• خانه
  • یادداشت
  • مرارت‌های مشروطه در مشهد
کد خبر : 85542
/ 10:49
محسن مدیرشانه چی،عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد

مرارت‌های مشروطه در مشهد

با آنکه مشهد و برخی دیگر از شهرهای خراسان در انقلاب مشروطه و تکاپوهای مشروطه‌خواهان در مسیر آزادی و عدالت و قانون نقش برجسته‌ای داشتند، به دلایلی چند، این مسئله کمتر مورد‌توجه قرار گرفته است.

مرارت‌های مشروطه در مشهد

نخست آنکه ایالاتی چون گیلان و آذربایجان، بر‌اثر هم‌جواری با قفقاز و عثمانی و تحت تأثیر تحولات فکری و سیاسی آن مناطق، در مشروطه‌خواهی پیش‌گام بودند. دیگر آنکه بخش اعظم ادبیات کلاسیک مشروطه یا پژوهش‌ها و نوشته‌هایی را که در آن دوران و متعاقب آن نوشته شده، تاریخ‌نگاران و پژوهشگران تهرانی یا آذربایجانی همچون کسروی تبریزی نوشتند که طبعا تحولات پایتخت یا آن ایالات را بیشتر مورد توجه قرار دادند. سرانجام به این نکته نیز باید توجه کرد که در مشهد، به‌رغم نقش شایان‌توجه آن در انقلاب مشروطه، فضای فکری و سیاسی و اجتماعی شهر بیشتر به سود مشروعه‌طلبان و حامیان استبداد بود تا مشروطه‌خواهان، و به‌عبارتی مخالفان مشروطه در‌مجموع موقعیت و قدرتی بیش‌از موافقان مشروطه داشتند.

چنانکه اشاره شد، مشهد و مشهدی‌ها در انقلاب مشروطه نیز همچون دیگر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، نقش‌آفرین و تأثیرگذار بودند. ملک‌الشعرای بهار در جوانی در شمار مشروطه‌خواهان فعال مشهد بود که پس‌از پیروزی انقلاب مشروطه در چند دوره از ادوار مجلس به نمایندگی از برخی شهرهای خراسان برگزیده شد. بهار به حزب دموکرات که همراه با حزب اعتدالی، یکی از دو حزب سیاسی ایران دموکراتیک پس از مشروطه بود، پیوست.

انتشار نشریات متعدد در تهران و مشهد از‌سوی بهار، گامی در‌جهت نشر آرمان‌های آزادی‌خواهانه و مشروطه‌طلبانه او و به‌‌ویژه در مقام ناشر افکار این حزب بود.

با آغاز سلطنت سه‌ساله محمدعلی‌شاه، به فاصله کوتاهی پس‌از پیروزی انقلاب مشروطه، فضای سیاسی بسته شد و دوره استبداد صغیر فرا‌رسید، اما مجاهدان مشروطه‌خواه از ایالات و ولایات دور و نزدیک به تهران شتافتند و استبداد نوظهور را برافکندند. با خلع محمد‌علی‌شاه، دوره سلطنت احمد‌شاه، آخرین پادشاه قاجار، آغاز شد و اداره کشور به دست مشروطه‌خواهان و انجمن‌های مشروطه‌خواه افتاد. با‌این‌حال در برخی شهرها، حامیان استبداد به مقابله با مشروطه‌خواهان برخاستند و دست به غارت و آشوب زدند که اغلب از حمایت روس‌ها نیز برخوردار بودند.

مشهد که در حوزه نفوذ روس‌ها قرار داشت، از شهرهایی بود که بیشترین تنش‌ها و نابسامانی‌ها را در این دوران به خود دید. شرح تحولات مشهد در عصر مشروطه به‌خصوص دوران پر‌آشوب متعاقب آن و مداخلات روس‌ها، در چند کتاب در آن روزگار ثبت و ضبط شد. «انقلاب طوس» از ادیب‌هروی، «تاریخ انقلاب خراسان» از تجلی‌سبزواری، «آشوب آخرالزمان» از شیخ‌حسین بافقی که در دنباله کتاب «تفصیل وقایع مشهد» از رابینو آمده است، و یادداشت‌های سر پرسی سایکس، کنسول وقت انگلیس در مشهد، از‌ این آثار است.

تقریبا در اغلب شهرهای ایران در‌کنار انجمن‌های مشروطه‌خواه، انجمن‌هایی نیز در ضدیت با مشروطه تشکیل شده بود. در مشهد، انجمن‌های مشروعه‌خواهان و مخالفان مشروطه به‌خصوص دو انجمن بهادران و همت در محله نوغان، از انجمن‌های فعال ضد‌مشروطه بودند. از اقدامات اعضای این انجمن‌ها ضرب‌و‌شتم میرزا‌صادق تبریزی، مدیر روزنامه خورشید در مشهد بود. مشروطه‌خواهان نوغان زمانی قصد قتل یکی از فعالان ضد‌مشروطه به نام میرزا‌علی‌اکبر نوغانی را داشتند که وی به ارگ گریخت و تحت حمایت سربازان روس قرار گرفت.

از مهم‌ترین زمینه‌های مخالفت با مشروطه در مشهد - افزون‌بر حمایت روس‌ها از مخالفان مشروطه - به دو عامل باز‌می‌گشت. نخست مخالفت غالب روحانیان خراسان با مشروطه و پیروی آنان از روحانیانی چون شیخ فضل‌ا... نوری در تهران و دیگری نفوذ و قدرت مادی و معنوی آستان قدس که متولیان و صاحب‌منصبان آن، اغلب از وابستگان به استبداد بودند. برخی از این روحانیان از مواجب‌بگیران آستان قدس و موقوفات متعلق‌به آن بودند. تولیت آستان قدس نیز در این زمان با صهرالسلطان، داماد مظفرالدین‌شاه، بود. سیدعلی سیستانی، سیدباقر رضوی، سیدمحمد‌حسین نجفی، شیخ‌مهدی واعظ‌خراسانی و میرزا‌ابراهیم رضوی در شمار روحانیان شاخص مخالف مشروطه در مشهد بودند که اصلاحات مشروطه را مغایر دین می‌دانستند.

بلوای مخالفان مشروطه در مشهد به‌تدریج بالا گرفت و این شهر را به آشوب کشاند و زمینه دخالت روس‌ها را فراهم ساخت. سردسته مخالفان مشروطه در مشهد، سیدمحمد طالب‌الحق‌یزدی بود که از همراهان محمدعلی میرزا در هنگام ولایتعهدی او در تبریز و از گردانندگان قتل و غارت در توپخانه در تهران به هنگام سلطنت محمدعلی‌شاه در عصر استبداد صغیر بود. طالب‌الحق پس‌از فتح تهران به‌دست مجاهدان مسلح مشروطه‌خواه به مشهد آمد و با همراهی برخی دیگر از مخالفان مشروطه از‌جمله بعضی از روحانیان و با حمایت روس‌ها، تحرکات و تعرضات خود را آغاز کرد. مشهد در این زمان در‌واقع پناهگاه و کانون فعالیت مخالفان مشروطیت و آزادی شده بود.

یوسف‌خان هراتی نیز از همدستان طالب‌الحق بود که پس از ورود به مشهد به مدرسه میرزا‌جعفر پناه برد و شماری از طلاب به پشتیبانی او برخاستند. از دیگر همراهان طالب‌الحق، اکبر بالا‌بلند تهرانی بود که او نیز پس‌از شرکت در وقایع توپخانه به مشهد گریخت و تحت حمایت روس‌ها قرار گرفت. یکی دیگر از همدستان طالب‌الحق، محمد قریش‌آبادی‌نیشابوری بود که در نیشابور و اطراف آن به راهزنی و شرارت اشتغال داشت. وی با شروع شورش طالب‌الحق علیه مشروطه، از پشت کوهسنگی به قلعه زکریا رفت و سپس به مشهد آمد و به شورشیان پیوست.

آشوبگران در مسجد گوهرشاد بست نشستند و به تحریک مردم علیه مشروطه و مشروطه‌خواهان پرداختند. روحانیون مشروعه‌خواه نیز در منابر و روضه‌خوانی‌ها به‌همراهی با آنان برخاستند. کار بر آزادی‌خواهان و مشروطه‌طلبان سخت شد. با افزایش شرارات و ناامنی، شیخ‌محمد آقازاده، از روحانیان مشروطه‌خواه و فرزند آخوند‌خراسانی، مشهد را ترک کرد و شیخ ذبیح‌ا... قوچانی، رئیس انجمن ایالتی خراسان، نیز از مشهد گریخت. با فشار روس‌ها، روزنامه نوبهار نیز توقیف شد و ملک‌الشعرای بهار و برخی دیگر از دموکرات‌ها به تهران تبعید شدند.

درگیری‌های مسلحانه فضای مشهد را متشنج و امنیت را از مردم، به‌خصوص مشروطه‌خواهان سلب کرده بود. سرانجام روس‌ها به بهانه برقراری امنیت، پس‌‌از تسلیم‌نشدن شورشیان، به حرم یورش بردند، عده‌ای را کشتند و جمعی را دستگیر کردند.

در‌این‌میان به شورشیان آسیبی نرسید. درنهایت برخی از آنان به روسیه رفتند و برخی به نیشابور و دیگر شهرها گریختند. بعضی از آن میان به دست خود روس‌ها یا به‌دستور آنان از میان رفتند تا اسرار روابط و حمایت‌های روس‌ها از آنان چندان معلوم نشود. بدین‌سان مشهد که در انقلاب مشروطه و کسب دستاوردهای این تحول، نقشی در‌خور یافت، در تحولات متعاقب آن، دچار بیشترین ناامنی‌ها و مرارت‌ها شد.

 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی