیشه می‌گوید دوست دارم قهرمان فوتسال شوم و در سایر رشته‌های ورزشی نیز مقام اول را کسب کنم».

اما از همه جالب‌تر «دخترِ قهرمان» است که وقتی این ترکیب را می‌شنود، با لبخند یک آرزو را به زبان می‌آورد: «دلم می‌خواهد به این نام شناخته شوم». 

کمک‌های برادرانه

ناگفته نماند که برادر یگانه هم یک فوتبالیست فعال در رده سنی خود است و حال که 16سال دارد، دبیر ورزشش به باشگاه پدیده معرفی‌اش کرده است تا فعالیت خود را در آن تیم آغاز کند. علاوه‌‌بر این، او یکی از افراد مهم زندگی یگانه است که درکنار پدر و مادر و مربی، او را در مسیر کسب موفقیت در رشته فوتسال همراهی کرده است. خانم بدلی، دبیر ورزش یگانه، نیز کمک‌های شایانی به او کرده است. یگانه می‌گوید: زمانی برای رفت‌وآمد به باشگاه مشکل داشتم و خانم بدلی، من را از مدرسه تا باشگاه می‌برد و از آنجا هم به خانه بازمی‌گرداند.

از احترام مادر به علایق یگانه تا آرزوهای او

در نزدیک محل زندگی یگانه، بوستان محلی سبحان قرار دارد. اهالی این منطقه هنگامی که هوا خنک‌تر است، به‌ویژه شب‌ها دورهم جمع می‌شوند تا در وزش دل‌انگیز باد، میان درختان و سبزه‌ها ساعاتی را درکنار خانواده خود بگذرانند، اما یگانۀ داستان ما در بعضی روزها به این بوستان می‌رود و روی سبزه‌ها با دوستان خود فوتبال بازی می‌کند. امان از دست این دخترِ کم‌حرف و پرجنب‌وجوش محله ولی‌عصر! 

وقتی از مادر یگانه می‌پرسیم برای موفق شدن دخترش حاضر است چه‌کار کند، می‌گوید: «به نظر و علایق یگانه احترام می‌گذارم و راه را هر چقدر که بتوانم، هموار می‌کنم تا او راحت‌تر بتواند به اهدافش برسد». 

نوجوان ورزش‌دوست محله ولی‌عصر در پایان این گفت‌وگوی صمیمانه، برایمان از آرزوهای خود می‌گوید که می‌خواهد در آینده معلم تربیت‌بدنی شود و در رشته فوتسال، مقام‌های بسیاری به‌دست آورد.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی