کد خبر : 88138
/ 08:58
سفری کوتاه به دل جاذبه‌های طبیعت با شهروندی از محله کوشش

خاطرات لندرور

سیدرسول علی‌اکبری یکی از همان شهروندان علاقه‌مند به طبیعت است که در این سال‌ها، اهالی و کسبه محل او را با خودروهای ویژه‌اش شناخته‌اند. او و خانواده‌اش گردشگرند و با سفرهای متفاوت به دلِ طبیعت می‌زنند.

خاطرات لندرور

به گزارش شهرآراآنلاین، گاراژی در خیابان کوشش که محل مصاحبه ما با علی‌اکبری است، جای تعمیر و تجهیز خودروهای مخصوص سفر به طبیعت است. خودروهای طبیعت‌گردی متفاوتی در این گاراژ است که با دیدن هر کدامشان، دل هر عاشق سفری پر می‌کشد برای جاده و کوه و دشت.سوار یکی از خودروهای لندروری می‌شویم که در گوشه‌ای از گاراژ پارک شده است، با بستن درِ ماشین، انگار سفرمان به راه‌هایی که این شهروند از آن‌ها گذشته‌ است آغاز می‌شود؛ از تجربیات خودش و آموخته‌هایی که از معلم توانمندی که داشته تا درباره قوانین و تجهیزات لازم سفر، برخورد با حیوانات و چگونگی واکنش در مواقع بروز خطر و نمونه‌های دیگری که برای رفتن به سفر امن به طبیعت لازم است

یکی از تفریحات سالم ، سفر به طبیعت است که با وجود زیبایی‌های بی‌وصف و اندازه‌اش، نیازمند رعایت قوانین محیط‌زیستی است.

چند روز پیش از آنکه آب‌و‌هوای مشهد بارانی شود خودروی لندروری را در نزدیکی دفتر نشریه دیدیم که مربوط به یک گردشگر و فعال محیط‌زیست و متخصص در زمینه اتومبیل است. رنگ خودرو، چادر مستقر روی سقف آن و خلاصه همه تفاوت‌هایش با سواری‌های دیگر، شستمان را خبردار کرد با ماشین و راننده متفاوتی روبه‌رو شده‌ایم و چه فرصتی بهتر از این برای گفت‌وگو درباره سفر و سفرکردن که سفارش‌های زیادی به آن شده است.

علی‌اکبری متولد1360 است. او در خانواده‌ای بزرگ شده است که علاقه زیادی به طبیعت داشتند. پدرش  معلم او  بوده و کلاس درسی را هر هفته در طبیعت برایش برگزار می‌کرده است.

سیدرسول علی‌اکبری، ما را همراه خودش به خاطرات گذشته‌اش می‌برد و از روزی که از پدرش  2هدیه خاص دریافت کرده است، می‌گوید: همه چیز از روزی آغاز شد که پدر برایم یک تفنگ پلاستیکی و یک کوله‌پشتی خرید. آخر هفته‌ها پدرم من را همراه خود و دوستانش به کوه و طبیعت می برد. با وجود سن کم، عضو ثابت این گروه شده بودم. حتی گاهی اوقات، شب قبل از سفر با لباس کامل می‌خوابیدم که صبح آماده باشم. حالا پس از سال‌ها پدرم از سفرهایی که همراه هم می‌رفتیم تعریف می‌کند و می‌گوید: «از زمانی که رسول به اندازه یک کوله‌پشتی بود، همراه من به کوه می‌آمد!»

مسابقات اتومبیل‌رانی

سیدرسول از علاقه‌اش به اتومبیل و مسابقات اتومبیل‌رانی که شرکت می‌کرده است، می‌گوید: من از نوجوانی مکانیک بودم و در این‌کار حرفه‌ای شدم. اما به‌دلیل علاقه خودم به ماشین‌های شاسی‌بلند، دودیفرانسیل و مسابقه‌ای، از 15سال پیش کارم را به‌سمت این مدل خودروها بردم.

او عاشق خودرو است و با خودرو بزرگ شده و این موضوع او را به‌سمت مسابقات اتومبیل‌رانی سوق داده است. از مسابقاتی که شرکت کرده است می‌گوید: من مدت‌ها در هیئت اتومبیل‌رانی استان مسئول فنی این هیئت بودم. مسابقات زیادی شرکت کردم که 3مقام قهرمانی تیمی و یک مقام دومی خارج از کشور از جمله عناوینی بودند که به دست آوردیم.

این اتومبیل‌ران حرفه‌ای با وجود اینکه عاشق خودرو است، ترجیح می‌دهد در شهر با دوچرخه رفت‌وآمد کند و همه سفرهای داخل شهری را با دوچرخه می‌رود. درباره دوچرخه‌سواری‌اش می‌گوید: من به‌دلایل زیادی ترجیح می‌دهم از دوچرخه استفاده کنم و این را هم به سیدمحمد‌رسول یاد داده‌ام. من و پسرم بیشتر سفرهای درون‌شهری را با دوچرخه می‌رویم حتی آن‌هایی را که مسافت زیادی دارد.

  لذت سفر با خودرو

این شهروند از دلیل علاقه‌اش به سفر با این خودروها نیز می‌گوید: با سفرکردن با این مدل خودروها، این امکان را به دست می‌آوریم که از هیاهوی شهرها دور شویم و از آرامش خاصی که در طبیعت نهفته است، استفاده کنیم. می‌توان با این وسیله‌نقلیه از مناظر طبیعی و حیاط‌وحش استفاده کنیم و هر جا دوست داشتیم اتراق کنیم و دیگر به‌دنبال هتل و مکانی برای سپری‌کردن شب نباشیم.

پدرم با مهارت، ماشین را چپ کرد!

از او می‌خواهیم خاطره‌ای از سفرهایش برایمان بازگو کند که او از خاطره‌ای که در اولین سفرها با گروه پدرش برایش اتفاق افتاده است، این چنین می‌گوید: به همراه پدرم و 5نفر از دوستانش با جیپ توسن، به‌سمت کلات در حرکت بودیم. در مسیری سربالایی ماشین ترمز خالی کرد. پدرم با مهارتش دنده‌عقب زد و کاری کرد که خودرو به عقب برگشت و ماشین چپ کرد که اگر این‌کار را نمی‌کرد در دره سقوط می‌کردیم.

او ادامه می‌دهد: صندلی‌های جیپ به‌گونه‌ای است که در آن روبه‌روی هم می‌نشینند. در آن سفر در تمام انگشتان 2دستم پوکه‌های فشنگی بود که از آن‌ها برای شکار کبک استفاده کرده بودند. زمانی که خودرو چپ کرد تمام وسایل ریخت به روی یکی از دوستان پدرم که روبه‌روی من بود. در تاریکی محض بودیم و هیچ‌چیزی را نمی‌توانستیم ببینیم. در آن تاریکی فقط چندبار شنیدم که پایت را بردار. من به‌دنبال صورت نفر روبه‌رویی گشتم که دیده بودم وسایل به رویش ریخته است، اما نمی‌توانستم او را پیدا کنم تا اینکه چراغی روشن شد. آنجا بود که دیدم پای من درست روی گلویش است و منظور او این بوده پایت را از روی گلویم بردار.

بعد ادامه می‌دهد: اکنون آن شخص حدود 90سالش است و ما هنوز با هم در ارتباطیم و هر موقع که من را می‌ببیند از آن شب صحبت می‌کند و اتفاقی که رخ داده بود.

 گیلان رؤیایی

این گردشگر از زیباترین مکانی که در سفرهایش دیده است، می‌گوید: بهترین جایی که هنوز آرزو دارم بروم و از دیدنش سیر نخواهم شد، قله درفک گیلان است. مکانی است زیبا و رؤیایی.

او همچنین از تجهیزاتی که برای رفتن به طبیعت نیاز است می‌گوید: یک ماشین خوب و مطمئن اولین چیزی است که لازم است. چون خودرو اگر در سفر آدم را جا بگذارد، احتمال این زیاد است که آدم از بین برود. خوراکی و آب و غذای خشک به مقدار یک هفته، بانداژ و داروهای ضروری، لباس و لوازم گرمایشی و پیک‌نیک از وسایل ضروری است که به همراه داشتن آن‌ها می‌تواند جان انسان را نجات دهد.

 تجهیزات لازمه سفر مطمئن

گردشگر محله کوشش از سفری می‌گوید که به‌دلیل نداشتن تجهیزات، همسفرش دچار آسیب شد. او تعریف می‌کند: در یکی از سفرهای زمستانی، خودرو در کوه ماند که در این سفر یکی از همسفرانم به‌دلیل نداشتن وسایل گرمایشی کافی، یکی از انگشتان پایش را از دست داد. از آن زمان، حتی وقتی در تابستان هم به سفر می‌روم برای خودم و خانواده‌ام در ماشین لباس گرم نگهداری می‌کنم. جی‌پی‌اس، آخرین وسیله‌ای است که برای سفر لازم است و می‌تواند در پیداکردن مسیر به ما کمک کند.

 جذابیت‌های سفر به طبیعت

سفرکردن به طبیعت و گشتن در آن باعث نشاط می‌شود و دیدن جذابیت‌های طبیعی باعث لذت بسیاری در انسان می‌شود. این گردشگر درباره جذابیت‌های سفر به طبیعت می‌گوید: همین که شما در حال طی مسیری هستید، ناگهان به یک حیوان یا یک منظره زیبا برمی‌خورید. چنان باعث لذت شما می‌شود که برای چند روز خاطره برای تعریف از آنجا خواهید داشت. من بارها شده پلنگ، گله‌قوچ و کبک با جوجه‌هایش را دیده‌ام. شب‌ها آسمان پر‌ستاره و زیبا و شهاب‌سنگ‌هایی را که در حال عبور هستند می‌توانید ببینید. جذابیت‌های طبیعت زیاد است من به‌دلیل علاقه‌ام به این موارد مدام چشمم به دنبال این‌هاست.

او می‌افزاید: سفر را همسفر خوب، زیبا و جذاب می‌کند. من تجربه این را داشته‌ام به دلایل شرایطی، تنها به کوه رفته‌ام همین‌قدر که وارد طبیعت شدم از اینکه کسی همراهم نبود احساس خوبی نداشتم و هیچ لذتی نبردم.

ما همیشه سرحال هستیم

او از تغییرات مثبتی که در روحیه خانواده‌اش پس از سفر ایجاد می‌شود، می‌گوید: همسرم اعتقاد دارد ما همیشه سرحال هستیم چون آخر هفته‌ها به‌سراغ طبیعت می‌رویم. این طبیعت‌گردی است که باعث نشاط ما می‌شود.

او ادامه می‌دهد: پنجشنبه‌ها بعد‌ازظهر با خانواده می‌رویم به اطراف مشهد و جمعه شب بازمی‌گردیم. انگار ما در  این سفرها به‌روزرسانی می‌شویم و شنبه را پرانرژی آغاز می‌کنیم.

از علی‌اکبری درباره مکان‌هایی که علاقه بیشتری برای رفتن به آنجا دارد می‌پرسم که می‌گوید: من به کوه‌های هزار مسجد علاقه خاصی دارم و بیشتر به آنجا می‌رویم. به ارتفاعاتی که مشرف می‌شود به خاک ترکمنستان و شهرهای مرزی، از آنجا به‌راحتی دیده می‌شود. جاهایی مانند «دره کوه» که زیبایی منحصربه‌فردی دارد و از آنجا بخش مهم طبیعت هزارمسجد دیده می‌شود. یکی از مناطق دیگر «سیستان» است که بزرگ‌ترین زیستگاه پلنگ در آن واقع است. متأسفانه با حضور آدم‌ها این حیوان، آرامش خودش را در آنجا از دست داده و جانش هم به خطر افتاده است. آنجا آخر هفته‌ها، مملو از جمعیت است. صدای ماشین‌ها، ورود مردم با خودروهایشان به مناطق بکر، باعث آزار و اذیت حیوانات می‌شود.

تعجب و قدردانی از مأموران محیط زیست

می‌خواهد از خاطره‌ای که در سفرش به منطقه باجگیران داشته است بگوید: «همراه خانواده و با چند خودرو به حاشیه‌ رودخانه‌ای در سمت باجگیران رفته بودیم. زمانی که رسیدیم گفتم خودروها را با فاصله از رودخانه پارک کنید. در فاصله صدمتری پارک کردیم و به حاشیه رودخانه رفتیم و مدتی به تفریح مشغول شدیم. زمانی که به قصد بازگشت به حرکت درآمدیم، خودروی محیط‌زیست جلو ما را گرفت. ابتدا فکر کردم می‌خواهند بازرسی کنند که حیوانی شکار نکرده باشیم. چون آنجا منطقه حفاظت شده است و مأمور محیط‌زیست کارش رصد است و باید ببیند اگر کسی برای تخریب یا آسیب‌رساندن به طبیعت آمده مانع او شود. به ما که رسیدند، گفتند قصد داریم از شما.

تشکر کنیم. ما شما را از بالای تپه می‌دیدیم، وقتی شما رسیدید فکر کردیم برای شکار آمدید، اما وقتی ماشین‌های خود را با فاصله از رودخانه پارک کردید و زمانی که قصد رفتن کردید، زباله‌های خود را جمع کردید، از این‌کار شما خیلی خوشحال شدیم.

او می‌افزاید: مأمور محیط‌زیست همین‌طور گفت خود روستاییان رعایت نمی‌کنند و خودروها را به داخل رودخانه هم می‌آورند و می‌شویند. به آن‌ها گفتم ما آمدیم طبیعت‌گردی کنیم، نیامدیم که به طبیعت آسیب برسانیم. این‌قدر کار ما برای مأموران محیط‌زیست عجیب بود و ندیده بودند که آمدند از کاری که انجامش وظیفه ما بود تشکر کردند.

 #من_را_با_خودت_ببر

من این‌ها را از پدرم آموزش دیده‌ام و مردم ما نیز نیاز به آموزش دارند. وقتی شما با کسی بروید به طبیعت و ببینید با خودرو‌ می‌رود روی مراتعی که محل تغذیه حیوانات است و آن‌ها را با خودروش نابود می‌کند، شما متوجه نخواهید شد این مراتع چه اهمیتی دارد و این غذای حیوانات است که زیر لاستیک از بین می‌رود. وقتی خودروش را به کنار رودخانه ببرد و بشوید شما هرگز نخواهید فهمید این عمل، چه آسیبی به آب وارد می‌کند. وقتی زباله‌هایش را رها می‌کند، وقتی آتش روشن می‌گذارد همین‌طور است. نمی‌فهمید با این‌کار به طبیعت چه آسیبی وارد می‌شود.

این فعال محیط‌زیست ادامه می‌دهد: ما هشتکی داریم به اسم منو با خودت ببر. که با جستجو در فضای مجازی می‌توانید عکس‌های ما را در آن پیدا کنید. ما حتی دستمال کاغذی و پوست میوه را در طبیعت رها نمی‌کنیم و در زمان بازگشت اگر گله‌ گوسفندی مشاهده کردیم، پوست میوه‌ها را برای آنان باقی می‌گذاریم.

کشتار بی‌رحمانه حیوانات

او در ادامه به نابودی حیوانات در طبیعت اشاره می‌کند و می‌گوید: من مخالف شکار هستم در نوجوانی به شکار می‌رفتم، اما سال‌های زیادی است که مخالف سر‌سخت این‌کار شده‌ام.

علی‌اکبری ادامه می‌دهد: تنها دلیل کم‌شدن حیوانات شکارچی‌ها نبودند، در تمام روستاها اسلحه فراوان است.

او از یکی از روستاها نام می‌برد و می‌گوید: تنها در آنجا، نزدیک به 180اسلحه وجود دارد. این روستا در منطقه حفاظت‌شده است. بومیان در آنجا برای شکار از اسلحه استفاده می‌کنند و متأسفانه مأموران محیط‌زیست هم نمی‌توانند برخورد لازم را با بومیان داشته باشد.

علی‌اکبری می‌افزاید: از بین رفتن حیوانات مقصرش شکارچیان نبودند. اگر اسلحه‌ها را از دست همه می‌گرفتند یا برای استفاده از آن‌ فرهنگ‌سازی می‌شد، شاهد این همه کشتار حیوانات نبودیم.

 2ماه عسل با موتورسیکلت

او از بهترین سفری که رفته است می گوید و بهترین خاطره‌ای که دارد. این گردشگر، با لبخند از سفری نام می برد که به اتفاق همسرش پس از ازدواج به آن رفتند. از ماه عسلی می گوید که تبدیل به 2ماه عسل شده است. اما عجیب اینکه این سفر 60روزه با طی مسافت 5800کیلومتر را با موتور‌سیکلت انجام داده بودند.

علی‌اکبری می‌گوید: همسرم بعد از ازدواج با من به شرایط سخت سفر علاقه پیدا کرد. اکنون خانمم و پسرم دو نفری هستند که من را تشویق می‌کنند، با خودرو به سفر برویم و شب در طبیعت بمانیم و از شهرها دور بمانیم، حتی تولد سیدرسول را به اصرار او در کوه گرفتیم. میهمانان ما مجبور شدند برای آمدن به تولد از کوه بالا بیایند.

 خطرهای سر راه

او در ادامه به خطراتی که در سفر امکان رخ‌دادنش وجود دارد، اشاره می‌کند و می‌گوید: خرابی‌ ماشین، بزرگ‌ترین خطری است که خیلی‌ها با آن روبه‌رو می‌شوند.

علی‌اکبری می‌افزاید: بهتر است با لیدری که آشنا به منطقه است به طبیعت بروند. به جاهایی که حداقل امکان حادثه در آن وجود دارد بروند. خیلی‌ها برای رفتن به طبیعت جانشان را از دست داده‌اند.

این گردشگر سپس به حیواناتی اشاره می‌کند که ممکن است روبه‌روشدن با آن‌ها باعث به خطرافتادن جان افراد شود و می‌گوید: من با پلنگ چندبار روبه‌رو شدم. پلنگ حیوانی است که اگر بترسد به شما حمله می‌کند. تنها کاری که وقتی با آن روبه‌رو شدید باید بکنید، این است که هیچ واکنشی نکنید بی‌حرکت بمانید تا پلنگ تصمیم بگیرد. این حیوان باید تصمیم‌گیرنده باشد. همه کسانی که با پلنگ روبه‌رو شده اند، زمانی که جلو پلنگ حرکت اضافه‌ای نکرده اند حیوان برگشته و کاری به آن‌ها نداشته است. پلنگ، آدم را نمی‌خورد اگر حمله کند برای این است که ترسیده. پلنگ حیوانی است مغرور، زمانی که دمش سیخ است، یعنی آمده حمله است اگر دمش در حال بازی و تکان‌دادن بود، یعنی احساس آرامش می‌کند و خطری نیست. اما باز هم نباید او را تحریک کرد.اما گرگ بسیار زرنگ و خطرناک است، به‌ویژه در زمستان. گراز هم حیوانی است که ممکن است با قرارگرفتن در مسیرش و اگر تحریکش کنید به شما حمله کند. زمانی که با حمله گراز روبه‌رو شدید، به‌سمت ارتفاع بروید. 10متر که بالا بروید دیگر گراز به دنبال شما نمی‌آید.

علی‌اکبری در پایان بیان می‌کند: طبیعت‌گردی زمانی زیباست که شما درست از آن استفاده کنید. اگر علاقه‌مند به رانندگی سخت و آفرود هستید، به مکانی که آماده شده در پیست شاندیز بروید. آنجا استادانی هستند که آموزش می‌دهند در کوه جای گذاشتن چالش نیست 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی