کد خبر : 88409
/ 07:00

مروّج نیکوکاری

پای حرف‌های خَیّر مشهدی که سر مایه اش را برای ساخت اماکن ورزشی خرج می کند و این روزها در حال احداث 6 سالن ورزشی در شهر است

مروّج نیکوکاری

شهرآرا آنلاین - مرتضی اخوان - همه‌چیز به جایی لابه‌لای خاطرات کودکی‌اش برمی‌گردد، همان‌روزها که پدرش بذرهای کار خیر را در وجودش می‌کاشت. هر وقت صحبت از کار خیر و خیّران به میان می‌آید، همه فکر و ذهنشان درگیر خیّرانی می‌شود که مدرسه، بیمارستان یا مسجد می‌سازند. قهرمان داستان سالن‌های ورزشی، خیزش را برای خدمت متفاوت برداشته است. او ساخت سالن‌های ورزشی چندمنظوره را برای انجام کار خیر انتخاب کرده است؛ 6 سالن ورزشی در مناطق طلاب، بولوار ساجدی، خیابان ولی‌عصر(عج)، قاسم‌آباد، سیدی و بولوار وکیل‌آباد. هر کدام به زیربنای 1600 مترمربع و با هزینه تمام‌شده چیزی حول‌وحوش 3میلیارد تومان برای هر سالن. سازه بناهای ماندگار مهدی مروج‌تربتی، خیّر نیکوکاری که سالن ورزشی می‌سازد، تا سال‌های سال قرار است از انفاس خیر پدران و مادرانی پُر شود که فرزندانشان در میدان ورزش آن، خوشبختی و سلامتی را جست‌وجو می‌کنند.

 

از کوچه‌های نجف تا تحصیل دکترا در آمریکا

روزهای زندگی مهدی مروج‌‌تربتی، خیّر نیکوکاری که سالن ورزشی می‌سازد، از تولد در کوچه‌های نجف تا تحصیل دکترا در دانشگاه‌های آمریکا، پُر از اتفاقات و تجربه‌های ریزودرشت است. او از تولد و گذران آن دوران این‌گونه می‌گوید: «من مهدی مروج‌تربتی، متولد سال1331 در شهر نجف عراق هستم. 4 برادر و 4 خواهر دارم. در سال1332 پدرم مرحوم آیت‌ا... مروج به تربت‌حیدریه که خانواده‌شان آنجا بودند، کوچ کردند و در دوران متوسطه تحصیلی برای ادامه تحصیل به مشهد آمدم. فوق‌لیسانسم را از دانشگاه فنی تهران در رشته مهندسی مکانیک گرفتم و برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به آمریکا رفتم. 2 سال از تحصیلم می‌گذشت که در ایران جنگ تحمیلی آغاز شد و برای خدمت به کشورم درسم را رها کردم و به ایران برگشتم. با خودم گفتم در کشورم به من احتیاج دارند، باید برگردم.»

 

جرقه‌های کار خیر و ماجرای نان رایگان!

«از همان کودکی حرکات و کارهای پدرم توجهم را به خود جلب می‌کرد. او همیشه درباره مسائل اجتماعی و کمک به هم‌نوعان حساس بود. وقتی خودم بزرگ‌تر شدم، تمام تفکرم از همان ابتدا خدمت بود. با خودم می‌‎گفتم وقتی جامعه شرایطی را برای من فراهم کرده است تا دانشگاه بروم، از امکانات جامعه بهره‌مند شوم و خدمات بگیرم، پس شایسته است من هم در حد توانم به این جامعه خدمتی انجام بدهم.» این‌ آغاز یک جرقه بزرگ بود؛ جرقه‌ای در ذهن و دل خیّری که از همان‌روزها تصمیم گرفت به جامعه‌اش کمک کند. تربتی از اولین تجربه‌های کار خیر خود این‌گونه می‌گوید: «یادم می‌آید سال‌های 62-61 یک خانه اجاره‌ای در منطقه تبادکان داشتم. همسرم هم معلم بود. با همراهی رئیس مدرسه و همسرم تعدادی از خانواده‌ها را در محل شناسایی کرده بودیم و حواله‌هایی به آن‌ها داده بودیم تا برای خرید نان رایگان به نانوایی محل بروند. آن‌موقع ماهی 4هزار تومان اجاره خانه می‌دادم و چیزی حدود 900-800 تومان فقط هر ماه هزینه نانوایی محل بود که برای کسانی که رفته بودند نان مجانی خریده بودند، باید پرداخت می‌کردم. به عقیده من برای انجام کار خیر حتما لازم نیست پول آن‌چنانی داشته باشید. گاهی باید همت بالا و انگیزه داشت.»

 

ورزش، خیری که ماندگار است

چرا ورزش؟ سؤال اساسی این بود که چرا این خیّر نیکوکار به‌جای آنکه به سراغ مدرسه‌سازی و ساخت بیمارستان برود، تصمیم گرفت در عرصه ورزش سرمایه‌گذاری کار خیر انجام دهد. او دراین‌باره می‌گوید: «زمان دبیرستان و دانشگاه ورزش می‌کردم. اثر ورزش را همیشه در زندگی اجتماعی دیده‌ام. در ورزش انسان برای زندگی و اجتماع ساخته می‌شود. در ورزش معنی برنده و بازنده‌شدن را می‌فهمید. در ورزش معنی تلاش را می‌فهمید و این را می‌توانید به تمامی مسائل اجتماعی تعمیم دهید. 16،17 سال پیش پسر ورزشکاری داشتم که به‌دلیل یک بیماری عجیب و ناشناخته فوت کرد. از همان‌موقع تصمیم گرفتم سرپرستی و حمایت از هم‌بازی‌ها و دوستان پسرم را به عهده بگیرم. همان‌جا بود که به این فکر افتادم این بچه‌ها برای ورزش نیاز به فضا دارند. سرانه فضای ورزشی استاندارد در مدارس بسیار پایین است و حیاط خیلی از مدارس برای ورزش و زنگ ورزش دانش‌آموزان مناسب نیست؛ به‌ویژه دختران که محدودیت ورزش در فضاهای ورزشی برایشان بیشتر هم هست.»

 

فرار از بروکراسی‌های اداری اداره کل ورزش

خیّر نیکوکار وقتی از عزمش برای ساخت 6 سالن ورزشی برای دانش‌آموزان می‌گوید، از بروکراسی اداری و سختی‌های پیش‌روی خیّران برای این کار گلایه‌هایی پنهانی دارد. «سال گذشته تصمیم به ساخت 6 سالن چندمنظوره ورزشی در مناطق مختلف مشهد گرفتم و برای این منظور با اداره کل نوسازی مدارس و تربیت‌بدنی آموزش‌وپرورش صحبت کردم. به آن‌ها گفتم شما زمین به من بدهید، کلید مجموعه را تحویل بگیرید. خیلی‌ها به من گفتند چرا برای ساخت این سالن‌ها به سراغ آموزش‌وپرورش رفتید و با اداره کل ورزش و جوانان همکاری نکردید. حقیقتش این است چون از بروکراسی‌های اداری فراری‌ام. حتی برای آنکه گرفتار بروکراسی‌های اداری آموزش‌وپرورش هم نشوم، گفتم صفر تا صد را خودم می‌سازم. یک روز حسین‌پور، مدیرکل نوسازی مدارس، بعد از آنکه دیدند چقدر پروژه در گیر‌ودار بروکراسی اداری مانده است، به معاونانشان گفتند: «این بنده خدا آمده می‌خواهد پول بدهد، نمی‌خواهد که از شما پول بگیرد، این‌قدر اذیتش می‌کنید. بگذارید کارش را بکند.» باور کنید من هیچ‌وقت نه چیزی خواستم و نه امتیازی گرفتم؛ اما بالاخره همیشه عده‌ای خواسته یا ناخواسته سنگ‌اندازی‌هایی می‌کنند.» 

 

خیّرین به ورزش هم توجه کنند

مهدی مروج‌تربتی در پایان سوی صحبت‌هایش را به‌سمت خیّران دیگر می‌برد و از آن‌ها می‌خواهد به ورزش هم توجه کنند. «فقط امیدوارم روزی خیّران ما به موضوع ورزش هم توجه کنند. همان‌طور که خیّران عزیز ما مدرسه می‌سازند، چون معتقدند تحصیل علم بسیار حائزاهمیت است، باید بدانند که ورزش هم در کنار تحصیل مهم است.»  

  

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی