کد خبر : 87846
/ 05:52

غربت نوایی

شهرآرا به مناسبت چهارمین سال درگذشت استاد غلامعلی پورعطایی به بررسی جایگاه موسیقی مقامی در خطه خراسان پرداخته است

غربت نوایی

شهرآرا آنلاین - موسیقی مقامی خراسان، از شمال تا جنوب آن، میراث ماندگاری است که نسل به نسل و سینه به سینه از گذشته‌های دور، خود را به روزگار ما رسانده است و چه بسیار بزرگانی که در این راه پر فراز و نشیب، اعتبار نوای دلنشین خراسان بوده‌اند. نوایی که مردم آن‌را با صدای روح نواز دوتار می‌شناسند. 

بزرگان موسیقی مقامی این سرزمین اما، چه بسیاری که شوربختانه از میان ما رفته‌اند و چه اندکی که همچنان وجودشان تکیه گاه مستحکم موسیقی خراسان و ایران است، نه به قدر هنرشان احترام دیدند و نه به قاعده جایگاه‌شان، حمایتی از آن‌ها شد. نوای غریب دوتار، مظلوم بود حتی زمانی که همه آن بزرگان بودند و پنجه و حنجره حیرت انگیزشان، مردمان را سحر می‌کرد. چه رسد به امروز که بسیاری از آن‌ها چهره در نقاب خاک کشیده-اند و آن اندک دیگر، در گوشه تنهایی خود برای دل خویش می‌نوازند اگر هنوز قوتی به پنجه‌هایشان مانده باشد. 

پرونده امروز شهرآرا، نگاهی دارد گذرا به دنیای بزرگ موسیقی مقامی خراسان و آنچه بر آن رفته و آینده‌ای که پیش رو دارد و برای این کار، چه بهانه‌ای مناسب‌تر از سال روز درگذشت استاد پورعطایی که قطبی است در عرصه موسیقی مقامی ایران.

 

واژه‌هایی نشسته در دل نوا 

جان کلام موسیقی مقامی، ریشه در روایتگری و منظومه‌خوانی دارد

 

﷯ خلخالی-زوزنی| موسیقی مقامی خراسان بزرگ، دامنه‌ای وسیع دارد، گستره‌ای که از تنوع قوم‌ها و فرهنگ‌های مختلف این خطه برخاسته است، از هم‌نشینی اقوام فارس تا اقوام مهاجر کرد و ترک. بخش زیادی از کلام به‌کارگرفته شده در این شاخه از موسیقی اقلیمی و محلی، برآمده از گویش مردمان همین منطقه است، این ترکیب آواز و الحان با ادبیات شفاهی، یکپارچگی‌ای ساخته است که گویا زخمه بر جان و روح شنونده می‌زند. سروده‌ها و اشعار به‌کارگرفته شده در این موسیقی نه تنها بر فراز و فرودهای موسیقی و الگوهای آهنگین آن تأثیر دارد، بلکه شنونده را به جایی می‌رساند که بوی اصالت باستانی و یکرنگی از آن برمی‌خیزد.

یکی از خصوصیت‌های یک مقام خوب، شعر خوب است که به ارتقا و فاخرشدن آن مقام کمک می‌کند، مثلا ترانه زیبای «نوایی» چنان با موسیقی مقامی درآمیخته که گویا جزوی از خود نواست.

ارتباط بین ادبیات و موسیقی مقامی که درباره‌اش با ٣تن از نوازندگان برجسته و پژوهشگر موسیقی مقامی گفت‌وگو کردیم. عزیز تنها، پژوهشگر مطرح و دوتار‌نواز برجسته تربت‌جامی، حسین میری، محقق، نویسنده و شاعر و رضا غلامی، نوازنده و رئیس انجمن موسیقی قوچان کسانی هستند که در گزارش پیش‌رو با آن‌ها همکلام شده‌ایم.

 

﷯ کلامی برآمده از باورهای مردم

عزیز تنها که خود نواختن دوتار را به صورت حرفه‌ای از پدرش آموخته است، موسیقی محلی خراسان را یک موسیقی مردمی می‌داند که منحصر به طبقه خاصی نیست و برخاسته از باورها و اعتقادات مردم است. او اشعار به‌کاررفته در این موسیقی را هم نشئت‌گرفته از همین باورها و اعتقادات قلمداد می‌کند که در مقام‌های باکلام موسیقی مقامی خراسان آشکار است.

از گذشته‌های بسیار دور تا به امروز، بخشی از موسیقی مقامی خراسان شامل روایتگری و منظومه‌خوانی بوده است و راوی برای مردم داستان‌هایی موضوعی را با دوتار و آواز روایت می‌کرده است. تنها دراین‌باره می‌گوید: در موسیقی شرق خراسان، بیشتر به موضوعات مذهبی با داستان‌هایی از پیامبر اعظم(ص) و بزرگان دین پرداخته می‌شده است، البته گاهی موضوعات دیگری نیز در اجرای راوی وجود داشته است، مانند داستان‌هایی از لیلی و مجنون یا اشعار حماسی یا سرچشمه‌های مذهبی.

 

﷯ به‌کارگیری شعر نو، بسیار دور از ذهن است

زخمه‌هایی که در طی سالیان، برجان دوتارها و سه‌تارهای موسیقی مقامی خراسان می‌نشسته همواره با اشعار و سروده‌هایی همراه بوده است، اشعاری که بیشتر سینه‌به‌سینه و شفاهی منتقل شده‌اند. دوتار نواز برجسته تربت‌جامی سروده‌های استفاده شده در مقام‌ها را منسوب به شاعرانی ناشناخته می‌داند، مانند داستان سلطان جمجمه، شهر عجایب و یا بسیاری دیگر از منظومه‌ها که معمولا جایی مکتوب نشده و بیشتر شفاهی نسل به نسل منتقل شده است. او می‌گوید: در گذر زمان، تغییراتی در ابیات شعرها ایجاد شده است و یا گاهی بعضی از ابیات در این میان از بین رفته است. البته بحث در مورد تغییرات شعری می‌تواند محتوایی باشد یا ساختاری، که در حوزه محتوا اشعار معمولا همان اشعار قدیم یا شبیه آن سروده‌هاست. تغییرات ساختاری اشعار هم اگرچه اتفاق افتاده، به آن صورت محسوسی که شعر فارسی معاصر تجربه کرده، نبوده است.

درآمیختن کلمه و ساز در هر نوع موسیقی، به برآیندی می‌رسد که سبب تأثیر یگانه‌ای بر شنونده می‌شود، اینکه انتخاب نابجای اشعار در موسیقی مقامی چه لطمه‌ای می‌تواند به این هنر بزند، موضوعی است که نظر عزیز تنها را درباره‌اش می‌پرسیم. او با اشاره به اینکه در بیشتر آوازهای موسیقی شرق خراسان، اشعار در قالب دوبیتی است بیان می‌کند: برای نمونه اگر بخواهیم در مقام آواز جمشیدی از اشعار دیگری که در قالب دوبیتی نیست، استفاده کنیم مسلما ساختار آسیب می‌بیند. قالب‌های دیگر شعر مانند غزل، مثنوی، قصیده و گاهی مستزاد هم در مقام‌ها استفاده شده است. اما درباره استفاده از شعر نو تاکنون تجربه‌ای در این مورد ثبت نشده و قرار گرفتن شعر نو در قالب مقام‌ها نیز بسیار دور از ذهن است.

 

﷯ اختلاف داستان‌ها در مقام‌های بی‌کلام بیشتر است

هر شنونده‌ای که تجربه چندباره شنیدن موسیقی مقامی را دارد، احتمالا به این موضوع برخورد کرده است که نوازندگان موسیقی مقامی گاهی برای اشعار و داستان‌هایی که استفاده می‌کنند، روایت‌های مفصل‌تر و کامل‌تری را شرح می‌دهند که روایت راوی‌های گوناگون کمی با هم متفاوت است. نوازنده برجسته تربت‌جامی دراین‌باره می‌گوید: در مورد اشعار منظومه‌ها تکلیف روشن است و خود ابیات منظومه، گویای داستان است، مگر در مورد بعضی از مقام‌ها مانند «نوایی» که در مورد داستان آن اختلافاتی وجود دارد و یکی از دلایل آن مکتوب‌نشدن آن مقام در گذشته است که باعث شده افرادی با سلایق مختلف، داستان‌های مختلفی را روایت کنند. البته اختلاف در مقام‌های بی‌کلام بیشتر می‌شود تا جایی که به عنوان مثال برای مقام «اشترخجو» حدود ١٠تا ١٢داستان وجود دارد. به اعتقاد من خود مقام‌ها نیز به دلیل شفاهی‌بودن در سیر تاریخی خود با تحولات و تغییراتی همراه بوده‌اند.

 

﷯ کمبود منابع جدید، تکرار اشعار را به همراه داشته است

تنوع زبان، گویش‌ و لهجه در خراسان بزرگ به تنوع در ادبیات انجامیده و این تنوع به موسیقی مقامی هم سرایت کرده است. ترک‌‌زبان‌ها و کرد زبان‌ها همچون فارس‌زبان‌هایی که در خراسان به کار موسیقی مشغولند، می‌کوشند ضمن حفظ اصول پایه موسیقی مقامی و ادبیات، با نوآوری، نسل نو را درگیر این هنر کنند. رضا غلامی، رئیس انجمن موسیقی قوچان، که دستش به نواختن دوتار هم می‌رود، جایگاه ادبیات در موسیقی مقامی خراسان را تنوعی از متون ادبی می‌داند: بسته به مضمونی که هنرمندان موسیقی قصد انتقال آن را دارند، چنان‌که از ادبیات شفاهی بهره می‌برند از اشعار قدما نیز استفاده می‌کنند. اشعار مولانا در میان نوازندگان و خوانندگان این موسیقی جایگاه ویژه‌ای دارد.

غلامی معتقد است با ظرفیت و ظرافتی که موسیقی مقامی دارد نباید آن را به زبان‌های ترکی و کردی محدود کرد و این موسیقی باید آغوشش را به روی همه زبان‌ها باز کند: اگر موسیقی مقامی را به یک زبان خلاصه کنیم، خسته‌کننده خواهد شد. البته کتاب‌های جدید که اشعار مناسب برای تنظیم در دستگا‌های موسیقی محلی داشته باشد، کم چاپ می‌شود و همین کمبود منابع، هنرمندان را به تکرار می‌اندازد.

 

﷯ نواهای قصه‌گوی ستارزاده

حسین میری، پژوهشگر، نویسنده و شاعر نخستین کتاب شعر با گویش قوچانی را که شبیه به فارسی دری است سروده است. به نظر میری موسیقی مقامی شمال خراسان با تلاش‌های استاد اسماعیل ستارزاده (اسماعیل بخشی) به نقطه عطف خود رسید. استاد ستارزاده با واردکردن زبان فارسی در کنار دو زبان ترکی و کردی باعث شد تنوع اشعاری که در قطعه‌ها و نغمه‌های محلی استفاده می‌شود افزایش یابد: او که خود شاعر و نوازنده بوده، علاوه بر استفاده از اشعار ترکی و کردی، از اشعار فارسی هم استفاده می‌کرده یا خودش می‌سروده و این کار باعث شده است موسیقی مقامی شمال خراسان، گسترش یابد.

همچنین از زمانی که اشعار قصه‌گو شده‌اند و روایت بیشتری از ماجرا را در خود جای داده‌اند، ارتباط مخاطب هم با قطعه‌های موسیقی مقامی و محلی بیش از پیش شده است: استاد ستارزاده به شهر‌ها و روستا‌های مختلف سفر می‌کرده و داستان‌ها و قصه‌های زندگی آن‌ها را می‌شنیده و خودش بر اساس آن شعر می‌سروده است. همین باعث شده اشعارش در میان مردم جای بیشتری باز کند، چون داستان زندگی خود مردم بوده است.آنچه اسماعیل ستارزاده را نسبت به دیگر استادان موسیقی مقامی شمال خراسان، مانند حاج قربان سلیمانی (قربان بخشی)، حاج حسین یگانه و دیگران متمایز کرده است، همین داستان‌گویی اوست.

 

﷯ اشعار جعفرقلی، منبع اصلی قطعه‌ها 

با اینکه اغلب نوازنده‌های شمال خراسان اشعار «جعفرقلی زنگلی» معروف به «ملک‌الشعرای کرمانج» را منبع اصلی اشعار قطعه‌های موسیقی می‌دانند، سروده‌های فراوانی هم شنیده شده است که منابع مشخصی ندارند و نسل به نسل و سینه به سینه انتقال یافته است. جعفرقلی به دلیل اینکه به انواع زبان‌های فارسی، کردی، ترکی و عربی مسلط بوده، توانسته است در میان نوازندگان بیشتری جا باز کند. 

﷯بیشتر موسیقی‌های محلی و مقامی با کلام هستند و از مناجات تا مفاهیم عاشقانه، پندآموز و ... داشته‌اند. میری دراین‌باره بیان می‌کند: مقام قالب در اشعار ترکی و کردی دوتار است و خب ترکی‌ها محزون‌تر از کردی‌ها نواخته می‌شود. از همین رو شعرهایی را که حزن‌آمیزتر هستند با زبان ترکی، بیشتر شنیده‌ایم. آهنگ کردی ذاتا شاد است.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی