کد خبر : 88867
/ 08:48
هنرمند جوان شهرک شهید بهشتی طی 3سال در ماه محرم کل قرآن را حفظ کرده است

قرآن نظم خاصی به زندگی‌ام داده است

داستان آشنایی‌اش با قرآن داستانی عجیب است و شنیدنی. ماجرایی است اتفاقی که از یک پیانیست و عضو گروه کر، حافظ قرآن می‌سازد.

قرآن نظم خاصی به زندگی‌ام داده است

شهرآرا آنلاین - لیلا جان قربان- هدی افسای جوانی سی‌ساله است که در بیست‌ودوسالگی، در زمانی که عضو گروه کر بوده است و پیانو می‌نواخته ناگهان به آگهی مربوط به تربیت مدرس قرآن در روزنامه برمی‌خورد. این آگهی در زندگی او تغییرات شگرفی را رقم می‌زند که از زبان خودش آن‌ها را می‌خوانیم.

 

  تأثیر یک آگهی

من متولد مشهد هستم و ساکن شهرک شهید بهشتی. پدر و مادرم اهل خرمشهر و آبادان هستند ولی من و خواهرها و برادرم مشهد متولد شده‌ایم. بیست‌دوساله بودم که دروس مقدماتی روخوانی، روان‌خوانی، تجوید و... را شروع کردم. زمانی که حفظ قرآن را می‌خواستم شروع کنم کار موسیقی می‌کردم و پیانو می‌زدم. در گروه کر بودم. برای خودم یک ارگ گرفته بودم و نت‌ها را که می‌زدم هم‌زمان آهنگ‌ها را هم می‌خواندم تا اینکه یک روز خواهرم در روزنامه آگهی مربوط به تربیت مدرس قرآن را نشانم داد و یک تحول درونی در من رخ داد و به روخوانی قرآن روی آوردم.

 

یک روز تازه

رشته‌های مختلف هنری مانند آرایشگری و خیاطی هم رفته‌ام ولی هیچ وقت قلبم آرام نمی‌شد و احساس خلأ می‌کردم تا اینکه قرآن همه خلأهایم را پر کرد. قرآن هر روز برای من یک روز تازه داشته است.

 

از محرم تا محرم

بعد از این دوره طرح سه‌ساله حفظ آمد که من ابتدا نتوانستم در این طرح ثبت‌نام کنم و تکمیل ظرفیت شد. خیلی ناراحت بودم تا اینکه به لطف خدا استاد جدید آوردند و جذب جدید انجام شد. محرم بود که شروع کردم. محرم هم بود که حفظم را تمام کردم، دقیق در روز عاشورا حفظم کامل شد.

 

فهم و تصویر

باوجود اینکه رشته‌های هنری مختلف زیادی رفته بودم اما هیچ کدام به اندازه قرآن به من آرامش نداد. تحت نظر استاد فرهمند کار حفظ را شروع کردم و یک سال هم شاگرد استاد حسنی بودم. زیرنظر استاد محمدزاده نیز کار تثبیت و استواری حفظ قرآن را انجام دادم. ایشان در حفظ من خیلی تأثیر داشتند و برمبنای فهم و تصویر کار می‌کردند. فهم و تصویر 2بال حفظ قرآن هستند که با کمک هردو می‌توان موفق بود. کار ایشان به این شکل بود که برای تمام آیه‌ها و سوره‌ها علاوه‌بر فهم معنی، تصویری ایجاد می‌کردند که مربوط به داستان سوره بود و این موضوع در حفظ من خیلی اثرگذار بود چرا که واقعا حفظ آیه‌ها و سوره‌ها کار دشواری است.

 

8ساعت در روز

زمانی که حفظ را شروع کردم برای حفظ هر صفحه 2ساعت زمان می‌گذاشتم و روزانه 8ساعت مشغول قرآن‌خواندن بودم. البته اکنون هم که کار حفظم تمام شده است برای استمرار آن روزی 3 یا 4ساعت قرآن می‌خوانم ولی آن زمان کل وقتم برای قرآن بود.

 

برکت خانه

برکت حفظ قرآن من این است که اهالی خانه بیشتر قرآن به دست می‌گیرند. خواهر کوچکم، زهرا خیلی کمکم می‌کند و کار حفظ را خودش هم شروع کرده است. حتی خیلی وقت‌ها در خانه دور هم جمع می‌شویم و من از حفظ می‌خوانم و آن‌ها اشکالاتم را می‌گیرند. گاهی هم داستان‌های قرآنی و شأن نزول آیات را تعریف می‌کنم که برا‌یشان جالب است. خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌هایم هم جذب شده‌اند و پدر و مادرهایشان برایشان برنامه حفظ در نظر گرفته‌اند.

 

ریشه از خانه

ریشه این حافظ‌شدن من و روی آوردنم به قرآن هم فکر می‌کنم به پدر و مادرم برگردد. به آن زمانی که بعد از نماز صبح با صدایی حزن‌آلود پدرم قرآن می‌خواند و بعد از آن مادرم ما را به کلاس‌های خانگی که جزء30 را کار می‌کردند، می‌فرستاد. درست است که ما به‌خاطر جنوبی‌‌بودن زبان عربی بلد بودیم ولی این موضوع کمک چندانی به حفظ نمی‌کند چراکه قرآن الفاظ خاص خودش را دارد و حتی عرب‌ها هم به راحتی نمی‌توانند معانی آن را بفهمند. زبان قرآن متفاوت با زبان عربی رایج کنونی است.

 

برکت ادامه تحصیل

یکی دیگر از برکات قرآن در زندگی من ادامه تحصیل بوده است. زمانی که حفظ را شروع کردم دیپلم داشتم ولی اکنون دانشجوی کارشناسی‌ارشد دانشگاه فردوسی هستم. لیسانسم را هم با مدرک درجه3 حفظ قرآن توانستم در رشته علوم قرآنی بگیرم و اکنون هم علوم قرآن و حدیث را در مقطع ارشد دانشگاه فردوسی می‌خوانم. البته این‌طور نبود که چون حافظ هستم بدون کنکور وارد شوم. از سهمیه حافظان استفاده کردم و دوبار کنکور دادم. یک‌بار برای لیسانس و یک‌بار برای ارشد که شکر خدا رتبه186 را توانستم کسب کنم.

 

سرزمین قرآن

در زمان حفظ سخت‌ترین سوره برای من سوره انعام بود. مشابه زیاد داشت و سخت توانستم حفظ کنم ولی در کنار آن سختی سوره مریم و یوسف برایم خیلی شیرین بود و درس‌های اخلاقی زیادی داشت. این سوره‌ها را با تصویر ذهنی که می‌خوانم سیر نمی‌شوم. البته به نظر من هر سوره یک سرزمین عجیب است که آن را کشف می‌کنی و واردش می‌شوی. باید بتوانی خودت را با شرایط سوره‌ها هماهنگ کنی و درون آن را درک و کشف کنی. قرآن از نظر محتوایی سنگین است و باید با آن ارتباط برقرار کرد. من آیات را با تصویر خودشان حفظ می‌کنم و بعضی از آیات و سوره‌ها برایم خیلی جذاب و دوست‌داشتنی هستند. مثلا سوره‌های یاسین و واقعه که گل قرآن برایم هستند و وقتی به آیاتی که درباره بخشش و لطف خداوند هستند می‌رسم، واقعا لذت می‌برم.

 

اصل فهم

حفظی که من انجام داده‌ام براساس شماره آیه و شماره صفحه نیست و با قرائت آیه ادامه آن را می‌خوانم. به پیشنهاد استادم، جناب محمدزاده، در مسابقات شرکت نکردم و سمت ادامه تحصیل رفتم. جز در 2مسابقه‌ای که در آستان قدس و اوقاف برگزار شد که در 10جزء اول مشهد و در 20جزء در مشهد چهارم و در استان ششم شدم ولی بعد از آن دیگر مسابقه‌ای شرکت نکردم. آنچه در حفظ قرآن اصل است فهم و تأثیر آن بر زندگی است. زمانی که من قرآن را شروع کردم در سنین جوانی بودم و شور خاصی داشتم. قرآن نظم خاصی به زندگی‌ام داد و از نظر روحی آرامم کرد.

 

رفاقت با قرآن

خیلی وقت‌ها با قرآن حرف می‌زنم و درددل‌هایم را به قرآن می‌گویم. قرآن نور است و هر صفت خوبی که مدنظر داشته باشی برای یک دوست، در آن می‌توانی پیدا کنی. قرآن بدون هیچ تلاشی بر آدم تأثیر مثبت می‌گذارد و در اثر هم‌نشینی با آن کم‌کم از زیبایی‌هایش تأثیر می‌گیری. رابطه من و قرآن مانند دو دوست است و من همیشه درددل‌های مادی و معنوی‌ام را با او می‌گویم و با او صحبت می‌کنم.

 

10سال آموزش

در زمینه آموزش علوم قرآنی نیز حدود 10سال است که وارد شد‌ه‌ام و با ارگان‌هایی مانند آستان قدس، دارالقرآن امام حسین (ع)، شهرداری منطقه3، مدرسه راهنمایی مشکات و جامعه‌القرآن کار کرده‌ام. در کنار آن هر یکشنبه یک جلسه خانگی داریم که با بچه‌ها در کنار قرائت، ترجمه هم کار می‌کنم.

 

تفسیر و تصویر و تدریس

بعد از حفظ اکنون تقریبا وارد تفسیر شده‌ام و احساس نیاز به آن می‌کنم. مدنظر دارم که تصویرسازی آیات و سوره‌ها را تقویت کنم و در بحث حفظ شماره آیات وارد شوم. در کنار تدریس و کلاس‌های عقیدتی که در ارگان‌ها و سازمان‌های مختلف یا دوره‌های آموزشی خانگی‌ای که دارم به تدریس در دانشگاه هم فکر می‌کنم. 

   

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی