• خانه
  • یادداشت
  • باتلاق طلاق
کد خبر : 86524
/ 07:30
حامد بخشی

باتلاق طلاق

باتلاق طلاق

بخشی از اضطراب و دغدغه‌ای که انسان‌ها از رخدادهای پیرامون دارند ناشی از ناتوانی در تبیین آن‌هاست. کارکرد اصلی‌ بسیاری از نظام‌های فکری و اعتقادی ارائه نظامی تحلیلی برای درک پدیده‌های پیرامون است. علم نیز چنین کمکی به بشریت می‌کند. انسان با علم به چرایی و چگونگی مسائل پیرامون، به آرامشی فکری می‌رسد که پیش‌تر فاقد آن بود. به همین علت، به نظر می‌رسد داشتن شناختی از چرایی فزونی طلاق‌ها در جامعه حاضر به کاهش دغدغه و نیز شناسایی راه‌حل متناسب با مسئله کمکی شایان توجه‌ کند.

طلاق با آنکه اتفاق تلخی در زندگی است که تأثیرات منفی کوتاه‌مدت و بلندمدتی بر فرد و فرزندانش می‌گذارد، همواره نامطلوب نیست. فقدان طلاق در گذشته نیز همواره مثبت نبوده است. امروزه در پرتو قدرت گرفتن زنان، آنان دیگر خود را مجبور نمی‌دانند که با هر شرایط ناگوار خانوادگی بسازند و رفتار ناپسند همسرانشان را تحمل کنند. این گامی به جلو است که کیفیت زندگی را دست‌کم برای زنان بهتر کرده است. در واقع، دوام زناشویی‌های درخور توجهی در گذشته نه از انتخاب داوطلبانه زنان که از ناچاری بود که به‌جز خانه شوهر، جای دیگری برای زندگی نمی‌یافتند. این شرایط امروزه فرق کرده است. آن ناچاری‌ها تا اندازه‌ای رفع شده است و انتظار می‌رود پیوندهای اجباری گذشته نیز امروزه گسسته شود.

نکته دیگر آن است که افراد در مقایسه با گذشته خیلی کمتر تحت تسلط هنجارها و مداخله‌های خانوادگی هستند که بر تداوم پیوند زناشویی اصرار می‌ورزید. در پرتو فراوانی رخداد طلاق، به‌ویژه در میان اقشار تحصیل‌کرده و مرفه، قبح طلاق تا حد زیادی کاهش‌ یافته است و افراد فشار هنجاری سابق را در پس طلاق احساس نمی‌کنند.

از سوی دیگر، انسان‌های جامعه معاصر در مقایسه با پیشینیان خود، فردگرایی، لذت‌گرایی و حق‌مداری (در مقابل تکلیف‌مداری) بیشتری دارند. امروزه ارزش اساسی نسل جوان آن است که تا آنجا که می‌تواند بهره خود را از زندگی این جهانی ببرد و از لحظات زندگی خود لذت و سرخوشی کسب کند. پیوند زناشویی برای آنان نه انجام یک تکلیف دینی یا خانوادگی به‌ منظور تداوم نسل خانواده که کسب لذت از بودن با فردی است که دوستش دارند یا در کنارش به مجموعه‌ای از خوشی‌ها و خرسندی‌های دیگر می‌رسند. به همین علت، برای نسل امروز، برخلاف گذشته، تلاش برای حفظ پیوند زناشویی با فردی که به او علاقه‌ای ندارند بی‌فایده می‌نماید.

بنابراین، در مجموع، ٢ دسته علل سلبی و ایجابی افزایش طلاق‌ها در جامعه معاصر را رقم‌ زده‌اند. از سویی، فشارها و ناگزیری‌های با هم بودن اجباری تا حد زیادی رفع شده است و از سویی، نسل حاضر ‌بیشتر در پی خوشی و نقد کردن لذات این‌جهانی است. 

جامعه‌شناس و عضو هیئت‌ علمی جهاد دانشگاهی 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی