کد خبر : 86435
/ 06:57

غوطه در «باغ تره»!

کال انتهای پورسینای 50 به حوض ماهی‌گیری و حمام و مکان اوقات فراغت بچه‌ها تبدیل شده است

غوطه در «باغ تره»!

شهرکی-بی‌هیچ پروایی لباس را از تن درمی‌آورند و کمی دورخیز می‌کنند و بعد درون آب شیرجه می‌زنند؛ شادی و نشاط در صورت تک‌تک‌شان موج می‌زند، تعدادی مشغول آب‌تنی هستند، چند نفری هم روی سکوی سیمانی دراز کشیده و حمام آفتاب می‌گیرند. اینجا خبری از جکوزی و سونا نیست. تصور وجود استخرهایی با شهریه‌های آن‌چنانی برای پسربچه‌هایی که برای شنا به اینجا می‌آیند، آسان نیست چون وجه مشترک بیشتر آن‌ها فقر است. تب شنا و آب‌تنی اینجا داغ داغ است. پسربچه‌ها فارغ از مقررات استخرها بی‌لباس و با لباس و دمپایی درون آب دست و پا می‌زنند. تعدادی سنگ‌های ریز و درشت اطراف را برداشته و دوباره آن‌ها را درون آب پرت می‌کنند. چند نفری هم خسته از آب‌تنی کنار حوضچه دراز کشیده و تنشان را به گرمای خورشید، بخشیده‌اند. از حال و هوای این روزهای گودال نه چندان عریض و طویل آب انتهای خیابان پورسینا50 مشرف به«باغ تره»حرف می‌زنیم که مورد توجه بچه‌های محله است و به محبوب‌ترین تفریح این روزهایشان تبدیل شده است.

 

شیرجه در عمق نهر

هوا گرم است و بدن‌ها تشنه آب. این است که کانال آب کوچکی تبدیل به جذاب‌ترین استخر دنیا برای بچه‌های محله می‌شود که پول رفتن به استخر را ندارند؛ استخر مجانی کار می‌کند؛ شناگرهای کوچک از پرش‌های شیرجه‌مانند در عمق حقیر نهر لذت می‌برند. برای پیداکردن سرچشمه آب کانال «عمو اسماعیل» کشاورز که در حال آبیاری زمین‌های کشاورزی «باغ‌تره» است کمکمان می‌کند: این آب از چاه موتور است که از موتورخانه آخر زمین‌های کشاورزی به راه افتاده است، فراز و نشیب را پشت سر گذاشته و این گیاهان زبان بسته را که بیشترشان سبزی خوردن وگندم و جو و ذرت هستند سیراب می‌کند و کمی از این آب هم سر کوچه در گوشه‌ای از خاک بیرون زده وچون همان‌جا زمین گود است جمع و جایی برای تفریح و خنده بچه‌های اینجا شده است.

 

تابلو بی‌تابلو

هر چه دور و بر زمین‌ها را نگاه می‌کنیم تابلویی که نشان دهد آب‌تنی در این جوی‌های نهرمانند چه خطراتی دارد و چه بلایی سر چشم و پوست و جان بچه‌ها درمی‌آورد نمی‌بینیم. سر و صدا و همهمه بچه‌ها از دور هنوز هم به گوش می‌رسد. وقتی نزدیکشان می‌شوم حرکات عجیب و غریبشان در یک گودال کم‌عمق کوچک جالب است؛ یکی می‌خواهد زیر آبی برود آن یکی در کال ایستاده و آبی را که تا زانویش می‌رسد با حرکت پا جابه‌جا می کند و پسر خردسال دیگری دنبال جایی است تا ادای شناگرهای ماهر را دربیاورد و کرال سینه برود.

 

بطری ماهی

اما رفتار سعید، پسربچه‌ای که یک بطری خالی پلاستیکی نوشابه در دست دارد با بقیه تفاوت دارد. گوشه‌ای روی همان سکوی سیمانی نشسته و در حالی که گاهی خم می‌شود قوطی‌اش را پر از جلبک‌ها و کثیفی‌های متحرک کف کال می‌کند. می‌گوید: این‌ها ماهی‌های من است. از حالا می‌خواهم برای شب عید ماهی بگیرم. چون بابایم پول ندارد ماهی بخرد!

 

لجن آب

مزه آب‌تنی هنوز زیر زبان این پسر بچه‌هاست که ناگهان سرو کله گروه بعدی پیدا می‌شود. به نوبت پسرها از داخل کال بیرون می‌آیند و با تن خیس، لباس‌هایشان را می‌پوشند تا گروه بعدی که بچه‌های محله دیگری هستند تنی به آب بزنند. مشتری‌های جدید هنوز از راه نرسیده‌اند و آب راهه همچنان کدر و کثیف و پر از لجن و گل و لای است.

 

استخر جوادی2

دقایقی بعد دوباره کانال شلوغ می‌شود. سن و سال بچه‌های این گروه بیشتر از دوره قبلی به نظر می‌رسد. حتی مرتضی میهمانی هم از محله بسکابادی با خود آورده و به او تعارف می‌کند داخل آب شود، اما او این‌کار را نمی‌کند و فقط تماشاچی می‌شود. اصرارش بیهوده است. مرتضی خود لباس‌هایش را درمی‌آورد و تن به آب می‌دهد و بی‌محابا در آب می‌پرد: تفریحمان همین است. قبلش در استخر آخر بازه شیخ که معروف به استخر«جوادی» بود شنا می‌کردیم. اما آن استخر تبدیل به تالار پذیرایی شده و ما بچه محله‌ها نوبتی اینجا آب بازی می‌کنیم و اسم اینجا را گذاشتیم استخر جوادی شماره2.

گردن و صورت مرتضی پر است از لکه‌های سیاه و زخم و بازوهایش که هنوز چرک عفونت بر آن است. خودش هم می‌داند به خاطر آب کثیف استخر بدنش پر از زخم شده اما وسوسه آب‌تنی در این هوای گرم را نمی‌تواند تحمل کند و بی‌خیال همه درد و زخم هایش می‌شود.

120640.jpg

پول نداریم

مجید تا حالا جان سالم از انواع آلودگی‌های این آب کثیف به در برده است و رد زخم و لک در اندام‌هایش نیست. انگار در برابر این همه انگل و میکروب ضدضربه شده است: ما بچه‌های پایین‌شهریم. میکروب‌ها هم خوب این را می‌فهمند و کاری به کار ما ندارند، چون می‌دانند پول نداریم. اینجا نیاییم کجا برویم؟

بچه‌ها همچنان سرگرم بازی در گنداب هستند؛ غافل از اینکه چند کیلومتر آن‌طرف‌تر از خانه‌شان، مجتمع آبی شماره3عریض و طویلی در شهرک شهید رجایی و حوالی بوستان رجا ساخته شده که هزینه بلیتش شاید به اندازه خرج یک روز خانواده آن‌ها باشد. شاید هم می‌دانند و بی‌توجه به آن، لباس‌ها را از تن بیرون می‌آورند و هر چه دیده و ندیده را فراموش می‌کنند تا از تفریح خود لذت ببرند.

***

کال آب همه چیز نوجوانان اینجاست؛ استخر، حوض ماهی‌گیری، حمام و از همه مهم‌تر جایی برای اوقات فراغت و... 

 

خطرناک

رضا شریعت، پزشک محله مصلی، دغدغه‌اش رسیدگی به مسائل درمانی و بهداشتی افراد کم‌توان و نیازمند است. درباره وضعیت کودکان و نوجوانان در این آب‌های آلوده می‌گوید: این آب آلوده منشأ بیماری‌های متعددی است و باید مسئولان ذی‌ربط با ایجاد فضاهای استاندارد و سوق دادن آن ها به مکان های پاکیزه از بروز چنین مسائلی پیشگیری کنند.

او درباره بیماری‌های احتمالی که در تماس با این آب ممکن است فرد دچارش شود، چنین توضیح می‌دهد: بیماری حصبه، اسهال، ورم اندام‌ها، انواع عفونت، ضایعات پوستی و حتی چشمی از جمله این بیماری‌هاست که گاهی درمان آن خرج هنگفتی روی دست خانواده‌ها می‌گذارد.

 

وارد عمل می‌شویم

شیرجه بچه‌ها در عمق کم لجن آب را با حسین آهویی، مسئول بهداشت محیط مرکز شماره5، در میان می‌گذاریم. او به شهرآرا محله می‌گوید: تاکنون چنین موردی گزارش نشده است و حتما در اولین فرصت کارشناس به محل می‌فرستیم و چنانچه معضل بهداشتی ایجاد کرده باشد در کارگروه سلامت مطرح کرده و وارد عمل می‌شویم.

در ادامه حمید مهدوی‌نیا، رئیس اداره خدمات شهری منطقه6، نیز آب‌تنی کودکان در این حوضچه را منوط به بررسی بیشتر دانسته است و می‌گوید: متأسفانه این مسائل در مناطق حاشیه شهر هست و باید برای رفع آن بررسی اولیه دقیق انجام داد و بعد مشاهده میدانی چنانچه مشکل‌ساز شده باشد، قطعا برای رفع آن اقدام می‌کنیم.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی