کد خبر : 88617
/ 06:42

تولد فوتبال در کنار مسجد فیض‌ا...خان

اولین مسابقه فوتبال در مشهد 100 سال پیش برگزار شد، شروع هفته تربیت‌بدنی بهانه‌ای شد تا نقبی به تاریخ بزنیم

تولد فوتبال در کنار مسجد فیض‌ا...خان

شهرآرا آنلاین - فوتبال 100سال قبل یعنی در سال1298 به مشهد آمد. تا قبل از آن تصور مشهدی‌ها مثل بسیاری از ایرانیان از ورزش گود زورخانه و وزنه‌برداری بود و نهایتا شنا و دویدن؛ اما به‌تدریج آن‌ها با ورزش‌های روز دنیا که از اروپا می‌آمد، آشنا شدند. درحالی‌که اولین باشگاه فوتبال ایران در مسجدسلیمان و به‌واسطه حضور مهندسان انگلیسی در پالایشگاه‌های نفت تشکیل شد، به‌تدریج این ورزش به بقیه شهرها نیز سرایت کرد و جوانان آن دوره‌و‌زمانه با آن آشنا شدند. به‌مناسبت شروع هفته تربیت‌بدنی و ورزش مطلبی یافته‌ایم از «داریا» که در دهه40 منتشر می‌شد. مهدی سیدقطبی پژوهشگر مطبوعات روایت اولین بازی فوتبال در مشهد را در این مجله استخراج کرده که عینا در ادامه می‌آوریم. مطلبی خواندنی که نشان می‌دهد فوتبال به چه سختی و دشواری در آن زمان شکل گرفته است.

«100 سال قبل یعنی در سال 1298 شمسی چند نفر از جوانان به‌اصطلاح امروزی روشن‌فکر و تحصیل‌کردۀ خراسان به‌مناسبت خواندن اخبار ورزشی که جسته‌وگریخته در جراید تهران منتشر می‌شد، از وجود یک چنین ورزش دسته‌جمعی که اصول آن بر پیش‌بردن مقصود بر روی کمک و مساعدت‌های اجتماعی گذاشته شده بود، پی بردند. خواندن این اخبار این دوستان را وادار کرد که برای ایجاد این ورزش در خراسان با یکدیگر به مشورت بپردازند و پس از چند جلسه مشورتی به‌وسیله یکی از دوستان آقای اصغر فرمانفرمایی، رئیس دفتر سابق بانک ملی ایران، که عضو دارایی خراسان و از همان ایام با فرانسه مکاتبه داشتند، کتاب قوانین فوتبال و چند عدد توپ و وسایل آماده‌کردن آن از قبیل تلمبه و ابزار برای بستن سر توپ و چسب و روغن مخصوص واکس توپ که بایستی بعد از هر بازی و قبل از خالی کردن باد آن روی آن را واکس زده و ... از مؤسسۀ سن‌تتین مستقیما وارد نمود. ولی در ضمن این مدت این جمعیت بیکار ننشست و برای آن که خدمتی به سایر جوانان خراسان بنماید به فکر ایجاد انجمنی افتاد که علاوه بر وسایل ورزش، دارای کتابخانه و قرائت‌خانه نیز باشد. تأسیس یک چنین انجمنی بدون سرمایه غیرممکن به نظر می‌رسید ولی همت مردانه این چند نفر جوان که عدۀ آن‌ها از 11 نفر تجاوز نمی‌کرد غیرممکن را ممکن نمود و ابتدا برای تأسیس آن هر یک به فراخور حال مقداری نقداً پرداخته و بعد بلیط‌های بخت‌آزمایی مختصر مثلاً دو هزار ریال در مقابل یک هزار ریال جایزه تهیه و خود شروع به فروختن بلیط نمودند و در راه این مقصود از هیچگونه فداکاری خودداری نکردند.
دو‌سه هفته بلکه یک ماه بیش از این مقدمه نگذشته بود که در حدود پنج هزار ریال سرمایه جمع‌آوری و شروع به خریدن لوازم ورزشی قدیم و جدید کردند و عمارتی را در بهترین محلات شهر مشهد پشت باغ ملی اجاره و با نصب دستگاه‌های بارفیکس، پارالل، دستگاه‌‌های ژیمناستیک که دارای طناب‌های متعدد برای بالا رفتن با دست و نردبان طنابی و حلقه‌های متوازی و تاب و غیره بود نصب کردند.در انجمن کلیه وسائل ورزشی آماده شده و هر روز عصر جوانان خراسانی در آنجا جمع و به ورزش و استفاده از کتابخانه و قرائت‌خانه و... وقت خود را می‌گذرانیدند.در همین ایام بود که سفارش‌ها از فرانسه رسید. توپ‌های فوتبال و کتاب قوانین آن و عکس‌های لازم دردسترس مؤسسان انجمن قرار گرفت.کتاب قوانین آن ترجمه شد پس از تهیه این وسایل یک اشکال پیش آمد و آن این است که چگونه این بازی را باید شروع کرد؟! تغییر لباس آن هم پوشیدن لباس کوتاه فوتبال در مشهد مخصوصا در صد سال پیش اگر به قیمت جان صاحب لباس تمام نمی‌شد لااقل موجب تنفر و تکفیر او می‌گردید. ولی تصمیم این هیئت برای تعمیم این بازی منجز بود. خود مؤسسین از معمم و مکلا با قبل و ردا با سرداری و عبا و عصا یک تیم یازده نفری را تشکیل دادند و برای یازده نفر دیگر از جوانان حساس و مخصوصاً دانش‌آموزان آن زمان و چند نفر دیگر که مجموعاً 24 نفر می‌شدند، اولین دسته فوتبال شهر را تشکیل دادند و برای اینکه از تعرض و زخم زبان مردم مصونیت داشته باشند صبح‌های زود قبل از آفتاب سحر شروع به کار نمودند.
در خارج شهر مشهد، خیاطی به نام حاج فیض الله خان مسجدی بنا کرده بود تا مردمانی که برای گردش به خارج شهر می‌روند بتوانند در آنجا ادای فریضه نمایند. در مقابل این مسجد میدان وسیعی که معروف به میدان مسجد حاج فیض الله خان شده بود و این میدان برای بازی فوتبال بسیار خوب و مناسب بود و به همین مناسبت هم ما آن را انتخاب نموده و طبق دستور و قوانین فوتبالی بزرگ‌ترین میدان یعنی 110 متر در 75 متر را خط‌کشی نمودیم. میدان تحدید و خطوط آن بوسیله یک شیار مختصری که پر از آهک شده بود مشخص شد . میدان آماده بازی شد ما هم برای آن که از گزند مردم در امان باشیم دو دکان کوچک مسجد را برای عوض کردن لباس بلند و کوتاه و قد و نیم قد خود و گذراندن دروازه‌های متحرک میدان بازی اختصاص داده و همه قبل از طلوع خورشید در میدان حاضر شده و لباس‌ها را کنده و تا نیم ساعت بعد از طلوع آفتاب بازی نموده و سپس در آب مسجد حاجی، دست و رو را صفا داده و به منزل مراجعت می‌کردیم. این عمل بیش از چهار ماه ادامه داشت.پس از چهار ماه بازی و تطبیق عملی قوانین فوتبال در روی زمین و فهمیدن معانی هند و کرنر و پنالتی و افسایت، پاس و شوت و فول و غیره، تصمیم گرفتیم که یک روز جمعه عصری برای اولین دفعه در مقابل مردمی که به گردش می‌آیند مسابقه بدهیم و برای آن که این عمل ما بیشتر طرف توجه قرار گیرد قرار شد هر یک از ما لباس مخصوص فوتبال؛ پیراهن یقه باز، شلوار کوتاه، جوراب ساقه بلند، پوتین- تهیه نماییم.خوانندۀ گرامی امروز که شما این شرح را می‌خوانی شاید تعجب کنی که پوشیدن این لباس که اکنون خیلی عادی است چه اشکالی دارد ولی اگر به آن زمان برگردی و پیش خود تصور نمایی که مجتهدزاده یا آقازاده‌ای که همیشه با پوشیدن عبا و عمامه و لباس بلند مورد تکریم سایر مردم بوده است یک مرتبه تمام آنها را کنده و با پیراهن یقه باز آستین کوتاه و شلوار تا بالای ران در مقابل مردم ظاهر شود، چقدر تعجب‌آور است و تا چه اندازه فداکاری لازم دارد.
خلاصه چون آن ایام همان‌طور که گفته شد مصادف با اواسط جنگ بین‌المللی بود و احساسات وطن‌پرستی در میان جوانان به حد اعلی رسیده بود، ما هم برای این که این حس را در دیگران بیدار کنیم تصمیم گرفتیم لباس‌ها و پارچه‌های بیرق و بازوبندهای خود را از پارچۀ وطنی تهیه نماییم و کردیم؛ یعنی پیراهن و شلوار را از پارچه معروف جین یزدی و پارچه‌های بیرق و بازوبند را از قناویز اعلی مشهدی تهیه و خود را برای مسابقه آماده نمودیم.و یکی از جمعه‌های اواخر مهر ماه 1298 شمسی را برای این کار اختصاص دادیم.بوسیله دو نفر از دوستان خود برای جلب توجه بیشتر مردم راه خاکی از دروازه تا میدان و تمام میدان را با وسایل شهرداری آب پاشی نموده و همین آب پاشیدن خارج از برنامه موجب جلب توجه شد و دسته دسته مردم به طرف میدان رهسپار شدند. ناگفته نماند که در این مدت کم و بیش، بعضی‌ها از بازی فوتبال ما داستان‌ها شنیده ولی چیزی ندیده بودند و امروز که این خبر منتشر شد بیشتر مردم کنجکاو را به میدان کشید.بازیکنان به‌طوری‌که سابقا شرح دادم با لباس‌های مختلف پیاده یا بوسیله درشکه در سر موقع حاضر شده و وارد دکان‌ها می‌شدند. اکنون مردم کانون را شناخته و چشم‌ها همه متوجه دکان بود که ببینند بیست و چند نفری که با لباس‌های مختلف وارد این محل شده‌اند کی و چگونه بیرون خواهند آمد.تمام بیست و چندنفر که در دکان بودیم با لباس جدید خود ملبس شده و همه پیراهن و شلوار کوتاه و جوراب ساق بلند و پوتین پوشیده و منتظر موقع بازی بودیم. دل‌ها در سینه‌ها می‌تپید و نمی‌دانستیم که برخورد ما با مردم چه تأثیری خواهد کرد.
خلاصه یک ربع به وقت مانده بود که دروازه‌ها را بردند و در جای خود گذاردند. چهار گوشه میدان را چهار پرچم سه رنگ نصب کردند و همه چیز مهیا شد. ما همدل به دریا زده و یک لت در دکان را باز نمودند به ترتیب قد و به حالت دو وارد میدان شده و در فاصله چند ثانیه هر یک از دروازه‌بان؛ گلر- و حافظ دروازه؛ بک، و کمک‌های حافظین؛‌هاف‌بک- و بازیکنان وسط؛ فروارد، هم در محل خود قرار گرفته و داور؛ که توپ را زیر بغل داشت در مرکز میدان ایستاده و توپ را زیر پای خود گذاشته بود.
اولین سوت داور مردم بهت زده را متوجه بازی نمود و تا آن موقع همه‌هاج و واج مانده بودند که ما چه خواهیم کرد. برای تعیین طرف اول حمله بین دو بازیکن میانه ؛ سانتر فروارد، دو دسته تر و خشک شد.بازی در نهایت سکوت شروع و بازیکنان هر یک به فراخور استعداد خود کوشش می‌کردند و در آن زمان بازیکنان بیشتر مقررات رارعایت می‌کردند و به هیچ‌وجه حق حرف زدن نداشته و مطیع امر داور بودند و هر گاه داور به کسی اخطار خروج می‌کرد احتیاج به محاجه نداشت و بنابراین جز صدای پاس و شوت و گاهی کف زدن برای معلوم کردن جای خود به رفیقِ همبازی، صدای دیگری شنیده نمی‌شد.همین سکوت و رعایت مقررات موجب شد که در مردم حس احترامی ایجاد کند و در نهایت متانت در اطراف میدان به تماشای بازی بدون سر و صدا بایستند.هاف تایم اول تمام و‌هاف تایم دوم پس از چند دقیقه شروع و بالاخره بازی تمام شد. یادم نیست طرفین گل هم زدند یا نه و آنچه معلوم شد حسن اثر این عمل در مردم مشهد بود و بعد از آن دیگر ما هر عصر جمعه به بازی خود ادامه می‌دادیم و مردم هم برای تماشا حاضر می‌شدند. کسی هم مزاحم ما نگردید.»

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی