کد خبر : 88657
/ 08:24
سیدمهدی رضوانی، قهرمان کم‌بینا جودو کشور از خود می‌گوید

بدون حامی

معلولان بسیاری با وجود همه کمبودها و نیازهایی که داشته‌اند، با تکیه بر اراده و قدرت ایمان خود سختی‌ها را پشت سرگذاشته و برای خود، خانواده و کشورشان افتخارآفرین شده‌اند.

بدون حامی

شهرآرا آنلاین - حسین برادران‌فر - خیلی‌ها معتقدند که معلولیت می‌تواند محدودیت‌آفرین باشد و انسان معلول توانایی انجام کارهای بزرگ و افتخارآفرین را ندارد، اما معلولان بسیاری با وجود همه کمبودها و نیازهایی که داشته‌اند، با تکیه بر اراده و قدرت ایمان خود سختی‌ها را پشت سرگذاشته و برای خود، خانواده و کشورشان افتخارآفرین شده‌اند. قهرمانان ورزشی از جمله این معلولان موفق هستند که این ادعا را ثابت کرده‌اند. سیدمهدی رضوانی، جوان ورزشکار وکم‌بینای محله چهاربرج، به ورزش جودو علاقه زیادی دارد و بدون توجه به معلولیت، ورزش خود را ادامه می‌دهد و بعد از کسب چندین مقام قهرمانی کشوری به تیم ملی جودو کم‌بینایان و نابینایان کشور می‌پیوندد. در ادامه با تمرینات بیشتر و اراده قوی، خود را برای حضور در مسابقات بین‌المللی جودو کم‌بینایان و نابینایان آماده می‌کند، اما به بهانه نرفتن خدمت سربازی، از رفتن او به خارج و شرکت در مسابقات بین‌المللی جلوگیری می‌شود. او که به گفته خودش هدفش رسیدن به قهرمانی جهان و کسب افتخار برای کشورش بوده است، در حال حاضر با وجود کمترین امکانات به تمرینات خود ادامه می‌دهد و امیدوار است که با گرفتن معافیت سربازی، فرصت حضور دوباره در مسابقات جهانی و کسب افتخارات بیشتر برای کشورش را داشته باشد. به‌مناسبت روز جهانی نابینایان و پاراالمپیک آسیایی اخیر در گفت‌وگوی دوستانه با او، خاطرات این قهرمانی‌ها را مرور می‌کنیم.

 

  کم‌بینایی در دوران کودکی

سیدمهدی رضوانی در سال1377در محله چهاربرج به دنیا می‌آید، با وجود صحت و سلامت جسمانی در سنین کودکی به‌دلیل بیماری ناشناخته‌ای، دچار بیماری چشمی و کم‌بینایی شدید می‌شود.

مهدی رضوانی در تشریح این ماجرا می‌گوید: سابقه بیماری ارثی چشمی در خانواده ما وجود داشت، چشمان مادرم به دلیل بیماری چشمی، ضعیف و او مجبور به استفاده از عینک شده بود. من نیز در چهارسالگی به بیماری چشمی ناشناخته‌ای مبتلا شدم، زمانی که مادرم برای آزمایش سلامتی، من را پیش دکتر کودکان می‌برد، دکتر با مشاهده حرکاتم به مادرم می‌گوید که فرزند شما دچار کم‌بینایی پیشرفته‌ای است، باید او را پیش پزشک متخصص ببرید. مادرم نیز بلافاصله من را پیش چشم‌پزشک متخصص می‌برد، چشم پزشک هم بعد از معاینه و آزمایش، به مادرم می‌گوید نگران نباشید این بیماری موقتی و زودگذر است. او نیز با اطمینان از سخنان دکتر، دیگر پیگیر موضوع نمی‌شود. بعد از گذشت چند ماه، هنگامی که در حال راه‌رفتن به‌دلیل کم‌بینایی شدید به دیوار خانه برخورد می‌کنم، مادرم دوباره من را پیش چشم پزشک متخصص دیگری می‌برد، او نیز بعد از آزمایش به مادرم می‌گوید: بچه شما به نوع پیشرفته‌ای از یک بیماری چشمی مبتلاست، اگر چند ماه قبل آمده بودید می‌توانستیم از پیشرفت بیماری جلوگیری کنیم، اما حالا دیگر دیر شده است و فقط با عینک‌های قوی می‌تواند 2یا3متر جلوتر را ببیند، ما فقط امیدواریم بتوانیم با دارو جلو پیشرفت بیماری او را گرفته و امیدوار باشیم که فرزندتان کور نشود. به‌دنبال این ماجرا از شش‌سالگی مجبور به استفاده از عینک‌های ذره‌بینی بزرگ و ته‌استکانی قوی شدم.

 

تمرین ورزش جودو

سیدمهدی رضوانی بعد از بیماری، به ورزش جودو، علاقه‌مند می‌شود و با پدرش که ورزشکار حرفه‌ای جودو بود، در خانه به تمرینات جودو می‌پردازد.

رضوانی درباره شرایط و وضعیت بعد از بیماری‌اش می‌گوید: پس از مجبورشدن به عینک‌زدن، دچار ناراحتی و افسردگی شدیدی شدم. با خودم فکر می‌کردم که همه به‌خاطر عینکی‌بودن مسخره‌ام خواهند کرد و دیگر نمی‌توانم مثل گذشته با دوستانم بازی و تفریح بکنم. البته این موضوعی بود که من پیش خودم ساخته بودم و واقعیت خارجی چندانی نداشت، به همین دلیل کمتر از خانه بیرون می‌رفتم. در مدرسه نیز تا جایی که می‌توانستم کمتر از عینک استفاده می‌کردم، بیشتر اوقات بیکاری و فراغتم را در خانه می‌گذراندم. در خانه که بودم با پدرم (سیدهادی رضوانی) به تمرین جودو می‌پرداختم. پدرم حرفه‌ای به ورزش جودو می‌پرداخت و در مسابقات کشتی باچوخه نیز شرکت می‌کرد. انجام تمرینات جودو باعث بهترشدن روحیه و علاقه‌مندی‌ام به این ورزش شد. به‌همین دلیل همراه با پدر به باشگاه جودو می‌رفتم و با هم‌سن‌وسال‌هایم تمرین می‌کردم. در همان زمان پدرم نامم را در باشگاه نوشت و حرفه‌ای به ورزش جودو رو آوردم.

 

بهترین حریف تمرینی

سیدمهدی رضوانی، در دوازده‌سالگی به‌دلیل شدت بیماری مجبور به ترک تحصیل می‌شود اما با کمک پدرش جودو را ادامه می‌دهد.

رضوانی با تأیید این موضوع می‌گوید: به‌تدریج که سنم بیشتر می‌شد، بینایی چشمم نیز کمتر می‌شد تا جایی که دیگر نتواستم در مدرسه عادی (محله) و همراه با دیگر دانش‌آموزان به ادامه تحصیل بپردازم، بنابراین بعد از گرفتن مدرک پنجم ابتدایی، ناچار به ترک تحصیل شدم، بعد از آن نیز به‌دلیل دورافتادگی محل زندگی و برخی مشکلات دیگر، نتوانستم به ادامه تحصیل در مدارس ویژه کم‌بینایان بپردازم، پس تمام تلاش و نیروی خودم را روی ورزش جودو گذاشتم تا حداقل اگر نتوانستم درس بخوانم در ورزش بتوانم موفقیتی کسب کرده و خانواده‌ام را خوشحال‌کنم. در این راه بیشتر از همه مدیون کمک‌های پدر و مادرم هستم. پدرم که یک کشاورز است، بعد از آمدن از سرکار با وجود خستگی زیاد، من را سوار خودرو یا موتورسیکلت می‌کرد و به باشگاه هلال احمر مشهد می‌برد و بعد از پایان تمرینات دوباره به خانه می‌آورد. او هر روز و بدون هیچ خستگی و گلایه‌ای این‌کار را تکرار کرد و من واقعا مدیون کمک‌های پدر نازنین و مهربانم هستم. پدر هنوز هم این‌کار را بعد از گذشت چندسال انجام می‌دهد و اگر به اصرار خودم هنگام روز تنها به ورزشگاه می‌روم، در زمان بازگشت و هنگام شب به باشگاه آمده و من را با خودش به خانه بازمی‌گرداند. باوجود همه خستگی ناشی از کار سخت کشاورزی، او تنها و بهترین حریف تمرینی من در خانه نیز هست و ما هر شب ساعاتی را به تمرین می‌پردازیم و فنون مختلف را تمرین می‌کنیم. پدر ضعف و قوتم را بیان می‌کند و با تمرین بیشتر به‌دنبال برطرف‌کردن آن‌هاست.

123624.jpg

تمرین با کمترین امکانات

سیدمهدی رضوانی، بعد از ورود حرفه‌ای به ورزش جودو، با کمترین امکانات و در باشگاه عادی، تمرینات خود را آغاز می‌کند و با ورزشکاران بینا تمرین می‌کند.

وی در توضیح این مطلب می‌گوید: به‌طور رسمی و حرفه‌ای در سیزده‌سالگی با ثبت‌نام در باشگاه (هلال احمر) ورزش جودو را شروع کردم. استاد حسن رجبی و استاد روحی، به‌عنوان مربیان باشگاه با دلسوزی و توجه خاصی با من تمرین می‌کردند. در آن‌زمان امکانات بسیار کم بود و به‌دلیل نبود باشگاه اختصاصی برای جودوکاران کم‌بینا و نابینا، مجبور بودیم که تمرینات خود را در کنار ورزشکاران بینا و سالم انجام دهیم. برای این‌کار استاد رجبی یکی از ورزشکاران بینا را به داخل تشک ورزشی دعوت می‌کرد، از طرف دیگر نیز دست یکی از ورزشکاران کم‌بینا و نابینا را می‌گرفت و به داخل تشک ورزشی می‌آورد، دستش را روی شانه ورزشکار بینا می‌گذاشت و بعد از توصیه‌های لازم اجازه تمرین می‌داد. با وجودی که در ابتدا تمرین با فرد بینا سخت و تاحدودی غیرممکن به نظر می‌رسید، این روش جواب داد و کم‌کم با موقعیت حریف آشنا شده و فنون مختلف جودو را تمرین می‌کردیم. 

با گذشت زمان این موضوع به‌قدری عادی شده بود که گاهی اوقات کسی متوجه نابینابودن یکی از 2حریف تمرینی داخل تشک نمی‌شد. در یکی از همین تمرینات که من با یک حریف بینا گلاویز و سرشاخ بودم، مسئولان جودو استان سرزده به باشگاه آمده و اصلا متوجه کم‌بینابودن من نشده بودند.

 

حضور در مسابقات کشوری

سیدمهدی رضوانی با تلاش‌ها و تمرینات شبانه‌روزی خود، خیلی زود به‌عنوان شاگرد ممتاز باشگاه انتخاب و جواز حضور در مسابقات کشوری را به دست می‌آورد.

رضوانی در توضیح این مطلب می‌گوید: مسابقات جودو نابینایان و کم‌بینایان برخلاف جودو بینایان رده سنی و مرحله استانی ندارد و اگر ورزشکاری بتواند خودش را در سطح عالی و خوب ورزش جودو نشان دهد، برای مسابقات کشوری جودو که هر ساله در تهران برگزار می‌شود، انتخاب خواهد شد. سال1389 بود که به‌عنوان بازیکن برتر و نماینده استان به همراه تیم جودو استان به تهران رفتم، بیشتر حریفانم افراد بزرگ‌سال بودند، بر اساس قرعه‌کشی باید 8نفر از حریفانم را شکست می‌دادم تا بتوانم مقام برتر مسابقات در وزن 60کیلوگرم را به دست آورم. همان‌طور که گفتم من نوجوانی شانزده‌ساله بودم و برخی حریفانم بیش از 30و 40سال سن داشتند، باوجوداین با غلبه بر همه حریفان، توانستم مقام اول مسابقات را به دست آورم. با کسب این مقام کشوری، به عضویت تیم ملی جودو نابینایان و کم‌بینایان کشور درآمدم و تا امروز نیز عضو تیم ملی جودو هستم.

 

شرکت‌کننده همیشه مدال‌آور

سیدمهدی رضوانی پس از عضویت در تیم ملی جودوکاران کم‌بینا و نابینای کشور مدال‌های رنگارنگی کسب کرده است.

او دراین‌باره می‌گوید: از همان شانزده‌سالگی که موفق به کسب رتبه برتر مسابقات جودو کم‌بینا و نابینایان کشور شدم، هر سال در همه مسابقات شرکت داشتم و همیشه نیز مقام و رتبه اول، دوم و سوم را کسب کرده‌ام. در یکی از این مسابقات کشوری که با حریفی از شیراز روبه‌رو شده بودم، با اولین ضربه‌ای که به بازویم وارد شد، شانه‌ام از بند درآمد. داور وسط که متوجه موضوع شد، به ما دستور استراحت داد و از من خواست که مسابقه را ادامه ندهم، اما من قبول نکردم و در همان‌جا با یک حرکت کششی کتفم را جاانداختم و مسابقه را شروع کردم و موفق شدم حریف شیرازی خودم را شکست داده و مدال طلای مسابقات را به دست آورم. در مسابقه دیگری نیز که از ناحیه پا دچار آسیب شده بودم و خیلی‌ها رفتنم به مسابقات را درست نمی‌دانستند، به مسابقات رفتم و با کنارزدن حریفان، بار دیگر مدال طلای مسابقات را به دست آوردم. در تمام دوره‌هایی که مسابقات کشوری برگزار شد، حضور داشتم و در آخرین دوره به‌عنوان یکی از پرافتخارترین اعضای تیم ملی تشویق شدم.

123626.jpg

مشکل سربازی و معافیت

رضوانی که به‌دلیل کسب مقام‌های قهرمانی متعدد در کشور جواز لازم برای حضور در مسابقات جهانی جودو نابینایان و کم‌بینایان را کسب کرده به‌دلیل نداشتن معافیت سربازی تاکنون موفق به حضور در مسابقات جهانی نشده است.

او با توضیح درباره این موضوع می‌گوید: بعد از کسب چند مقام کشوری، فدراسیون جودو نابینایان و کم‌بینایان کشور، مقدمات حضورم در مسابقات آسیایی را فراهم کرد. همه چیز برای حضور در مسابقات آسیایی فراهم شد، بلیت رزرو شده بود، کم‌کم داشتم به آرزوی دیرینه‌ام که حضور در مسابقات بین‌المللی بود می‌رسیدم، اما زمانی که قصد ورود به هواپیما را داشتم، مأموران پلیس من را بازگرداندند و گفتند که به‌دلیل نداشتن کارت پایان‌خدمت اجازه خروج از کشور را ندارم، با وجود اعتراض‌ها و نشان‌دادن نامه کتبی مسئولان فدراسیون جودو، مأموران توجهی به این موضوع نکردند و از روی پله هواپیما بازگردانده شدم. بعد از این ماجرا به حوزه وظیفه عمومی مشهد مراجعه و نامه مسئولان را نشان دادم، اما افسر معاونت وظیفه عمومی با خط‌کشیدن روی کاغذ اعلام کرد که با پارتی‌بازی این نامه را گرفته‌ام و تا زمانی که تکلیف سربازی‌ام مشخص نشود، اجازه‌رفتن به خارج از کشور و حضور در مسابقات را ندارم. در حال حاضر نیز گرفتار مشکل سربازی و گرفتن معافیت سربازی هستم. اگر این مشکل برطرف شود، می‌توانم با حضور در میادین بین‌المللی افتخارات ورزشی بیشتری برای کشورم کسب کنم.

 

مشکلات زیادی داریم

سیدمهدی رضوانی که تمام وقت و هنرش را صرف ورزش جودو و کسب افتخار در این رشته ورزشی کرده است، کمبود امکانات در ورزش جودو نابینایان و کم‌بینایان را مانع اصلی پیشرفت ورزشکاران می‌داند.

وی در توضیح این مطلب می‌گوید: با وجود کسب چند مقام کشوری در رشته جودو، بیشترین حمایت فدراسیون در حد تهیه بلیت رفت‌وبرگشت به محل مسابقات بوده است و تاکنون هیچ نوع امکاناتی از لحاظ لوازم و وسایل ورزشی و حتی لباس ورزشی در اختیار ما قرار داده نشده است. حتی امروز بعد از گذشت چندین سال از تشکیل انجمن جودو کم‌بینایان و نابینایان باشگاه اختصاصی و مخصوص به این جودوکاران در مشهد نداریم. حداکثر حمایت مسئولان از یک قهرمان کشوری جودو به دادن یک لوح و کارت هدیه 100هزار تومانی منتهی می‌شود. مسئولان جودو کم‌بینایان و نابینایان افرادی از جنس خود ما نیستند، به همین دلیل آن‌ها نمی‌توانند مشکلات ما را درک کنند اما اگر یکی از خود ما، یک نابینا و کم‌بینای جودوکار و ورزشکار به‌عنوان مسئول در رأس کار باشد، این همه مشکلات نخواهیم داشت. امیدوارم مسئولان جودو نابینایان و کم‌بینایان حمایت‌های بیشتری از ورزشکاران این رشته کنند تا ما نیز بتوانیم افتخارات ورزشی بیشتری کسب کنیم. 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی