کد خبر : 88511
/ 08:05

به خاطر نقد غذا کتک خوردم

نخستین «مستر تیستر» ایران از تجربه یازده‌ساله‌اش درباره غذا می‌گوید

به خاطر نقد غذا کتک خوردم

شهرآرا آنلاین - هما سعادتمند | تُپُل چشم‌آبی با موهای مجعد روشن، یک توصیف دم دستی از اولین «مستر تیستر ایران» است. حمید سپیدنام که حدود ١١سال پیش با نام «آقای خوش‌خوراک» سر زبان‌ها افتاد، بانی حرکتی بود که در دنیا کاری بدیهی تلقی می‌شد، اما در ایران چندان شناخته‌شده نبود. او به رستوران‌های مختلف سر می‌زند و طعم غذاها را امتحان می‌کند. بعد تصویر آن غذا و توصیف طعم و مزه آن را در صفحه‌های شخصی مجازی‌اش به اشتراک می‌گذارد. هدف او از این کار، معرفی فرهنگ غذایی و طعم و مزه‌های اقوام مختلف سرزمینمان به همه ایرانیان و حتی جهان است. روز جهانی غذا، سبب شد پای گفت‌وگوی او بنشینیم و از تجربه‌هایش در حوزه غذا بشنویم.

 

﷯ پیش از اینکه مستر تیستر یا آقای خوش‌خوراک را خلق کنید، میانه‌تان با رستوران‌ها و غذاهای رستورانی چطور بود؟

از‌آنجا‌که مادرم شاغل بود و کمتر فرصت می‌کرد در خانه غذا بپزد، ذائقه من از کودکی با غذای رستورانی آشنا شد و با آن خو گرفت. مادرم معلم بود؛ برای همین ظهر وقتی همه با هم به خانه می‌رسیدیم، معمولا غذا آماده نبود. یادم است آن روزها سر کوچه‌مان یک کبابی به اسم «نمونه» بود که این سال‌ها تعطیل شده؛ کباب خیلی خوبی داشت و ما معمولا هر روز یا یک‌روز‌در‌میان آنجا بودیم.

 

﷯ تعریف شما از غذای خوب چیست؟

غذای خوب، غذایی است که بعد‌از سلامتی به شما حس بدهد. من فکر می‌کنم غذایی که به آدم حس بدهد، بهترین غذاست و غذای ایرانی با‌توجه‌به عشق و حوصله‌ای که صرف پخته‌شدنش می‌شود، معمولا از بهترین غذاهای دنیاست.

 

﷯ پس اگر از شما بپرسیم که غذای ایرانی چقدر با استانداردهای جهانی فاصله دارد، این فاصله از نظر شما کم است؟

از نظر من، غذای ایرانی بهترین غذای دنیاست اما هر چه جلوتر می‌رویم، درست‌کردن این غذاها با‌توجه‌به کمبود وقت و مشکلاتی که در زندگی‌های امروزی هست کمتر و کمتر می‌شود. برای مثال ٢روز پیش، بعد‌از مدت‌ها تصمیم گرفتم آشپزی کنم؛ به‌همین‌دلیل ساعت۵ صبح بلند شدم و غذای مد‌نظرم را به‌اصطلاح بار گذاشتم. طبخ این غذا تا‌حدود ظهر طول کشید، اما طعم آن به‌دلیل زمانی که صرف پختن آن شد، با همیشه فرق می‌کرد و متفاوت بود.

 

﷯ پس آشپزی خودتان هم خوب است.

من آشپزی نمی‌کنم اما اگر هم بخواهم این کار را انجام دهم، دست‌پخت خوبی دارم. باید بگویم که رستوران‌گردی این سال‌ها در‌کنار گفت‌وگو با آشپزهای تراز اول و معروف در سراسر جهان سبب شده است تجربه‌های خوبی درباره ساخت طعم‌ها و مزه‌های جدید پیدا کنم.

 

﷯ چه راهکاری برای استفاده هر چه بهتر از ظرفیت غذاهای ایرانی در جذب گردشگر پیشنهاد می‌کنید؟

چند‌سالی است که دارم در این زمینه کار می‌کنم. همیشه این موضوع که مردم دنیا با غذای ایرانی آشنا شوند، برایم مهم بوده است. چند روز پیش، یک آشپز برزیلی آمده بود به یکی از رستوران‌های پایتخت. من به دعوت سفیر برزیل به آنجا رفتم و نشانی صفحه اینستاگرام ایشان را در صفحه خودم به اشتراک گذاشتم. جالب است که می‌بینم در این چند روز، همه پست‌هایی که می‌گذارد درباره طعم و مزه غذاهای ایرانی است. ما اگر بتوانیم افرادی را که چهره‌های جهانی در حوزه غذا دارند، دعوت و غذاهای مختلف ایرانی را به آنان معرفی کنیم، شک نکنید که آن‌ها هم از‌طریق صفحه‌های مجازی یا همایش‌هایی که در آن‌ها شرکت می‌کنند، معرف غذا و دیگر ظرفیت‌های گردشگری ما خواهند بود؛ این یک راهکار و تبلیغ مؤثر و کم‌هزینه است.

 

﷯ خودتان هم چنین کاری کرده‌اید؟

بله، خود من هم در‌صدد انجام برنامه‌ای شبیه این هستم و در نخستین حرکت، می‌خواهم مارک وینز(جهانگرد و مستر تیستر معروف آمریکایی) را به ایران دعوت کنم تا از نزدیک با فرهنگ و غذای ایرانی آشنا شود. در این طرح قرار است من و مارک وینز ٢٠‌روز به شهرهای مختلف ایران سفر کنیم و با طعم‌های مختلف غذاهای محلی آشنا شویم.

 

﷯ برخورد مردم با شما چطور است؟

من ١١سال است که این کار را انجام می‌دهم. این یعنی از خیلی از مستر‌تیسترهای معروف دنیا زودتر شروع کردم. ابتدا هم تجربه‌هایم را در وبلاگ و سایت شخصی‌ام منتشر می‌کردم تا اینکه تلگرام، فیس‌بوک و اینستاگرام هم به این مجموعه اضافه شدند. با‌وجوداین احساس می‌کنم حرکتی که در ایران رقم زدم، تازه دارد خود را نشان می‌دهد. به‌هر‌حال همیشه وقتی یک فناوری جدید یا حرکت تازه‌ای ایجاد می‌شود، با مقاومت‌هایی روبه‌رو می‌شود. حقیقتش را بخواهید، من هنوز هم که هنوز است با برخوردهای تند و نادرست مواجه می‌شوم. هنوز هم با کوچک‌ترین انتقادم از رستوران یا غذایی، اتفاق‌های ناجوری برایم رخ می‌دهد؛ از شکایت‌های دادگاهی بگیرید تا خرد‌شدن شیشه ماشین و حتی تهدید به ضرب و جرح. متأسفانه مردم ایران انتقادپذیر نیستند. اگر من در هر جای دنیا از محیط رستوران یا غذایی انتقاد کنم، ابتدا از من عذرخواهی و سپس تلاش می‌کنند که آن عیب یا نقص را برطرف کنند، اما در کشور ما اگر تعریف نکنید، تهمت می‌شنوید و تهدید می‌شوید.

 

﷯ روزانه یا هر هفته‌ به چند رستوران سر می‌زنید؟

هفته‌ای به ٢ یا ٣رستوران جدید می‌روم. پیش از این به خارج از کشور هم زیاد می‌رفتم، اما با‌توجه‌به اتفاق‌هایی که در حوزه ارز افتاد، سفرهایمان به هر ٣ماه یک‌بار کاهش پیدا کرده است.

 

﷯ هزینه این سفرها به عهده خودتان است؟

برعکس تصور مردم، من خیلی کم دعوت قبول می‌کنم. سفرهای داخلی را با هزینه شخصی می‌روم و برای سفرهای خارجی اگر یک حامی مالی باشد که در حوزه آژانس‌های مسافربری یا تورها فعال است، سعی می‌کنم قراردادی با آن‌ها ببندم و برایشان تبلیغ می‌کنم.

 

﷯ برای امتحان‌کردن طعم غذا چقدر پول می‌گیرید؟

بینید؛ شما اگر همین حالا به صفحه مستر تیستر مراجعه کنید و سفارش بازدید یا تست غذا بدهید، با گزینه «تبلیغ نداریم» روبه‌رو می‌شوید. اینکه من پول می‌گیرم و غذا می‌خورم، به‌هیچ‌عنوان صحت ندارد. تاکنون به هیچ رستورانی هماهنگ‌شده سر نزده‌ام، اما پیش آمده که برخی مواد غذایی را تبلیغ کنم که این موضوع ربطی به رستوران‌ها ندارد. البته گاهی هم پیش می‌آید که رستورانی تازه‌تأسیس است و چند‌میلیارد هم برای این کار هزینه کرده ولی چون نوپاست، مشتری ندارد. من به آنجا می‌روم و در‌صورتی‌که غذایی که ارائه می‌دهد، کیفیت لازم را داشته باشد، تبلیغ آن را می‌پذیرم.

 

﷯ فقط رستوران‌های خاص و گران‌قیمت می‌روید یا به رستوران‌ها و اغذیه‌فروشی‌های جنوب شهر هم سر زده‌اید؟

نه این‌طور نیست. من به رستوران‌های دولت‌آباد در تهران یا محله عرب‌ها در شهر ری هم رفته‌ام، چون کارم برای قشر خاصی نیست. بالای شهر و پایین شهر هم نداشته. 

 

﷯ برخی ادعا می‌کنند که بهترین و با‌کیفیت‌ترین غذاها و رستوران‌های ایران متعلق به مشهد است. نظرتان درباره این ادعا چیست؟

بله. قطعا همین‌طور است و باید به احترام غذای مشهد ایستاد. گوشتی که در مشهد سرو می‌شود، در هیچ‌جای ایران نیست. نمونه‌اش هم شیشلیک شاندیز و چلوگوشت آن است. باید این را هم اضافه کنم که متأسفانه مشهد در حوزه غذای فرنگی بسیار ضعیف است. رستوران‌های مشهد تنوع غذایی ندارند و این به نظر مشکلی است که باید روی آن کار شود. البته هستند برخی رستوران‌ها که بعضی غذاهای من‌درآوردی را با عنوان غذای فرنگی ارائه می‌کنند، اما غذای فرنگی، ایتالیایی یا غذای چینی وجود ندارد یا خیلی‌خیلی کم است. این موضوع با‌توجه‌به اینکه ما به‌مرور شاهد تغییر نسل‌ها و ذائقه‌ها هستیم، سبب می‌شود رستوران‌های مشهد در آینده با مشکل جذب مشتری روبه‌رو شوند.

 

﷯سال گذشته برای اولین‌بار خیابان غذا در مشهد راه‌اندازی شد. به نظر شما یک خیابان غذا باید چه استانداردهایی را رعایت کند؟

همه کشورهای دنیا خیابان غذا دارند. وقتی خبر راه‌اندازی خیابان غذا در مشهد را شنیدم، خیلی خوشحال شدم. این اتفاق نوید حرکت‌های بزرگ‌تر در این حوزه است. مسئولان و دست‌اندرکاران این حرکت‌ها باید بدانند که ٢عامل سبب موفقیت یک خیابان غذا می‌شود؛ ابتدا تنوع و دوم کم‌بودن قیمت‌ها نسبت‌به رستوران، چون اسم آن، غذای خیابانی است و هر‌کس با هر وسع مالی باید بتواند آن را تهیه کند.

..........................................

 

درباره آقای خوش‌خوراک ایران

سال۱۳۵۶ در شهر منچستر انگلستان به دنیا آمده و در یک خانواده فرهنگی قد کشیده است. پنج‌ساله بوده که به‌همراه خانواده‌اش به ایران باز‌می‌گردد و به‌دلیل تدریس پدرش در دانشگاه فردوسی مشهد، در این شهر ساکن می‌شوند. آن‌طور‌که خودش می‌گوید در ابتدا بچه درس‌خوانی نبوده اما بعدها برای ادامه تحصیل در رشته کامپیوتر و طراحی سایت به انگلستان می‌رود. داستان او و تبدیل‌شدنش به یک سلبریتی و برند‌شدن هم از همین نقطه و کاملا اتفافی پا می‌گیرد؛ داستان از این قرار است که او یک وبلاگ‌نویس بوده که یادداشت‌های کاری‌اش را در صفحه شخصی‌اش به اشتراک می‌گذاشته، اما مخاطب چندانی نداشته است. به‌جزاین، او یک رستوران‌گرد هم هست اما هرگز درباره این موضوع با کسی صحبت نمی‌کرده تا اینکه یک بار بدون هدف از تجربه رستوران‌گردی‌اش می‌نویسد. اتفاق عجیبی رخ می‌دهد. خیلی‌ها این تجربه را که نقلی صمیمانه و صادقانه داشته، می‌خوانند و سؤال‌های گوناگونی می‌پرسند. حمید سپیدنام، آن لحظه متوجه می‌شود که باید به‌دنبال موضوعاتی باشد که برای مردم دوست‌داشتنی‌اند و برای موفق‌شدن و داشتن مخاطب باید این شیوه را پیش بگیرد. او از آن به بعد، به رستوران‌های متفاوت در شهرها و کشورهای جهان سر می‌زند، طعم غذا را امتحان می‌کند و توصیف طعم و مزه آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارد. حمید سپیدنام، ظرفیت شبکه‌های اجتماعی و تأثیر آن در درآمدزایی را به‌خوبی درک کرده است و تلاش می‌کند از آن بهترین استفاده را ببرد. همین ٢عامل درکنار یکدیگر سبب می‌شود تا چهره و نام او به‌مرور در شبکه‌های اجتماعی گل کند تا آنجا که برند «آقای خوش‌خوراک» را خلق می‌کند و با نام «نخستین مستر تیستر ایران» شناخته می‌شود. او حالا مدیرعامل شرکت کاسپید در لندن است و به‌دلیل اشتغال‌زایی‌های بی‌شمارش در حوزه مارکتینگ، به‌عنوان کارآفرین نمونه ملی هم برگزیده شده است.

 

خوشمزه ترین غذا

بامیه و قورمه سبزی

 

بدمزه ترین غذا

کلم پخته 

 

گران‌ترین غذا

۶٠٠ پوند در انگلستان

 

ارزان‌ترین غذا

٢۵٠٠ تومان در آبادان

..........................................

 

  • گردشگری غذا در دنیا ٢٠٠ میلیارد دلار درآمد دارد
  • ٨۶ درصد گردشگران، غذا را به‌عنوان یکی از بهترین تجربه‌های گردشگری خود معرفی کرده‌اند
  • هر گردشگر بین ١۵٠ تا ٢٠٠‌دلار در سفرهای خود برای خوراک هزینه می‌کند
  • غذا حدود ٢٠ تا ۵٠‌درصد هزینه‌های روزانه گردشگر را در‌بر‌می‌گیرد
  • بیش‌از ٢۵٠٠‌ نوع غذا در فرهنگ ایران جای دارد

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی