کد خبر : 86933
/ 07:38
نگاهی به کتاب فراخوانده، روایتی از زندگی سردار شهید حسین قاینی

واقعیت با رنگ و بوی داستان

نوشته روی جلد کتاب «فراخوانده» این اثر را «روایتی مستند از زندگی و زمانه سردار شهید حسین قاینی، فرمانده گردان رعد» معرفی می‌کند.

واقعیت با رنگ و بوی داستان

 کیمیا استاد| نوشته روی جلد کتاب «فراخوانده» این اثر را «روایتی مستند از زندگی و زمانه سردار شهید حسین قاینی، فرمانده گردان رعد» معرفی می‌کند. کار پژوهش و نگارش اثر را سیدعلیرضا مهرداد از داستان‌نویسان و مدرسان داستان‌‌نویسی مشهد انجام داده و نشر ستاره‌ها آن را با کاغذ و طرح جلد و صفحه‌آرایی مناسبی در سال ١٣٩٧ چاپ کرده است. مطالب کتاب در ٧بخش گنجانده شده است که مقدمه، سلام بر حسین، درخشش درخش، عروج کن حسین، تو هم شهید شدی بابا؟، وصیت‌نامه‌ها و به روایت تصاویر، عنوان‌های آن است.

شهید قاینی متولد ١٣٣۴ در روستای درخش از شهرستان درمیان است و کتابی که درباره وی نوشته شده فاصله زمانی ١٣٣۵‌تا ١٣۶٣‌یعنی یک سال پس از تاریخ شهادتش را دربرمی‌گیرد. فصل پس از مقدمه این‌گونه با راوی سوم‌شخص شروع می‌شود: کربلایی نوروز قدبلند بود، لباده می‌پوشید، عبا به دوش می‌انداخت و عمامه بر سر می‌گذاشت. او امام جماعت یکی از مساجد درخش بود...

خطوط بعدی را که می‌خوانیم متوجه می‌شویم با روایتی کاملا داستانی روبه‌رو هستیم، روایتی متفاوت از بسیاری نمونه‌های تکراری و خشک گزارش‌گونه در حوزه زندگی‌نامه شهدا. در پاراگراف بعد، راوی اول شخص می‌شود و این تغییر راوی فقط با گذاشتن یک گیومه در شروع مطلب اتفاق می‌افتد، بی‌آنکه بدانیم حالا گوینده کیست و چه نسبتی با شهید دارد. پایان جملات وقتی گیومه انتهایی گذاشته می‌شود مخاطب با یک شماره به پانوشت ارجاع داده می‌شود تا آنجا نام گوینده یا همان راوی را بخواند. برای نمونه: مصاحبه با حسن قاینی، نوه کربلایی نوروز.

اینکه نام مصاحبه‌شونده‌ها در خود متن آورده نشده است، ظاهرا برای برهم‌نزدن تمرکز خواننده و یکدستی متن بوده است، به همین دلیل مخاطب هربار به پانوشت ارجاع داده می‌شود. گرچه شیوه نوشتاری سیدعلیرضا مهرداد در نوشتن خاطرات شهید قاینی، متفاوت از زندگی‌نامه‌های معمول است و خودش هم در مقدمه به این موضوع اشاره کرده است، مسئله‌ای که در این میان اتفاق می‌افتد این است که خواننده وقتی با شروع گیومه وارد ساحت مصاحبه جدیدی می‌شود نمی‌داند متن از قول چه کسی نوشته شده است. به همین دلیل باید به دنبال گیومه انتهایی بگردد تا پس از دیدن شماره پای گیومه، به پانوشت برگردد و نام و نسبت مصاحبه‌شونده را با شهید دریابد. این موضوع هربار تکرار می‌شود و آزاردهنده است، به‌ویژه زمانی که متن مصاحبه طولانی است و مثلا تا صفحه بعد ادامه دارد، آن وقت خواننده باید صفحه را ورق بزند. گیومه انتهایی را پیداکند، پانوشت را بخواند، به صفحه قبل برگردد و خواندن متن را ادامه دهد. این در حالی است که اگر ارجاع به پانوشت در زمان گذاشتن گیومه ابتدایی اتفاق می‌افتاد، این مشکل برطرف می‌‌شد.

در نگاهی کلی می‌توان گفت متن کتاب از بخش‌های روایت اول شخص بر پایه مصاحبه، یادداشت‌های شهید (که از دفتر خاطراتش استخراج شده است) به زبان اول‌شخص و حرف‌های نویسنده در قالب سوم شخص تشکیل شده است. حرف‌هایی که مؤلف در متن کتاب آورده همچون قطعات پازلی است که فاصله بین مصاحبه‌ها و یادداشت‌ها را پرمی‌کند تا به آن‌ها انسجام معنایی و زمانی بدهد. این کلام اتصال‌دهنده تا زمانی که نویسنده دست به قضاوتگری نزده است خوشایند است، اما در برخی قسمت‌ها که با بیان برداشت‌های شخصی همراه شده است، از لذت خواندن مخاطب می‌کاهد. مثلا نویسنده در صفحه‌٢١ بعد از آوردن یادداشتی از روزگار دوازده‌سالگی شهید درباره مادربزرگش می‌گوید: نوشته‌های فوق میزان تأثیر رخساره حکیمی در زندگی نوه‌هایش را روشن می‌کند و از طرفی دیگر وابستگی حسین را به این زن مؤمنه و پاکدامن. همچنین بیانگر روحیه لطیف و ظریف و حساس حسین است. قلم حسین نیز نشان می‌دهد که بهره‌ای از ادبیات دارد.

مخاطب با خواندن یادداشت‌های شهید و مصاحبه‌ها خودش به تدریج به برداشتی از شخصیت سردار شهید حسین قاینی می‌رسد که اگر با برداشت سیدعلیرضا مهرداد به عنوان نویسنده منطبق نباشد، در هنگام خواندن اثر در یک تعارض، در برابر مؤلف قرار می‌گیرد که اتفاق خوشایندی نیست.

با این همه می‌توان گفت فراخوانده کتابی است که ارزش خواندن دارد و این ارزش از زبان روان و داستانی به‌کارگرفته شده در روایت‌های مربوط به مصاحبه‌‌ها و نیز از وجود دست‌نوشته‌های شهید به عنوان اسنادی معتبر در معرفی او برمی‌خیزد.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی